۳۰ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۰:۴۲

مصاحبه جنجالي مايلي کهن بعد از استعفا

کد خبر : ۲۹۲۲۲

به گزارش سرویس خبری صراط نیوز به نقل از روزنامه ورزشی نود در حاليکه خيلي ها نتظر بودند تا بعد از استعفاي محمد مايلي کهن يک مصاحبه جنجالي و حاشيه اي را از او بخوانند ، اين اتفاق رخ داد و برنا نيوز امروز صبح يک مصاحبه مفصل و آتشين از مايلي کهن را منتشر کرد

بالاخره تصميم خود مبني بر کناره گيري از باشگاه پرسپوليس را عملي کرديد؛ کي به اين جمع بندي رسيديد؟

- بنده در ابتدا از همه عزيزاني که به من لطف داشتند، طرفداران پرسپوليس و به ويژه حبيب کاشاني کمال تشکر را دارم اما ديگر در تمرينات تيم محبوبم حاضر نمي شوم و مسئوليتي در اين باشگاه نمي پذيرم زيرا احساس مي کنم ادامه کارم به نفع پرسپوليس نيست. تقريبا از شنبه هفته گذشته تصميم گرفتم که ديگر در تمرينات حاضر نشوم.

* دلايل اين کناره گيري چيست؟
- دليل عمده اش اين است که روند کارم در اين باشگاه با اصولم همخواني نداشت؛ بنده وقتي بدانم در جايي مؤثر نيستم پستي را اشغال نمي کنم تا نفرات بعدي بتوانند بيايند و کمک کنند. احساسم اين است که حضورم در پرسپوليس نه تنها کمکي به اين مجموعه نمي کند بلکه شايد به نوعي يکسري موانع بر سر راه به وجود آورد و بالطبع چون پرسپوليس را بيشتر از خودم دوست دارم ،کنار مي کشم.

* روزي که اين مسووليت را قبول کرديد، خيلي ها از شما به عنوان سپر بلاي مسوولان و مربيان پرسپوليس نام بردند و وقتي بلافاصله بعد از قبول مسووليت در برنامه ورزش و مردم برابر کميته پيشکسوتان که از سوي علي پروين تشکيل شده بود موضع گرفتيد اين نظر تقويت شد.
- در مملکت ما چيزي که زياد است حرف و حديث است!کسي هم جلوي اين حرف و حديث ها را نمي گيرد. گاهي مواقع بحث هايي مطرح مي شود که توهين به شخصيت آدم است و آنجا ديگر سکوت جايز نيست؛ بنده براي سپر بلا شدن به پرسپوليس نيامدم اما ويژگي من اين گونه است که در برابر برخي مسايل سکوت نمي کنم و موضع مي گيرم و از اين موضوع نمي هراسم.

* قبول داريد که حضورتان در پرسپوليس با يک سري حاشيه ها براي اين تيم همراه بود؟
- برخي افراد از طريق رسانه هاي وابسته به خود وقيحانه مسائلي را مطرح مي کنند و متأسفانه هيچکس جلوي آنها را نمي گيرد. شما ديديد که بعد از مصاحبه من با يک دوربين تلويزيوني که هنوز برنامه اش پخش نشده چه جوي درست کردند و چگونه آدم هاي خودشان را وسط انداختند تا جواب مرا بدهند. اگر حاشيه اي درست شد آنها درست کردند نه بنده. من يک سري صحبت ها را مطرح کردم و اسم کسي يا تيمي در آن صحبت ها به چشم نمي خورد اما حملات عليه من خيلي زود آغاز شد. يک نفر گفته محمد مايلي کهن احتياج به درمان دارد، جالب آنکه همين آقا که از نياز من به پزشک و درمان صحبت کرده سال ها در آمريکا زندگي کرده و وقتي چند وقت پيش آقاي نمازي کمک مربي تيم ملي انتقادي به وي کرد ايشان در پاسخش در مطبوعات گفت اگر او را ببينم يک سيلي محکم در گوشش مي زنم! بنده مي خواهم بپرسم اگر همين آقا در آمريکا چنين حرفي را مي زد غير از اين بود که در کمتر از يک روز دستگيرش مي کردند؟!
* منظورتان آقاي .......
- اسم نمي برم. بنده مشکلي ندارم حالا اگر هم به قول ايشان به درمان نياز دارم خدمت خودشان مي روم تا از چيزهايي که مصرف مي کنند به من هم بدهند تا حالم خيلي خوب شود!
يک نفر ديگر که سال ها با پليس امارات بوده... عليه بنده انتقاد کرده است؛ برايم عجيب است زيرا اين آقا تا 6 ماه قبل عليه آن يکي آقا مصاحبه مي کرد و مي گفت دکترايش تقلبي است، بيايد در رستوران من کار کند و حتي در جايي مدعي شده بود که فرد مذکور در کرج زمين هايي بنام کمپ استقلال گرفته و به نام معاون خودش زده است و ... حالا چگونه است که اينها در دفاع از يکديگر ناجوانمردانه مرا مي زنند؟!
همه مردم مرا مي شناسند و مي دانند چه کار کرده ام و چه کار مي کنم. الان هر کسي به کوچکترين پست ها مي رسد مثلاً مسوول روابط عمومي يک باشگاه مي شود 2 دستي آن پست را مي چسبد و از دستش نمي دهد ولي بنده در کارم استقلال دارم و هيچ چيز را به صداقت، درستي و منافع عام ترجيح نمي دهم. طي اين روزها خيلي به من توهين شد؛ وحشتناک هم توهين شد، از هيچ کدامشان نمي گذرم، حتي کاري کردند که در همين بازي اخير استقلال مقابل فجر در استاديوم به من توهين شد؛ خدا را شکر مردم آگاهند و عليرغم خط دادن هاي عده اي، مايلي کهن را خوب مي شناسند. بنده فکر مي کنم جزو معدود چهره هاي ورزشي باشم که دائم در بين مردم هستم. بنده خريد روزانه منزل را خودم انجام مي دهم در مراکز خريد و گاه و بيگاه در مترو و اتوبوس مردم را مي بينم و واکنش هاي آنها را مشاهده مي کنم. براي مردم سلامت و صداقت افراد مهم است. حالا بگذاريد يک عده عليه بنده جوسازي کنند. جالب است بدانيد همانقدر که طرفداران پرسپوليس به من لطف دارند طرفداران استقلال نيز به بنده محبت دارند چون مي دانند در اين فوتبال خودم را وقف کرده ام؛ آقايان هم بدانند که تلاش بيهوده مي کنند، اگر دنبال بستن دهان من و بريدن زبانم هستند به جايي نمي رسند، بايد سرم را ببرند. زبان من تا وقتي که ظلم و ناپاکي باشد همين گونه سرخ است.

* از اينکه به پرسپوليس آمديد و اين همه حاشيه يا به قول خودتان توهين را به جان خريديد پشيمان نيستيد؟
- من فوتبال را دوست دارم. هميشه گفته ام که هر چه دارم ابتدا از خدا سپس از مرحوم مادرم و بعد فوتبال و باشگاه پرسپوليس است. حالا هم وظيفه ام است که اداي دين کنم . اين طور نبود که من يک شبه تصميم بگيرم که به پرسپوليس بيايم، بارها مذاکره شد تا اينکه بالاخره قبول کردم. دوست داشتم اگر قرار شد بيايم درست و درمان بيايم ، اگر قرار بود روال همان روال قبل باشد حضور بنده چه الزامي داشت؟

* طي اين سال ها در دو مقطع به پرسپوليس آمديد، که هر دو بار به استعفايتان انجاميد، مي گويند شما دنبال سرمربيگري اين تيم هستيد.
- البته در آن مقطع که شما مي گوييد اعلام کرده بودم اگر مديرعامل نشوم مي روم چون سوابق مديريتي بنده با ديگر آقايان حاضر در هيات مديره قابل مقايسه نبود. در اين مقطع هم بنده ابتدا يکي از گزينه هاي سرمربي گري بودم که باشگاه از من برنامه خواست اما عذرخواهي کردم، پس دنبال سرمربيگري نبودم.

* چرا برنامه نداديد؟
- يک سري اهداف داشتم و مي ديدم که شايد نتوانم به عنوان مربي موفق شوم. ضمناً بعد از يک فصل فشرده کار کردن در سايپا بر اين باور بودم که بهتر است استراحت کنم.


* ظاهراً دليل اصلي جدايي شما از پرسپوليس اختلاف با حميد استيلي بود.
- قرار ما چيز ديگري بود. بنده بعد از 7 ، 8 ، 10 روز که از انتخاب سرمربي گذشته بود به مجموعه اضافه شدم و قطعاً نمي توانستم در انتخاب سرمربي نقشي داشته باشم اما اين را نيز نمي توانستم بپذيرم که جايي باشم و مسووليتم حالت نمادين داشته باشد. شما مي توانيد از آقاي کاشاني بپرسيد که آيا به ايشان نگفتم در پرسپوليس يک ريال هم پول نمي خواهم و حتي يک جوراب از باشگاه نگرفتم؛ يعني قرارمان نبود که بگيرم و يا قراردادي ببندم. بحث لجبازي هم نبود؛ بنده يک سري پيشنهاد دادم که مورد موافقت قرار نگرفت.

* ريشه اختلافات روزي شکل گرفت که شما فردي را به عنوان دستيار به استيلي پيشنهاد کرديد و وي نپذيرفت.
- بايد بگويم که بحثم کمک به تيم بود اما بنا به دلايلي ايشان را نپذيرفتند و بعد يک مربي خارجي به مجموعه اضافه شد. بحث من به سومديک بر مي گردد. مديران فني قبلي نهايتاً در جلسات فني شرکت مي کردند اما بنده در اکثر تمرينات پرسپوليس حضور فيزيکي داشتم و در اين مدت چيزي از اين مربي آلماني نديدم که برتر از مربيان ايراني باشد و شايد هم به مراتب از آنها ضعيف تر عمل مي کرد. البته شايد اينها نتوانستند از اين مربي خوب استفاده کنند و اين مربي واقعا کارآيي دارد.


* انتقادات شما به مربي بدنساز پرسپوليس نيز علت ديگر ايجاد اختلاف بود؛درباره اين مسأله صحبت کنيد.
- مشکل پرسپوليس اين است که در اکثر موارد يکسري رفيق بازي ها صورت مي گيرد. رفيق بازي نبايد به تيم ضربه بزند. ما نبايد منافع جمع و طرفداران را زيرپا بگذاريم. اوايل فصل که هنوز بنده به تيم اضافه نشده بودم ظاهراً بازيکنان را به آکادمي ملي المپيک برده بودند تا آنجا زير نظر آقاي کماسي کار کنند چون محل کار اصلي آقاي کماسي در آکادمي است. پس از آن نيز ايشان در اردوي ترکيه حاضر نشد و در تمرينات حضور يک خط در ميان داشت. گرچه ايشان گفته مايلي کهن را نمي شناسم ولي آقاي کماسي را مي شناسم و برايشان احترام قائلم . حرفم اين است که چرا بايد در باشگاه با اين جور مسايل مماشات شود. جناب کماسي در سال 86 به خاطر ارتباطاتي که بوده 120 ميليون تومان از باشگاه گرفته است و الان به نحوي پول بيشتري مي خواهد. در حالي که مولايي بدنساز قبلي تيم سال قبل 60 ميليون تومان گرفته بود و الان حتي وقتي باشگاه به آقاي کماسي مي گويد 25 درصد بيشتر از سال قبل به تو پول مي دهيم ايشان زير بار نمي رود. حرف من اين است که آقاي کماسي ناراحت شود بدتر است يا ميليون ها هوادار ؟

* پيشنهاد شما براي مسووليت بدنسازي تيم پسر ولي الله صالح نيا بود اما استيلي به وي اجازه نداد در تمرينات شرکت کند و شما نيز از همان تاريخ ديگر در تمرينات حاضر نشديد.
- به خاطر همان مشکلاتي که پيرامون ماجراي بدنسازي تيم بود و به شما گفتم بنده از يک جوان با اخلاق و عالم که فوق ليسانس تربيت بدني دارد خواستم به تيم کمک کند که به ايشان اجازه چنين کاري را ندادند.

* اما حضور اين مربي با سرمربي تيم هماهنگ نشده بود؟
- مگر بايد چند بار هماهنگ مي شد؟ بنده با آقاي کاشاني حرف زده بودم.

* به هر حال سرمربي تيم از اين موضوع بي اطلاع بود؛ شايد بهتر بود استيلي را هم در جريان مي گذاشتيد.
- وقتي بدنساز تيم در اردوي ترکيه و تهران کنار بازيکنان نبوده و از اين نظر مجموعه ضربه خورده است به نظر شما نبايد اقدامي صورت مي گرفت؟ اگر بنده مي خواستم سکوت کنم از آن مديرفني هايي مي شدم که آقاي پروين گفته بود؛ يعني کشک . بنده در هيچ جايي کشک نخواهم شد.

* اين موضوع که شما از پرسپوليس جدا مي شويداز همان روز اول حضورتان در اين مجموعه قابل پيش بيني بود.
- اگر خودم اين تصور را داشتم هرگز به آنجا نمي رفتم؛ نگاه بنده نسبت به حميد استيلي چيز ديگري بود که اشتباه مي کردم.

* آيا همه مشکلات اين پرسپوليس بحران زده در بحث دستياري استيلي و ماجراي پرويز کماسي خلاصه مي شود؟
- خير، يکسري مشکلات ديگر هم هست که خدمتتان عرض خواهم کرد. اولا ما در همين دو ماه اخير مشکلاتي را مشاهده کرديم که در حوزه سرپرستي تيم است. عليرغم احترامي که براي آقاي خردبين قائل هستم بايد بگويم که پرسپوليس در زمينه سرپرستي مشکل دارد. سرپرستي کردن فقط امضاي کارت تعويض بازيکن نيست بلکه يک سرپرست مي بايست يک ساعت زودتر از بازيکنان در محل تمرين حاضر شود و يک ساعت ديرتر از آنها برود.
سرپرست بايد با بازيکن رابطه پدر و فرزندي داشته باشد و در واقع پل ارتباطي بين مديرعامل و سرمربي به حساب آيد. يک سرپرست بايد آينده نگر باشد و مثلا از همين امروز به فکر يک زمين تمرين براي دو ماه بعد باشد تا اگر مشکلي پيش آمد تيم آسيب نبيند. که متأسفانه آقاي خردبين اين آينده نگري را ندارد. سرپرست تيم بايد بعد از هر مسافرت گزارش اتفاقات داخل و خارج از ميدان را به باشگاه ارائه کند.

در جلسه کميته فني مي گويند که تيم در بوشهر با استرس وارد زمين شد. مي پرسيم چرا؟ مي گويند: آنجا دو سه تا پلاکارد نامناسب عليه سرمربي نصب شده بود. به آقاي خردبين مي گوييم شما به عنوان سرپرست چه کار کرديد؟ مي گويد چه کار بايد مي کردم ؟ بنده به ايشان گفتم شما مي بايست موضوع را به ناظر مسابقه منتقل مي کرديد و مي گفتيد اگر اين پلاکاردها برداشته نشود تيم بازي نمي کند. و يا در جلسه عنوان مي شود در بوشهر غذاي مناسب نبوده و جالب اينکه گفته مي شود اين موضوع سال قبل هم تکرار شده بود! شما به بنده بگوييد پس وظيفه سرپرست چيست؟

* اگر بخواهيد نقش مقصران شرايط فعلي پرسپوليس را تعيين کنيد، از ديد شما نقش چه کسي پر رنگ تر خواهد بود؟
- همه اين عوامل در کنار هم به تيم ضربه مي زنند؛ شما وقتي از رده سرپرستي به پايين تر مي آييد مي بينيد که حميد استيلي برخلاف ذهنيتي که در جامعه وجود دارد هنوز باورش نشده که سرمربي پرسپوليس است و نمي داند چه مسووليت بزرگي دارد. تنها چيزي که بعد از هر باخت مطرح مي کنند اين است که در ورزشگاه آقاي ايکس تشويق شد. بنده يک سوال دارم؛ روز بازي با ملوان که خودم هم در استاديوم بودم و ما گل اول را خورديم و آقاي ايکس تشويق شد چرا مردم پس از گل تساوي ديگر آقاي ايکس را تشويق نکردند؟ برخلاف اينکه مي گويند تشويق شدن آن آقاهدايت شده نبوده بنده معتقدم اين ماجرا کاملاً هدايت شده است و براي حرفم دليل دارم.

20نفر در 20 نقطه استاديوم قرار مي گيرند و با دريافت مبالغي وظيفه شان اين است که وقتي تيم گل خورد و هوادار ناراحت و احساسي شد، آنها را به تشويق فلاني تحريک کنند. اما وقتي تيم گل مساوي را مي زند آن 20 نفر ديگر جرأت اين کارها را ندارند.

*انگار شما هم مثل حبيب کاشاني قصد داريد ديگر اسم سرمربي سابق پرسپوليس را نياوريد؟
- بله ، من مي گويم آقاي استيلي شما تيمت را درست کن و نتايج خوبي بگير آن وقت ببين همين تماشاگر چه سر و دستي برايت مي شکند. اگر تماشاگران واقعاً آقاي ايکس را دوست داشته باشند با اين همه تبليغات، بازي هاي تيم آقاي ايکس مي بايست ده ها هزار تماشاگر داشته باشد. چرا راه دور برويم؟ مگر همين هفته گذشته بازي تيم آقاي ايکس يک روز بعد از بازي پرسپوليس و مس سرچشمه برگزار نشد؟ شما به من بگوييد چه تعداد تماشاچي بازي تيم آن آقا را از نزديک ديد؟

* جالب اينکه تماشاگران ديگر تيم ها نيز اين روزها به هر بهانه اي علي دايي را تشويق مي کنند؛ حتي استقلالي ها؛ اين چه نشانه اي است؟
- البته تماشاگران استقلال بسيار هوشمندانه عمل کردند زيرا آنها خاطرات خوشي از آقاي ايکس دارند و نام ايشان آنها را ياد پيروزي رفت و برگشت شان در دربي مي اندازد؛ آنها علاقمند هستند که ايشان به پرسپوليس برگردد و پيروزي هايشان در دربي تکرار شود!

فارغ از مباحث حاشيه اي ، به نظر مي رسد در بعد فني هم اين مجموعه اشکالاتي داشته باشد که شايد فرصت کم حميد استيلي براي پياده کردن اهداف تاکتيکي اش را نيز بتوان در ايجاد اين شرايط دخيل دانست.
- بله، در اين مدت بارها از ايشان ارائه برنامه تمرينات را خواستار شديم و در آخر با اکراه به ما برنامه دادند که ديديم طبق آن برنامه بازيکنان بايد در گرم ترين ماه سال و همزمان با ماه مبارک رمضان در ساعت 10 صبح تمرين کنند! شما بگوييد، ساعت 10 صبح مرداد ماه و در اوج گرما چه کسي تمرين مي گذارد؟ هر بار که تيم مي بازد ايشان مي آيد و عذر خواهي مي کند؛ عذرخواهي تا کي؟ البته عذرخواهي وظيفه مربي است اما وظايف اصلي تر چه مي شود؟ ما بايد بيشتر کار کنيم و از افرادي که به آنها اعتماد داريم مشورت بگيريم.
تيم در بوشهر تا ساعت 12:30 بازي کرده، ساعت 1:30 از ورزشگاه خارج شده و ساعت 2 به هتل رسيده و بازيکنان ناخواسته تا 4 صبح بيدار بوده اند و 8 صبح هم به سمت تهران پرواز کرده اند. آنوقت براي اين تيم ساعت 10 صبح تمرين گذاشته اند تا ريکاوري کنند؛ جالب اينکه خود سرمربي از فرط ناراحتي و افسردگي با لباس شخصي تمرين را تماشا کرده است.
شما وقتي مي بازيد بايد به دنبال ضعف ها بگرديد و گرنه با معذرت خواهي که دردي دوا نمي شود.


چرا اين مسائل را رودررو با خود استيلي مطرح نکرديد تا کار به اينجا کشيده نشود؟
- اتفاقاً گفتم؛ بنده با کسي تعارف ندارم. از خودشان بپرسيد که چرا قبول نکردند.

* از همان ابتدا اينگونه استنباط مي شد که ارتباط شما و کادر فني حسنه نيست.
- عليرغم احترامي که براي آقاي استيلي قائلم معتقدم که در 4 بازي اخير حتي اگر پرسپوليس مربي هم نداشت 9 امتياز مي گرفت! ما 2 بازي تهران را از دست داديم. شهرداري تبريز که در تهران تيم ما را شکست داد در خانه خودش 2 گل از سپاهاني که از سال قبل ضعيف تر شده است دريافت کرد. کار به جايي رسيد که در مقابل مس سرچشمه وقتي بازيکن ما گل تساوي را زد انگار در جام جهاني به تيم ملي برزيل گل زده بود! اين تأسف بار است.

* کناره گيري شما اين ذهنيت را ايجاد مي کند که به دليل نتايج اخير پرسپوليس قصد داريد خودتان را از ناکاميها دورنگه داريد!
- شما مي گوييد بايد چه کار کنم؟ بايد بمانم و قطره قطره آب شوم و سکوت کنم؟ من در فوتبال ايده دارم. همان روز اول که با ملوان بازي داشتيم به اصرار آقاي کاشاني 3 دقيقه براي بازيکنان صحبت کردم و گفتم همه ما بايد به دنبال لذت بردن از فوتبال باشيم و بدانيم رقيب ما -حتي استقلال -دشمن ما نيست و خوشحالم که بعد از من آقاي فرهاد مجيدي نيز چنين حرف هايي را زد.

* به نظر مي رسد با انداختن توپ به زمين خردبين، استيلي و ... به نوعي قصد داريد حبيب کاشاني را از گزند انتقادات خود دور کنيد؛ به هر حال همه اين اتفاقات در مجموعه اي رخ داده که حبيب کاشاني در رأس آن قرار دارد.
- خير، بنده با کسي شوخي ندارم. من قبلاً هم عنوان کردم که آقاي کاشاني يکي از بهترين مديران بعد از انقلاب است.


*البته گفته بوديد کاشاني بهترين مدير بعد از انقلاب است.
- باز هم مي گويم بهترين مدير اما فکر مي کنم گفته بودم يکي از بهترين مديران بعد از انقلاب. با اين حال براي ادعاي خودم دلايلي دارم؛ همين ديروز سري به ورزشگاه درفشي فر زدم و ديدم که موتور پمپ چاه ورزشگاه مشکل دارد و زمين چمن با کمبود آب مواجه است؛ پيمانکار ورزشگاه به من پيغام فرستاده که آقاي مايلي کهن اگر مي خواهيد زمين چمن با مشکل مواجه نشود زودتر فکري کنيد. شما وقتي امکانات امروز پرسپوليس را مي بينيد و مشکلات کار را هم مشاهده مي کنيد دلتان براي آقاي کاشاني مي سوزد؛ ايشان با کلي سختي و مشقت پول مي آورد تا به بازيکن بدقولي نکرده باشد. موضوعي است که تا امروز به آن اشاره نکردم اما مي گويم؛ بنده در تاريخ 30/2/90 از باشگاه سايپا جدا شدم و تا امروز که 3 ماه از جدايي مان مي گذرد باشگاه حق و حقوق ما را نداده؛ باور مي کنيد اين اتفاق در سايپايي بيفتد که جزو 2 کمپاني پردرآمد کشور است؟ حال تصور کنيد مديريت در يک باشگاه مثل پرسپوليس چه دردسرهايي دارد. ايشان (کاشاني) به دليل ارتباطات قويي که دارند مشکلات خروجي و سربازي بازيکنان را در همان فرودگاه حل مي کنند؛ کاري که خيلي از مديران ما در فدراسيون هاي ورزشي قادر به انجامش نيستند.
اما با تمام اين تفاسير آقاي کاشاني يک اشکال دارد که اين اشکال به خودش، خانواده اش و پرسپوليس ضربه مي زند؛ ايشان دل رئوفي دارد و به همين دليل وقتي که بايد يک رابطه را قطع کند قادر به انجام اين کار نيست.
سال قبل آقاي ايکس پس از 5 شکست پشت سر هم به صورت شفاهي استعفا کرد اما آقاي کاشاني آن استعفا را نپذيرفت و همين مسأله به ضرر خودش شد. اگر پارسال با استعفاي آقاي ايکس موافقت مي شد امروز وضعيت پرسپوليس اينگونه نبود. پرسپوليس سال گذشته به جز جام حذفي، در ليگ و آسيا يکي از ضعيف ترين نتايج تاريخ خود را گرفت، به شکلي که در آسيا بين 4 تيم چهارم شد. شما ببينيد که در همان سال چه اردوهايي در آلمان، ترکيه، امارات و کيش براي تيم در نظر گرفتند اما در نهايت دود اختلافات بوجود آمده در چشم خود آقاي کاشاني، خانواده اش و پرسپوليس رفت. افرادي که کمترين وقت را براي پرسپوليس گذاشته اند حالا بيشترين موانع را براي آن ايجاد مي کنند. جالب اينکه همين آقا که در زمان مربيگري بگوويچ اتوبوس تيم را در جاده تهران – رشت نگه داشت و گفت بايد همين الان پولم را بدهيد، امروز مي گويد من دست هوادار پرسپوليس را مي بوسم. شما برويد ببينيد زماني که ايشان با يک تيم ديگر مقابل پرسپوليس قرار گرفت چه رفتارهايي انجام داد؛ فيلمش هست. خدا را شکر هواداران پرسپوليس آنقدر بزرگ هستند که اين مسائل را مي بخشند و ناديده مي گيرند.

* آيا همه اين موارد به قلب رئوف حبيب کاشاني بر مي گردد؟يعني بحث سو مديريت مطرح نيست؟
- همه ما اشکال داريم؛ به نظر بنده آقاي کاشاني بايد درباره پول بيت المال سخت تر و وسواسي تر عمل کند تا کار به اينجا کشيده نشود. ايشان در مواقعي بايد پا روي قلب خود بگذارند و قاطعانه تصميم بگيرند که اميدوارم از اين پس اينگونه باشد تا ديگر، افراد در پاسخ به خدمات ايشان چنگ در صورتش نيندازند.

* صحبت هاي شما با دوربين برنامه تلويزيوني شوک جنجال پر دامنه اي را به راه انداخت؛ درباره آن صحبت کنيد!
- اولاً بنده آن روز با هيچ خبرگزاري صحبت نکردم و حرف هايم را با دوربين برنامه شوک زدم که هنوز پخش نشده است. ضمناً شما مي توانيد از تهيه کننده آن برنامه يعني آقاي شکيب بپرسيد که آيا قرار بود مايلي کهن صحبت کند يا خير؟ آنها از زمان حضور بنده در سايپا قصد انجام مصاحبه داشتند که بنده قبول نکردم تا در نهايت با وساطت آقاي فريادشيران قرار شد در تمرين پرسپوليس گفت و گويي انجام دهيم که الان دقيقا کلمه به کلمه حرف هايم را در خاطر ندارم اما پيرامون فوتبال پاک صحبت کردم و اسمي هم از کسي نياوردم. بنده در همان مصاحبه به موضوعي که چند سال قبل اتفاق افتاده بود اشاره کردم و ضمناً به موضوعات ديگري چون ليدرها پرداختم و گفتم که ما ليدر نداريم بوقچي داريم. الان هم بحثم اين است که مگر «ممد بوقي» خدابيامرز «ممد ليدر بود»؟ مگر «سهراب بوقي» «سهراب ليدر» است؟ جالب است که اين روزها آنهايي از ليدر ها مي گويند که خودشان در گذشته ليدرپروري کرده اند.

* اما با نشانه هايي که شما در مصاحبه با شوک از آن فينال معروف جام حذفي داديد مشخص بود که منظورتان کدام بازي است؟
- من که اسم نياوردم اما برخي آقايان در مصاحبه هاي خود به موضوعات ديگري اشاره کردند و اسم هم آوردند . مثلاً همان آقايي که سالها در امارات بوده در مصاحبه اي گفته است دروازه بان سابق ذوب آهن را در يک بازي مهم خريده بودند و از آن پس حضور دروازه بانان خارجي در ايران ممنوع شد. خود شما برويد ببنيد آن مسابقه کدام بود و آن دروازه بان چند گل خورد. اين را که ديگر مايلي کهن نگفته است.

*به زعم خيلي ها دليلي نداشت که در اوج مشکلات پرسپوليس محمد مايلي کهن ناگهان به کالبدشکافي اين ماجرا بپردازد، عده اي هم بر اين نظر بودند که شما مي خواهيد با اين جنجال، نگاه ها را از نتايج ضعيف پرسپوليس دور کنيد.
- اينگونه نبود، بنده که برنامه ريزي نداشتم، دوربين يک برنامه تلويزيوني آمد و درباره ناپاکي هاي فوتبال پرسيد و بنده هم نظرم را گفتم.

* يعني منظور شما از آن فينال ناپاک بازي ...
- چيزي نمي گويم، شايد اين مسأله در پرسپوليس هم اتفاق افتاده باشد. بنده تنها کسي هستم که وقتي پاي منافع ملي وسط باشد استقلال و پرسپوليس نمي شناسم. اين موضوع را تا حالا جايي نگفته ام اما سه چهار سال قبل استقلال در جام باشگاه هاي آسيا مسابقه حساسي داشت که بنده براي تماشاي بازي اين تيم به ورزشگاه رفتم و در طبقه دوم ميان تماشاگران استقلالي نشستم.

* کدام بازي بود؟
- خدا شاهد است که يادم نيست.

* اين مسأله که محمد مايلي کهن متعصبانه پرسپوليسي است و با مسايل رنگي برخورد مي کند را قبول نداريد؟
- ايکاش يکي از استقلالي هايي که آن روز در استاديوم آزادي مرا ديده بود به خبرگزاري برنا زنگ بزند و بگويد که بنده مسابقه استقلال را با چه حرارتي تماشا مي کردم.

* اما اين ذهنيت وجود دارد آقاي مايلي کهن!
- چه ذهنيتي؟

* اينکه شما آنقدر پرسپوليسي هستيد که گاهي عليه استقلالي ها موضع گيري مي کنيد؛ اين ذهنيت از زمان سرمربي گري تان در تيم ملي ايجاد شد.
- تيم آقاي کي روش استقلالي دارد؟! اگر تيم ملي زمان من بد بود چرا استقلالي ها از آن تيم کلي بازيکن گرفتند. سيروس دين محمدي، فرهاد مجيدي، سهراب بختياري زاده هادي طباطبايي، علي موسوي و ... مگر اينها از تيم ملي زمان من به استقلال نرفتند؟

* با اين حال در آن مقطع شما استاد اسدي را به پاشازاده استقلالي ترجيح مي داديد؛ شايد همان اصرار شما، در شکل گيري اين ذهنيت نقش داشته است.
- اولا که آقاي پاشازاده را دعوت مي کردم، ثانيا ايشان مشکل سربازي داشت و 2 دفترچه اعزام به خدمت در دستش بود. يکي را از قرارگاه نصر که مسووليت آن با آقاي علي آقامحمدي بود گرفته بود و ديگري را از نيروي انتظامي و چون حاضر نشده بود در پاس بازي کند و به استقلال رفته بود نيروي انتظامي مشکل خروج از کشور وي را حل نمي کرد. ضمن اينکه بنده هنوز اعتقاد دارم که تيم ملي در آن مقطع خط دفاع خوبي داشت. اگر قرار به حرف زدن باشدکه من هم مي توانم پشت سر خيلي ها حرف بزنم.

* در مناقشه اخير با استقلالي ها آيا شما مدرکي هم داشتيد؟
- اگر چيزي نبود که آقايان اين قدر شلوغش نمي کردند. به زعم آقايان بنده حرفي را زدم که نبايد مي زدم اما خب شما که دم از قانون مي زنيد چرا به جاي جو سازي، از من شکايت نکرديد؟ چرا تمام عوامل و آدم هاي حقوق بگير خود را وسط ماجرا آورديد و به سايت هاي مرتبط با خود خط و خطوط داديد که عليه من بنويسند؟

*اگر مدعي العموم يا فدراسيون فوتبال از شما مدرک بخواهد چه مي کنيد؟
- بنده که توهيني نکردم، مدعي العموم به خاطر اهانت هايي که به بنده شد هم مي تواند وارد عمل شود.

* ادعايي را مطرح کرديد که نياز به مدرک دارد؛ ندارد؟
- بله ادعا کردم و براي آن دلايل قابل قبولي هم دارم.

* پس از طرح آن ادعاي پر سر و صدا، در برنامه ورزش و مردم درگيري کلامي انتقادات زيادي از سوي شخصيت هاي مختلف متوجه شما شد، قبول داريد که آن روز تند رفتيد؟
- من اهل سياست بازي نيستم. نحوه صحبت کردنم اينگونه است و با حرارت حرف مي زنم که يقيناً يکي از عيب هاي بنده به شمار مي رود. حرف هاي من را مردم شنيدند و قضاوت با خودشان است.

* اما شما بحث تحصيلات را وسط کشيديد که ارتباطي با بحث اصلي نداشت.
- ايشان به بنده گفت فقط 2 سال در پرسپوليس بازي کرده ام. اولا بنده 14 سال به عنوان بازيکن و 6 سال به عنوان مربي در پرسپوليس بودم و ثانياً سابقه کاپيتاني اين تيم را دارم. متأسفانه در مملکت ما افراد را مدعي بار مي آورند. آقاي فتح الله زاده آن روز حداقل بايد سکوت اختيار مي کرد.

* به هر حال حق او بود که از خودش دفاع کند.
- دفاع مي کرد اما جور ديگري، ايشان را اگر ولش مي کرديد مدعي مي شد که بنده با شورت ورزشي هم عکس ندارم. البته فکر مي کنم آن روز بنده اشتباه کردم نبايد پاسخ مي دادم . برخي براي خودشان امپراتوري تشکيل داده و با استفاده از منابع دولتي افراد بله قربان گو را به استخدام خود درآورده اند.

* اخيراً در برنامه تلويزيوني خنده بازار حرکات و ادبيات شما را تقليد مي کنند؛ درباره اين برنامه طنز چه نظري داريد؟
- اين هم از کرامات آقاي ضرغامي است! صدا و سيمايي که به هر حال همه را مورد نقد قرار مي دهد تحمل يک نقد ساده مرا که اخيراً در نامه اي مطرح کردم ندارد. البته اينها تبعات انتقاد از پايين دستي هاست، واي به روزي که از خود آقايان بالا دستي انتقاد کنيم. البته بنده مشکلي با برنامه خنده بازار ندارم. به هر حال اگر بتوانند با تقليد قيافه و حرف زدن ما مردم را بخندانند بنده هم خوشحال مي شوم. در اين برنامه از نظر قيافه سازي بنده بد عمل نکرده اند ولي از نظر محتوا برنامه شان خيلي به دلم نچسبيده است البته آنها درباره برخي کاملاً توانسته اند شبيه سازي کنند!
ناراحتي من از خنده بازار نيست بلکه از برخي جريان سازي ها است. بعد از نامه اي که بنده به آقاي ضرغامي نوشتم، دوستان در چندين و چند برنامه سعي کردند که مرا بکوبند و حتي ديديم که برخي افراد را از داخل"لپ لپ" درآوردند و به عنوان دکتر و کارشناس فوتبال جلوي دوربين گذاشتند تا مرا بکوبند.
جالب اينکه دو سه روز قبل گزارشگر برنامه دوربين جنجال ساز، با نشان دادن آقاي ضرغامي در حاليکه مي خواست وارد ورزشگاه آزادي شود و بازي استقلال را تماشا کند مدعي شد که ايشان مخفيانه و بين مردم در ورزشگاه حاضر شده و حتي از ايشان وقتي که براي چند تماشاگر بليت مي خريد فيلم گرفتند؛ واقعا که فهميديم معناي مخفيانه به ورزشگاه رفتن چيست! بخصوص وقتي که شنيديم بحث حضور برخي ها در انتخابات مطرح است و ...

* در برنامه هفته گذشته 90، عادل فردوسي پور براي دومين بار اجازه نداد شما روي خط بياييد؛ ظاهراً اين مسأله موجب ناراحتي تان شده است؟
- ناراحتي که نه اما آقاي فردوسي پور باهوش است و کاملاً خطي عمل مي کند. ممکن است به شما تلفن بزند و چيز ديگري بگويد ولي کاملاً مشهود است که از يک جريان طرفداري مي کند و هر کس مستقل باشد و به نوعي ضعف هاي آن جريان را بگويد نه به برنامه او راه پيدا مي کند و نه اجازه حرف زدن دارد. و اگر آن جريان مورد حمايت ايشان با جريان مستقلي رو در روي هم قرار بگيرند ايشان نمي تواند بي طرف عمل کند. آقاي عادل خان خودش مي داند که چه جفايي به من و فوتبال ايران کرد. بنده هم سعي مي کنم ديگر با برنامه 90 حرف نزنم. خدا را شکر در دنياي ارتباطات براي آنکه حرف هايم را بزنم تا دلتان بخواهد تريبون وجود دارد، خيلي جا ها حتي حاضرند حرف هاي مرا با مبالغ نسبتاً خوبي بخرند!
* در گذشته نيز چندين بار گفته بوديد با اين برنامه صحبت نمي کنيد اما بعد پشيمان شده و حتي به عنوان مهمان به اين برنامه رفتيد!
- به دليل اينکه دلم مي سوخت، ايشان دو بار اجازه ندادند بنده حرف هايم را در برنامه مطرح کنم؛ مي توانست نگويد که مايلي کهن تماس گرفته و ما وقت نداريم. وقتي روي آنتن مي گويد فلاني زنگ زده و ما وقت نداريم چه معنايي دارد؟ مي گويند کار دنيا را ببين که ... ولش کنيد بهتر است نگويم.

* تيم سابق شما سايپا اين روزها نتايج خوبي کسب نمي کند، درباره عملکرد اين تيم چه نظري داريد؟
- اعتقاد دارم آقاي صالح مربي خوب، جوان و با دانشي است. باشگاه سايپا نيز يک باشگاه کاملاً سازمان يافته است که پتانسيل آن خيلي بيشتر از اينها است و بنده اميدوارم به مرور زمان شرايط آنها بهتر شود. آقاي صالح در ابتدا به دليل عدم تجربه کافي شايد کمي تند رفت مثل خود ماها، اما در آينده بهتر عمل خواهد کرد.

* روند فوتبال ملي را با کارلوس کي روش چطور ارزيابي مي کنيد؟
- سه بازي اخير مقابل مالدويو و ماداگاسکار وضعيت مان را يک مقدار خطرناک نشان داد. بايد هوشيارتر عمل کنيم. يک عده مي گويند اندونزي، بحرين و قطر رقباي سختي نيستند؛ اما بايد بدانيم که حتي اندونزي به مراتب قوي تر از مالديو است ضمن اينکه آقاي کي روش هم نياز به زمان بيشتري دارد.

* همچنان با علي پروين مشکل داريد؟
- خير، اتفاقاً آقاي پروين را در ختم بستگان يکي از دوستان مشترک ديدم و با هم روبوسي کرديم، البته طبعاً اختلاف سليقه داريم.

* پس چرا وقتي به نشست کميته پيشکسوتان که باني آن علي پروين بود دعوت شديد نرفتيد؟
- من نمي روم چون تجربه دارم!

* چه تجربه اي؟
- حالا بماند؛ نمي خواهم بازش کنم.

* به عنوان سوال آخر، از حالا به بعد محمد مايلي کهن را در چه جامه اي خواهيم ديد؟ آيا بار ديگر بعنوان مربي به فوتبال بر مي گرديد؟
- بنده در خانه مي نشينم و منتظر پست مي مانم؛ بنويسيد در شهر به ما پيشنهاداتي شده! اين روزها از برخي ها وقتي مي پرسند: چرا بيکاري؟ مي گويند: از چند تيم ليگ برتري پيشنهاد داشتم ولي پاسخ رد دادم! البته واقعيت اين است که بنده از جايي پيشنهاد ندارم. اين روزها داخل کوچه مان با بچه هاي کوچک فوتبال بازي مي کنيم که لذت آن را با هيچ چيز عوض نمي کنم؛ خدا را چه ديديد، شايد با همين بچه ها تيم درست کرديم و با بچه هاي کوچه بالايي مسابقه داديم