۱۶ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۳:۱۰
در مقاله ای عنوان شد

اعتراف عضو شورای روابط خارجی آمریکا به پیشرفتهای چشمگیر ایران

.در ايران امروز حاكمان و دانشمندان به پيماني ملي دست يافته اند كه در يك سو حاكميت منابع لازم را براي آنها فراهم مي كند و آنها نيز تخصصشان را در اختيار دولت مي گذارند. سپاهي از دانشمندان وطن پرست، متعهد شده اند كه كشور خود را به قله دستاوردهاي تكنولوژيك رسانده و ...
کد خبر : ۲۷۹۲۶
"صراط" - ري تكيه عضو شوراي روابط خارجي آمريكا ،يكي از اصلي ترين كارشناسان مسايل ايران در اين شورا است و نظرات وي در مورد ايران، همواره مورد توجه محافل كارشناسي و علمي آمريكا و بطور كلي غرب بوده است. وي چندي پيش با نگارش مقاله ايي در روزنامه واشنگتن پست به بررسي برنامه هسته ايي كشورمان و زمينه هاي دستيابي ايران به دانش هسته ايي پرداخت. تكيه هرچند در اين مقاله ادعاي دروغ تلاش ايران براي دستيابي به بمب اتمي و ارتباط ايران با شبكه آقاخان را مطرح مي كند، اما بيان حقايقي توسط وي در باب پيشرفت علمي كشور طي دو دهه گذشته و دسترسي كشورمان به دانش هسته ايي بدون كمك خارجي و زير فشارهاي سخت بين المللي و بر خلاف ساير كشورهاي هم رده در اين زمينه مانند چين، رژيم صهيونيستي و پاكستان جالب توجه است.البته تكيه دانسته يا ندانسته از كنار نقش بي بديل رهبر معظم انقلاب در پيشرفت علمي كشور در دو دهه گذشته عبور كرده است و به نقش موثر و اصلي ايشان در اين زمينه هيچ اشاره ايي نكرده است.از ديگر نكات مغفول در مقاله تكيه، بي توجهي به انگيزه هاي جهادي و ديني دانشمندان كشورمان براي پيشرفت علمي كشور فراتر از انگيزه هاي مادي است. ترجمه اين مقاله ذيلا به خوانندگان صراط تقديم مي شود.
طي ساليان گذشته همواره تصور مي شد كه تحريمهاي اقتصادي و استفاده از ديپلماسي مي تواند به ايجاد مذاكره كننده ايي در ايران كه در برابر غرب منعطف باشد، بيانجامد.اما در حاليكه جامعه جهاني متاثر از سردرگمي ، شوك و نگراني است ، رفتار مجادله گرانه ايران نيز به طور موثري اين عقيده مورد اجماع را زير سوال برده است.آرزوي قلبي غربيها اين است كه منع دسترسي ايران به فناوريهاي حساس به اضافه خرابكاري تا زمان حصول يك راهبرد جايگزين يا توافقي در اين رابطه ، مي تواند از سرعت برنامه هسته ايي ايران بكاهد. همچنين گمان مي شد كه بنيانهاي ضعيف علمي ايران را ميتوان بيش از پيش از طريق اين فشارها تضعيف كرد. اما برخلاف همه اين پيش فرضها، زيرساختهاي علمي ايران طي دو دهه گذشته هم در ميزان پيچيدگي و پيشرفتگي و هم از نظر ظرفيت رشد كرده است.
ايران در تاريخ دستيابي به دانش هسته ايي يك استثنا است؛ تقريبا تمام كشورهاي قدرتمند رده متوسط در زمينه هسته ايي كه به بمب اتمي دست يافته اند، از كمكهاي فوق العاده يك قدرت خارجي برخوردار بوده اند.چين از شوروي سابق نه تنها مشاوره فني دريافت كرد بلكه ابزار ساخت يك راكتور هسته ايي ، طراحي سلاح و موشك بالستيك را نيز بدست آورد.چين به نوبه خود پاكستان را با اورانيوم غني شده لازم براي ساخت براي دو بمب اتمي تغذيه كرد و به پاكستان در ساخت تاسيسات غني سازي ، راكتورهاي پلوتونيومي و طراحي بمب كمك كرد.اسراييل از فرانسه يك راكتور هسته ايي ، تاسيسات زير زميني بازفراوري پلوتونيوم و طراحي سلاح هسته ايي دريافت كرد. هند كه تا مدتها ادعا مي كرد برنامه هسته اييش يك دستاورد بومي است نهايتا فاش كرد كه يك راكتور هسته ايي از كانادا و 20 تن آب سنگين از امريكا گرفته است.آفريقاي جنوبي منزوي در جامعه بين المللي تقريبا وضعيتي مشابه ايران دارد اما او هم تريتيوم كه يك عنصر اساسي براي ساخت بمب هسته ايي است را از اسراييل دريافت كرد.
اگرچه ايران از كمك روسيه براي تكميل يك راكتور آب سبك كه براي ساخت سلاح از آن نمي توان استفاده كرد بهره برده است، و سانتريفيوژهاي ابتدايي و ساده را از شبكه آقاخان بدست آورده است ، تهران هرگز مانند سايرين از حمايتهاي خارجي برخوردار نبوده است.بعلاوه هيچ دولت ديگري مانند ايران ، با فشارهاي سيستماتيك بر برنامه هسته اييش مانند منع دسترسي تكنولوژيك و حمله با ويروس كامپيوتري مواجه نبوده است.در حقيقت اگر اسراييل و پاكستان با موانع ايران مواجه بودند مسير دستيابي شان به بمب بسيار طولاني مي شد.در واقع عبور متناوب ايران از نقاط عطف تكنيكي در برنامه هسته ايي خود و توانايي در ايجاد شبكه رو به توسعه و پيچيده غني سازي و رونمايي از نسل جديد سانتيريفيوژهاي خود، همه علايم موفقيتها و ذكاوت علمي ايران است.
چه چيزي سبب اين موفقيت شد؟دهه 80 دهه بسيار بدي براي دانش در ايران بود، وضعيت انقلابي جامعه و جنگ طولاني با عراق سبب محروميت دانشگاهها از منابع مالي و حمايتهاي دولتي شد.اما اين روند در دهه 90 تغيير كرد. عليرغم تحريمها ومحدوديتهاي صادراتي به ايران بعد ازانقلاب 1979، وقتي نخبگان سياسي اعم از محافظه كار و اصلاح طلب تصميم به احياي تحقيقات علمي گرفتند ،سازمانهاي جديدي مانند موسسه تحقيقات پيشرفته زنجان در علوم پايه، و موسسه تحقيقات فيزيك نظري و رياضيات ايجاد شد، موسسات قديمي تر مانند دانشگاه شريف احيا شد. سازمان انرژي اتمي كه در گرماگرم روزهاي نخستين انقلاب توسط هاشمي رفسنجاني حفظ شده بود، مديريت جديدي به خود ديد و بهره بيشتري از منابع دولتي به آن تخصيص يافت.در كشوري كه سياست بازي خشني است، اطلاح طلبان و تندروها در خود علايق مشتركي براي كمك به توسعه علمي پيدا كردند.نتيجه بسيار چشمگير بود: تعداد مقالات علمي كه توسط دانشمندان ايزاني در مجلات معتبر علمي دنيا به چاپ مي سرسيد بسيار افزايش يافت و در عين حال بسياري از دانشگاهها از منابع كافي و كادر علمي لازم براي ايجاد دورهاي دكترا برخوردار هستند.
عليرغم تحريمهاي سخت عليه ايران، دولت در نقش حامي سخاوتمند دانش در ايران ظاهر شد.دانشمندان ايراني در نقش وطن پرستاني مصصم كه فراتر از مرزهاي سياست در پي توسعه كشفيات در همه زمينه هاي تكنولوژيك هستند منجمله دانش هسته ايي ظاهر شدند.در حقيقت دانشمندان ايراني از بايكوت خود توسط همكاران بين المللي خود ناراحتند، از عدم دسترسي به انجام تلاشهاي علمي مشترك در مراكز آموزشي غربي آزرده خاطرند و از ترور هدفمند همكارانشان عصباني هستند.در ايران امروز حاكمان و دانشمندان به پيماني ملي دست يافته اند كه در يك سو حاكميت منابع لازم را براي آنها فراهم مي كند و آنها نيز تخصصشان را در اختيار دولت مي گذارند.سپاهي از دانشمندان وطن پرست، متعهد شده اند كه كشور خود را به قله دستاوردهاي تكنولوژيك رسانده و ابزار لازم براي ساخت بمب را براي حاكميت فراهم كنند.
تخمينها متفاوت است، اما در چند سال اندك ديگر ايران در موقعيتي خواهد بود كه بتواند يك بمب هسته ايي را آزمايش كند.اثرات اين امر محدود به خاورميانه نخواهد شد.بمب ايراني سبب ايجاد عميق ترين مناقشه بين حزبي در آمريكا بعد از مناقشه سال 1949 كه "چه كسي چين را از دست داد؟" ، خواهد شد.در نهايت نه نظم متغير خاورميانه و نه احزاب واشنگتن ياراي مقابله با جمهوري اسلامي هسته ايي را نخواهند داشت.