۰۳ آذر ۱۳۹۰ - ۰۹:۲۸

اگر به بصيرت منجر شود...

کد خبر : ۴۵۱۰۵
به گزارش صراط روزنامه مردم سالاری نوشت:
رسيدگي به پرونده هايي همچون پرونده اختلاس 3 هزار ميليارد توماني، امري نيست که بدون اشکال و جوسازي وهجمه باشد و اين چنين وضعي براي  کساني که در چنين سطحي به قضاوت مي پردازند چندان غريب نيست. در واقع وقتي فردي که تا چند سال پيش ناشناخته بوده و هيچ سابقه اي نداشته، توانسته دست به سو»استفاده مالي در چنين حجمي بزند، معلوم است که تنها نيست و با پشتوانه و ياري افرادي دست به اين کار زده که امروز هم بيکار ننشسته و نمي نشينند و به آساني هم حاضر نمي شوند که به مجازات برسند يا حداقل به مديريت ضعيف و ناتوان خود اعتراف کنند. از سوي ديگر رسيدگي دقيق به اين پرونده و به سرانجام رساندن آن، به معناي ايجاد مانعي بزرگ در برابر سو» استفاده هاي مشابه نيز هست و اين قسمت دردناکتر ماجرا است. چنين اختلاسها و فسادهايي در زمينه مساعد آن شکل مي گيرد و اتفاق مي افتد و اين زمينه، ساده بوجود نيامده که به سادگي از ميان برود. طي طريق براي تغيير اين زمينه چون عبور از ميدان ميني مي ماند که به دقت و با حوصله، براي روز مبادا چيده شده  است.

با اين اوصاف اين سوال پيش مي آيد که  چرا هجمه اي که اين روزها عليه قوه قضائيه شکل گرفته نگران کننده است و به مرحله اي رسيده که مقامات قضايي بارها و بارها نسبت به آن هشدار مي دهند، نمايندگان مجلس بيانيه صادر مي کنند و در اظهار نظرها آنرا محکوم مي کنند و مردم با نگراني منتظر مانده اند تا نتيجه را ببينند و مي پرسند که آيا قوه قضائيه مي تواند از پس هجمه ها که گاهي با عوام فريبي هم همراه است برآيد؟ امروز همه ما بدون آنکه نام کسي را ببريم مي دانيم که چه کانونهاي قدرت و ثروتي که در سالهاي اخير فربه و فربه تر شده  اند و با چه نقطه اتکايي، پشت چنين جريانهايي هستند و نگراني ها هم از بابت قدرت روزافزون و ظاهرا مهار نشدني آنها است. اين نگراني بود که همه کساني را که دلبستگي به اين آب و خاک دارند سالها است به جوش و خروش انداخته است، اما در تمام اين سالها پيام و حرف و سخن آنها که فقط کمي زودتر از بقيه متوجه اشکالات و ايرادات شده بودند، آنگونه که بايد شنيده مي شد، شنيده نشد و گاهي حتي دلواپسي ها و انتقادات بحق آنها به دشمني و خيانت تفسير شد! چنين شد که سرچشمه اي که مي شد با يک بيل ناقابل گرفته شود دارد به سمتي پيش مي رود (يا چنين نشان مي دهد) که با پيل هم نمي توان مانعش شد و حاصل، وضعيتي است که امروز دچار آن هستيم. وضعيتي که هيچگاه در عمر انقلاب براي قوه قضائيه پيش نيامده بود و هيچ وقت قوه قضائيه اين همه تحت فشار نبوده و مجبور نبوده براي اجراي وظيفه اش اين همه هزينه دهد.
مجموع اين عوامل اما اگر به عبرت آموزي و يافتن بصيرت بيشتر منجر شود ، مبارک است . اگر يادمان بماند که بايد دور از مصلحت سنجي ها، منافع ملي را به منافع جناحي ترجيح دهيم; اگر يادمان بماند که هيچ هدفي، وسيله را توجيه نمي کند و نمي توان با وسايل و رفتاري نادرست به نتيجه اي درست برسيم، اگر يادمان بماند که راستگويي به مردم  در همه حال بر توجيهات و تفسيرات نادرست برتري دارد، مي توان گفت که از اين گذرگاه تاريخي هم مي توان رد شد و انتظار روزهايي را داشت که ديگر کسي نتواند با اتکا به موقعيت خويش، استقلال قوه قضائيه را تهديد کند و سعي در ايجاد مانع در برابر رسيدگي عادلانه به تخلفات شود.اميدواريم چنين باشد و چنين شود و تاريخ، سربلندي مردم را در عبور از اين گذرگاه روايت کند.