براساس آمارهاي جهاني سالانه 1ميليون و 300هزار نفر در جهان به دليل تصادفات جاده اي جان خود را از دست مي دهند.
طي نيم قرن اخير صنعت حمل و نقل به جهت فوايد اقتصادي ناشي از گسترش ارتباطات، جابجايي كالا و مسافر، به عنوان يك صنعت بزرگ مطرح شده است.
براساس آمارهاي جهاني، ميزان تلفات جاده اي در اروپا 11نفر در ازاي هر 100هزار نفر است.
با توجه به روند كنوني تصادفات، كارشناسان پيش بيني مي كنند تا سال 2020 ميلادي، ميزان تلفات ناشي از صدمات رانندگي جاده اي در جهان 80درصد افزايش پيدا كند و تا آن زمان، صدمات رانندگي جاده اي رتبه سوم را در ميان علل معلوليت افراد در زندگي خواهد داشت.
از چهار حالت اصلي حمل و نقل، جاده اي، ريلي، هوايي و دريايي، سفر از طريق جاده، مردم را در معرض بيشترين خطر صدمات در هر كيلومتر سفر قرار مي دهد.
تاريخ تمدن هاي بزرگ حكايت از آن دارد كه بخشي از موفقيت و اقتدار تاريخي تمدن باستان ايران مديون موفقيت جغرافيايي خاص و نظام توانمند و انعطاف پذير حمل و نقل و ارتباطات در بخشي بوده است كه به لحاظ خصوصيات ويژه حمل و نقل جاده اي اين روش به عنوان متداول ترين شيوه حمل و نقل در كشورهاي مختلف جهان مطرح است.
تصادفات جاده اي به ترتيب شامل: عوامل انساني- وسائط نقليه و جاده است. براي جلوگيري از افزايش ميزان تصادفات، اقدامات موثر بايد صورت پذيرد كه با:
-مديريت منسجم و هماهنگ با كليه ارگان ها و سيستم هاي حمل و نقل جاده اي- جمع آوري اطلاعات از تصادفات به صورت مستمر- راه كارهاي علمي و اصولي جهت كاهش حوادث و سمينارهاي منطقه اي در اين خصوص- افزايش حمل و نقل ريلي و زيرساخت ها شامل آزاد راه ها، بزرگراه ها، راه هاي اصلي و تبديل راه هاي فرعي به اصلي با طرح هاي هندسي مناسب و رفع نقايص و طراحي جاده اي موجود- نصب علائم ايمني در مكان هاي مناسب و قابل ديد رانندگان- عناصر مهندسي ترافيك در طرح ها و مطالعات راه ها- اختصاص دادن گذرگاه هاي عابر پياده به صورت زيرگذر و روگذر مي توان سوانح جاده اي را به حداقل رساند.
معضل اجتماعي بزرگ
سوانح جاده اي يك پديده اجتماعي است كه نياز به شناسايي ابعاد زيربنايي تر آن از قبيل مسائل فرهنگي، رواني، جامعه شناختي، تبليغاتي، قضايي، پزشكي و نقش و جايگاه پليس علاوه بر نارسايي هاي ناشي از فناوري از جمله كيفيت راه ها و خيابان ها، كيفيت ساخت اتومبيل ها و... دارد.
به طور قطع آمار معلولان و مصدومان ناشي از حوادث رانندگي و جاده اي 10 تا 15 برابر ميزان تلفات ناشي از آن است كه عواقب جبران ناپذير آن همچون بي سرپرستي، مسائل و مشكلات روحي و رواني، هزينه هاي هنگفت درماني و نيز مسائل جزايي و قضايي است.
سوييس از جمله كشورهايي است كه تجربه موفقي در زمينه كنترل تخلفات حادثه ساز رانندگي و كاهش رشد تصادفات داشته، زيرا در اين كشور، راننده اي كه تعداد تخلفات رانندگي اش از حد مجاز تعيين شده در سال بيشتر باشد به عنوان يك بيمار رواني از رانندگي محروم مي شود.
در آمريكا نيز چنانچه راننده اي مرتكب تخلفات حادثه ساز رانندگي همچون سرعت بيش از حد مجاز و حركات بي پروا و خطرناك هنگام رانندگي شود يا حتي يك بار در طول دوره آزمايشي دريافت گواهينامه خود مرتكب تخلف شود، گواهينامه اش به مدت 60 روز و چنانچه در حال غيرعادي رانندگي كرده باشد، به مدت 90 روز معلق مي شود.
جالب است كه بدانيم ايران با دارا بودن يك درصد از جمعيت جهان، حدود 2 درصد تلفات انساني ناشي از تصادفات دنيا را به خود اختصاص داده است.
صرف نظر از خطاي انساني به نظر مي رسد تا زماني كه خودروسازان كشور ملزم به نصب تجهيزات ايمني نظير ترمز ضدقفل، كيسه هوا و... نشوند بسياري از خودروهاي ساخت داخل فاقد ايمني لازم براي سرنشينان است.
امروزه در كنار معرفي جاذبه هاي گردشگري در ايران، «هشدار جدي نسبت به رانندگي خطرناك ايرانيان» يكي از بخش هاي جدايي ناپذير كتابچه هاي راهنمايي جهانگردان به شمار مي رود.
شخصيت شناسي در رانندگي
در بررسي معضل ترافيك و حوادث ناشي از رانندگي هاي تهاجمي، بيشترين توجه به روانشناسي رانندگي معطوف مي شود. در واقع محورها و مباحث اصلي روانشناسي رانندگي يا روانشناسي ترافيك آميزه اي است از يافته هاي ديگر حوزه هاي مرتبط با روانشناسي همچون روانشناسي اجتماعي.
يكي از شاخصه هاي مهم نظم پذيري جوامع، ميزان تعهد افراد به مقررات راهنمايي و رانندگي است. از آن جا كه فرهنگ را مي توان مجموعه رفتار يك جامعه در امور گوناگون تعريف نمود، رفتار مردم و ديد آنان نسبت به اهميت رعايت قوانين راهنمايي را نيز مي توان فرهنگ رانندگي ناميد.
افراد مبتلا به اختلالات شخصيتي بيشترين جرايم رانندگي را مرتكب مي شوند، افراد ضداجتماعي به اخلاق پايبند نيستند و قانون گريزي مي كنند. اين افراد در اتوبان ها و جاده ها لايي مي كشند و سپر خودروي خود را به سپر خودروي مقابل خود مي چسبانند.
در زمينه برخورد با افراد دچار شخصيت ضداجتماعي اتفاقات خوبي رخ داده است كه از جمله آنها به دادن امتياز منفي به رانندگان متخلف و راه اندازي گشت كنترل سلامت روان مي توان اشاره كرد البته لازم است با افرادي كه از سرعت مجاز تخطي مي كنند برخوردهاي شديدتري صورت گيرد.
شيوه رانندگي افراد، وضعيت رواني آنها را نشان مي دهد، افرادي كه احساسي رانندگي مي كنند، بوق مي زنند، فحاشي مي كنند، فكر مي كنند افراد زرنگي هستند، اما از ضعف شخصيت رنج مي برند، اين افراد معمولا در ساير مقاطع زندگي هم دچار خلأ شخصيتي هستند و حس انتقامجويي دارند. با وجود اينكه براي ورود همزمان به يك اتاق، بارها به هم تعارف مي كنيم اما در هنگام رانندگي حس مي كنيم حق مان خورده شده و هر طور شده نبايد اجازه بدهيم خودروي ديگر از ما سبقت بگيرد يا جلوتر از ما حركت كند.
راننده پرخاشگر، راننده اي است كه با توسل به درگيري و خشونت، قصد انجام اعمال خلاف مقررات راهنمايي و رانندگي را دارد؛ اعمالي همچون تغيير مسير ناگهاني و خطرناك، سبقت غيرمجاز، رعايت نكردن فاصله مناسب طولي و عرضي، بوق زدن هاي مكرر، استفاده از نور بالا براي تنبيه ديگران،حركت سريع و تعقيب و گريز خودرويي، سرعت هاي نابجا، مانور و تغيير مسير به طور مكرر، اشغال طولاني خط سبقت، ترمزهاي ناگهاني و مكرر، انحراف از مسير اصلي و عبور از خط مقابل براي رهايي از ترافيك غير روان و قانون شكني و ديگر رفتارهاي ناپسند همراه با فحاشي و هتاكي به ديگران، در كارنامه رانندگي افراد پرخاشگر كاملا مشهود است.
از عوامل موثر در بروز رفتار پرخاشگرانه رانندگان مي توان به موارد زير اشاره كرد:
¤ صرف زمان، معطلي و كندي ترافيك
¤ مهارت نداشتن در رانندگي
¤ آلودگي هاي صوتي موجود در محيط
¤نابساماني ترافيك
¤ تاثير آلودگي هوا بر سيستم عصبي
اين عوامل به طور مجزا باعث بروز عكس العمل هاي نامناسب يا كاهش توانايي هاي فكري و جسمي راننده خواهند شد.
رانندگي يكي از مواردي است كه شخصيت انسان را در اجتماع آشكار مي كند و تقريبا مي توان گفت كه ابعاد فرهنگي رشد اجتماعي و ميزان ادب و علاقه او را نسبت به همنوعانش نشان مي دهد.
علل بروز ناهنجاري هاي ترافيكي در جاده ها نشات گرفته از عوامل اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي است. تنگناهاي موجود در هر يك از اين عوامل، موجب كم اثر و يا بي اثر شدن ساير عوامل مي گردد و اثرات ساير فاكتورهاي موثر در ترافيك مانند فرهنگ عبور و مرور، بستر عبور، نحوه استفاده از راه و وسايل نقليه را كمرنگ كرده و از همه تاسف بارتر اينكه ضعف قوانين و مقررات يا به عبارت ديگر ناكارآمدي و عدم بازدارندگي قوانين و مقررات، موجب شده تا نه تنها فرهنگ صحيح ترافيك نهادينه نشود، بلكه در بسياري از قسمت ها آسيب پذير باشد زيرا تأثيرپذيري افراد از محيط اطراف خود در اين زمينه بيشتر از مراكز ملي و رسمي است و براي مهار انحرافات حمل و نقل در كشور، وجود قوانين و مقررات محكم و بازدارنده امري اجتناب ناپذير است.
درصد بالايي از مرگ و مير تصادفات در همان زمان وقوع سانحه يا چند لحظه اي بعد از آن اتفاق مي افتد، يعني در اين موارد هيچ كمكي از اورژانس و تيم پزشكي ساخته نيست. اما در مورد درصد باقي مانده، اين وظيفه ذاتي اورژانس است كه براي نجات جان مصدومين اقدام نمايد.
امداد هوايي داراي خصوصيات ويژه اي است كه سبب شده در برخي از كشورها كارايي بسيار بالايي داشته و در برخي ديگر از حداقل كارايي لازم در مقايسه با امداد زميني برخوردار باشد. تراكم جمعيت، نوع راه هاي مواصلاتي و وسعت آن كشور از شاخص هاي تعيين كننده در امداد هوايي است. براي مثال در كشور آلمان به دليل وسعت بسيار كم آن با 50 فروند بالگرد، كل كشور را تحت پوشش امداد هوايي قرار داده اند.
به حوادث رانندگي سطحي نگاه نكنيد
بعضي از عوامل موثر در تصادفات جاده اي، ممكن است به تنهايي صددرصد نقش داشته باشد.
مطالعات انجام شده توسط آزمايشگاه تحقيقات جاده و حمل و نقل كه با همكاري سازمان بهداشت جهاني صورت پذيرفته است نشان مي دهد كه بطور حيرت انگيزي ميزان مرگ و مير ناشي از تصادفات جاده اي در كشورها يكي از عوامل مهم مرگ هاي زودرس مي باشد.
براي گروه سني 25 تا 40 سال، مرگ و مير ناشي از تصادفات جاده اي دومين عامل اصلي مرگ هاي زودرس را تشكيل مي دهد. بهبود وضعيت بهداشتي و كاهش تدريجي بيماري هاي عفوني محلي، باعث شده است تا مرگ ومير ناشي از تصادفات جاده اي از اهميت بيشتري برخوردار شده و اين امر درحال حاضر يك مشكل رو به افزايش كشورهاي درحال توسعه است.
كشورهاي صنعتي در طي 25 سال تا 30 سال گذشته به موفقيت هاي شاياني درحل مشكلات ايمني معابر خود دست يافته اند. گرچه در اين كشورها با كاربرد اقدامات اصلاحي تصادفات جاده اي در بخش هاي مختلف بهبودهايي حاصل شده اند، ولي يكي از موفق ترين و بهترين زمينه هاي سرمايه گذاري، طراحي معابر و مهندسي ترافيك بوده است.
حذف تدريجي خطرناك ترين نقاط در شبكه هاي معابر و استفاده از ورودي هايي كه با در نظر گرفتن موارد ايمني طراحي شده اند در طراحي و برنامه ريزي شبكه هاي معابر جديد باعث افزايش بسيار زياد ايمني ترافيكي شده است. اگر چه راه حل هاي سيستماتيك و نحوه برخورد با مشكلات مربوطه كه در كشورهاي صنعتي به كار گرفته مي شوند، براي استفاده در كشورهاي در حال توسعه كاملا قابل اجرا هستند.
به عنوان مثال در يك جاده كه چاله اي در آن است وقتي راننده به آن چاله مي رسد بدون ترديد به سمت راست يا چپ متمايل مي شود و در هر دو حالت، احتمال تصادف يا خطر وجود دارد. بنابراين در اين حالت، عامل جاده به تنهايي صددرصد در يك تصادف نقش بازي مي كند يا در جاده اي كه رفت و برگشت در عرض چند متري صورت مي گيرد و جاده هم شيب منفي دارد.
آيا نقش جاده در تصادفات بيشتر از عوامل ديگر نخواهد بود يا وقتي در ساخت خودروها از وسايل پيشرفته كه حالت الاستيك دارد، استفاده مي شود، آيا خطر صدمه به سرنشينان خودرو به حداقل ممكن نمي رسد؟
در قانون توسعه حمل ونقل عمومي، براي ارزيابي تصادفات، فوت را به عنوان يك شاخص تعيين مي كنند و براساس اين شاخص ها، بايد سال ها را با يكديگر مقايسه كنيم تا مشخص شود كه آيا تصادفات كم شده يا افزايش يافته است.آموزش ترافيك به صورت بنيادي و فرهنگي بهتر است از گروه هاي سني پايين و از سطوح كودكستان و دبستان و سپس مدارس راهنمايي و دبيرستان شروع شود تا اين فرهنگ از كودكي در خمير نسل آينده حك شود.
علاوه بر انسان كه اولين عنصر تشكيل دهنده ترافيك است با عامل ديگري روبه رو هستيم و آن راننده است كه بايد فرهنگ استفاده از وسيله نقليه خود و كاربرد آن را به خوبي بداند و بشناسيم تا بتواند به صورتي رانندگي كند كه خود انتظار دارد ديگران رانندگي كنند. بايد توجه داشت كه آموزش بايد به طور مداوم و مستمر براي اين گروه از رانندگان كه نقش بسيار حساسي را در ترافيك شهرها به عهده دارند انجام شود.
جاده ها و راه ها بايد با تكيه بر اصول مهندسي ترافيك طراحي و احداث شود. و از كيفيت ايمني و ضريب اطمينان مطلوب برخوردار و به علامات شناخته شده بين المللي مجهز باشند نه علائم ديگر.
به مقصود نهائي دست نيافته ايم
بايد توجه داشت كه حتي اگر تمامي جاده هاي ما نيز داراي اين مشخصات باشد ولي از يك سيستم كنترل و نظارت به منظور نگهداري و اصلاح و ترميم موانع بهره ور نباشيم، باز هم به مقصود نهائي دست نيافته ايم. زيرا اغلب اتفاق مي افتد كه به علت انجام حفاري هايي لازم جهت شبكه هاي زيرساخت موانعي در سطح معابر به وجود مي آيد كه بايد نسبت به ايمني راه، ترميم و اصلاح سريع اينگونه حفره ها اقدام كرد.
بنابراين لازم است گروه هاي آموزش ديده جهت نگهداري راه ها چه در شهر و چه در جاده ها داشته باشيم تا به موقع نسبت به ايمن سازي موانع و برطرف كردن آنها در اسرع وقت اقدام كنند.
در شرايط كنوني، شاخص كشته به جمعيت را ريسك سلامت مي دانند و تعداد كشته شدگان به تعداد وسيله نقليه را ريسك تصادف مي نامند. در اين شاخص ها رشد جمعيت و عامل وسيله نقليه مهم است و اگر تصادفات جاده اي را با اين شاخص ها بسنجيم، تصادفات جاده اي نسبت به سال هاي قبل ثابت و تا حدودي كم شده است.
به هر حال نمي توان به حوادث رانندگي سطحي نگاه كرد. چون ترافيك مقوله پيچيده اي است و در اين مقوله پيچيده بايد عوامل مختلفي را هم زمان و هماهنگ ببينيم.
عليرضا سزاوار
رانندگي با خطرات اضافه
کد خبر : ۳۶۲۴۷