به گزار صراط صالح اسکندری در روزنامه رسالت نوشت:
نخبگان جامعه بخش مهم و ارجمندي از سرمايه هاي انساني کشور(Human Capital) هستند که ساليان متمادي براي ورود آنها به حوزه نخبگي سرمايه گذاري و هزينه هاي مادي و معنوي بسياري صرف شده است.امروزه سرمايه هاي انساني در پيوند مستمر با سرمايه هاي فکري (Intellectual Capital) جزء مهم ترين دارايي هاي يک کشور محسوب مي شوند و ابزار اصلي توسعه و پيشرفت قلمداد مي گردند. (آي سي) يا سرمايه هاي فکري دارايي هاي نرم و غير ملموسي در حوزه نظام واره دانشي و تکنولوژيک است که در کنار دارايي هاي مشهود و قابل لمس يک کشور (فيزيکي، مالي و ...) مطرح مي شود.
سرمايه هاي انساني و فکري اما تنها در بستري از سرمايه هاي ساختاري (Structural Capital) در درون يک جامعه امکان شکوفايي و بازدهي دارند. سرمايه ساختاري عبارت است از زيرساخت هاي حمايتي ،
اولويت بندي هاي سياستگذاري و به عبارتي کليه فراگردهايي که منجر به فعال کردن سرمايه هاي فکري و انساني مي گردد. سرمايه ساختاري مجموعه استعداد و خلاقيتي است که يک جامعه براي بهره وري، استفاده بهينه و حمايت سخت افزاري و نرم افزاري از نخبگان خود به کار مي گيرد.انسجام هارمونيک سرمايه هاي فکري، انساني و ساختاري در درون يک جامعه مقدمه توسعه و کاميابي جوامع در هزاره سوم محسوب مي شود.
لنگ زدن هر بخش از اين پازل مي تواند حرکت يک کشور به سوي پيشرفت را کند کند. لستر تارو در کتاب ثروت آفرينان مي نويسد:" پايه هاي قديم کاميابي، فروريخته است. در تمام طول تاريخ بشر، منشأ کاميابي دستيابي به منابع طبيعي مانند زمين، طلا و نفت بوده است. ناگهان ورق برگشته و دانش به جاي آن نشسته است. اين عصر، عصر صنايع انسان ساخته بر پايه دانايي و توانايي هاي مغزي است.بيل گيتس، ثروتمندترين مرد دنيا، مالک چيزهاي ملموس نيست: نه زمين دارد، نه طلا، نه نفت، نه کارخانه، نه فعاليت صنعتي ديگر و نه ارتش و سپاهي. اين نخستين بار در تاريخ بشر است که ثروتمندترين مرد دنيا فقط دانش دارد و بس.
سومين انقلاب صنعتي دارد عناصر سازنده هرم ثروت را به ترتيبي جديد از نو مي چيند. کسي به درستي نمي داند که قاعده بازي چيست. برندگان کساني خواهند بود که ماهيت هرم ثروت را در اقتصادي متکي به دانش، زودتر دريابند..."
واقعيت همين است در اين عزيمت پرشتاب، نظام دانايي در سه حوزه فکري، انساني و ساختاري حرف اول را مي زند و
دانش محوري مقدمه اقتدار، رفاه، پيشرفت و آباداني است. يعني بر خلاف گذشته که سرمايه، منابع طبيعي، نيروي کار و ... فاکتور اصلي در پيشرفت کشورها به حساب مي آمد در قرن بيست و يکم در کنار ساير عوامل دانش و تکنولوژي عامل اصلي توسعه و جبران عقب ماندگي ها به حساب مي آيد.
روز گذشته رهبر معظم انقلاب در جمع صدها نخبه جوان به برخي الزامات و اقتضائات در سه حوزه سرمايه هاي فکري، انساني و ساختاري اشاره فرمودند که ضرورت دارد در اين مجال مورد امعان نظر و تاکيد مجدد قرار گيريد.
الف) سرمايه هاي فکري
* تاکيد بر سابقه درخشان و ذخاير عظيم فکري و فرهنگي ايران
* رد بيگانه ستيزي در مباحث علمي
* عدم اکتفا به شاگردي در حوزه علم
* ضرروت شور و نشاط علمي در دانشگاهها
* تأثيرگذاري فکري و گفتمان سازي جوانان
* کرسي هاي آزاد انديشي
* تبديل توليد علم به يک ارزش
ب) سرمايه انساني
* احساس دلبستگي معنوي به کشور و ملت
* تلاش و فداکاري در عرصه هاي کاري
* عشق به سرنوشت کشور
* اهتمام به پيشرفت، عزت و افتخار کشور
* تقويت ايماني نخبگان
ج) سرمايه ساختاري
* اتکاي قدرت به دين
* اعتماد به نفس و خودباوري سياستمداران
* سرمايه گذاري هر چه بيشتر دولتمردان در توليد علم و نوآوري علمي
* ارتقاي مديريتي در دانشگاهها و مراکز و نهادهاي علمي
* برنامه ريزي دولت براي ايجاد و گسترش پژوهشگاهها و مراکز علمي ـ تحقيقاتي
* خودداري دستگاههاي دولتي از خريد توليدات خارجي
* وادار کردن دستگاهها و بانکها به حمايت از توليد کنندگان و صنعتگران داخلي
* تهيه سند ملي نخبگان
بر اين اساس روشن است ايران اسلامي که داعيه پيشتازي تمدني در دنياي امروز دارد و نمي تواند از قافله پيشرفت عقب بماند بايد به يک انسجام نظري و عملي در حوزه سرمايه هاي فکري، انساني و ساختاري خود دست پيدا کند. اهتمام به الزامات و اقتضائاتي که رهبر معظم انقلاب در اين سه حوزه مطرح فرمودند سرعت و شتاب قطار حرکت علمي ملت ايران را همگام با فرايند توسعه و پيشرفت علمي در جهان مضاعف مي کند البته با اين تفاوت که حرکت علمي در ايران مي بايست بر منهج معنويت تنظيم و بازسازي گردد.
در واقع آرمان نهايي توسعه دانش بنيان در جامعه اسلامي افزايش کيفيت حيات معنوي و مادي نوع انسان است. دانش زماني رشد مي کند که ماموريت هاي نخبگان در کنار مطالبات آنها از ساختار سياسي، اقتصادي و علمي توجه شود. برقراري پيوند مستمر بين دانش، ثروت، زيرساخت هاي حمايتي و اقتدار ملي قادر است مزيتهاي نسبي دانشمندان ايراني از قبيل هوش بالا، اعتماد به نفس ملي، ايمان به عنايات الهي و ... را بالفعل کند و مسير تحقق الگوي اسلامي جنبش نرم افزاري را هموار نمايد.
نخبگان جامعه بخش مهم و ارجمندي از سرمايه هاي انساني کشور(Human Capital) هستند که ساليان متمادي براي ورود آنها به حوزه نخبگي سرمايه گذاري و هزينه هاي مادي و معنوي بسياري صرف شده است.امروزه سرمايه هاي انساني در پيوند مستمر با سرمايه هاي فکري (Intellectual Capital) جزء مهم ترين دارايي هاي يک کشور محسوب مي شوند و ابزار اصلي توسعه و پيشرفت قلمداد مي گردند. (آي سي) يا سرمايه هاي فکري دارايي هاي نرم و غير ملموسي در حوزه نظام واره دانشي و تکنولوژيک است که در کنار دارايي هاي مشهود و قابل لمس يک کشور (فيزيکي، مالي و ...) مطرح مي شود.
سرمايه هاي انساني و فکري اما تنها در بستري از سرمايه هاي ساختاري (Structural Capital) در درون يک جامعه امکان شکوفايي و بازدهي دارند. سرمايه ساختاري عبارت است از زيرساخت هاي حمايتي ،
اولويت بندي هاي سياستگذاري و به عبارتي کليه فراگردهايي که منجر به فعال کردن سرمايه هاي فکري و انساني مي گردد. سرمايه ساختاري مجموعه استعداد و خلاقيتي است که يک جامعه براي بهره وري، استفاده بهينه و حمايت سخت افزاري و نرم افزاري از نخبگان خود به کار مي گيرد.انسجام هارمونيک سرمايه هاي فکري، انساني و ساختاري در درون يک جامعه مقدمه توسعه و کاميابي جوامع در هزاره سوم محسوب مي شود.
لنگ زدن هر بخش از اين پازل مي تواند حرکت يک کشور به سوي پيشرفت را کند کند. لستر تارو در کتاب ثروت آفرينان مي نويسد:" پايه هاي قديم کاميابي، فروريخته است. در تمام طول تاريخ بشر، منشأ کاميابي دستيابي به منابع طبيعي مانند زمين، طلا و نفت بوده است. ناگهان ورق برگشته و دانش به جاي آن نشسته است. اين عصر، عصر صنايع انسان ساخته بر پايه دانايي و توانايي هاي مغزي است.بيل گيتس، ثروتمندترين مرد دنيا، مالک چيزهاي ملموس نيست: نه زمين دارد، نه طلا، نه نفت، نه کارخانه، نه فعاليت صنعتي ديگر و نه ارتش و سپاهي. اين نخستين بار در تاريخ بشر است که ثروتمندترين مرد دنيا فقط دانش دارد و بس.
سومين انقلاب صنعتي دارد عناصر سازنده هرم ثروت را به ترتيبي جديد از نو مي چيند. کسي به درستي نمي داند که قاعده بازي چيست. برندگان کساني خواهند بود که ماهيت هرم ثروت را در اقتصادي متکي به دانش، زودتر دريابند..."
واقعيت همين است در اين عزيمت پرشتاب، نظام دانايي در سه حوزه فکري، انساني و ساختاري حرف اول را مي زند و
دانش محوري مقدمه اقتدار، رفاه، پيشرفت و آباداني است. يعني بر خلاف گذشته که سرمايه، منابع طبيعي، نيروي کار و ... فاکتور اصلي در پيشرفت کشورها به حساب مي آمد در قرن بيست و يکم در کنار ساير عوامل دانش و تکنولوژي عامل اصلي توسعه و جبران عقب ماندگي ها به حساب مي آيد.
روز گذشته رهبر معظم انقلاب در جمع صدها نخبه جوان به برخي الزامات و اقتضائات در سه حوزه سرمايه هاي فکري، انساني و ساختاري اشاره فرمودند که ضرورت دارد در اين مجال مورد امعان نظر و تاکيد مجدد قرار گيريد.
الف) سرمايه هاي فکري
* تاکيد بر سابقه درخشان و ذخاير عظيم فکري و فرهنگي ايران
* رد بيگانه ستيزي در مباحث علمي
* عدم اکتفا به شاگردي در حوزه علم
* ضرروت شور و نشاط علمي در دانشگاهها
* تأثيرگذاري فکري و گفتمان سازي جوانان
* کرسي هاي آزاد انديشي
* تبديل توليد علم به يک ارزش
ب) سرمايه انساني
* احساس دلبستگي معنوي به کشور و ملت
* تلاش و فداکاري در عرصه هاي کاري
* عشق به سرنوشت کشور
* اهتمام به پيشرفت، عزت و افتخار کشور
* تقويت ايماني نخبگان
ج) سرمايه ساختاري
* اتکاي قدرت به دين
* اعتماد به نفس و خودباوري سياستمداران
* سرمايه گذاري هر چه بيشتر دولتمردان در توليد علم و نوآوري علمي
* ارتقاي مديريتي در دانشگاهها و مراکز و نهادهاي علمي
* برنامه ريزي دولت براي ايجاد و گسترش پژوهشگاهها و مراکز علمي ـ تحقيقاتي
* خودداري دستگاههاي دولتي از خريد توليدات خارجي
* وادار کردن دستگاهها و بانکها به حمايت از توليد کنندگان و صنعتگران داخلي
* تهيه سند ملي نخبگان
بر اين اساس روشن است ايران اسلامي که داعيه پيشتازي تمدني در دنياي امروز دارد و نمي تواند از قافله پيشرفت عقب بماند بايد به يک انسجام نظري و عملي در حوزه سرمايه هاي فکري، انساني و ساختاري خود دست پيدا کند. اهتمام به الزامات و اقتضائاتي که رهبر معظم انقلاب در اين سه حوزه مطرح فرمودند سرعت و شتاب قطار حرکت علمي ملت ايران را همگام با فرايند توسعه و پيشرفت علمي در جهان مضاعف مي کند البته با اين تفاوت که حرکت علمي در ايران مي بايست بر منهج معنويت تنظيم و بازسازي گردد.
در واقع آرمان نهايي توسعه دانش بنيان در جامعه اسلامي افزايش کيفيت حيات معنوي و مادي نوع انسان است. دانش زماني رشد مي کند که ماموريت هاي نخبگان در کنار مطالبات آنها از ساختار سياسي، اقتصادي و علمي توجه شود. برقراري پيوند مستمر بين دانش، ثروت، زيرساخت هاي حمايتي و اقتدار ملي قادر است مزيتهاي نسبي دانشمندان ايراني از قبيل هوش بالا، اعتماد به نفس ملي، ايمان به عنايات الهي و ... را بالفعل کند و مسير تحقق الگوي اسلامي جنبش نرم افزاري را هموار نمايد.