۲۶ آذر ۱۳۹۰ - ۱۴:۰۵

پیش بینی ام درباره اصغر فرهادی درست بود

یک ساعت بعد از نمایش فیلم «جدايي نادر از سيمين» گفتم این سرگذشت خود فیلمساز است. می خواهد برود رویش نمی شود. رفت!
کد خبر : ۴۷۳۷۹

به گزارش صراط مسعود فراستی منقد مشهور سینمای ایران در گفت و گو با همشهري جوان درباره مسائل مختلف سخن گفته است كه بخشي از آن در ذيل مي آيد.

● دروغ نسبی است یعنی چه؟ این دروری را قبلا مخملباف گفته، سروش هم تئوریزه اش کرده، الان هم تو به شکل دیگری می گویی.حرف غیر علمی است، مگر در جامعه ما چه خبر است که در جوامع دیگر نیست ؟

● یک ساعت بعد از نمایش فیلم «جدايي نادر از سيمين» گفتم این سرگذشت خود فیلمساز است. می خواهد برود رویش نمی شود. رفت! آدم اهل علم می تواند برود، من هم تشویقش می کنم که برود دانشمند فیزیک اتم شود. چون علم جهانی است اما هنر را من جهانی نمی بینم. هنر با ریشه هایش معنی پیدا می کند. من یکسال قبل از رفتن این آدم، پیش بینی کردم. بر عکس کیارستمی، کمی آی کیو هم ندارد که بفهمد آنجا کارش تمام است. تو آنجا می خواهی درباره انسان حرف بزنی؟ در تاریخ یک آدم نمی شناسم که راجع به انسان کلی حرف زده باشد. همه درباره انسان معین حرف می زنند. انسان زمان مند و مکان مند. منتهی بعضی وقت ها آن قدر این خوب گفته می شود که می تواند تعمیم پیدا کند.

● اصلا تو چکاره ای که داری درباره اخلاق بشری حرف می زنی؟ من هیچ آدمی را نمی شناسم در این مرتبه باشد. سینما که هیچی!

● من می گویم «جدایی...» فرم مبتذلی دارد. دوربین روی دست که تشخص اصلی فرمش است بی معنی است. مد قلابی است که مطلقا برای رفتن به درون آدم ها به کار نمی رود. دوربین ایستا، با وقار و در کلوزآپ هاست که می تواند ما را به درون آدم ببرد. دوربین لرزان گهواره ای من را حداکثر به محیط نزدیک می کند نه به آدم.

● بنده یکی از دعواهایی که با مرتضی(آويني) داشتم سر «قصه های مجید» بود. من خوشم می آمد اما نقد مرتضی به صاحب اثر میرسید و یک جمله خیلی عجیب وغریب تویش بود: فیلمساز توانسته من خودش را از بین ببرد و ظرف واقعیت بشود. فکر می کنم چنین چیزی غیر ممکن است. حتی در «روایت فتح» هم چنین اتفاقی نمی افتد، چه برسد به سینمای قصه گوی اینطوری. فیلم های بعدی نشان داد که ابتذال در فیلم های پوراحمد هست. اگر مرتضی بود، می گفت حق با توست، این تئاتر آخرش...۳۰ سال است من چیزی به این مزخرفی ندیده ام. بنابراین تک فیلمهایی که بتوانم دفاع کنم داریم. ولی فیلمسازی که صاحب جهان و سبک باشد نمی شناسم چون نمی شناسم خیلی با احتیاط از آن فیلمهایی که می پسندم دفاع می کنم.

● فرهادی که خیلی زود است. یکی و نصفی فیلم بیشتر ندارد و این کارهایش دستگرمی است اما مهرجویی ابدا دنیایی ندارد. تقوایی هم ندارد. تنها کسی که نیمچه دنیای فسیل درب و داغانی دارد کیمیایی است که آن هم ادای دیروزش را در می آورد.

● فیلم های حاتمی مطلقا دنیایی ندارد که بشود گفت جهان این آدم این است، این شخصیت هایش است و این تلخ اندیشی یا شوخ وشنگی اوست. کیمیایی داشت: رفاقت، انتقام، یک جور آنارشیسم فردی،، مردنی که همیشه دوست داشته. این دنیای کاریکاتوریزه شده چون ادای گذشته را در می آورد. در دو یه فیلم حاتمی کیا یا مجیدی هم پیدا می کنید؛ در «پدر»، «بچه های آسمان» و «رنگ خدا» المان هایی را می بینید ولی خیلی زود از بین می رود و کاریکاتوریزه می شود. بیضایی هم اصلا ندارد. هر چقدر در نمایشنامه نویسی، قلم، نثرو...جهان داشته باشد اما در سینما خیلی پیش پا افتاده، دنیایش را در آن مدیون بلوکه می شود و جلو نمی رود. سبک هم ندارند. آدم وقتی سبک دارد که به پختگی رسیده باشد و تکرار المان فرمی اش آرام آرام بتواند سبکی بسازد. چون این دو را نداریم، دفاع از فیلم هرکسی، نباید به دفاع از آن آدم برسد. مگر اینکه ده فیلم از این آدم ببینیم که معلوم باشد چنین مسائلی دارد و این نکات فرمی اش است. حالا فرم هایش پخته و به سبک نزدیک می شود.

● همه سینمای آمریکا سینمای ملی شان است. حتی فیلم های مبتذل و آشغالش. فرهنگ و لایف استایل آمریکایی تویش هست. معلوم می شود که این سینما آینه این آدم هاست. سینمای ما آینه آدم هایمان نیستند. فیلم ها نه آینه جامعه اند و نه آینه فیلمساز. کجا «مهاجر» می دهد «گزارش یک جشن»؟ کجا «نیاز» می دهد «هوو»؟ کجا «گاو» می دهد «بمانی»؟

● «گزارش یک جشن» ظاهرا مربوط به واقعه دو سال پیش است. کی دارد این واقعه را می بیند و چه جوری؟ اگر کیانیان خود فیلمساز باشد، فاجعه است. بویی از «مهاجر» تویش نیست. مگر می شود در بحث هنر، تحول تیپ مخملباف باشد و هر ورز لباس عوض کند؟ آن من کجاست؟ به نظرم آدم های سینمای ایران ابدا صاحب فردیت نیستند. آینه کج و معوج اوضاع هستند.هی به آقایان می گوییم چرا نمی توانید یک کار درست کنید، می گویند آقا شرایط نمی گذارد، اختناق است و... این بساط را جمعش کنید!هنر قرار است در هر شرایطی کاری بکند.

● بدی ما این است که جامعه خیلی زود روی خوش به ما نشان می دهد. یکی و نصفی فیلم ساخته و یکهو شده فیلمساز؟ خبری نیست جان خودت ! مشق نوشتی همین فاسدت می کند و ظرفیتش را نداری. هر چقدر دیرتر جامعه به تو رو کند امکان نجات یافتنت بیشتر می شود. تازه این دوستانی که این همه ادعا دارند، پشت مردم هستند. مردم جلوترند. همان مردمی که اشتباه زیادی می کنند. فیلم فارسی های قبل انقلاب به مردم الگو می دادند. فیلم فارسی های بعد انقلاب عقب مردم هستند. سینمای روشنفکری هم همینطور. دلیلش این است که دوستان ما با مردم زندگی نمی کنند. تا موقعی که دارد «بچه های آسمان» را می سازد خانه اش پا منار است و ماشینش هم پیکان قراضه. موقعی که دارد «آواز گنجشک ها» می سازد، ماشینش شاسی بلند است و خانه اش هم بالای شهر. من نمی گویم در آن پیکان بمان، ولی می گویم نمی شود و نتیجه نمی دهد. یک زندگی است دیگر.کار و زندگی یکی است. حیات هنری در دوستان نیست. زندگیشان یک ساز می زند، فیلم ساز دیگر.

● من اصلا کیشلوفسکی را دوست ندارم. یک فیلمساز هویت باخته که از نظر فرمی هم مال نیست. به هیچ وجه آبم با تارانتینو توی یک جوب نمی رود. از این پست مدرن بازی های امروزی به هم نمی ریزم .فکر نمی کنم «۲۱ گرم» خیلی مهم باشد.«عشق سگی» فیلم بهتر و منسجم تری است. همه اینها را تعقیب می کنم اما هیچکدام به جایی نرسیده اند که بیایند توی مثال هایم. اصلا راحت بگویم: فکرمی کنم جهان، جهان کوتوله هاست. قبلا جهان آدم های قد بلند بود.

● من اولین آدمی در ایران هستم که از حاتمی کیا تعریف کردم. «دیده بان» و «مهاجر» به اسم من است. میرکریمی و مجیدی هم همینطور. وفتی «کودک و سرباز» را گفتم خوب است هنوز هیچکس ندیده بود. «کافه ستاره» هم همینطور. هم در دفاع جلوترم وهم در حمله. مسلما اگر فیلم خوب ببینم از بقیه بیشتر خوشحال می شوم. شوق من بر خلاف آنچه مرسوم است به شدت سرپاست.

● نقد «مادر» من که چاپ شد، آقای سیدرضا حسینی، مترجم بزرگ و خدابیامرز به من گفت: از صبح تا حالا دو بار این را خوانده ام. معتقدم که هیچ نقدی در تاریخ ایران به این درستی و صراحت نیست. گفت من فکر می کردم «مادر» خوب است، ولی با نقد تو متقاعد شدم که فیلم بدی است. راجع به «هامون» هم که تهمینه میلانی آمده بود دفتر مجله سوره گفت: این نقد «هامون» مرا کشته. من مطلب در دفاع از فیلم نوشته ام اما الان فکر می کنم نظر تو درست است. به نظرم این دو اتفاق معنی اش این است که ماعادت به این نوع نقد نداریم و گرنه من نه ادای مخالف گویی را در می آورم و نه سعی دارم به قول بعضی از بچه ها بوادوزر باشم. در حالی که در فرنگ این نوع نقد و بدتر از این هم مرسوم است. ما نقد صریحی که بگوید فیلم هست و در عین حال "من" را بنمایاند نداریم. قرار است من در آن پنهان نشوم و سلیقه و لحن من باشد. این لحن در زندگی من هم هست. در آشپزی وقتی غذایی را جلوی من می گذارند {اگر خوشم نیاید} همان اولین جمله ام این است که: "این چقدر خرابه، این در نیامده!" این واژه ها، واژه های زندگی من هم هست. از این چیزی که هست، ناراضی نیستم، ولی امیدوارم به دامش نیفتم.

● من در ۱۶ سالگی یک نقد چهار خطی در روزنامه فردوسی نوشتم.خسرو دهقان، احمد امینی و سیروس الوند هم نقد داشتند. یک نفر خوانده بود و می گفت:"ا...اینکه همین الانه!"هنوز همان آدم هستم. می شود این آدم را نپذیرفت. می شود هم پذیرفت. ولی چند تا نکته را همیشه رعایت می کنم. مثلا اینکه با دل خودم حس می کنم. برای این دل هم زحمت کشیده ام و تربیتش کرده ام. با سینمای کلاسیک پرورشش داده ام و یک متر هم دارد این دل. به همین دلیل اغلب فکر می کنم سرش کلاه نمی رود. با مغز خودم هم می اندیشم. اصلا کاری ندارم رابین وود که منتقد خیلی خوبی است یا سانتاگ که آدم خیلی متفکری است راجع به سینمای ایران چه می گوید. در این مورد،دری وری می گویند و بی سواد هستند.

● همه نقد های فرهنگی را می خوانم اما راستش نقد های ایرانی را نه. بدون اینکه بخواهم به کسی وهین کنم، غیر از یک تعداد کم که فکر می کنم منتقد هستند، بقیه را نمی خوانم. ممکن است همینطوری دید بزنم تا ببینم فلان آدم پرسروصدا چه می گوید ولی تقریبا همیشه در این دید زدن ها مایوس شده ام. فکر می کنم دوستان صاحب سلیقه نیستند. در منطق من، آدمی که از فیلمی دفاع می کند، نه باید از ضدش دفاع کند، چنین چیزی یعنی آشفتگی. به نظرم دوستان همینطور باج می دهند. این باج دادن سلیقه شان است که سلیقه بدی است.

● متر من درباره فیلم های ایرانی و فرنگی یک متر واحد است؛ فرم. فیلم را با فرم سینما مقایسه می کنم.

● قطعا «شرط اول» که من یک ستاره به آن داده ام از «جدایی نادر از سیمین» که به آن صفر دادم، پایین تر است. من فرم را در ایران مینیمم نگاه می کنم. در شرط اول طرف چیزی دارد می گوید و به اندازه ای که فرم دارد آن حرف را بیان کرده. بقیه اش را هم بیان نکرده. حرفی که می خواسته بزند را با بدبختی، لکنت و ناتوانی نصفه و نیمه زده و این می شود یک ستاره «جدایی...» اما حرف و فرمش معلوم نیست. ادای فرم در می آورد. فرم اطوار نیست. اینکه من دوربین روی دست دارم اما تو نداری از نظر من یک امتیاز کمتر است نه بیشتر. پس چی داری می گویی با چه فرمی و چقدرش در آمده. اولین مساله این است اما اینجا تمام نمی شود، بعدش با حرفت هم کاردارم. اگر داری تبلیغ ضد انسان و فاشیسم می کنی، من فیلم را می زنم و شوخی هم ندارم.

● از نظر سینمایی همچنان «اخراجی های دو و سه» وقطعا یک از هردو بهتر است. اما چیز مهمی در یک هست که توی دو خیلی کمتر می شود و در سه کاملا به ضدش در می آید، احترامی است که به مردم گذاشته می شود. این برای من مهم است.

نظرات بینندگان
ناشناس
|
Sweden
|
۱۴:۵۳ - ۱۳۹۰/۰۹/۲۶
۲۲
۲۵
یه روانشناس برو شما!
ادعا هم حدی داره آخه
ناشناس
|
Sweden
چیزی که فراستی رو با بقیه متمایز میکنه همین صزاحت لهجه اش و اینکه واسه خوش آمد دیگران باج دهی نمیکنه هست. تو تحصیلات و سوادشم هیچکی نمیتونه ان قلتی بیاره!
ناشناس
|
Sweden
عزيز برادر منتقد كه اگه بياد ناز كنه كه سينما ميشه دو تا خط و نقطه.
ايشون از بسياري از منتقدين باسوادتر و باهوشتره.
سعي كنيم منصف باشيم و زود جو زده نشيم
بیننده
|
Hong Kong
|
۱۵:۴۴ - ۱۳۹۰/۰۹/۲۶
۲۲
۱۶
در کجای دین ما این طور حرف زدن در مورد دیگران و زیر سئوال بردن کل شخصیت آن ها مجاز است ؟
شما مگه وکیل خدا روی زمین هستی که در مورد دیگران این چرندیات را می گویی ؟
ناشناس
|
Hong Kong
نقده فیلم داره میکنه جو گیر!!!
دختر گیلک
|
Hong Kong
دوستان یه دو دو تا چهار تای سادس این اقا می خواد جای عادل فردوسی پورو بگیره و یه 90 سینمایی بسازه ولی این نمی دونه که توی صدا و سیما هر کس باید با روش خودش به محبوبیت برسه حالا اون به استعداد ذاتی هر کس بستگی داره ولی فقط اون روش یه بار کاربرد داره که متاسفانه یا خوشبختانه فردوسی پور 14 سال این روشو تو صدا وسیما پایه گذاری کرده
ناشناس
|
Turkiye
|
۱۸:۱۳ - ۱۳۹۰/۰۹/۲۶
۱۰
۹
من تا قبل از اينكه فيلم هاي فرهادي را ببينم فكر ميكردم يه فيلم بين حرفه اي هستم چون به راحتي كليد هاي فيلم هاي كارگردان هاي بزرگ جهان را در فيلم هاشون پيدا ميكردم و براي خودم دسته بندي هايي داشتم در مورد سينماي جهان كه وقتي با كارشناساي فن برخورد مي كردم ميديدم درسته برداشتم اما خداييش از زماني كه فيلم هاي فرهادي را ميبينم اصلا نميفهمم چرا بايد اين همه بهش ارزش داد جالبه با هركس كه طرفدار دوتا فيلم معرف اون هستن صحبت كردم يا صحبت هاش را شنيدم باور كنيد 99 درصد آدمهاش هيچ برداشت شخصي از فيلم نداشتن كه به عنوان امتياز بيان كنن همه استدلالشون اين بود كه اين فيلم تو خارج جايزه گرفت انقدر اين جو رفته جلو كه واسه بعضيا قضيه شده مثل داستان اون پادشاه لخت كه بهش گفتن فقط احمق ها نميتونن لباست را ببينند و مردم هم براي اينكه بگن ما احمق نيستيم هي تعرف ميكردن از لباسي كه وجود نداشت نميخوام سياسي كنم قضيه را اما هر چقد بيشتر فيلم هاشو نگاه ميكنم واقعا بي محتوا بدون داستان بدون شخصيت پردازي مناسب نمي دونم ..
ناشناس
|
Turkiye
احسنت حرف دل ما رو زدی
ناشناس
|
Turkiye
در عجبم كه بعضيها چه پدركشتگي با فرهادي دارند! عزيزم از نظر تو و يا آقاي فراستي فيلمهاش پوچ و بي ارزشه؟ خب باشه! مگه ايشان ادعا كرده بهترين فيلم دنيا رو ساخته! ايشان فيلمي ساخته خيليها هم رفتند و ديدند و لذت بردند، خيليها هم ديدند و لذت نبردند و خيليها هم نديدند و توهين كردند! از نظر من فيلمهايش فوق العده هستند، از شخصيت پردازي و واقع گرايي گرفته تا بازي گرفتن از بازيگران و كارگرداني... شما هم نظر ديگه اي داريد حالا چرا توهين مي كنيد؟ اون موقع كه فيلم هنوز خارج از ايران سروصدا نكرده بود پس چرا اين همه تماشاگر داشت؟ ياد بگيريد به شعور ديگران توهين نكنيد و خودتان را عالم دهر ندانيد كه مطمئن باشيد خيليها بيشتر از شما مي دانند و فيلم ديدند و مي شناسند ونقر مي كنند و بعضيهايشان هم از اين فيلم خيلي راضي بودند
ناشناس
|
Turkiye
به خاطر اینه که کم مطالعه می کنی و فقط فیلم می بینی قرآن بخوان از سهو و شناخت نسبی اندکی بخوان نظریه عصمت اجتهاد هرمنوتیک و ...
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۹:۰۱ - ۱۳۹۰/۰۹/۲۶
۱۶
۹
این همه متن مصاحبه بوده شما اومدید یه قسمت مربوط به فرهادی تیتر کردید !؟ دشمنی تا چه حد ؟ خودتون دارید برای بیگانه ها خوراک خبری جور میکنید با این تیترهای غرض ورزانه !
ناشناس
|
United States of America
|
۲۱:۳۷ - ۱۳۹۰/۰۹/۲۶
۲۲
۱۳
افاضات منتقد منتخب صدا و سیما ؟!
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۲:۱۳ - ۱۳۹۰/۰۹/۲۶
۱۱
۱۱
حق با آقای فراستی است .باید بگویم فیلمسازان ما یک قدری خود باخته اند. در برابر پول در برابر رفاه در برابر مواهب دنیوی و مضحک تر از همه: در برابر غرب ، غربی که توی کار خودش مانده است. برای همین مردم دوستشان ندارند . هنرمند باید برای تکامل روحی خودش تلاش کنه . رفاه و مادیات هنر رو نابود می کنه.
mim.malek
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۲:۱۵ - ۱۳۹۰/۰۹/۲۶
۱۱
۵
جناب فراستی سلام
هر چند از فیلم آخر آقای فرهاد چندان شاد نیستمٰ لیک از شما می خواهم که... با صدای خود حرف نزنید که با سواد خود حرف بزنید.
جوانکی بود در جوادیه
می گفت تمام گردن کلفت ها را زده ام...
گردن کلفت ها وپیران می گفتند:عاقلان دانند...
آقای فراستی... در مورد سخنان بی پرده و کورکورانه حمله کننده تان....
عاقلان دانند....
من و شما را... اهدنا صراط المستقیم... واجب است جان من...
حمید
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۱۵ - ۱۳۹۰/۰۹/۲۶
۱۰
۱۰
خیلی مصاحبه خوبی بود. تشکر
علی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۴۰ - ۱۳۹۰/۰۹/۲۷
۱۰
۴
اگر این فرد این جور حرف نزنه که در صدا وسیما راهش نمی دن.سواد ،تدین و اخلاق اسلامیش هم که ازروی گفتارش مشخص میشه.
رها121
|
Hong Kong
|
۱۲:۴۱ - ۱۳۹۰/۰۹/۲۷
۹
۶
ایشون تخصصش چیه؟؟؟؟؟

منتقد؟
.......................................................
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۲۸ - ۱۳۹۰/۰۹/۲۷
۹
۱۱
مثل همیشه عالی بود اقای فراستی
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۳۲ - ۱۳۹۰/۰۹/۲۷
۷
۱۲
استاد فراستی فرصت بزرگی برای سینمای ایران است.
mim.malek
|
Iran (Islamic Republic of)
دریغ عزیز... چه دلخوش شدیم و قانع... جناب فراستی را فرصت نامیم... کسی که فرصت ایجاد سینمای ملی ـمرحوم حاتمی-را با تخطئه و تلخ کامی می کوفت و دل شاد بود... بله بزرگوار ناشناس... سن تان کم است و آن دوران را از یاد برده اید...
گرنه... با وجود فرصت های دیگر... جناب فراستی تنها گونه یی ست از چاقو که به جای قلمه زدن گیاه و بردین میوه... صرفا اخلاق را مجروح می کنند...
mahmood
|
United Kingdom of Great Britain and Northern Ireland
|
۲۲:۳۲ - ۱۳۹۰/۰۹/۲۸
۴
۱
من که پیش بینی ام از شما قویتره!
این پیش بینی رو من قبل از اینکه فرهادی این فیلمو بسازه میکردم
میدونستم این آدم 6 تیغه با اون فرهنگ غربی جاش ایران نیست !!
علی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۳۹ - ۱۳۹۰/۰۹/۲۸
۲
درود
آقای فراستی عزیز پارامترهای شما را در فیلم و ارزیابی شما را در فیلم خوب و بد می دانم چون نقد فیلم های شما را می خوانم یا برنامه های تلویزیونی شما را می بینم به قول شما در سینمای ایران از زمانی که ناصرالدین شاه دوربین فیلمبرداری را واردایران کرد و میرزا ابراهیم عکاسباشی آن وقایع رو ثبت کرد تا به امروز ، شما سینمای ایران را سینمای بدون فرم و ساختار می خوانید و بزرگان سینمای ایران ، از جمله حاتمی بزرگ ، تقوایی گرانقدر و بررگ مرد سینمای ایران استاد کیارستمی و نادری فقید با فیلم دونده که شما نمره صفر به آن می دهید و...را جزء سینماگرهای بدون فرم یا ساختار می خوانید اینها همه جزء کسانی هستند که صاحب سبک در سینمای ایران هستند . آقای فرهادی که این روزها سر زبان سینما دوستان هست و بار دیگر چراغ کم نور سینمای ایران رو در جهان روشن کرده شما به باد نقد می گیرد .
در باسوادبودن شما شکی نیست اما در نوشتن نقد و نقد فیلم کمی تدبیر و حوصله به خرج دهید به عنوان مثال در چشنواره برلین که جزء سه چشنواره سیمنایی برتر دنیا به حساب می اد همین عزیزان که شما اسم بردید و ز جمله آقای فرهادی بودند که بار دیگر سینمای ایران را به جهانیان معرفی کردند، پس یا داورهایی که به این عزیزان جایزه می دادند متوجه نبودند یا....
ارزوی روزهای خوش برای شما به انتظار نقد های جدید و بهتر از شما هستم اما نه مقرضانه .
شریفی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۴۹ - ۱۳۹۰/۰۹/۳۰
۱
واقعا قابل استفاده بود.