به گزارش خبرگزاری فارس از تبریز، این نوشتار از یک بیماری حاد سخن خواهد گفت که حتی جامعه را نیز مبتلا میکند.
بینظمی مسئولان در ایفای وظایف اداری خود که به صراحت میتوان گفت در حیات بشری و مدیریت یک شهر چیزی زشتتر و خطرناکتر از آن نیست که آرام آرام به یک پدیده موهون و عادت نکوهیده تبدیل میشود.
اگر امروز خدمت به مردم بهای آن با بدبین کردن آنان به نظام و انقلاب اسلامی معنی شود پس به جایگاه رفیع خدمت به خلق در پیشگاه حق تعالی چقدر ایمان داریم.
شهرداری یکی از مناطق تبریز با افتخار از افتتاح پروژهای یاد کرده و بر همت خود آفرین گفت. مسیرگشایی خیابان گلپارک به گلگار (شاید نام و اسمی دیگر )که پس از سالیان متمادی اینگونه به بهرهبرداری رسید، اگر از این محل عبور کنید با صحنههای واقعا"جالبی برخورد خواهید کرد.
مسیر جدولگذاری، آسفالت و با تیرهای برق در وسط خیابان و صحنه زیباتر، یک تابلوی اداره برق تا گردن در زیر خاک.
این یک صحنه تئاتر، فیلم و یا هر چیز خندهداری نیست، این درد بزرگ جامعه ما است، چگونه به خود اجازه میدهیم به هزینه مردم و به نام خود اینگونه افتخار بیافرینیم.
آیا این اقدام که تقصیر چه از ناحیه شهرداری باشد یا اداره برق، خیانت در امانت نیست، آیا مردم باید تاوان ناهماهنگی مسئولان را بدهند، زمانی که بر اثر اختلافات شدید شهرداری و شرکت برق، هنوز تیرهای برق جابهجا نشدهاند چگونه با هزینه مردم محل مزبور آسفالت و افتتاح میشود، چگونه سازمان راهنمایی و رانندگی اجازه عبور وسایل نقلیه را از این محل میدهد، چرا که هر آن احتمال وقوع تصادف با تیرهای نگونبخت مهیا است و خون تنها پاسخگو خواهد بود.
مسئولان ارشد استانی در برابر این همه ناهماهنگیها چه اقدامی کردهاند، کسی نیست که بگوید آقایان به کجا چنین شتابان؟ آیا با این اختلافات مسئولان استانی میتوان گفت که مدیران امروزی متخلق به اخلاق اسلامی و انسانی هستند؟ آیا امروز مسئولان به مردم از منظر درست مینگرند و خود را خدمتگزار و وکیل مردم دانسته و کار خود را مثل خدمت کردن و عبادت کردن مینامند، آیا این حرکات و اعمال زشت سبب رشد و توسعه اخلاق در جامعه میشود.
این تلخکامیها از کجا نشات میگیرند، برای اینکه بگوییم وظیفه ما آسفالت و مسیرگشایی محل بوده و جابه جایی تیرهای برق به عهده شرکت برق است، آیا واقعا" مشکل حل شد؟ تخریب مجدد محل، آسفالت دوباره بعد از جابهجایی تیر حتی به بهای کشته شدن مردم و هرگونه خسارت جانی و مالی، باز هم مسئولان را راضی نخواهد کرد.
آیا نصب تابلویی با این مضمون که "به علت عدم احساس مسئولیت اداره برق، تیرهای چراغ برق در محل باقی مانده است" تکلیف را از مسئولان ساقط میکند.
شاید من و شما بهعنوان شهروند تبریز به این باور رسیدهایم که بگوییم امروزه دیگر تبریز شهر «اولینها» نیست و اینگونه حافظ حقوق مردم بودن حتی به بهای هزینه کردن از مردم، زیبنده شهر «اولینها» نیست.
در شهری که هر کس بر اساس سلیقه خود عمل میکند بینظمی و عدم وجود هماهنگی منجر به به وجود آمدن آفتی بزرگ برای نظام خواهد بود.
مقصر هر که باشد آیا قانونی برای ملاک عمل قراردادن وجود ندارد، اگر به قول مسئولان بیش از یکهزار 400 تیر برق در سطح شهر تبریز نیازمند جابهجایی است چرا هیچگونه احساسی برای به خطر افتادن جان شهروندان ما را مقید به قانون نمیکند، آیا خدمت به مردم فقط تکیه کلام مسئولان شده است که هر از گاهی در رسانهها از مردم بگویند اما، حادثهای که هر آن ممکن است در اثر برخورد با یکی از این تیرهای برق برای همین مردم اتفاق بیفتد را نمیبینید و باز از حقوق شهروندی همین مردم دم میزنند.
شرکت برق از شهرداری مینالد و شهرداری از برق، یکی سوءاستفادههای غیرمجاز و گسترده از شبکه برق توسط شهرداریها را مطرح میکند و دیگری وظیفه شرکت برق در جابهجایی رایگان تاسیسات برق را.
آیا استفاده نامشروع از بیتالمال به نام مردم و برای مردم درک صحیحی از خدمتگزاری است، مردم در این میان چوب ندانمکاریهای چه کسی را میخورند، مسئولان استانی چرا پاسخگو نیستند، چرا؟
افراد کم سن وسال وبی تجربه و بدون داشتن علم کار مربوطه ، خروجی نخواهند داشت.فقط عقب گرد ونابودی دارند.
به عنوان مثال وزارت اقتصاد و بانک مرکزی ، چقدر مدیر عوض کرد؟
الان فقط پست و مقام ودر نتیجه قدرت وثروت ارزش دارد.