۰۴ مهر ۱۳۹۰ - ۱۹:۰۲
نقدی بر My Tehran For Sale

از "تهران من حراج" تا "روز سوم"

در سینمای استراتژیک "زن" نماد " عقیده و سرزمین" است.وقتی زنی برای یک مرد بیگانه آغوش می گشاید یعنی برای فرهنگ و عقیده ی او آغوش می گشاید
کد خبر : ۳۴۵۳۸
به گزارش سرویس وبلاگ صراط نیوز نویسنده ی وبلاگ رو به صبح نوشت:
باسلام همانطور که قول داده بودیم نقد فیلم "My Tehran For Sale"  را بقدر وسعت علمی اندکمان آماده کردیم. خیلی جاهایش را حذف کردیم و فقط به کلیات می پردازیم:

 

فیلم با آهنگی افغانی همراه با صحنه ای از پارتی شبانه جوانان ایرانی شروع می شود. لباس شخصی ها به پارتی می ریزند همه را بازداشت می کنند. سی و پنج ضربه شلاق  و...

این فیلم ازلحاظ ساختار و بازی قوی نیست ؛ وسعی می کند با بکار بردن صحنه های نیمه sexually و درگیر کردن مخاطب در کشاکش احساسات اورا تا پایان همراه سازد. از این رو نه وقت شما را می گیرم ونه سخن به درازا می کشانم. بنظر بنده دوستان خوب، لطف نمایند ابتدا این فیلم را دوباره ببینند و سپس فیلم "روز سوم" را شاید برای چندمین بار. و خود قضاوت کنند.دراینصورت هیچ نیازی به خواندن این سطور نخواهد بود.

درفیلم مذکور دختری(مرضیه) که در عرصه تئاتر زیر زمینی فعالیت داردو باصطلاح هنر مند است در همان پارتی شبانه با پسری (سامان)ایرانی تبار که در استرالیا بزرگ شده، آشنا می شود. و ادامه ی داستان را همراه با هم! در آپارتمان استیجاری دختر بسر می برند، به تبلیغ سبک زندگی آمریکایی در جای جای فیلم توجه فرمایید. (The American Life Style )  

دختر بدلیل عقاید روشنفکری (!) ازجانب پدرخانواده طرد شده. مادر و خواهر او چادری و سنتی هستند.

دختر وپسر قصد خروج از کشور را دارند. چندی ازمشکلات نظیر صف های طولانی مقابل سفارت ، اعتیاد و فساد جوانان ،عدم آزادی آنان ، تضییع حقوق زنان در دادگاه خانواده، و ... در این فیلم موضوع بررسی ست.  (البته ما اینجا نقدی فرا اجتماعی و حتی سیاسی داریم . بقول بزرگترهای اهل فن " نقد استراتژیک)

توجه کنید دوستان من، در سینمای استراتژیک "زن" نماد " عقیده و سرزمین" است.وقتی زنی برای یک مرد بیگانه آغوش می گشاید یعنی برای فرهنگ و عقیده ی او آغوش می گشاید.و وقتی مردی بیگانه به زنی ابراز علاقه می نماید یعنی قصد تصرف و تجاوز به عقیده و سرزمین او را دارد.( مانند فیلم هایی چون ترانزیت و ازکرخه تا راین: در این فیلم هما روستا با مردی بیگانه (ونامسلمان) ازدواج کرده و از او" فرزند" دارد.  در این نوع فیلمها اگر زاد و ولد صورت گیرد یعنی سیستم جواب داده و این آغوش گشودن به فرهنگ و سرزمین بیگانه موفق بوده و ادامه دارد.)

 

در این فیلم مرضیه برای سامان آغوش می گشاید یعنی برای فرهنگ غرب "آغوش" می گشاید. پسر به دختر ابراز علاقه می کند یعنی قصد" تصرف" فرهنگ و عقاید اورا دارد. حالا برویم به فیلم" روز سوم" این فیلم شرایط روزهای جنگ و محاصره خرمشهر را نشان می دهد. "در این فیلم سمیره نماد ناموس و خاک وفرهنگ و عقیده ایران است". فؤاد مردی عراقی ومنافق است. وقتی به سمیره ابراز علاقه می کند یعنی در زبان سینما، قصد تجاوز به خاک و عقیده ی او را دارد. سمیره به فواد دست پس می زند و حتی در سکانس آخر مجبور به کشتن او می شود . بخاطر حفظ عقیده وسرزمین خود از عشقش صرف نظر می کند. در فیلم "روز سوم" تمام مردان به زبان نمادین در خلال دفاع از شهر ، برای نجات و حفظ ناموس خود (سمیره که نماد خاک و عقیده این سرزمین است) از تمام هستی خود می گذرند. جان خود را فدا می کنند. دوستان من توجه کنید این فداکاری بخاطر سمیره های این سرزمین و خاک ایران و عقیده ی اسلام است.

در فیلم تهران من حراج نوعی هراس از حزب اللهی ها نشان داده شده. و هرجای فیلم که افراد به بن بست می خورند صدای اذان پخش می شود و تصاویر مسجد و نقاشی شهدا روی دیوارو نمادهای مذهبی بنمایش درمی آید . و چنین به بیننده القا می شود که این دین اسلام است که موجب خفقان و فساد اجتماعی جوانان شده. در این فیلم القا می شود که برای آزاد بودن و شاد بودن در ایران باید زیر زمین زندگی کرد. پارتی زیر زمینی . تئاتر زیر زمینی. کنسرت زیر زمینی . و وقتی تمام اینها تورا ارضا نکند چاره ای جز خروج از کشور نداری. در سکانسهایی از فیلم ، مرضیه که حالا حامل +HIV است در کمپی در ادلاید (استرالیا) بسر می بردو برای گرفتن اوکی پناهندگی عذاب می کشد که متاسفانه علی رغم تمام تلاشها موفق نمی شود. اونه راه پس دارد نه راه پیش. نه اینجا می تواند به زندگی ادامه دهد و باصطلاح "آزاد" باشد و نه آنجا اورا قبول می کنند.

در جایی از فیلم که ترانه ای از محسن نامجو پخش می شود او اینگونه می خواند و می خواند تا می رسد به این جمله  : "شاید" که آینده از آن ما...

 در جواب می گوییم که بسیار کور خوانده اید که آینده از آن شما باشد . این قدر شهید نداده ایم که کشور را دودستی تقدیم بی بند وبارهایی چون شما کنیم.  

و بدانید و هوشیار باشید که  کم اند مرضیه ها و بیشمارند سمیره ها. درمقابل نامردهایی چون سامان ها و فؤاد ها هنوز ابر مردهایی چون  رضاها و امیرها  وجود دارند.

آینده مطمئنا از آن ماست اگر صالح باشیم. أن الارض یرثها عبادی الصالحون

 

پ ن: فیلم بلند «تهران من، حراج  ساخته ی گراناز موسوی» «My Tehran For Sale» برندهٔ سال جایزهٔ «Inside Film Awards» استرالیا در بخش فیلم مستقل، منتخب رسمی جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو) ۲۰۰9)،  جشنواره بین‌المللی فیلم ونکوور (۲۰۰۹) ،ادلید (۲۰۰۹)،جشنواره بین‌المللی فیلم پوسان (۲۰۰۹) و جشنواره بین‌المللی فیلم مانهایم-هایدلبرگ (۲۰۰۹)، منتخب موزه هنر مدرن نیویورک Museum of Modern Art، جشنواره بین‌المللی روتردام (۲۰۱۰) و جشنواره‌های بین‌المللی لاس پالماس اسپانیا ، سیدنی تراولینگ ، فبیوفست 3پراگ، کپنهاگ دانمارک ، مکزیک و حقوق بشر HRAFF…

نظرات بینندگان
یونس
|
United States of America
|
۲۰:۱۵ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۴
۵
۷
نقد ضعیفی بود..
مرتضي
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۷:۵۵ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۵
۲
۳
همه حرف‌هاي دكتر عباسي را طرف به اسم خودش نوشته!!!
سينمايي
|
Iran (Islamic Republic of)
بابا اين چه حرفيه.حسن عباسي كد ميده كه بقيه بتونن نقد كنن. اين بنده خدا تو كامنتاشم به اين موضوع اشاره كرده كه. به وبلاگش سر بزن
صراط دوست
|
Iran (Islamic Republic of)
بله بنده هم با سینمایی موافق هستم خیلی خوبه که حرفای دکتر عباسی توسط بقیه جوونا ترویج پیدا کنه.نقد خوبی بودو مستقل بود.مقایسه خوبی هم بود.هرچند به خود روز سوم هم نقدهایی وارده
...
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۷:۵۸ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۵
۴
۱
"زن" نماد " عقیده و سرزمین" است
خيلي جالب بود
منتظر ظهور
|
Germany
|
۰۹:۴۹ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۵
۱
۲
بیشتر از نظرات و اصطلاحات دکتر عباسی استفاده کرده است . نقد دکتر عباسی به فیلم مجموعه دروغهای گلشیفته فراهانی با کارگردانی جیم جارموش و بازی دیکاپریو
مرتضي
|
Germany
بيشتر يا عينا؟! مثلا توي توي همان نقدي كه شما گفتيد عينا و بدون ذره‌اي كم و كاست اين عبارت وجود دارد: "در سینمای استراتژیک "زن" نماد "عقیده و سرزمین" است. وقتی زنی برای یک مرد بیگانه آغوش می‌گشاید یعنی برای فرهنگ و عقیده ی او آغوش می‌گشاید"
مهديلو
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۰۶ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۵
۳
۳
اتفاقا خيلي خوبه كه اين نوع نگاه دكتر عباسي گسترش پيداكنه
شاگردي ازاستادي چيزي ياد بگيره و تعميم بده به بقيه فيلما مگه اشكال داره
مرتضي
|
Iran (Islamic Republic of)
باهاتون موافقم، ولي به شرط اينكه نام استاد را به نام خودمون نزنيم. مثلا مي‌شد بگه "همانطور كه دكتر عباسي گفتند ""، بعد نظر ايشون بگه و دست آخر برداشت خود بر اساس نظر ايشونو بگه. نه اينكه همه حرف‌هاي ايشونو به اسم خودش بزنه و بعد بعضي‌ها فكر كنند دكتر از او نقل قول كرده!
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۰۳ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۹
۱
............................خیلی شجاعت می خواد.
سینا
|
Germany
|
۰۰:۵۴ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۵
۴
واقعا برات متاسفام با این نقد چرتت...اگه تو از نقد و نقادی چیزی بفهمی اون وقت دیگه کل نقادای دنیا باید برن بمیرن ....