سینا ذاکری
کهکشانی هایی به قدمت کهکشان راه شیری !
کد خبر : ۲۷۳۱۹
این روز ها در بسیاری از مطبوعات ورزشی دیده می شود از تیم هایی با نام کهکشانی نام برده می شود که تیم پرطرفدار استقلال یکی از این تیم هاست. در نگاه اول این موضوع روزنه های امید را برای برگشتن این تیم به سالهای اوج خود و همان روز هایی که 2 ستاره را بروی نشان خود چسباند باز می کند ولی آیا این تیم پرطرفدار در آن روز های اوج با بازیکنانی این چنینی به آن موفقیت های بزرگ دست یافتند؟
استقلال کهکشانی امروز تشابه چندانی با آن روز های اوجش ندارد جز نام بزرگ و یک مدیر عامل نسبتا موفق ولی آیا این مسائل در مستطیل سبز می توانند جای نقش های بازیکنان فوتبال را بگیرد؟
نمونه بارز این ستاره ها فرهاد مجیدی و فریدون زندی هستند. در آن سوی میدان و رقیب دیرینه این تیم یعنی پرسپولیس (که در مضحک ترین حالت ممکن بر سر نام آن دعوا می باشد) قرار دارد که ستاره اش علی کریمی است که دیگر مثل روز های جوانی نمی تواند در بازی بدود ولی باز ستاره ای است که پرسپولیس را پرسپولیس نگاه دارد.
این لیست بسیار طولانی است و نمی توان بر روی تمام بازیکنان آن بررسی طولانی کرد که از جمله می توان به : وحید هاشمیان، مهدی مهدوی کیا، جواد کاظمیان،رضا عنایتی،علی انصاریان و..... بازیکنان دیگر که در این لیست جای میگیرند.
شاید به خودی خود، بودن این بازیکنان مسئله خاصی نباشد ولی اگر مبالغی که صرف بازی کردن این بازیکنان مسن می شود را محاسبه کنیم به وضوح دیده می شود در این فوتبالی که روز به روز پسرفت داریم سرمایه هایی در فوتبال صرف بازیکنان مسن می شود که هیچ بازدهی ندارند.بازدهی از این جهت که نهایتا 2 سال دیگر این بازیکنان باز نشسته می شوند و دیگر برای باشگاه ارزشی ندارند.
در این بین بازیکنان جوانی در فوتبال وجود دارند که با مبالغ بسیار پایین بازی های بسیار زیبایی را برای تیم هایشان انجام می دهند و تنها مشکلشان، بزرگ نبودن اسامی آنهاست.
از این مسئل نیز اگر بگذریم کهکشانی بودن تیم هایی مانند استقلال آیا فوتبال ایران را کم ارزش نمی کند؟ اینکه تیمی با داشتن چند بازیکن مسن این لقب را میگیرد و تیتر یک مطبوعات ایران می شود چه مفهومی می تواند داشته باشد؟چندین سال است که شعار تربیت بازیکنان مستعد را می دهیم و عمل نمی کنیم؟بازیکنان جوان مستعد فرصت می خواهند و با شعار کاری بر نمی آید.
بسیار واضح است که بازیکنانی مانند خسرو حیدری و مجتبی جباری که تربیت شده باشگاه استقلال هستند حالا توانسته اند استقلال را در پست های خود بیمه کنند و این نشان خوبی است که باید باشگاههای ایران به دور از ایجاد حاشیه به این مقوله مهم بپردازند.
آیا تا بال فکر کرده ایم که مایی که این روز ها افتخارمان این بازیکنان مسن است چند صباحی دیگر که اینان بازنشسته می شوند چکار خواهیم کرد و این فوتبال بحران زده را جگونه نجات خواهیم داد؟
اینکه تمامی رده های فوتبال ایران در مسابقات بین الملی ناکام می ماند نیز از نشانه های بحران زدگی فوتبالی است که مسن هایش ستاره های بزرگ فوتبال آن هستند.
کهکشانی بودن خوب است ولی ای کاش ارزش فوتبال ایران را با دادن القابی واهی و دور از واقعیت نکاهیم و با برنامه ریزی و مدیریتی ( که معضل بزرگ فوتبال ایران است) بتوانیم این راهی که روی به پسرفت نهاده است را به جاده پیشرفت برگردانیم.