۲۴ مهر ۱۳۹۰ - ۰۹:۱۹

اهدافی مهم تر از مختصات سناریو

کد خبر : ۳۸۲۰۴
به گزارش صراط تهران امروز نوشت:
بعد از گذشت چند روز از ماجرایی که آمریکایی ها در طرحی سناریو وار علیه ایران راه انداخته اند، هنوز در محافل سیاسی و دیپلماتیک، اهداف و ابعاد این موضوع پر اهمیت به شمار می آید. در عرصه

رسانه ای چه در ایران ودر چه در آمر یکا واکنش ها بر مبنای مضحک بودن و غیر واقعی بودن این واقعه شکل گرفته است. شاید اغراق آمیز نباشد که گفته شود چهره های تحلیلگر و رسانه ای غرب اعتبار و آبروی خود را صرف این ماجراسازی نکرده اند‌ اما هر چه در این حوزه موضوع کوچک، خنده دار و مضحک دیده می شود در حوزه رسمی سیاسی آمریکا مسئله با ابعاد پیچیده و جدی نمایانده می شود. در این تناقض رسانه ای ، شانتاژ خبری، فشارسیاسی و فضاسازی جای خود را به تحلیل و تفسیر بر مبنای واقعیت داده است. از سوی دیگر با اینکه آشکار شده است که این طرح جامه سناریو بر تن دارد اما مسئله برای همه مهم به نظر می رسد. این اهمیت ناشی از چیست ؟ به نظر می رسد از چند منظر باید به آن نگریست . 1 – چرا جامعه سیاسی آمریکا برای فوق العاده نشان دادن اهمیت این داستان بسیج شده است ؟ 2 – چرا طراح آمریکایی این ماجرا تلاش نکرده است تا سناریویی‌ مستند تر بسازد 3 – منافع حاصل از برخورد تمام عیار سیاسی آمریکا به نفع چه کسی، چه کشوری و با چه هزینه ای است؟ 4 – هدف یا اهداف سیاسی و دیپلماتیک واشنگتن از ماجرا چیست ؟ 5 – چه نتیجه ای برای کاخ سفید می توان متصور شد ؟ بدیهی است که پاسخ همه این سوالات روشن کننده همه ابعاد این ماجرا نیست و برای فهم ابعاد پیدا و پنهان آن باید به طرح پرسش های دیگری نیز پرداخت . اما مسئله مهم این است که واقعی بودن ویا غیر واقعی بودن این سناریو تفاوتی در اهداف آمریکایی ها‌ ایجاد نمی کند. آنها اساسا وقتی یک تصمیم مهمی می گیرند جزئیاتی مانند اینکه بهانه چگونه فراهم شود برايشان کمتر ین اهمیت را دارد. از قضا در اینجا شواهدی وجود دارد که نشان می دهد آمریکایی ها با علم به ساختگی بودن این ماجرا، پروژه خود را پیش می برند. اساسا آنچه اهداف آمریکایی را خطرناک می کند همین مسئله‌است که چرا می خواهند بدون سند ومدرک علیه ایران به میدان بیایند و هدفشان از این همه هزینه سیاسی چیست ؟ این پروژه را می توان با چند ضلع شناخت که اهدافی کوتاه مدت و میان مدت را دنبال

می کند. طر احی ماجرایی رسانه‌ای برای انحراف افکار عمومی از جنبش وال استریت ، بحران اقتصادی ، تحت تاثیر قرار دادن موج بیداری اسلامی خاورمیانه ، سر پوش گذاشتن بر بن بست سیاسی کاخ سفید در قبال طرح محمود عباس

و ... از جمله نیازهای سیاسی واشنگتن در روزهای تحت فشار اعتراض معروف به 99درصدی مردم خود است که از نظر تحلیلگران می تواند موجب شکل گیری چنین ماجرایی شود. هر چند این ابهام باقی می ماند که اگر اینگونه است پس چرا این وظیفه به سازمان سیا برای طراحی یک سناریو قابل باور تر ودارای منافع ملموس برای ایران سپرده نشده است. بر این سیاهه البته دو موضوع دیگر هم می توان افزود.

1 – زمینه سازی برای عبور اوباما از شعار خودش به طور رسمی و آشکار و به قول معروف صهیونیسم پسند 2 – تلاش برای کنترل موج نهایی بیداری اسلامی در منطقه . از بعد اول به نظر می رسد نیاز های انتخاباتی آقای اوباما ایجاب می کند که ادبیات تازه ای در برابر ایران در پیش بگیرد . این ادبیات تازه باید قلدرمآبانه و متفاوت از شعار تغییر پیشین باشد . بنابراین سناریویی ساخته می شود که اوباما بر بام رسانه ای آن چرخش سیاسی خود را به نمایش بگذارد و خیال لابی های یهود را راحت کند. در این شرایط تغییر سیاسیت اوباما اساسا هر چه با موضوع غیر واقعی تر اما جنجالی تر صورت بگیرد مورد رضایت بیشتر جریانات سیاسی خواهد بود. اما در بعد دوم که مربوط به بیداری اسلامی می شود باید به این نکته اشاره کرد که واشنگتن می خواهد به رهبران موج بیداری اسلامی پیام بدهد که چه سرنوشتی در انتظار آنهاست اگر سمت و سوی خود را با پرچم کاخ سفید هماهنگ نکنند. در هر حال هر دو هدف خطرناک است و به دلیل اصرار کاخ سفید بر ماجراسازی از این رویداد سناریوگونه، اهداف آنها خطرناک تر به نظر می رسد.