يكي از سئوالات اساسي در عرصه سياسي كشور حضور يا عدم حضور اصلاح طلبان در انتخابات آتي است.حضور يا عدم حضور آنان بر آرايش اصلاح طلبان اثر گذار است.اغلب اصولگرايان بر اين اعتقادند كه اصلاح طلبان حضور جدي و پر قدرتي در انتخابات خواهند داشت و لذا مي بينيم كه فعاليت هاي جدي براي رسيدن به وحدت به منظور مواجهه منسجم با اصلاح طلبان از خود به نمايش گذاشته اند.اما عدهاي بر اين عقيده اند كه با اتفاقاتي كه در سال 88 افتاد ديگر جايگاهي براي اصلاح طلبان در عرصه سياسي كشور قابل تصور نيست و چون اين جريان حضور جدي در انتخابات نخواهند داشت لذا رقابت در بين اصولگرايان است و در اين صورت لزومي هم به ارائه ليست واحد و وحدت حد اكثري نيست.اما به نظر مي رسد ديدگاه اول به واقعيت شرايط سياسي كشور نزديك تر است و اين ادعا كه اصلاح طلبان حضوري در انتخابات نخواهند داشت منطقي نيست چرا كه بخشي از بدنه اين جريان هنوز هم در درون چارچوب هاي قانوني نظام قرار دارند و ميتوانند در انتخابات شركت كنند.البته اين درست است كه برخي از ليدر هاي اين جريان به علت عملكرد نا مناسبي كه داشتند امكان قانوني حضور در انتخابات را ندارند اما مي توانند برخي از چهرههايي كه توان عبور از صافي شوراي نگهبان را دارند وارد عرصه انتخابات كنند.اگر چه عملکرد همراه با نقض قانون اصلاح طلبان، بعد از انتخابات 88 و همسويي با جريانات ضد انقلابي و بيگانه ، حضور مجدد آنان درصحنه سياسي کشور را با مشکلاتي مواجه کرده است اما به معني حذف كامل آنان از عرصه سياسي كشور نيست.اگر چه پس از انتخابات رياست جمهوري دهم شاهديم كه تقريبا جريان اصلاحات به حاشيه رفته و كمتر شاهد فعاليت تاثيرگذاري از سوي اين جريان هستيم اما امکان فعاليت منسجم آنها در انتخابات آتي وجود دارد.اين امر اگرچه ناشي از طرد آنها از سوي مردم به خاطر حضور در فتنه سال 88 است، اما در اين طيف سياسي هنوز هستند افراديكه دل در گرو انقلاب و رهبري داشته در قضاياي سال گذشته افراطيون طيف خود را راندند و علنا جدا بودن خط و مسير خود را از مسير قانونشكنان اعلام كردند.نگاه حذفي نسبت به جريان اصلاح طلب نگاه درستي نيست و نبايد کل اين جريان را با جريانهاي مخالف نظام يكي كرد.اينکه عده اي بگوينده اصلاح طلبان بايد شرکت کنند ويا نبايد شرکت کنند دور از عقلانيت سياسي است. آمدن يا نيامدن يك جريان سياسي منوط به رضايت يا عدم رضايت كسي يا جرياني نيست و هر جرياني كه بتواند يك گفتمان صحيح را در جامعه مديريت كند، ميتواند به حيات سياسي خود اميدوار باشد. مردم ، برخي از دوم خرداديها را كه گفتمان آشوب، اغتشاش و همگرايي با دشمن را انتخاب كردند از صحنه بيرون راندند و هر بخشي از آنها اگر بخواهند نقش مثبتي از خود نشان بدهند و در جهت پيشرفت مملكت و پاسخگويي به مطالبات مردم گام بردارند، مردم هم به آنها اقبال نشان ميدهند. نگاه ما اين نيست كه اصلاحطلبان در انتخابات آينده نبايد حضور داشته باشند يا حضور نخواهند داشت، بسياري از اصلاحطلبان در چارچوب نظام عمل كردند و شوراي نگهبان هم مشكلي با آنها نداشته و ندارد، كما اينكه در انتخابات هشتم مجلس نيز اقليتي كه در مجلس حضور دارد از همين شوراي نگهبان تاييديه گرفته و در همان مرحله اول هم تاييد شدهاند.انصاف و عقلانيت سياسي حكم ميكند كه نگاه يكساني به كليت جريان اصلاح طلب نداشته باشيم و حساب برخي از نيروهاي تند رو و افراطي آنان را كه در مسير ضد انقلاب گام برداشتند را از ديگر فعالان اين طيف جدا كنيم.آن دسته از اصلاحطلباني كه در داخل نظام قصد فعاليت دارند، اگرچه با همه تشكلهاي اصولگرا نيز سليقههاي متفاوت داشته باشند وجودشان براي فضاي سياسي لازم است. بايد زمينهها طوري فراهم شود تا اصلاحطلباني كه اصل نظام و فصلالخطاب بودن بيانات رهبري را قبول دارند، ولي با اصولگرايان در همه موارد از جمله انتخابات رقيب هستند در عرصه سياسي حضور داشته باشند نه اينكه همه آنان را به يك چوب برانيم و عرصه رقابت انتخاباتي را صرفا به اصولگرايان اختصاص دهيم.حذف اصلاحطلبان از صحنه سياسي كشور، تحليلي سادهانديشانه و غيرممكن است.گروههايي كه به جريان اصولگرايي و اصلاحطلبي وابسته هستند از ابتداي انقلاب تا به الان وجود داشتهاند و همواره اين دو جريان با يكديگر كار كرده و تعامل داشتهاند لذا نميتوان گفت به علت آنكه عده اي از يك جناح، تندرويهايي را انجام دادند و با آنان برخورد شد بايد آن جناح را حذف كرد بلكه آن جريان بايد فعاليت خود را ادامه ميدهد.اصلاحطلباني كه نظام را قبول داشته و در عين حال خود را رقيب تشكلها و جريان اصولگرايي ميدانند، نبايد از صحنه سياسي حذف شوند.
اصلاح طلبان براي حضور موثر در جريان انتخابات بايد مواضع خود را نسبت به فتنه سال 88 روشن كنند و به سئوالات جامعه در اين خصوص پاسخ دهند.اصلاح طلبان زماني مي توانند در عرصه سياسي و اجتماعي کشور فعاليت كنند که از فتنه 88 تبري جويند.عملکرد همراه با نقض قانون برخي از اصلاح طلبان صاحبنام بعد از انتخابات 88 و همسويي با جريانات ضد انقلابي و بيگانه ، حضور مجدد آنان درصحنه سياسي کشور را با مشکلاتي مواجه کرده است.
حضور اصلاح طلبان در فعاليت هاي سياسي و اجتماعي کشور فقط براي طيفي از اصلاح طلبان قابل قبول است که پايبندي خود به اصول و آرمان هاي امام و ولايت را ثابت کرده اند؛ در غير اين صورت
اصلاحطلبان فاقد صلاحيت لازم براي حضور در انتخابات هستند. امروز تمام اصولگرايان و طيف هاي گوناگون سياسي اعتقاد راسخ دارند که همه کانديداهاي احتمالي نهمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي بايد در مقابل جريان فتنه موضع شفاف و روشني داشته باشند . به يقين در داخل طيف اصلاح طلبان هم افرادي هستند که در حوادث سال 88 دلشان از اقدامات هم طيفانشان در مقابله با نظام خون شده بود چرا که اين افراد دل در گرو آرمان هاي انقلاب دارند به همين سبب اين افراد با مواضعي معتدل و براي کمک به پيشرفت و توسعه کشور مي توانند خود را در معرض آزمون مردم قرار دهند .