۲۲ ارديبهشت ۱۴۰۵
۰۲ آذر ۱۳۹۰ - ۱۲:۲۵
بینات

بررسی عدالت اقتصادی از دیدگاه قرآن

تامین سعادت واقعی انسان در سایه یكتاپرستی و سلامت امور اقتصادی و پرهیز از هرگونه فسادانگیزی است، اقتصاد و ثروت، مایه قوام اجتماعی است.
کد خبر : ۴۴۹۴۹
به گزارش سرویس وبلاگ صراط وبلاگ بینات نوشت:
حوزه اقتصادی به سبب اهمیت آن در زندگی بشر، یكی از مباحث عمده آموزه های قرآنی را تشكیل می دهد؛ زیرا تامین سعادت واقعی انسان در سایه یكتاپرستی و سلامت امور اقتصادی و پرهیز از هرگونه فسادانگیزی است. از نظر اسلام، اقتصاد و ثروت، مایه قوام اجتماعی است. از این رو، تصحیح و اصلاح روابط اقتصادی جامعه، در كنار تصحیح نگرش های اعتقادی در صدر آموزه های آن قرار گرفته است.

در این مقاله گوشه ای از دیدگاه قرآنی نسبت به عدالت اقتصادی ، از زبان قرآن ، بیان می شود .

- مفهوم عدالت اقتصادی قرآنی  ،در چند جمله زیر خلاصه می شود :
1-هرآنچه در زمین است ،  تنها به یك گروه یا طبقه معین اختصاص ندارد و از آنِ همگان است .
2-امكانات و ثروت‌ها نباید تنها در اختیار قدرتمندان و سرمایه‌داران باشد .
3-هیچ‌ یك از افراد جامعه حق ندارند در اموال دیگران تصرف و به حقوق اقتصادی آنها تجاوز كنند .
4-تاکید و تشویق به کار ؛ سربار دیگران شدن و بهره‌مندی نابجا از حقوق دیگر افراد جامعه، ممنوع است .
- برخی از آیات مربوط به عدالت اقتصادی :

1-« وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ؛ و زمین را برای مردم نهاد » (الرحمن/ 10)
«أنام» به معناى آفریده‏ ها، اعمّ از جنّ و انس و همه موجودات روى زمین است.(1)
بنابراین، عدالت كامل وقتی محقق می‌شود كه زمینه برای بهره‌برداری عمومی از زمین و مواهب طبیعی آن فراهم شود.


2-« كَیْ لَا یَكُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیَاء مِنكُمْ؛ تا میان توانگران شما دست به دست نگردد. » (حشر / 7)
تفسیر آیه : « دولة » به معناى گردش و دست به دست كردن اموال است.
در قرآن، چهار مرتبه به لزوم پشتیبانى اقتصادى از اهل بیت پیامبر اشاره و به پرداخت بخشى از خمس، فیى‏ء و دیگر درآمدها به آنان تأكید شده است: «و لذى القربى‏»(2)، «و لذى القربى‏»(3)، «و آت ذا القربى حقّه»(4) و «فآت ذا القربى حقّه»(5)
در آیه چهارم سوره حشر براى كسانى كه با پیامبر مخالفت مى‏كنند، عبارتِ «شدید العقاب» آمده است و در این آیه نیز براى افرادى كه ممكن است به تقسیم فیئ توسط پیامبر ایراد بگیرند، عبارتِ «شدید العقاب» آمده است.
در این آیه، ابتدا حكم آمده، «فللّه و للرسول و لذى...» سپس دلیل حكم، «كى لایكون دولة...» و در پایان، توجه به احكام حكومتى پیامبر مطرح شده است.
خداوند براى «ذى القربى» هم مقام معنوى را سفارش كرده «قل لاأسئلكم علیه أجراً الا المودّة فى القربى»(6) و هم پشتوانه اقتصادى را. «ما افاء اللّه... لذى القربى»
گرچه براى تقسیم فیئ‏ در این آیه شش مورد بیان شده، ولى لازم نیست در تمام موارد به طور یكسان تقسیم شود.(7)
فیئ، به شخص رسول خدا (ص) اختصاص ندارد، بلكه براى موقعیّت و مقام و جایگاه اوست و لذا بعد از پیامبر اسلام‏صلى الله علیه وآله در اختیار جانشینان بر حق او یعنى اهل بیت‏ است و در زمان غیبت، در اختیار فقهاى عادلِ بى هوى‏ و هوس.
هر كجا با تلاش رزمندگان به غنایم رسیدیم، تنها خمس آن میان شش گروه تقسیم مى‏ شود، چنانكه در آیه 41 سوره انفال آمده است، ولى هر كجا بدون زحمت چیزى بدست آید ، تمامش میان آن شش گروه تقسیم مى‏ شود.(2)
اگر در تمام سطوح مختلف فردی و اجتماعی ، عدالت رعایت گردد آثار و برکات زیادی برای فرد و دیگران در بردارد. در حاکمیت اسلامی نباید انحصارات به وجود آید و عده خاصی از مردم تولید، توزیع یا مصرف را با وجود داوطلبان دیگر به خود اختصاص دهند و دیگران را از شرکت در فعالیت های اقتصادی بازدارند، لذا وجود مالیات های اسلامی برای آن است که می تواند مانع انحصار ثروت و گردش آن بین یک عده ثروتمند گردد.


3- "وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُم بَیْنَكُم بِالْبَاطِلِ؛ و اموالتان را میان خودتان به ناروا مخورید". (بقره / 188)
پیام های آیه :
الف- مالكیّت باید از راه صحیح باشد. مانند: حیازت، تجارت، زراعت، صنعت، ارث، هدیه، امثال آن، ولى تصرف از طریق باطل و رشوه ایجاد مالكیّت نمى‏ كند. «لا تاكلوا اموال الناس بالباطل»
ب- جامعه در حكم یك پیكر واحد است. «بینكم، اموالكم»
پ- رشوه، حرام است و انسان حقّ ندارد براى تصاحب اموال مردم رشوه دهد. «تدلوا بها الى الحكام لتاكوا فریقاً من اموال الناس»
ت- اسلام، مردم را مالك اموالشان مى‏ داند. «اموال الناس»
ث - لغزش‏ هاى آگاهانه خطرناك است. «وانتم تعلمون» (8)


4- « لِّلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِّمَّا اكْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَاء نَصِیبٌ مِّمَّا اكْتَسَبْنَ؛ برای مردان از آنچه [به اختیار] كسب كرده‌اند بهره‌ای است و برای زنان [نیز] از آنچه [به اختیار] كسب كرده‌اند بهره‌ای است. » (نساء/ 32)
« وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَی؛ و اینكه برای انسان جز حاصل تلاش او نیست. » (نجم / 39)
 بی‌تردید، كاری كه از نظر اقتصادی مفید نیست، ‌ارزش ندارد و نمی‌تواند منشأ حق تلقی شود. از آیات و روایات بسیاری چنان استنباط می‌شود كه كار، منشأ پیدایش حق سهم‌بری است.
خداوند در بیش از دویست مورد ، « عمل » انسان را ملاک شخصیت او آورده است و در هفت مورد ماده «صُنع» را که به معنی صورت دادن کار است بیان فرموده است. حاصل سخن اینکه خداوند، کار و کوشش را ملاک شخصیت آدمی بیان کرده است.همچنین قرآن کریم در آیه های 79 و 80 سوره توبه، آن دسته از انسان ها را که مردمان اهل کار و تلاش را مسخره می کنند، هم ردیف کافران قرار می دهد؛ آنها را فاسق معرفی می کند و از هدایت خویش بی بهره می دارد. این، خود سندی است محکم برای دریافتن میزان اهمیت کار و کوشش نزد خداوند.
خداوند در آیاتی از جمله آیه 53 سوره انفال و 112 سوره نحل و 3 سوره اسراء به نقش عمل و كار در بهره مندی انسان از نعمت های الهی در زمین اشاره می كند و خواهان تلاش و كار مردم می شود تا از نعمت های خدادادی در زمین بهره مند گردند و در آسایش و آرامش زندگی كنند و دغدغه گرسنگی و ناامنی نداشته باشند.
كار و تلاش، دست كم عامل اصلی در فقرزدایی از جوامع بشری است. حتی اگر انسان نخواهد برای آخرت خویش كاری كند و از فواید كار نیك در آخرت بهره مند گردد (غاشیه، آیات 8 تا 16)
با نگاهی به آیه 112 سوره نحل می توان این معنا را به دست آورد كه عملكرد نادرست، موجب فقر و فاقه جوامع بشری می شود چنان كه عمل و كار می تواند درهای نعمت را به سوی انسان و جوامع بشری بگشاید و آنان را به كمال سعادت در دنیا برساند. بنابراین، عدالت اقتصادی به معنای توزیع صحیح درآمدها و جلوگیری از تضییع منافع و حقوق مشروع همه افراد به‌ویژه محرومان است تا فاصله طبقاتی و اختلاف فاحش درآمدها پدید نیاید.
نخستین گام تحقق عدالت ، عدم پیروی از هوای نفس و تاكید بر جهاد و ایثار است .
 اگر همه مردم بر جهاد تاكید كنند عدالت محقق می‌شود .
در پایان ذکر این نکته لازم است که عدالت اقتصادی از منظر قرآن و روایات ، موضوع چندین کتاب و مقاله قرار گرفته است و این وب نوشت تنها گوشه ای از مفاهیم آیات وحی درباره عدالت اقتصادی بود .