به گزارش صراط نیوز روزنامه شرق در صفحه ی دوم خود به قلم سروش فرهاديان نوشت:
اتحاد اصولگرايان به چهار عمل اصلي كشيده است؛ تفريق نقش نخست را بازي كرد و بعد جمع كاركردش را به رخ كشيد. نوبت به تقسيم هم ميرسد؛ ضرب اما ميماند براي پس از كسب كرسيهاي مجلس نهم.
هرچند به ظاهر زمان نسبتا زيادي تا برگزاري انتخابات مجلس نهم باقي مانده اما واقعيت دروني جبهه اصولگرايان حكايت ديگري دارد. نسبت جبهه اصولگرايان به زمان باقيمانده تا انتخابات مجلس نهم به تيم فوتبالي ميماند كه به نتيجه دلخواه خود نرسيده و در حال باخت است؛ پس بنابر گفته معروف گزارشگران فوتبال زمان براي آنها به سرعت برق و باد ميگذرد. از ابتداي امسال بازي رياضي اصولگرايان براي رسيدن به اتحاد شروع شد. كميته سه نفرهاي با حضور علياكبر ولايتي، حبيبالله عسگراولادي و حداد عادل تشكيل دادند كه فهرستي 13نفرهای را خدمت احمدينژاد ارايه كند تا او تعدادي را به عنوان اعضاي ستاد انتخاباتي جبهه متحد اصولگرايان انتخاب كند؛ كميتهاي كه نتيجه جلسه 30نفره آبانماه سال گذشته اصولگرايان براي كوك كردن ساز انتخابات بود. شايد دليل اينكه جمع 30 نفره اصولگرايان تصميم گرفتند تا به ريشسفيدي عسگراولادي، ولايتي و حدادعادل براي رسيدن به اتحاد رضايت دهند دور دیدن پيامد تصميمشان بود وگرنه، نه ولايتي خيلي در ميان اصولگرايان ريشسفيد محسوب ميشود و نه حداد عادل و عسگراولادي مورد پذيرش همه طيفهاي اصولگرا هستند. البته موقعيت رييسجمهور در آبانماه سال گذشته به عنوان كسي كه نهايتا شوراي مركزي اصولگرايان را از ميان 13 نفر انتخاب ميكرد هم با موقعيت او در ارديبهشت سال 90 از زمين تا آسمان تفاوت داشت. كميته سه نفره حتي با احمدينژاد هم ديدار كرد. كار داشت خوب جلو ميرفت كه ماجراي وزير اطلاعات پيش آمد که با موجي از اعتراض از جانب اصولگرايان مواجه شد. بحث جريان معروف به انحرافي سر زبانها افتاد و كار اتحاد از دستكميته سه نفره گرفته شد. اينجا بود كه نخستين تفريق انجام شد؛ تفريقي كه البته نتيجهاش اضافه شدن سه نفر به جمع سه نفره بود؛ چه آنكه قرار شد نه تنها فهرستي براي احمدينژاد ارسال نشود كه عملا سهمي هم براي طرفداران دولت در نظر گرفته نشد.
در مقابل سه نفر براي افزودن بار سنتيهاي شوراي تصميمگيري اصولگرايان به فهرست اولیه اضافه شد. اصولگرايان سه را با سه جمع كردند و به كميتهاي شش نفره رسيدند. محمد حسين ابوترابي، رضا تقوي و جمشيدي به كميته سه نفره اضافه شدند تا سه معمم در كنار سه مكلا، اصولگرايان را به اتحاد برسانند. كميته شش نفره جلسهاي تشكيل نداده بود كه عمل جمع نقشآفريني كرد و كميته 5+6 نام گرفت. اما اين پايان كار نبود و هنوز اسامي قطعي كميته 5+6 معرفي نشده بود كه اصولگرايان چاره كار را در اين ديدند تا يك نفر را به جمع ششنفره اضافه كنند و ريشسفيدان در عدد هفت به آرامش برسند؛ به جمع پنج نفره اجرايي هم سه نفر اضافه شد و در ساحل هشت به آرامش رسيدند.
آيتالله كعبي و حسيني بوشهري بهعنوان نمايندگان آيتالله يزدي رييس جامعه مدرسين حوزه علميه قم و حجتالاسلام سيدرضا تقوي و محمدحسن ابوترابيفرد به عنوان نمايندگان جامعه روحانيت مبارز تهران به كميته سه نفره اوليه ملحق شدهاند. اين افراد كميته هفت نفره را تشكيل دادند و آشتياني كه در كميته 5+ 6 حضور داشت، حذف شد. هفت نفر سمت چپ علامت جمع را كميته «داوري و نظارت» نامگذاري كردند. قرار هم بر اين شد كه اين كميته هفت نفره گزارش عملكردش را به مهدويكني و محمد يزدي ارايه دهد.
كميته هشت نفره نيز از نمايندگان جبهه پيروان خط امام و رهبري (دو عضو)، جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي، جمعيت رهپويان انقلاب اسلامي و اصولگرايان تحولخواه (دو عضو)، وزراي مستعفي و بركنار شده دولتهاي نهم و دهم، جمعي از اعضاي فراكسيون انقلاب اسلامي مجلس و جبهه تازهتاسيس پايداري انقلاب اسلامي (دو عضو) تشكيل شد و علي لاريجاني و قاليباف نيز هرکدام يك عضو به عنوان نماينده خود به اين كميته معرفي كردند؛ هشت نفري كه سمت راست علامت جمع قرار دارند و نام «حركت اجرايي» برخود گرفتند. فعلا اما نوبت به «حركت» اينها نرسيده و اصولگرايان در گام نخست؛ يعني رسيدن به يك اتحاد نظري درجا ميزنند چراكه در آخرين تحول، جبهه تازه تاسيس پايداري كه از برخي وزراي كنار گذاشته شده تشكيلشده ساز جدايي كوك كرده است. آنان به ناگاه چنان سربرآوردند و در يك همايش اعلام موجوديت كردند كه اصولگرايان ديگر غافلگير شدند. بايد گفت بقيه اصولگرايان چونان خبرنگاران پيگير اخبار اين جبهه بودند و ميپرسيدند كه اينان كيستند؟ چرا الان اعلام موجوديت كردهاند و اصلا چه ميخواهند؟ ابتدا سكوت بود و خوف و رجا. تا اينكه اين جبهه اعلام كرد سهمش را ميخواهد و بايد يك نفر به كميته داوري اضافه شود تا تعداد ريشسفيدان هشت نفر شود و سر جمع بشوند كميته 8 + 8. نام كسي كه بايد اضافه شود را هم معرفي كردند: روح الله حسينيان. خيالشان راحت بود كه حسينيان اين توانايي را دارد كه از پس ساير اعضا بربيايد و وحدت را حول محور مورد علاقه آنان ايجاد كند؛ درخواستي كه رد شد. بعد از اين اعضاي جبهه پايداري تهديد كردند كه اگر درخواست آنان پذيرفته نشود ساير اصولگرايان بايد منتظر پيامدهاي اين تصميم باشند و چنين ميكنند و چنان. در واقع بايد گفت، كميته وحدتبخش اصولگرايان سير تكامل از سه تا 15 نفر را به سرعت برق و باد در پنج ماه طي كرد؛ تصاعد حسابي كه شايد با هيچ مدل رياضي توجيه نشود. اينكه چگونه يك كميته از سه عضو به 15 ميرسد و هر بار چند نفر اضافه ميشوند را البته بايد از بركات نزديك شدن به زمان برگزاري انتخابات و تلاش جريانهاي دروني اصولگرايان براي كسب سهم بيشتر در انتخاباتي دانست كه به قول بسياري از اصولگرايان يك انتخابات درون جبههاي است؛ البته اگر جريان معروف به انحرافي بگذارد.
ورود بازيگران فرهنگی
هنوز اصولگرايان سياستپيشه راه اتحاد در پيش نگرفتهاند و بازي با اعداد آنان با علامت مساوي مواجه نشده كه بازيگران جديدي وارد ميدان شدهاند؛ بازيگراني از جنس بازيگري و كاغذ و قلم و شعر و طرب. نامهاي سرگشاده خطاب به شوراي مركزي جبهه متحد اصولگرايان از سوي «انجمن قلم» ايران ارسال شده كه ضرورت حضور هنرمندان «متعهد به ارزشهاي انقلاب اسلامي و ولايت فقيه» در انتخابات مجلس نهم به اعضاي 7+ 8 تذكر داده شده است.
انجمن قلم ايران با يادآوري اينكه نيتش «مظلوميتزاديي از فرهنگ» است براي تحقق اين نيت اعلام كرده: «آمادگي دارد در اين عرصه به عنوان بازوي مشورتي آن شورا، معتمدين مومن و متدين مردم در جبهه اصولگرايي را در رسيدن به برنامهها، شعارها و شاخصهاي هنري و فرهنگي در عرصه انتخابات ياري رسانده و زمينه معرفي چهرههاي متعهد و خدوم هنري براي نامزدي مجلس شوراي اسلامي را فراهم كند.» اين انجمن حتي چنان به نامهاي كه نوشته دل بسته و اميدوار است كه حتي از فرداي انتخابات و تقسيم كار در مجلس هم غافل نمانده: «در كشور هنرپرور و فرهنگ مداري مانند ايران هيچگاه فراكسيون تخصصي هنر و فرهنگ براي پيگيري مطالبات نظام در اين عرصهها وجود نداشته است.» البته اينكه هنرمندان اصولگرا هم سوداي حضور در مجلس را در سر ميپرورانند خيلي موضوع غريبي نيست. چه آنكه در چند انتخابات گذشته برخي از آنان از جمله «محمدرضا سرشار»-که عضو شورای مرکزی انجمن قلم است- كانديدا هم شدند و البته راي نياوردند. جالب آنكه علياكبر ولايتي كه الان در كميته هشتنفره اصولگرايان است و به داوري او دلبسته شده، در انتخابات مهرماه سال 88 شورای قلم به عنوان عضو شوراي مركزي انتخاب شد و مگر ميشود در حالي كه وزير خارجه اسبق ايران مانده، كس ديگري مسووليت يك انجمن ادبي و فرهنگي را بر عهده گيرد!
اينكه هنرمندان از يك گرايش سياسي حمايت كنند، بيش از آنكه در ميان اصولگرايان باب باشد، در ميان اصلاحطلبان رواج دارد. چه آنكه اصلاحطلبان همواره با روشنفكران و نويسندگان و هنرمندان مستقل رابطه بسيار خوبي داشتهاند و از حمايت معنوي اين گروه مرجع در ميان مردم برخوردار بودهاند، اما در اين ميان يك تفاوت اساسي وجود دارد؛ حمايت هنرمندان از اصلاحطلبان انفرادي بوده در واقع حمايت يك نهاد ادبي يا هنري از يك جناح سياسي در عرصه سياست ايران بينظير يا دستكم، كمنظير است. حجم حمايت هنرمندان از كانديداهاي اصلاحطلب در انتخابات رياستجمهوري گذشته چنان زياد بود كه وزير وقت ارشاد محمدحسين صفارهرندي چاره كار را در اين ديد كه در مصاحبهاي از هنرمندان مستقل بخواهد از جانبداري به نفع نامزدهاي رياستجمهوري خودداري كنند. در واقع صفار با اين استدلال كه «چهرههايي كه محبوب مردم ميشوند و همه مردم به نوعي، نسبت به آنها علاقهمندي دارند، نبايد خودشان را هزينه اين و آن كنند»، تلاشش را كرد تا از موجي كه
روز به روز براي حمايت از كانديداهاي اصلاحطلبان در انتخابات بلندتر ميشد، فروبكاهد؛ تلاشي كه بينتيجه ماند و روز به روز بر بلنداي آن موج افزوده شده است. اما حالا هياتمديره تشكل انجمن قلم اين توصيه وزير سابق ارشاد را به خاطر نياورده و عملا خواستار حضور در كارزار انتخاباتي شده است. حتي پا را از حمايت هم فراتر گذاشته و به سمت معرفي گزينه و نقشآفريني در ارايه فهرست انتخاباتي؛ يعني حساسيتبرانگيزترين بخش يك انتخابات براي يك جبهه سياسي رفتهاند. بايد ديد اصولگرايان گرفتار در فرمولهاي رياضي براي رسيدن به اتحاد با اين بازيگر جديد چگونه كنار ميآيند؛ هنرمنداني كه سوداي وكالت در سر دارند. فرمولهاي رياضي و بازي با اعداد هنوز به نتيجه نرسيده و به قول گزارشگران فوتبال زمان براي اصولگرايان به تندي ميگذرد؛ تا 12 اسفند زمان زيادي نمانده.
هرچند به ظاهر زمان نسبتا زيادي تا برگزاري انتخابات مجلس نهم باقي مانده اما واقعيت دروني جبهه اصولگرايان حكايت ديگري دارد. نسبت جبهه اصولگرايان به زمان باقيمانده تا انتخابات مجلس نهم به تيم فوتبالي ميماند كه به نتيجه دلخواه خود نرسيده و در حال باخت است؛ پس بنابر گفته معروف گزارشگران فوتبال زمان براي آنها به سرعت برق و باد ميگذرد. از ابتداي امسال بازي رياضي اصولگرايان براي رسيدن به اتحاد شروع شد. كميته سه نفرهاي با حضور علياكبر ولايتي، حبيبالله عسگراولادي و حداد عادل تشكيل دادند كه فهرستي 13نفرهای را خدمت احمدينژاد ارايه كند تا او تعدادي را به عنوان اعضاي ستاد انتخاباتي جبهه متحد اصولگرايان انتخاب كند؛ كميتهاي كه نتيجه جلسه 30نفره آبانماه سال گذشته اصولگرايان براي كوك كردن ساز انتخابات بود. شايد دليل اينكه جمع 30 نفره اصولگرايان تصميم گرفتند تا به ريشسفيدي عسگراولادي، ولايتي و حدادعادل براي رسيدن به اتحاد رضايت دهند دور دیدن پيامد تصميمشان بود وگرنه، نه ولايتي خيلي در ميان اصولگرايان ريشسفيد محسوب ميشود و نه حداد عادل و عسگراولادي مورد پذيرش همه طيفهاي اصولگرا هستند. البته موقعيت رييسجمهور در آبانماه سال گذشته به عنوان كسي كه نهايتا شوراي مركزي اصولگرايان را از ميان 13 نفر انتخاب ميكرد هم با موقعيت او در ارديبهشت سال 90 از زمين تا آسمان تفاوت داشت. كميته سه نفره حتي با احمدينژاد هم ديدار كرد. كار داشت خوب جلو ميرفت كه ماجراي وزير اطلاعات پيش آمد که با موجي از اعتراض از جانب اصولگرايان مواجه شد. بحث جريان معروف به انحرافي سر زبانها افتاد و كار اتحاد از دستكميته سه نفره گرفته شد. اينجا بود كه نخستين تفريق انجام شد؛ تفريقي كه البته نتيجهاش اضافه شدن سه نفر به جمع سه نفره بود؛ چه آنكه قرار شد نه تنها فهرستي براي احمدينژاد ارسال نشود كه عملا سهمي هم براي طرفداران دولت در نظر گرفته نشد.
در مقابل سه نفر براي افزودن بار سنتيهاي شوراي تصميمگيري اصولگرايان به فهرست اولیه اضافه شد. اصولگرايان سه را با سه جمع كردند و به كميتهاي شش نفره رسيدند. محمد حسين ابوترابي، رضا تقوي و جمشيدي به كميته سه نفره اضافه شدند تا سه معمم در كنار سه مكلا، اصولگرايان را به اتحاد برسانند. كميته شش نفره جلسهاي تشكيل نداده بود كه عمل جمع نقشآفريني كرد و كميته 5+6 نام گرفت. اما اين پايان كار نبود و هنوز اسامي قطعي كميته 5+6 معرفي نشده بود كه اصولگرايان چاره كار را در اين ديدند تا يك نفر را به جمع ششنفره اضافه كنند و ريشسفيدان در عدد هفت به آرامش برسند؛ به جمع پنج نفره اجرايي هم سه نفر اضافه شد و در ساحل هشت به آرامش رسيدند.
آيتالله كعبي و حسيني بوشهري بهعنوان نمايندگان آيتالله يزدي رييس جامعه مدرسين حوزه علميه قم و حجتالاسلام سيدرضا تقوي و محمدحسن ابوترابيفرد به عنوان نمايندگان جامعه روحانيت مبارز تهران به كميته سه نفره اوليه ملحق شدهاند. اين افراد كميته هفت نفره را تشكيل دادند و آشتياني كه در كميته 5+ 6 حضور داشت، حذف شد. هفت نفر سمت چپ علامت جمع را كميته «داوري و نظارت» نامگذاري كردند. قرار هم بر اين شد كه اين كميته هفت نفره گزارش عملكردش را به مهدويكني و محمد يزدي ارايه دهد.
كميته هشت نفره نيز از نمايندگان جبهه پيروان خط امام و رهبري (دو عضو)، جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي، جمعيت رهپويان انقلاب اسلامي و اصولگرايان تحولخواه (دو عضو)، وزراي مستعفي و بركنار شده دولتهاي نهم و دهم، جمعي از اعضاي فراكسيون انقلاب اسلامي مجلس و جبهه تازهتاسيس پايداري انقلاب اسلامي (دو عضو) تشكيل شد و علي لاريجاني و قاليباف نيز هرکدام يك عضو به عنوان نماينده خود به اين كميته معرفي كردند؛ هشت نفري كه سمت راست علامت جمع قرار دارند و نام «حركت اجرايي» برخود گرفتند. فعلا اما نوبت به «حركت» اينها نرسيده و اصولگرايان در گام نخست؛ يعني رسيدن به يك اتحاد نظري درجا ميزنند چراكه در آخرين تحول، جبهه تازه تاسيس پايداري كه از برخي وزراي كنار گذاشته شده تشكيلشده ساز جدايي كوك كرده است. آنان به ناگاه چنان سربرآوردند و در يك همايش اعلام موجوديت كردند كه اصولگرايان ديگر غافلگير شدند. بايد گفت بقيه اصولگرايان چونان خبرنگاران پيگير اخبار اين جبهه بودند و ميپرسيدند كه اينان كيستند؟ چرا الان اعلام موجوديت كردهاند و اصلا چه ميخواهند؟ ابتدا سكوت بود و خوف و رجا. تا اينكه اين جبهه اعلام كرد سهمش را ميخواهد و بايد يك نفر به كميته داوري اضافه شود تا تعداد ريشسفيدان هشت نفر شود و سر جمع بشوند كميته 8 + 8. نام كسي كه بايد اضافه شود را هم معرفي كردند: روح الله حسينيان. خيالشان راحت بود كه حسينيان اين توانايي را دارد كه از پس ساير اعضا بربيايد و وحدت را حول محور مورد علاقه آنان ايجاد كند؛ درخواستي كه رد شد. بعد از اين اعضاي جبهه پايداري تهديد كردند كه اگر درخواست آنان پذيرفته نشود ساير اصولگرايان بايد منتظر پيامدهاي اين تصميم باشند و چنين ميكنند و چنان. در واقع بايد گفت، كميته وحدتبخش اصولگرايان سير تكامل از سه تا 15 نفر را به سرعت برق و باد در پنج ماه طي كرد؛ تصاعد حسابي كه شايد با هيچ مدل رياضي توجيه نشود. اينكه چگونه يك كميته از سه عضو به 15 ميرسد و هر بار چند نفر اضافه ميشوند را البته بايد از بركات نزديك شدن به زمان برگزاري انتخابات و تلاش جريانهاي دروني اصولگرايان براي كسب سهم بيشتر در انتخاباتي دانست كه به قول بسياري از اصولگرايان يك انتخابات درون جبههاي است؛ البته اگر جريان معروف به انحرافي بگذارد.
ورود بازيگران فرهنگی
هنوز اصولگرايان سياستپيشه راه اتحاد در پيش نگرفتهاند و بازي با اعداد آنان با علامت مساوي مواجه نشده كه بازيگران جديدي وارد ميدان شدهاند؛ بازيگراني از جنس بازيگري و كاغذ و قلم و شعر و طرب. نامهاي سرگشاده خطاب به شوراي مركزي جبهه متحد اصولگرايان از سوي «انجمن قلم» ايران ارسال شده كه ضرورت حضور هنرمندان «متعهد به ارزشهاي انقلاب اسلامي و ولايت فقيه» در انتخابات مجلس نهم به اعضاي 7+ 8 تذكر داده شده است.
انجمن قلم ايران با يادآوري اينكه نيتش «مظلوميتزاديي از فرهنگ» است براي تحقق اين نيت اعلام كرده: «آمادگي دارد در اين عرصه به عنوان بازوي مشورتي آن شورا، معتمدين مومن و متدين مردم در جبهه اصولگرايي را در رسيدن به برنامهها، شعارها و شاخصهاي هنري و فرهنگي در عرصه انتخابات ياري رسانده و زمينه معرفي چهرههاي متعهد و خدوم هنري براي نامزدي مجلس شوراي اسلامي را فراهم كند.» اين انجمن حتي چنان به نامهاي كه نوشته دل بسته و اميدوار است كه حتي از فرداي انتخابات و تقسيم كار در مجلس هم غافل نمانده: «در كشور هنرپرور و فرهنگ مداري مانند ايران هيچگاه فراكسيون تخصصي هنر و فرهنگ براي پيگيري مطالبات نظام در اين عرصهها وجود نداشته است.» البته اينكه هنرمندان اصولگرا هم سوداي حضور در مجلس را در سر ميپرورانند خيلي موضوع غريبي نيست. چه آنكه در چند انتخابات گذشته برخي از آنان از جمله «محمدرضا سرشار»-که عضو شورای مرکزی انجمن قلم است- كانديدا هم شدند و البته راي نياوردند. جالب آنكه علياكبر ولايتي كه الان در كميته هشتنفره اصولگرايان است و به داوري او دلبسته شده، در انتخابات مهرماه سال 88 شورای قلم به عنوان عضو شوراي مركزي انتخاب شد و مگر ميشود در حالي كه وزير خارجه اسبق ايران مانده، كس ديگري مسووليت يك انجمن ادبي و فرهنگي را بر عهده گيرد!
اينكه هنرمندان از يك گرايش سياسي حمايت كنند، بيش از آنكه در ميان اصولگرايان باب باشد، در ميان اصلاحطلبان رواج دارد. چه آنكه اصلاحطلبان همواره با روشنفكران و نويسندگان و هنرمندان مستقل رابطه بسيار خوبي داشتهاند و از حمايت معنوي اين گروه مرجع در ميان مردم برخوردار بودهاند، اما در اين ميان يك تفاوت اساسي وجود دارد؛ حمايت هنرمندان از اصلاحطلبان انفرادي بوده در واقع حمايت يك نهاد ادبي يا هنري از يك جناح سياسي در عرصه سياست ايران بينظير يا دستكم، كمنظير است. حجم حمايت هنرمندان از كانديداهاي اصلاحطلب در انتخابات رياستجمهوري گذشته چنان زياد بود كه وزير وقت ارشاد محمدحسين صفارهرندي چاره كار را در اين ديد كه در مصاحبهاي از هنرمندان مستقل بخواهد از جانبداري به نفع نامزدهاي رياستجمهوري خودداري كنند. در واقع صفار با اين استدلال كه «چهرههايي كه محبوب مردم ميشوند و همه مردم به نوعي، نسبت به آنها علاقهمندي دارند، نبايد خودشان را هزينه اين و آن كنند»، تلاشش را كرد تا از موجي كه
روز به روز براي حمايت از كانديداهاي اصلاحطلبان در انتخابات بلندتر ميشد، فروبكاهد؛ تلاشي كه بينتيجه ماند و روز به روز بر بلنداي آن موج افزوده شده است. اما حالا هياتمديره تشكل انجمن قلم اين توصيه وزير سابق ارشاد را به خاطر نياورده و عملا خواستار حضور در كارزار انتخاباتي شده است. حتي پا را از حمايت هم فراتر گذاشته و به سمت معرفي گزينه و نقشآفريني در ارايه فهرست انتخاباتي؛ يعني حساسيتبرانگيزترين بخش يك انتخابات براي يك جبهه سياسي رفتهاند. بايد ديد اصولگرايان گرفتار در فرمولهاي رياضي براي رسيدن به اتحاد با اين بازيگر جديد چگونه كنار ميآيند؛ هنرمنداني كه سوداي وكالت در سر دارند. فرمولهاي رياضي و بازي با اعداد هنوز به نتيجه نرسيده و به قول گزارشگران فوتبال زمان براي اصولگرايان به تندي ميگذرد؛ تا 12 اسفند زمان زيادي نمانده.