به گزارش صراط صبا آذرپیک در روزنامه اعتماد نوشت:
صفار مي گويد اصلاح طلبان معتقدند كه نظام نمي تواند بدون حضور آنها انتخابات را برگزار كند و بعضي ازاصولگرايان از سر بي بصيرتي به اين امر صحه مي گذارند «كساني مثل آقاي باهنرگفته اند از اصلاح طلبان خواهش مي كنم كه در انتخابات شركت كنند و در اين شرايط اصلاح طلبان روي اين حرف ها حساب باز مي كنند.»
گروه سياسي|امكان ندارد دور هم جمع شوند و بخش قابل توجهي از حرف هاي مردان اصولگرا به اين موضوع سپري نشود كه اصلاح طلب ها در انتخابات بعدي مي آيند يا نه؟ تحليل ها در اين سه ماه فرقي نكرده: تاكتيك شان طراحي زمين بازي براي اصلاح طلب هاست: چند سناريوي مشترك كه مايلند اصلاح طلب ها يكي از آنها را پياده كنند و مدام تكرار مي كنند تا شايد هم بين افكار عمومي و هم بين چهره هاي سياسي اصلاح طلب و طرفدارانشان جا بيفتد. «اصلاح طلب ها سردرگمند: اختلاف دارند، اما درنهايت وارد انتخابات مي شوند: چراغ هايشان خاموش است تا ما را منحرف كنند امامهره هاي سفيدشان را با تمام قدرت به مجلس نهم مي فرستند» حرف هايي است كه دوباره محمدرضا باهنر در جمعي از هواداران اصولگرايي زده است. درباره اردوگاه خودشان هم تقريبا حرف جديدي مطرح نشده: «خط و نشان كشيدن براي هواداران احمدي نژاد موسوم به جبهه پايداري كه آمدند تا وحدت اصولگرايي را به هم بزنند، اما مطمئن هستند كه به وحدت خواهند رسيد و ليست واحد مي دهند چون اگر اين كار را نكنند تيم مشايي و اصلاح طلبان (البته از نگاه راست سنتي) صندلي هاي نهم را با حركتي زير پوستي مي گيرند و آنها بازنده ميداني مي شوند كه مطمئنند بايد پيروزش باشند.»اين حرف هاي باهنر است: تكراري و هر بار با ادبياتي جديد تر مي گويد كه مي داند نقشه اصلاح طلب ها چيست و اينطور مي خواهدافشايش كند: «بعد از فتنه سال 88 تا به حال انتخاباتي در كشور نداشتيم و جريان فتنه تلاش سنگيني را آغاز كرده تا بتواند در بعضي مناطق نماينده و كانديداهايي را داشته باشد و به مجلس بفرستد يا اينكه شركت حداكثري مردم را تحت الشعاع قرار بدهد. يك عده شان در خارج مي گويند اصلاما تحريم مي كنيم. يك عده در داخل مي گويند نه! ما مي آييم در ميدان، ببينيم چه مي شود كرد. يك عده هم مي گويند بايدبا احتياط بيشتر عمل كرد و به اصطلاح از مهره هاي سفيد استفاده كرد و يك تعداد از مهره هارا به مجلس فرستاد و بعد كه به مجلس رفتند شكل و شمايل خودشان را به دست مي آورند. اين قاعدتا يكي از جبهه هاي سنگيني است كه دارند روي آن كار مي كنند و تدارك مي بينند.»
گروه سياسي|امكان ندارد دور هم جمع شوند و بخش قابل توجهي از حرف هاي مردان اصولگرا به اين موضوع سپري نشود كه اصلاح طلب ها در انتخابات بعدي مي آيند يا نه؟ تحليل ها در اين سه ماه فرقي نكرده: تاكتيك شان طراحي زمين بازي براي اصلاح طلب هاست: چند سناريوي مشترك كه مايلند اصلاح طلب ها يكي از آنها را پياده كنند و مدام تكرار مي كنند تا شايد هم بين افكار عمومي و هم بين چهره هاي سياسي اصلاح طلب و طرفدارانشان جا بيفتد. «اصلاح طلب ها سردرگمند: اختلاف دارند، اما درنهايت وارد انتخابات مي شوند: چراغ هايشان خاموش است تا ما را منحرف كنند امامهره هاي سفيدشان را با تمام قدرت به مجلس نهم مي فرستند» حرف هايي است كه دوباره محمدرضا باهنر در جمعي از هواداران اصولگرايي زده است. درباره اردوگاه خودشان هم تقريبا حرف جديدي مطرح نشده: «خط و نشان كشيدن براي هواداران احمدي نژاد موسوم به جبهه پايداري كه آمدند تا وحدت اصولگرايي را به هم بزنند، اما مطمئن هستند كه به وحدت خواهند رسيد و ليست واحد مي دهند چون اگر اين كار را نكنند تيم مشايي و اصلاح طلبان (البته از نگاه راست سنتي) صندلي هاي نهم را با حركتي زير پوستي مي گيرند و آنها بازنده ميداني مي شوند كه مطمئنند بايد پيروزش باشند.»اين حرف هاي باهنر است: تكراري و هر بار با ادبياتي جديد تر مي گويد كه مي داند نقشه اصلاح طلب ها چيست و اينطور مي خواهدافشايش كند: «بعد از فتنه سال 88 تا به حال انتخاباتي در كشور نداشتيم و جريان فتنه تلاش سنگيني را آغاز كرده تا بتواند در بعضي مناطق نماينده و كانديداهايي را داشته باشد و به مجلس بفرستد يا اينكه شركت حداكثري مردم را تحت الشعاع قرار بدهد. يك عده شان در خارج مي گويند اصلاما تحريم مي كنيم. يك عده در داخل مي گويند نه! ما مي آييم در ميدان، ببينيم چه مي شود كرد. يك عده هم مي گويند بايدبا احتياط بيشتر عمل كرد و به اصطلاح از مهره هاي سفيد استفاده كرد و يك تعداد از مهره هارا به مجلس فرستاد و بعد كه به مجلس رفتند شكل و شمايل خودشان را به دست مي آورند. اين قاعدتا يكي از جبهه هاي سنگيني است كه دارند روي آن كار مي كنند و تدارك مي بينند.»
باهنر با لاريجاني هماهنگ نيست
ماجراي طرح سوال از احمدي نژاد هم كه فعلاشده صحنه بگو مگوي باهنر و مطهري: باهنر اصرار دارد كه بنابر سفارش مقامات ارشد نبايد موضوع كش پيدا كند مطهري هم در گفت وگو با «اعتماد» حرف هاي باهنر را رد مي كند و مي گويد: «فقط حرف قانون را مي پذيرد نه اينطور هزينه كردن ها از رهبري براي اينكه يك سوال ساده از احمدي نژاد پرسيده نشود.» باهنر مي گويد به ما گفتند موضوع را «كش ندهيم». مطهري مي گويد: «رهبري درباره اختلاس آن هم فقط به رسانه ها گفتند كش ندهيد و اصلاو ابدا چنين سفارشي را درباره طرح سوال از احمدي نژاد نكردند. باهنر براي چندمين بار مي گويد: امضاها را نمايندگان براي موقعي كه احمدي نژاد قهر كرده بود و از دستور رهبري درباره وزير اطلاعات سرپيچي كرده بود به مطهري دادند و بر عكس مطهري به «اعتماد» مي گويد: «اين حرف راست نيست و فقط 12 امضا از 100 امضا اين طوري بوده و حالاطرح سوالش 85 امضا دارد.»باهنر با لاريجاني هماهنگ نيست. روايت مي شودكه لاريجاني پس از سخنان رهبري كه تاكيد داشتند در امور قوا نظري ندارند و قوامختارند در رفتار، ديگر با طرح سوال از احمدي نژاد مخالفتي ندارد اما مطهري به «اعتماد» مي گويد: «نمي داند باهنر چرا يك تنه مي خواهد منافع احمدي نژاد را در پارلمان تامين كند وقتي اغلب بدنه اصولگرايي چشم به راهند تا يك بار هم كه شده احمدي نزاد خودش را مجبور به پاسخ دهي بداند.»
سردرگم بين احترام به آيت الله مصباح و طردكردن پايداري ها
ماجراي آيت الله مصباح يزدي هم براي اصولگرايان شده كلاف سردرگم. هم بايد احترام آيت الله را نگه دارند و با او از موضع انتقاد وگلايه حرف نزنند و از طرفي ديگر جبهه پايداري دارد رسما تمام پنبه هاي وحدت شان را مي زند. سردرگمند تا جبهه يي را كه حتي آيت الله مصباح رسما مي گويد به آنها مشورت مي دهد، چگونه بايد نقد كنند و حتي به چالش بكشند به شرطي كه جسارتي به آيت الله مصباح نشود، مي گويد: آيت الله مصباح يزدي كه از مشايي و جريانش اعلام برائت كردند، اما بعضي از عزيزان (جبهه پايداري) مي گويند كه ما چون هنوز مي خواهيم با بخش هايي از دولت كار كنيم و ممكن است دولتي ها ناراحت بشوند، موضع روشني را در اين زمينه اتخاذ نمي كنيم: «ما خواهش مان اين است كه موضع شان را روشن و شفاف كنند. اگر اصولگرايان با هم وحدت نكنند، خطر حضور اصلاح طلب ها و جريان انحرافي بالامي رود: بنابراين ما مي گوييم بدون سهم خواهي، عزيزان محبت كرده و بيايند وحدت كنند. بالاخره چتري را جامعتين بلند كردند، كسي هم در اصولگرا بودن آيت الله مهدوي كني و آيت الله يزدي شك ندارد. آيت الله مصباح يزدي هم فرمودند كه احترام آيات عظام را بايد داشت: بنابراين عدم پيوستن به اين وحدت قاعدتا آب به آسياب ريختن اصلاح طلبان هست كه اين مصلحت نيست.»
نمي توانيم مقابل مشايي بايستيم
اين يك چشم انداز كوچك از سردرگمي هاي اصولگرايان است. از يك طرف از احمدي نژاد و مشايي و جريان انتخاباتي شان هراس دارند و به صراحت مي گويند اگر سر برگردانند صندلي هاي مجلس را اين گروه گرفتند و راست سنتي دستش خالي مي ماند و از سوي ديگر به دلايلي كه شايد امثال باهنر بدانند روبروي خودي هايشان ايستاده اند و مي گويند با احمدي نژاد بيش از اين وارد چالش نشويم. با اين تصوير ديگر عادي است اگر باهنر باز درجمعي سخنراني كند و بگويد: «جريان انحرافي از تب و تاب نيفتاده، هم پول خرج مي كند و هم قدرت دارد. هنوز هم كه هنوز است، آن فردي كه اشتهار داشت به سر انحراف، تحت حمايت كامل هست و بحث جدي نمي توان كرد.» البته نمي گويد چرا «نمي توانند يا نمي خواهند» بحث جدي درباره مشايي داشته باشند اما مي گويد: «جريان انحرافي وجوددارد و كارش را انجام مي دهد و حمايت هايي كه همچنان از اين جريان مي شود در ذهن بعضي از دوستان حزب اللهي جاي سوال ايجاد كرده است.»
ماجراي طرح سوال از احمدي نژاد هم كه فعلاشده صحنه بگو مگوي باهنر و مطهري: باهنر اصرار دارد كه بنابر سفارش مقامات ارشد نبايد موضوع كش پيدا كند مطهري هم در گفت وگو با «اعتماد» حرف هاي باهنر را رد مي كند و مي گويد: «فقط حرف قانون را مي پذيرد نه اينطور هزينه كردن ها از رهبري براي اينكه يك سوال ساده از احمدي نژاد پرسيده نشود.» باهنر مي گويد به ما گفتند موضوع را «كش ندهيم». مطهري مي گويد: «رهبري درباره اختلاس آن هم فقط به رسانه ها گفتند كش ندهيد و اصلاو ابدا چنين سفارشي را درباره طرح سوال از احمدي نژاد نكردند. باهنر براي چندمين بار مي گويد: امضاها را نمايندگان براي موقعي كه احمدي نژاد قهر كرده بود و از دستور رهبري درباره وزير اطلاعات سرپيچي كرده بود به مطهري دادند و بر عكس مطهري به «اعتماد» مي گويد: «اين حرف راست نيست و فقط 12 امضا از 100 امضا اين طوري بوده و حالاطرح سوالش 85 امضا دارد.»باهنر با لاريجاني هماهنگ نيست. روايت مي شودكه لاريجاني پس از سخنان رهبري كه تاكيد داشتند در امور قوا نظري ندارند و قوامختارند در رفتار، ديگر با طرح سوال از احمدي نژاد مخالفتي ندارد اما مطهري به «اعتماد» مي گويد: «نمي داند باهنر چرا يك تنه مي خواهد منافع احمدي نژاد را در پارلمان تامين كند وقتي اغلب بدنه اصولگرايي چشم به راهند تا يك بار هم كه شده احمدي نزاد خودش را مجبور به پاسخ دهي بداند.»
سردرگم بين احترام به آيت الله مصباح و طردكردن پايداري ها
ماجراي آيت الله مصباح يزدي هم براي اصولگرايان شده كلاف سردرگم. هم بايد احترام آيت الله را نگه دارند و با او از موضع انتقاد وگلايه حرف نزنند و از طرفي ديگر جبهه پايداري دارد رسما تمام پنبه هاي وحدت شان را مي زند. سردرگمند تا جبهه يي را كه حتي آيت الله مصباح رسما مي گويد به آنها مشورت مي دهد، چگونه بايد نقد كنند و حتي به چالش بكشند به شرطي كه جسارتي به آيت الله مصباح نشود، مي گويد: آيت الله مصباح يزدي كه از مشايي و جريانش اعلام برائت كردند، اما بعضي از عزيزان (جبهه پايداري) مي گويند كه ما چون هنوز مي خواهيم با بخش هايي از دولت كار كنيم و ممكن است دولتي ها ناراحت بشوند، موضع روشني را در اين زمينه اتخاذ نمي كنيم: «ما خواهش مان اين است كه موضع شان را روشن و شفاف كنند. اگر اصولگرايان با هم وحدت نكنند، خطر حضور اصلاح طلب ها و جريان انحرافي بالامي رود: بنابراين ما مي گوييم بدون سهم خواهي، عزيزان محبت كرده و بيايند وحدت كنند. بالاخره چتري را جامعتين بلند كردند، كسي هم در اصولگرا بودن آيت الله مهدوي كني و آيت الله يزدي شك ندارد. آيت الله مصباح يزدي هم فرمودند كه احترام آيات عظام را بايد داشت: بنابراين عدم پيوستن به اين وحدت قاعدتا آب به آسياب ريختن اصلاح طلبان هست كه اين مصلحت نيست.»
نمي توانيم مقابل مشايي بايستيم
اين يك چشم انداز كوچك از سردرگمي هاي اصولگرايان است. از يك طرف از احمدي نژاد و مشايي و جريان انتخاباتي شان هراس دارند و به صراحت مي گويند اگر سر برگردانند صندلي هاي مجلس را اين گروه گرفتند و راست سنتي دستش خالي مي ماند و از سوي ديگر به دلايلي كه شايد امثال باهنر بدانند روبروي خودي هايشان ايستاده اند و مي گويند با احمدي نژاد بيش از اين وارد چالش نشويم. با اين تصوير ديگر عادي است اگر باهنر باز درجمعي سخنراني كند و بگويد: «جريان انحرافي از تب و تاب نيفتاده، هم پول خرج مي كند و هم قدرت دارد. هنوز هم كه هنوز است، آن فردي كه اشتهار داشت به سر انحراف، تحت حمايت كامل هست و بحث جدي نمي توان كرد.» البته نمي گويد چرا «نمي توانند يا نمي خواهند» بحث جدي درباره مشايي داشته باشند اما مي گويد: «جريان انحرافي وجوددارد و كارش را انجام مي دهد و حمايت هايي كه همچنان از اين جريان مي شود در ذهن بعضي از دوستان حزب اللهي جاي سوال ايجاد كرده است.»
تحلیل های روزنامه اعتمادو جدیدا منتشر میکنی، که سابقش خرابه
قبلا همین تحلیل ها رو نقد میکردی و میذاشتی
شما را چه شده است؟