به گزارش سرویس وبلاگ صراط نیوز آرش فهیم در وبلاگ کارگری در روزنامه نوشت:
هاليوود باز هم درباره يكي از پديده هاي عجيب انساني فيلم ساخته است. شيوع شبكه هاي اجتماعي در جامعه امروز بشري موضوعي است كه «ديويد فينچر» فيلمساز آمريكايي را بر آن داشته تا با دستمايه قرار دادن اين پديده مجازي فيلمي را بسازد.
فيلم «شبكه اجتماعي» روايت يكي از دانشجوهاي دانشگاه هاروارد آمريكاست كه دوست دخترش با او نامهرباني مي كند و اين جوان هم براي تلافي كردن بدعهدي هاي آن دختر، اطلاعات شخصي وي را در اينترنت منتشر مي كند. اين اقدام زمينه را براي انتشار اطلاعات شخصي دختران دانشگاه و قابليت رأي دادن دانشجوها به آنها در فضاي اينترنت فراهم مي كند، اما اين آغاز ماجراست و همين رفتار سبكسرانه و غيرمنطقي باعث مي شود كه اين دانشجو به همراه تعدادي ديگر از دوستان همسن و سال خود يك شبكه اجتماعي را در اينترنت راه اندازي كند. اين دانشجو فردي نيست جز «مارك زوكربرگ» و پديده به وجود آمده توسط او هم همان شبكه «فيس بوك» است؛ شبكه اي كه به زعم فيلم، هم اكنون بيش از 500 ميليون نفر عضو دارد و رئيس آن جوان ترين بليونر جهان محسوب مي شود.
اما «شبكه اجتماعي» بيش از آن كه يك فيلم درباره پديده اي رايانه اي باشد، يك اثر تبليغاتي و پروپاگانداي سياسي و ايدئولوژيك محسوب مي شود. كافي است به جايگاه شبكه هاي اجتماعي در رويدادهاي اجتماعي جوامع امروزي توجه كرد. ازجمله ماجراها و حوادث فتنه سال 1388 در ايران كه فيس بوك در نقش يكي از ابزارهاي اطلاع رساني براي اردوكشي خياباني ديكتاتوري سبز كاربرد يافت. از قضا فيلم «شبكه اجتماعي» هم درست در شرايطي ساخته شد كه شبكه فيس بوك در ايران مشغول سرويس دهي به ميليشياي فتنه بود.
واقعيت امر اين است كه فيلم «شبكه اجتماعي» از نظر هنري و تكنيكي حرفي براي گفتن ندارد. داستان فيلم كه واقعي است؛ افت و خيز و بار دراماتيك چندان قابل توجهي در آن نيست. بخش اعظم فيلم را ديالوگ ها و بگومگوهاي طولاني و كش دار تشكيل داده و تنها ويژگي بارز و قابل توجه آن، ريتم تند و ظاهر خوش ساخت و شيك آن است و به جز اين، فيلم مذكور، ويژگي بارز ديگري ندارد.
همچنين در اكتبر سال 2009، روزنامه يهودي «لومگزين دي يسرائيل» با انتشار اسنادي فاش كرد كه فيس بوك يك سايت استخباراتي صهيونيستي است كه براي جذب مزدور و جاسوس به نفع رژيم صهيونيستي مأموريت دارد.
در يك فيلم مستند، يكي از كاربران فيس بوك اعتراف كرده بود كه: «...من مدت يك سال و نيم است كه براي فيس بوك كار مي كنم و براي آژانس هاي جاسوسي، اطلاعاتي را كه از من مي خواهند دريافت كرده و به آنها مي فروشم ...» (به نقل از مجموعه مستند «راز آرماگدون 4: پروژه اشباح» به كارگرداني سعيد مستغاثي، پخش از شبكه خبر سيما).
نمونه مستند ديگر درباره نقش و جايگاه شبكه «فيس بوك» را سايت بي بي سي چندي پيش فاش كرد. بر اساس اين گزارش، مسئولان امنيتي آلمان رسماً از كارمندان دولتي خواستند از شبكه فيس بوك استفاده نكنند. مقامات امنيتي آلمان معتقدند شبكه به ظاهر اجتماعي فيس بوك، احتمالاً اطلاعات دولتي را روانه سرورهاي آمريكايي مي كند. مقامات آلماني مي گويند، شركت فيس بوك با جمع آوري اطلاعات از كاربران، قوانين اتحاديه اروپا و آلمان را نقض مي كند. اين مقامات به كارمندان دولتي توصيه كردند كه صفحات خود را در شبكه اجتماعي فيس بوك تعطيل كنند و گزينه لايك آن را هم از وب سايت شخصي خود بردارند. البته اين هم گفتني است كه برخي شبكه هاي به ظاهر اجتماعي، در جريان آشوب هاي بي سابقه لندن به سيستم امنيتي انگليس در شناسايي و بازداشت معترضان كمك كردند.
به همين دلايل، فيلم «شبكه اجتماعي» را بايد مصداق بارز يك فيلم تبليغاتي و توجيه گر براي نظام سرمايه داري جهاني دانست. همچنانكه اين سايت، يكي از مهم ترين ابزارهاي حاكمان اين نظام جنگ طلب و سلطه گر براي پيشبرد اهداف و منافع آنها بوده است.
ويژگي ديگر فيلم «شبكه اجتماعي» علاوه بر معرفي خود اين ابزار رسانه اي امپرياليستي، معرفي يك شخصيت واقعي به نام «مارك زوكربرگ» است. اين هم نوعي الگوسازي است، آن هم الگوسازي و معرفي فردي كه يك سرمايه دار صهيونيست است. مرور اطلاعات درباره اين شخصيت كه به عنوان قهرمان يك فيلم هاليوودي ترسيم شده، خالي از لطف نيست. از جمله اين كه «زوكربرگ» در هنگامه در گرفتن جنگ رژيم صهيونيستي عليه مردم غزه، براي قتل هر فلسطيني جايزه تعيين كرد تا آنجا كه «ميكائيل ران»، از نمايندگان پارلمان رژيم اشغالگر قدس به صراحت گفته بود: «... بايد از مارك زوكر برگ تقدير كرد كه با افتخار اعلام مي كند در مقابل كشتن هر فلسطيني در غزه، صد سكه طلا به سربازان اسرائيل هديه مي دهد...»
«شبكه اجتماعي» نيز مانند بسياري از فيلم هاي امروز جهان، مروج نوع خاصي از زندگي است. ترويج سبك زندگي آمريكايي در جوامع مختلف يكي از ابزارهاي رژيم هاي حاكم بر غرب براي توسعه منافع سياسي و اقتصادي آنهاست. به ويژه كه در اينجا، بخشي از زندگي خصوصي يك جوان به ظاهر موفق آمريكايي به نمايش درآمده است؛ فردي كه قرار است سرمشق جوانان ساير ملت ها باشد. او داراي روابط آزاد و بي قيد و بند با جنس مخالف است، دائم مشروبات الكلي مي نوشد- ايده پايه گذاري فيس بوك هم در حالت مستي به او الهام شد!- اوقات فراغت خود را در ديسكو مي گذراند و ... . اين ها همه روي مخاطب هاي جوان اين فيلم تأثير مي گذارد. كافي است يك جوان خام و سطحي نگر جهان سومي، وضعيت زوكربرگ و دوستان او را در آمريكا با شرايط محيط پيرامون خود مقايسه كند. يكي از نتايج محتوم چنين قياسي، علاقه مند شدن به آمريكا و اتخاذ روش زندگي به سبك قهرمان هاي پوشالي و خيالي هاليوودي است.
در همين جا مي توان تفاوت نوع بازنمود تصوير جوانان در سينماي آمريكا و ايران را درك كرد. اينكه در سينماي آمريكا اين چنين تصويري خوب و نابغه از جوانان خود نشان مي دهند، اما در سينماي ما توانمندي ها و خلاقيت هاي جوانان مان كه امروز وضعيتي بي نظير در جهان دارند، ناديده گرفته مي شود.
فيلم «شبكه اجتماعي» ستايش جوانان آمريكايي و معرفي آنها به عنوان نابغه و الگوي شخصيتي و علمي به جهان است؛ بي آنكه فيلم به طور مشخص چنين ادعايي را داشته باشد.
فيلم «شبكه اجتماعي» روايت يكي از دانشجوهاي دانشگاه هاروارد آمريكاست كه دوست دخترش با او نامهرباني مي كند و اين جوان هم براي تلافي كردن بدعهدي هاي آن دختر، اطلاعات شخصي وي را در اينترنت منتشر مي كند. اين اقدام زمينه را براي انتشار اطلاعات شخصي دختران دانشگاه و قابليت رأي دادن دانشجوها به آنها در فضاي اينترنت فراهم مي كند، اما اين آغاز ماجراست و همين رفتار سبكسرانه و غيرمنطقي باعث مي شود كه اين دانشجو به همراه تعدادي ديگر از دوستان همسن و سال خود يك شبكه اجتماعي را در اينترنت راه اندازي كند. اين دانشجو فردي نيست جز «مارك زوكربرگ» و پديده به وجود آمده توسط او هم همان شبكه «فيس بوك» است؛ شبكه اي كه به زعم فيلم، هم اكنون بيش از 500 ميليون نفر عضو دارد و رئيس آن جوان ترين بليونر جهان محسوب مي شود.
اما «شبكه اجتماعي» بيش از آن كه يك فيلم درباره پديده اي رايانه اي باشد، يك اثر تبليغاتي و پروپاگانداي سياسي و ايدئولوژيك محسوب مي شود. كافي است به جايگاه شبكه هاي اجتماعي در رويدادهاي اجتماعي جوامع امروزي توجه كرد. ازجمله ماجراها و حوادث فتنه سال 1388 در ايران كه فيس بوك در نقش يكي از ابزارهاي اطلاع رساني براي اردوكشي خياباني ديكتاتوري سبز كاربرد يافت. از قضا فيلم «شبكه اجتماعي» هم درست در شرايطي ساخته شد كه شبكه فيس بوك در ايران مشغول سرويس دهي به ميليشياي فتنه بود.
واقعيت امر اين است كه فيلم «شبكه اجتماعي» از نظر هنري و تكنيكي حرفي براي گفتن ندارد. داستان فيلم كه واقعي است؛ افت و خيز و بار دراماتيك چندان قابل توجهي در آن نيست. بخش اعظم فيلم را ديالوگ ها و بگومگوهاي طولاني و كش دار تشكيل داده و تنها ويژگي بارز و قابل توجه آن، ريتم تند و ظاهر خوش ساخت و شيك آن است و به جز اين، فيلم مذكور، ويژگي بارز ديگري ندارد.
همچنين در اكتبر سال 2009، روزنامه يهودي «لومگزين دي يسرائيل» با انتشار اسنادي فاش كرد كه فيس بوك يك سايت استخباراتي صهيونيستي است كه براي جذب مزدور و جاسوس به نفع رژيم صهيونيستي مأموريت دارد.
در يك فيلم مستند، يكي از كاربران فيس بوك اعتراف كرده بود كه: «...من مدت يك سال و نيم است كه براي فيس بوك كار مي كنم و براي آژانس هاي جاسوسي، اطلاعاتي را كه از من مي خواهند دريافت كرده و به آنها مي فروشم ...» (به نقل از مجموعه مستند «راز آرماگدون 4: پروژه اشباح» به كارگرداني سعيد مستغاثي، پخش از شبكه خبر سيما).
نمونه مستند ديگر درباره نقش و جايگاه شبكه «فيس بوك» را سايت بي بي سي چندي پيش فاش كرد. بر اساس اين گزارش، مسئولان امنيتي آلمان رسماً از كارمندان دولتي خواستند از شبكه فيس بوك استفاده نكنند. مقامات امنيتي آلمان معتقدند شبكه به ظاهر اجتماعي فيس بوك، احتمالاً اطلاعات دولتي را روانه سرورهاي آمريكايي مي كند. مقامات آلماني مي گويند، شركت فيس بوك با جمع آوري اطلاعات از كاربران، قوانين اتحاديه اروپا و آلمان را نقض مي كند. اين مقامات به كارمندان دولتي توصيه كردند كه صفحات خود را در شبكه اجتماعي فيس بوك تعطيل كنند و گزينه لايك آن را هم از وب سايت شخصي خود بردارند. البته اين هم گفتني است كه برخي شبكه هاي به ظاهر اجتماعي، در جريان آشوب هاي بي سابقه لندن به سيستم امنيتي انگليس در شناسايي و بازداشت معترضان كمك كردند.
به همين دلايل، فيلم «شبكه اجتماعي» را بايد مصداق بارز يك فيلم تبليغاتي و توجيه گر براي نظام سرمايه داري جهاني دانست. همچنانكه اين سايت، يكي از مهم ترين ابزارهاي حاكمان اين نظام جنگ طلب و سلطه گر براي پيشبرد اهداف و منافع آنها بوده است.
ويژگي ديگر فيلم «شبكه اجتماعي» علاوه بر معرفي خود اين ابزار رسانه اي امپرياليستي، معرفي يك شخصيت واقعي به نام «مارك زوكربرگ» است. اين هم نوعي الگوسازي است، آن هم الگوسازي و معرفي فردي كه يك سرمايه دار صهيونيست است. مرور اطلاعات درباره اين شخصيت كه به عنوان قهرمان يك فيلم هاليوودي ترسيم شده، خالي از لطف نيست. از جمله اين كه «زوكربرگ» در هنگامه در گرفتن جنگ رژيم صهيونيستي عليه مردم غزه، براي قتل هر فلسطيني جايزه تعيين كرد تا آنجا كه «ميكائيل ران»، از نمايندگان پارلمان رژيم اشغالگر قدس به صراحت گفته بود: «... بايد از مارك زوكر برگ تقدير كرد كه با افتخار اعلام مي كند در مقابل كشتن هر فلسطيني در غزه، صد سكه طلا به سربازان اسرائيل هديه مي دهد...»
«شبكه اجتماعي» نيز مانند بسياري از فيلم هاي امروز جهان، مروج نوع خاصي از زندگي است. ترويج سبك زندگي آمريكايي در جوامع مختلف يكي از ابزارهاي رژيم هاي حاكم بر غرب براي توسعه منافع سياسي و اقتصادي آنهاست. به ويژه كه در اينجا، بخشي از زندگي خصوصي يك جوان به ظاهر موفق آمريكايي به نمايش درآمده است؛ فردي كه قرار است سرمشق جوانان ساير ملت ها باشد. او داراي روابط آزاد و بي قيد و بند با جنس مخالف است، دائم مشروبات الكلي مي نوشد- ايده پايه گذاري فيس بوك هم در حالت مستي به او الهام شد!- اوقات فراغت خود را در ديسكو مي گذراند و ... . اين ها همه روي مخاطب هاي جوان اين فيلم تأثير مي گذارد. كافي است يك جوان خام و سطحي نگر جهان سومي، وضعيت زوكربرگ و دوستان او را در آمريكا با شرايط محيط پيرامون خود مقايسه كند. يكي از نتايج محتوم چنين قياسي، علاقه مند شدن به آمريكا و اتخاذ روش زندگي به سبك قهرمان هاي پوشالي و خيالي هاليوودي است.
در همين جا مي توان تفاوت نوع بازنمود تصوير جوانان در سينماي آمريكا و ايران را درك كرد. اينكه در سينماي آمريكا اين چنين تصويري خوب و نابغه از جوانان خود نشان مي دهند، اما در سينماي ما توانمندي ها و خلاقيت هاي جوانان مان كه امروز وضعيتي بي نظير در جهان دارند، ناديده گرفته مي شود.
فيلم «شبكه اجتماعي» ستايش جوانان آمريكايي و معرفي آنها به عنوان نابغه و الگوي شخصيتي و علمي به جهان است؛ بي آنكه فيلم به طور مشخص چنين ادعايي را داشته باشد.