۲۸ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۰:۳۴
رسالت

ادا و اطوار ، جاي هنر بازيگري را گرفته

کد خبر : ۳۳۴۶۶
به گزارش صراط نیوز روزنامه ی رسالت در گفتگو با سحر زکریا به قلم ناهيد جعفر پوركامي نوشت:
 
اشاره:
سحر زكريا دانش آموخته رشته بازيگري ازدانشگاه آزاد واحد شهرستان اراك است. با حضور درمجموعه در پناه تو فعاليت بازيگري‌اش را آغاز كرده است. قطار ابدي، پاورچين، مردي از جنس بلور، مرد دو هزار چهره ، پسران مهتاب، قهوه تلخ ، اگه مي‌توني منو بگير و لج ولجبازي از جمله حضورهاي جدي وموثر سحر زكريا درعرصه بازيگري است.

گفتگو با اين بازيگر سينما و تلويزيون را مي‌خوانيد؛

خانم زكريا آيا از كودكي به مقوله‌اي به نام بازيگري علاقه‌مند بوديد؟بله . علاقه‌مند بودم . البته اولين بازي‌هاي يك بازيگر حالت نمايشي دارد و مسلما با بچه‌هاي همسن و سال خودم نمايش‌هايي را مثل خاله بازي اجرا مي‌كردم. اما آن موقع نمي‌دانستم كه اسم اين كار بازيگري است.

كار بازيگري را از كي شروع كرديد؟

با حضور در مجموعه " در پناه تو" فعاليت بازيگري‌ام را آغازكردم.

شما از چه زماني خودتان را به عنوان يك بازيگر حرفه‌اي پذيرفتيد و با اين نگاه به زندگي ادامه داديد كه از اين به بعد من يك زندگي‌ هنري دارم كه وابسته به سينما، تئاتر و تلويزيون است؟

راستش نمي‌دانم چرا براي فكر كردن به اين موضوع مشكل دارم. شايد به اين علت كه بازيگران پشكسوت از نگاه من يك جايگاه خاصي دارند وهيچ موقع نتوانسته‌ام خودرا با آنان مقايسه كنم و حس مي‌كنم آنها حرفه‌اي هستند و نمي‌دانم چرا اين احساس را در مورد خودم ندارم و تا به‌حال به اين موضوع فكر نكرده‌ ام . يعني برايم اهميتي نداشته كه روي حرفه‌ اي بودن وغيرحرفه‌اي بودن فكر كنم.

من فكر مي‌كنم كه اين شكسته نفسي نه در شما بلكه در نسلي كه با شما همدوره و هم‌قطار بوده‌اند ديده مي‌شود؛

من صادقانه حقيقت امر راگفتم و آنچه را كه در قلبم جريان دارد را بازگو كردم. اين تقصير من يا به قول شما بازيگران هم نسل من نيست. اين قصور متوجه كساني مي‌شود كه از اين صداقت سوء استفاده مي‌كنند وبه افرادي پروبال مي‌دهند كه حقيقتا استحقاق آن را ندارند.

شما در بدو فعاليت‌هاي هنري بخصوص هنر بازيگري كدام هنر پيشه يا هنرپيشه‌هايي را به صورت الگو براي خودتان برگزيده بوديد؟

واقعيت اين است كه من نمي‌توانم بگويم كه الگوي خاصي را براي خودم داشته‌ام، الگويم خدا بوده و خودم.

خانم زكريا چرا در اين سال‌ها در سينما و تلويزيون كمتر كار مي‌گيريد؟

من فكرمي‌كنم خودتان بهتر از من مي‌دانيد.

من مي‌خواهم از زبان خودتان بشنوم كه اين امر برايم مسلم شود كه فضاي موجود عرصه بازيگري زندگي و آتيه بسياري از بازيگران خوب‌ مارا تحت الشعاع قرار داده است. لطفا بي‌پرده توضيح دهيد؟

به خاطر باند بازي‌هايي است كه در اين چند سال اخير باب شده ، باور كنيد من قرارداد داشته‌ام براي كارهايي كه از آدم‌هاي معتبري اصلا فكر نمي‌كردم حرفشان زمين بخورد . بعد با كمال تعجب ديده‌ام كه حتي تا قبل از شروع نقشم باگروه همراه بوده و سرصحنه رفته‌ام و دقيقا در لحظه آخر ديدم همه چيز يك وضعيت ديگر پيدا كرد و فيلم يا سريال ضبط شد وتمام شد. من واقعا به جز عنوان باند بازي و مافياي سينمايي چه چيز ديگري مي‌توانم بگويم.

شما به عنوان يك بازيگر حرفه‌اي كار بازيگراني را كه توسط همين گروه‌هاي مافيايي به سينما وارد شده‌اند چطور مي‌بينيد؟

گاهي فكر مي‌كنم كه شايد من اشتباه مي‌كنم و شايد واقعا دوره ماها تمام شده و انگار شكلك درآوردن و ادا واطوار جاي هنر وبازيگري را گرفته و هنر بازيگري ديگر وجود ندارد و ادا واطوار آدم‌هايي است كه براساس يك رابطه وارد اين عرصه شده‌اند. شايد از ناحيه مردم كه مخاطبان ماها هستند اين تهديدها واين موارد جدي گرفته شود. چون بعضي از مردم فريب يك سري ادا واطوار بازيگران جديد را مي‌خورند كه مثلا در بين مردم اين طور رفتار كند كه يك خلوت دنج براي خودش داشته باشد و با ادا واطوار زندگي كند. همين است كه من متاسفانه نمي‌توانم اين مسائل را بپذيرم و از آنها تقليد كنم.

در اكثر حوزه‌هاي فيلمسازي بخصوص حوزه بازيگري ، غالبا اين طور است كه يك شخص تا وقتي خوب است كه هيچ پيشرفتي نكند و باپيشرفت يك فرد متاسفانه افرادي در پيرامون او پيدا مي‌شوند كه با افكار شوم و حتي توطئه سد پيشرفت آن فرد شوند. با اين اوصاف شما چگونه اين خطرات را پشت سر گذاشتيد؟

خوشبختانه من موقعي وارد دنياي بازيگري حرفه اي شدم كه اوضاع آشفته نبود و توانستم خيلي راحت به فعاليت‌هاي هنري‌ام بپردازم. من فكر مي‌كنم با توجه به اين حرف‌ها وقتي يكي با آگاهي وارد جامعه مي‌شود خيلي از مسائل و حتي معضلات موجود در جامعه را براي خودش حل مي‌كند.

معمولا هر هنرمندي با درنظر گرفتن يك هدف كه غالبا نهايت آرزوهايش است در يك رشته هنري فعاليت مي‌كند و اميد رسيدن به آن هدف را با خود هر روز مرور مي‌كند و به اين واسطه حد ومرز پيشرفت هايش را مي‌سنجد و تمام تلاشي را كه مي‌كند در راستاي رسيدن به اين هدف است. هدف شما درعرصه بازيگري چيست؟

من فكر مي‌كنم كه اين مبحث بيشتر تبديل به يك شعار شده است. چون يك فرد در هر حرفه‌اي كه هست به هر حال يك رسالتي را بر دوش خود دارد. مثلا دلش مي‌خواهد كه آن رسالت را به نحو احسن انجام دهد. منتها من درمورد خودم نمي‌دانم كه اين كار شد يا نشد. دغدغه‌اصلي من انجام دادن اين رسالت بود و مي‌توانم بگويم كه هدف من هم در همين امر تعريف مي‌شود و بايد در مورد اين قضيه مخاطبان و مردم قضاوت كنند. گرچه هنوز هم كار ما به انتها نرسيده و اين راه را همچنان ادامه مي‌دهيم.

آيا معروفيت شما برايتان محدوديت به همراه داشته است؟

من نمي خواهم كاري انجام دهم كه شهرت آن كار را محدود كند.

البته منظور من چيز ديگري است. به عنوان مثال شما از لحاظ روحي يك زمان نياز داريد كه در يك پاركي بنشينيد وكمي با خودتان خلوت كنيد وشهرت شما باعث مي‌شود كه مردم و رهگذران به خلوت شما وارد شوند.

بله. از اين لحاظ فكر مي‌كنم هر بازيگر وهر آدم معروفي اين مسئله را تجربه كرده است. مثلا وقتي من با دوستانم بيرون مي‌روم از آنجايي كه مردم به ما لطف دارند مي‌آيند و سئوالاتي را مي‌پرسند. مثلا مي‌گويند شما اينجا چه كار داريد؟ اين براي من مسئله‌اي نيست و واقعا از حرف زدن با هموطنانم لذت مي‌برم. اما اين مسئله شايد براي دوستان من كه با من همراه شده‌اند خوشايند نباشد كه ببينند ما هدفمان اين بوده كه چند ساعت با هم باشيم اما در واقع تمام وقت، من نشسته‌ام و با مردم خوش و بش مي‌كنم يا با مردم با محبت عكس مي‌گيرم. از اين لحاظ محدوديت هميشه هست.

معمولا يك ويژگي در بيشتر نقش‌هاي شما وجود دارد و آن نوعي معصوميت خاص است. معصوميتي كه حتي در نقش‌هاي منفي هم ديده مي‌شود. اين مسئله نشات گرفته از چيست؟

هر انساني فكر مي‌كند كه حق با خودش است. من وقتي نقش منفي بازي مي‌كنم به خودم حق مي‌دهم كه آن طور رفتار كنم زيرا در موقعيت‌هاي خاص قرار داشته‌ام و چون مي‌خواهم خوب يابد بودنم را به قضاوت بگذارم اين معصوميت بيشتر جلوه مي‌كند آن هم براي قضاوتي مثبت‌تر.