قاسمي بعد از دو ماه تغيير را
آغاز مي كند
گروه اقتصادي- هما كبيري: اين روزها زمزمههايي كه براي آغاز تغييرات در سطح معاونان وزير نفت در چهار شركت اصلي اين وزارتخانه در طول دو ماه گذشته شنيده ميشد، با اتفاقات هفته گذشته قوت گرفته است. زماني كه قاسمي به عنوان گزينه احمدينژاد براي تصدي وزارت نفت معرفي شد، عنوان كرد كه در صورتي عهدهدار سمت وزارت نفت ميشود كه معاونانش را شخصا انتخاب كند. اما با گذشت دو ماه از حضور قاسمي در وزارت نفت، تاكنون واكنشي مبني بر پافشاري بر اين جمله كه تاثير زيادي در كسب راي اعتماد در مجلس داشت، ديده نشده و وزير نفت كه از او به عنوان فردي مستقل و صاحب تصميم ياد ميشد، پس از دو ماه سرگرداني وزارتخانه متبوعش در برقراري ارتباط با خارج از مجموعه، تنها مديركل جديد روابط عمومي را معرفي كرد اما حالا اخبار و اتفاقات حاكي از آن است كه به زودي حكم مديرعامل شركت ملي نفت ايران كه از او به عنوان فردي منتسب به جريان خاص در دولت ياد ميشود، براي بازگشت به يكي از شركتهاي خودروسازي امضا خواهد شد. حتي عدهاي معتقدند كه حكم او امضا شده و بيشك مقصد بعدي قلعهباني سايپا است و به زودي اوجي، مديرعامل فعلي شركت ملي گاز كه در واقع يك مدير نفتي و مهندس مخزن است، بر صندلي مديرعاملي شركت ملي نفت ايران تكيه خواهد زد. به نظر ميرسد جابهجاييها در سطح مديران نفتي به قدري بزرگترين تامينكننده اقتصاد كشور را به حاشيه كشانده كه موضوع كاهش توليد و دور شدن از اهداف برنامه پنجم توسعه و پيرو آن عدم تحقق برنامههاي پيشبيني شده افق چشمانداز 1404 را وارد فاز جديدي كرده كه مديران صنعت نفت نه تنها آن را رد نميكنند، بلكه آن را طبيعي دانسته و در برابر واكنشهاي كارشناسان موضعگيري ميكنند. مناقشات در حوزه عزل و نصب در وزارت نفت به چهار شركت اصلي و مديران عامل آنها ختم نميشود و در شركتهاي بهرهبردار زيرمجموعه – به ويژه زيرمجموعههاي شركت ملي نفت كه سهم مستقيمي در كاهش نفت دارند- نيز اين كشمكشها ديده ميشود. اينها موضوعاتي است كه توليد نفت خام را كه مهمترين كالاي تامينكننده اقتصاد كشور است، تحت تاثير قرار داده و كاهش توليد و مشكلات عمده ديگر به ويژه در مورد ميدانهاي مشترك را به فراموشي سپرده است.
بيش از 80 درصد از نفت و 16 درصد گاز توليدي كشور در منطقه جنوب غرب، موسوم به «مناطق نفتخيز جنوب» توليد ميشود. توليد روزانه 30ميليون بشكه نفت، 120 ميليون مترمكعب گاز، 120 هزار بشكه مايعات گازي و 32 هزار بشكه نفتا در منطقهاي توليد ميشود كه طول جغرافيايي آن از دهلران تا برازجان به 600 كيلومتر و عرض آن به 200 تا 300 كيلومتر ميرسد. حدود 3 - 2 سال پيش زماني كه توليد نفت كشور 4 ميليون و 200 هزار بشكه بود، سهم 80 درصدي توليد مناطق نفتخيز جنوب رقم 3 ميليون و 360 هزار بشكه را نشان ميداد كه حالا با كاهش توليد نفت خام در كشور كه توسط مديرعامل شركت ملي نفت ايران و ساير مديران مربوطه نيز تاييد شده، اين رقم به 3 ميليون بشكه در روز كاهش يافته است. مديرعامل شركت نفت مناطق نفتخيز جنوب با اعلام اينكه اطلاعي از سهم اين شركت در افت 120 هزار بشكهاي توليد نفت در كشور ندارد، گفت: «عملكرد ما در
شركت 99.9 درصد طبق برنامه بوده و از رقم افت توليد در اين منطقه كه 80 درصد اقتصاد نفتي كشور را تامين ميكند، خبرندارم.» مديرعامل شركت ملي مناطق نفتخيز جنوب كه در هفته گذشته ميزبان جمعي از خبرنگاران در اهواز بود، به عنوان يكي از اعضاي موثر هيات مديره شركت ملي نفت ايران توليد نفت كشور را 3 ميليون و 930 هزار بشكه در روز عنوان كرد و گفت: «علاوه بر سهم توليد 3ميليون بشكهاي شركت مناطق نفتخيز جنوب، سهم شركت اروندان در توليد روزانه 160 هزار بشكه، شركت نفت مناطق مركزي 160 هزار بشكه و شركت نفت فلات قاره نيز 600 هزار بشكه است.»
هرمز قلاوند با اعلام اين مطلب تاكيد كرد: «شركتهاي زيرمجموعه نفتخيز جنوب هر كدام به جز شركت بهرهبرداري نفت و گاز مسجدسليمان، بيش از شركت فلات قاره توليد نفت دارند و اين عظمت و وسعت كار مناطق نفتخيز را نشان ميدهد.» وي افزود: «شركت نفت و گاز كارون به تنهايي با توليد روزانه يك ميليون و 40 هزار بشكه نفت خام، 25 درصد توليد نفت كشور را در دست دارد و شركتهاي نفت و گاز گچساران، آغاجاري و مارون به ترتيب با 630، 620 و 600 هزار بشكه توليد در روز، در حد يك شركت نفت فلات قاره مشغول توليد هستند.
اهداف كاخ سفيد از پيگيري يك سناريوي سوخته
تهران امروز
سناريوي ضدايراني آمريكا اگرچه چندان هوشمندانه طراحي نشده است اما پرسش اصلي اين است كه آمريكا چه نيازي به طراحي چنين سناريويي داشته و دارد؟! در اين زمينه به چند نكته به اجمال اشاره ميشود:
نخست: بحران عليه نظام امپرياليستي ـ كاپيتاليستي در آمريكا رو به اوجگيري است. تودههاي فرودست دريافتهاند كه نظام آمريكا دموكراسي نيست بلكه كاپيتوكراسي يعني سرمايهداري است.
براي فرونشاندن موج اعتراضات و حل بحران نياز به ايجاد يك بحران ساختگي بود تا افكار عمومي را متوجه خطر يك دشمن خارجي كند، هم از اين روست كه پروژه ايرانهراسي با جديت در آمريكا دنبال ميشود، از زمان پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال57 تاكنون هيچگونه عمليات تروريستي كه دستگاههاي امنيتي آمريكا بتوانند سرنخهاي آن را به ايران برسانند، در خاك آمريكا رخ نداده است، حال چگونه است كه در يك سناريوسازي عجيب و غريب ايران متهم به طراحي عمليات تروريستي در خاك آمريكا ميشود؟!
دوم: آمريكا درصدد است با طراحي اين سناريو موافقت شوراي امنيت سازمان ملل براي وارد آوردن فشار بيشتر بر ايران را بهرهجويي كند. اين امر امكانپذير نبود مگر آنكه در يك نبرد تبليغاتي ادعا شود كه ايران قصد انجام عمليات تروريستي در خاك آمريكا را داشته است.
سوم: حمايت ايران از سوريه، حزبالله لبنان، حماس فلسطين و ساير نيروهاي مبارز ضدصهيونيستي، به زعم آمريكا موجب شده است تا نفرت و انزجار از رژيم غاصب اسرائيل نزد ملتهاي مسلمان منطقه افزايش يابد.
قلاوند با اعلام اينكه در حال حاضر به 10 ميدان از ميدانهاي مناطق نفتخيز جنوب تزريق گاز صورت ميگيرد ادامه داد: «طبق برنامه براي افزايش برداشت و توليد صيانتي نفت بايد روزانه 80 ميليون مترمكعب گاز به ميدانهاي كرنج، پارسي، بيبي حكيمه، گچساران، آغاجاري، كوپال، رامشير، هفتكل، نرگسي و پازنان تزريق شود كه تا به امروز 80 درصد آن محقق شده است.»
وي درباره مشكلاتي كه براي توربوكمپرسورهاي تزريق گاز به ميدان عظيم آغاجاري رخ داده، توضيح داد: «تاسيسات شرايط خاص خودش را دارد و در هر زمان بايد از شرايط به بهترين شكل استفاده كرد. براي تزريق گاز به ميدان آغاجاري تعدادي از كمپرسورها دچار مشكل شدند، اما هماكنون 4 رديف از 7 رديف موجود آماده است كه دو رديف آن با بررسي مديريت نظارت بر توليد نفت و گاز تا يك هفته آينده وارد مدار ميشوند. هرچند تعدادي از فيلترها و صافيها دچار مشكل هستند، اما ما به دنبال اين هستيم كه يك شركت داخلي كه توانايي ساخت اين تكنولوژي را دارد پيدا كرده و قرارداد ببنديم.» هر چند مديرعامل شركت مناطق نفتخيز جنوب در نشست خود با خبرنگاران كه با اصرار اصحاب رسانه برگزار شد، تقريبا به هيچ يك از سوالات آنها پاسخ روشن و واضحي نداد، اما به نظر ميرسد اعلام همين آمار و ارقام در روز نخست كاري نمايندگان رسانهها در اهواز، از سوي هرمز قلاوند مديرعامل شركت ملي مناطق نفتخيز جنوب، چندان به مذاق مديران بالادست وي خوش نيامد، چرا كه در اين ميان، قلاوند تلاش ميكرد تا قدرت شركت مناطق نفتخيز جنوب را در بين ديگر شركتهاي بهرهبردار با مقايسه آماري توليد و تاكيد مكرر بر اين قدرت نشان دهد. اين در حالي است كه تا كنون در نفت مرسوم نبوده تا مدير يك شركت توليدكننده نفت اقدام به اعلام توليد نفت شركتهاي ديگر توليدكننده نفت در كشور كند؛ چرا كه اين قدرت به دليل مسائل
بينالمللي و مصلحت انديشي در اعلام ريز توليدات در اختيار وزيرنفت و مديرعامل شركت ملي نفت بوده است.اما اينكه مديريت يك شركت بهرهبردار اقدام به تشريح ريز آمار توليد مناطق ديگر بپردازد اقدامي جديد و شايد رسمي جديد در نفت است كه ميتوان از اين پس قلاوند را مبتكر آن در نفت دانست. در اين بين در شرايطي قلاوند ميزان توليد نفت شركت متبوع خود را 3 ميليون بشكه در روز اعلام ميكند كه از ابتداي امسال تاكنون اين شركت روزانه 2ميليون و 950 هزار بشكه در روز توليد كرده است. شايد هم اين اتفاق سرآغازي براي اتفاقي باشد كه تقريبا دو ماه است همه منتظر آن هستند؛ آيا شايسته سالاري بار ديگر در صنعت نفت كشور اتفاق ميافتد؟
لطف کنید به این نویسنده مطلب یادآوری کنید کل تولید روزانه نفت ایران حدود 3/9 میلیون بشکه است!
با تشکر