به گزارش خبرگزاري فارس، اصلاحطلبان طي روزهاي اخير علاقه ويژهاي به برخي خبرهاي منتشره از جبهه اصولگرايي نشان ميدهند.
علاقهاي كه در قالب اظهارنظرها، مواضع و تحليلهاي مختلفي از جانب چهرهها و سياسيون اصلاحطلب متبلور ميشود و شايد در ظاهر اينگونه به نظر بيايد كه جزو بديهيات سياست داخلي هستند.
اما بايد دانست كه نگاهي به آن دسته از خبرها كه اصلاحطلبان علاقه ويژهتري به آنها نشان ميدهند و در مورد آنها تحليلهاي داغتري ارائه ميكنند، نشان ميدهد كه اين خبرها، تنها خبرهاي معمولي نيستند بلكه خصلتها و پيامهاي مشتركي وجود دارد كه از جملگي آنها به ذهن ساطع ميشود.
خصلتهاي و پيامهايي مثل انشقاق احتمالي در جبهه اصولگرايان، بزرگنمايي برخي ضعفها در ميان اصولگرايان، تخفيف ويترين اصولگرايي و ...
براي مثال طي هفتههاي اخير، دو خبر سوال از رئيس جمهور و تشكيل جبهه پايداري توانسته است بيشترين سمت توجهات چهرهها، گروهها و رسانههاي اصلاح طلب را به خود جلب كند.
*مخالفت با سوال از رئيس جمهور كارشكني است!
در ماجراي اول، مثلا اين داريوش قنبري سخنگوي فراكسيون اقليت مجلس است كه در مصاحبه با خبرگزاري ايلنا تأكيد ميكند كه مخالفت با سوال از رئيس جمهور، "كارشكني " است.
او همچنين در اظهار نظري؛ اميدواري به دولت را تعجبآور! ميخواند و ميگويد: "آنهايي كه هنوز هم در كمال تعجب گمان ميكنند، ميتوان به اين دولت اميدوار بود و تحت هر شرايطي دنبال حمايتهاي غيرمنطقي هستند، به اين فكر افتادهاند كه به نوعي اين طرح مهم (سوال از رئيس جمهور) را تعليق كنند و حتي در اين راستا از تحركاتي عليه نظام صحبت ميكنند. "
*اين شاه بيت اساسي!
در واقع اصلاحطلبان بهگونهاي راجع به اين قضايا موضع ميگيرند كه گويا اولويت ديگري در مباحث سياسي و اجرايي كشور وجود ندارد و پيگيري طرح سوال از رئيس جمهور شاه بيت اساسي حل تمامي مشكلات كشور است.
در همين زمينه، مصطفي كواكبيان از ديگر چهرههاي شاخص فراكسيون اقليت نيز به مسئله سوال از رئيس جمهور واكنش نشان ميدهد.
او ميگويد: "منتقدان دائم بر امضاي طرحهاي استيضاح وزرا و پس نگرفتن امضاها بعد از آن استناد ميكنند، از اينرو اسامي نمايندگاني كه از امضاي طرح سوال از رئيس جمهور منصرف شدند، اعلام شود و گرنه سوال در دستور كار صحن قرار گيرد. "
به واقع بايد تصريح كرد كه در هنگاميكه كشور اولويتهايي همچون مسئله جهاد اقتصادي، گذار از طرح تحول اقتصادي، پيگيري روند بيداري اسلامي و ... را دارد، اين نكته بسيار شگفتانگيز مينمايد كه چرا بيتالغزل كلي جريان اصلاحات تنها معطوف به سوال از رئيس جمهور و يا تشكيل جبهه پايداري ميشود.
*وقتي رسانههاي اصلاحطلب از رسانههاي اصولگرا فعالتر ميشوند
اصلاحطلبان در ماجراي تشكيل جبهه پايداري نيز الحق والانصاف در زمينه پوشش خبري اين مسئله به هيچ وجه كم نگذاشتند و حتي شايد از رسانههاي اصولگرا نيز فعالتر عمل كردند.
روزنامههاي اصلاحطلب صبح فرداي برگزاري همايش جبهه پايداري بهصورتي فراگير اين مسئله را حتي به نيم تاي صفحه اول خود نيز كشاندند و براي مثال روزنامه روزگار در همين زمينه اين تيتر را برگزيد: "اصولگراياني كه نميخواهند زير چتر جامعتين باشند! "
و همينطور اين روزنامه اصلاحطلب آفتاب يزد بود كه نوشت: "تشكيل رسمي جبهه جديد اصولگرايان. "
و تمام اين تبليغات در حالي بود كه اعضاي جبهه پايداري مكرراً تأكيد كردهاند كه جبهه پايداري در كنار وحدت اصولگرايان ايستاده و بر اين وحدت نيز اصرار دارد.
*دليل اين علاقه وافر به پوشش خبرهاي خاص
دليل اين علاقه وافر به برخي اخبار خاص جبهه اصولگرايي چيست؟
در كنار اين مسئله اما بايد توجه داشت كه پرونده اصلاحات نقاط مبهم ديگري را به ويژه در دو سال اخير نيز دارد.
اصلاحطلبان در ماجراي فتنه ۸۸، از منظر عموم مردم ايران، موضع گيري صحيحي نداشتند. عمده چهرههاي مبرّز آنان يا به صورتي واضح در آرايش سياسي و فتنهجويانه دشمن قرار گرفتند و يا اينكه با برملا شدن اسناد و مدارك، به عنوان فتنهگر شناخته شدند و سر از زندان و حصر درآوردند.
افكار عمومي ايران هيچگاه از ياد نخواهند برد كه چه كساني نظام جمهوري اسلامي ايران كه ثمره خون هزاران شهيد بود را "آفت زده " خواندند و يا چه كساني بودند كه نسخه "تقلب در انتخابات رياست جمهوري دولت دهم " را براي براندازي نظام مطرح كردند.
اين مسئله از سر تغافل بود يا دشمني در اينجا چندان مهم نيست. مهم آن است كه عدهاي از روي عمد و الحاح آن را انجام دادند و همگي نيز در جرگه اصلاحطلبي جاي داشتند. تفكري كه هيچگاه به صورت فراگير حاضر نشد حد و مرز خود را با گروههاي اپوزسيون، راديكال و جريانهاي مخالف نظام مشخص كند.
*وقتي در كنار مردم نبودهاند
تفكر اصلاحطلبي و اصلاحطلبان همچنين طي دو سال اخير به هيچ وجه خود را در كنار دغدغههاي اصلي مردم و نظام قرار ندادهاند.
جريان انحرافي، مبارزه با مفاسد اقتصادي و مديريتي، دامن نزدن به اختلافات و كمك به كشور براي گذار از طرح مهم تحول اقتصادي اولويتهايي بودند كه همواره اثر مهمي از اصلاحطلبان در كنار آنها ديده نميشود.
اصلاحطلبان هماكنون در ورطه بياعتمادي مردم گرفتار آمدهاند. ورطهاي كه امكان هر نوع عرضه تفكري را از اصلاحات گرفته است و از روي ناچاري، اصلاحطلبان را به اين سمت سوق ميدهد كه مترصد استفاده از برخي اخبار صرفاً خاص جبهه اصولگرايي باشند.
تفكري كه از حدود ده سال قبل و از زمان روي كار آمدن آن در شوراهاي دوره دوم و سپس مجلس و دولت تا كنون، مردم طعم خوش خدمت و پايبندي به اصول اسلام و انقلاب را چشيده و ديدهاند.
و ضرورتاً اين مسئله را تفكر اصلاحات كه نقطههاي مبهمي همچون مجلس ششم، غائله تيرماه ۷۸ و فتنه ۸۸ را در كارنامه خود دارد بيش از ديگران درك ميكند و لذا براي ماندن در صحنه اميدي غير از موج سواري و استفاده غلط از اخبار خاص جبهه اصولگرايي اميدي برايش نميماند.
علتعلاقه اصلاحطلبان بهخبرهاي خاص
اصلاحطلبان به خبرهاي خاصي مثل سوال از رئيس جمهور يا تشكيل جبهه پايداري علاقه گستردهاي نشان ميدهند. دليل اين كار آنها چيست؟
کد خبر : ۲۷۲۷۵
