به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ هر روز عکس فردی بعنوان کشته حوادث 88 منتشر می شد و ادعاهایی که آن فرد به طرز فجیعی توسط نیروهای حکومتی کشته شده است.تا جایی که عدد کشته ها را به 72 برسد وسعی در القاء برابری کشته های این جریان متوهم با شهدای کربلا داشتند! 7 شهریور نیز زمانی بود که میرحسین موسوی در مجلس ختم یکی از کشته های خیالی اش شرکت می کند.
اما با تحقیق و تفحص از اطلاعات این سایت ها مشخص می شود که بسیاری ازاین افراد زنده هستند و وقتی که اطلاعاتی که از محل دفن آن ها داده شده بود را دنبال می کردی، با قبری خالی برخورد می کردی و یا اینکه کس دیگری در آنجا دفن شده بود که تاریخ وفاتش هیچ ربطی به فتنه 88 نداشت.
به مرور زمان تعدادی از این کشته های فرضی در صدا وسیما حاضر می شوند و با اعلام زنده بودن خود نسبت به سوء استفاده از نام و عکس شان توسط فتنه گرها اعتراض می کنند.
یکی از آن افراد سعیده پورآقایی است که ادعا شد علاوه بر تجاوز، او را کشته و جنازهاش را نیز با اسید سوزاندهاند.
نام سعیده پور آقایی در لیستی که کروبی برای اثبات ادعای مضحکش مبنی بر تجاوز در زندان های نظام به قوه قضائیه ارائه کرده بود نیز وجود داشت.
حال آنکه سعیده فردی بود که به دلایل شخصی از خانه خارج شده بود و چند ماه از مادرش دور بوده است.خود او در این باره می گوید:« روز 13 تیر از خانه بیرون رفتم. چون در قفل بود و مادرم ممانعت میکرد از تراس پریدم و پایم شکست، وقتی رفتم بیرون در راه با فردی آشنا شدم، خیلی حالم بد بود و بدنم زخمی شده بود من را به بیمارستان بردند و حدود دو ماه در خانه ایشان بستری بودم و از من پرستاری کردند.در این مدت یک بار یکی از افراد آن خانه بود به من گفت که عکس من را به عنوان کسی که در تظاهرات کشته شده در سایتها زدهاند.»
او همچنین می گوید:« چون حالم بد بود، میترسیدم مادرم مرا اینطور ببیند حالش بد شود، چون بیمار هم هستند. اما وقتی که در سایتها آنطور خبر دادند خیلی تعجب کردم و اصلاً باورم نمی شد. حتی اگر میخواستم برگردم، با شنیدن این شرایط می ترسیدم،چون من که زنده بودم ترسیدم برگردم و واقعاً بلایی سرم بیاورند.»
مادر سعیده اتفاقاتی که در نبود سعیده برایش اتفاق افتاده است را اینطور شرح می دهد:« حدود یک ماه و نیم از غیبت سعیده گذشته بود، در تماس تلفنی که خود را معرفی نمیکردند گفتند دخترت را کشتهاند، من گریه زاری میکردم و آنها قطع میکردند بدون آنکه نام خود را بگویند و فقط میدانم مرد بود. چند روز بعد زنگ زدند و گفتند حتماً ختم بگیرید. من هم تصمیم گرفتم مراسم را برگزار کنم چون با این شرایط همه دوستان و آشنایان تماس میگرفتند و می پرسیدند سعیده کجاست؟ نمیدانستم تا کجا میخواهم موضوع را کش بدهم»
سوء استفاده جریانات سیاسی از این مادر رنجیده و دروغ بزرگی که برای دختر نوجوانش ساخته بودند همچنان ادامه مییابد تا اینکه حتی برخی عناصر سیاسی در مراسم ختم این دختر حضور مییابند. مادر سعیده میگوید:« در مجلس ختم دوستان و آشناها بودند اما پس از اتمام قرائت قرآن ورود مهندس میرحسین موسوی را خیر مقدم گفتند، برایم جای تعجب داشت که ایشان از کجا خبر دارد، پیغام دادند که من بروم که آقای موسوی میخواهد تسلیت بگوید البته من نرفتم و گفتم حالم خوب نیست.»
به گفته خانم علی نژاد-مادر سعیده-شب قبل از ختم، سه آقا و یک خانم با بیان اینکه از طرف ستاد کروبی آمده اند به خانه ایشان آمدند و می گویند که برای کمک و پشتیبانی از او آمده اند!
اما پس از این جنجال های تبلیغاتی و سیاسی،دستگاه های امنیتی وارد عمل می شوند و سعیده را پیدا می کنند و او را نزد مادرش بر می گردانند.
اما در انتها مادر سعیده میگوید: «با انتشار عکس دخترم و نوشته مطالب فجیع و دروغ درباره او آبروی یک دختریتیم و حیثیت اسلام و کشور را بردند.»
خود سعیده نیز می گوید:«آنها بیوجدان بودند، من هر مشکلی داشتم مربوط به خودم بود دلیل نمیشود سوء استفاده کنند و آبروی من و کشورم را ببرند.»
اما در این بین و با گذشت دوسال، هیچکس از 37 شهیدی که در جریان فتنه 88 بر نظام تحمیل شد سخن نمی گوید. نه حتی خبری از آن ها منتشر می شود و نه حتی تجلیلی مختصر از خانواده های داغدار آن ها صورت می گیرد؛خانواده هایی که بعضا تک فرزند خود را در راه دفاع از نظام اسلامی و آرمان هایش فدا کرده اند.