به گزارش سرویس ورزشی صراط نیوز در ليگ يازدهم تغييرات زيادى بر روى نـيـمـكـت تـيمهـاى لـيـگ برترى صورت گرفت تا فونداسيون فصل جديد شكل و فرم تازهاى نسبت به فصلهاى گذشته به خود بگيرد. در آستانه فصل جديد مسابقات نگاهى داريم به وضعيت 18 تيم ليگ برترى در فصل جديد.
سپاهان :بعد از دو قهرمانى متوالى و در حالى كه مذاكرات اوليه راى به هت تريك قلعهنويى در تيم اصفهانى مىداد، به يكباره اعلام شد كه باشگاه و قلعهنويى در دور سوم مذاكرات به نتيجه نرسيدهاند تا لوكا و على دايى دو گزينه اصلى هدايت طلايى پوشان در لـيگ يازدهم باشند. در نهايت نيز قرعه به نام سرمربى كروات افتاد تابا بازگشت لوكا اتفاق مورد علاقه هواداران رخ بدهد.
استقلال: پرويز مظلومى كه براى حضور در تيم اسـتـقـلال برنامه 3 سالهاى مدنظرش بود، خوش شانسى آورد كه از يك طرف قلعهنويى شرايط كار در اين تيم را مهيا نمىديد و از طرف ديگر ريسك استخدام سرمربى خارجى بالا بود.مظلومى كه دو برد در دربى را بالاترين امتياز كارى در پروندهاش مىداند، اگر نتواند با مهرههاى سرشناسى كه اين تيم در ليگ يازدهم جذب كرده، از همان هفتههاى ابتدايى در زمره مدعيان قرار نگيرد، بايد به فكر خداحافظى از نيمكت آبىپوشان بيفتد.
ذوبآهن :منصور ابراهيم زاده در 3 فصل گذشته با ذوبآهن آن قدر خوب نتيجه گرفته كه در فصل نقل و انتقالات به يكى از گزينههاى اصلى براى هدايت نيمكت تيمهاى سرشناس تبديل شوداما ابراهيمزاده به هيچ گزينهاى به طور جدى فكر نكرد تا بعد از يك سوء تفاهم براى چهارمين سال روى نيمكت سفيد و سبزپوشان اصفهانى بنشيند.
پرسپوليس: در پايان فصل كاملا مشخص بود كه حل معادله دو مجهولى على دايى و حبيب كاشانى، با حـذف يكـى از طـرفين همراه باشد.بعد از انتخاب فرماليته دايى به عنوان سرمربى و اولتيماتوم چند ساعته به وى براى قبول اين پيشنهاد، قابل پيشبينىترين اتفاق ممكن رخ داد و حميد استيلى گزينه اول و آخر حبيب كاشانى با تاخيرى چند ساله به عنوان سرمربى سرخپوشان انتخاب شد.
تراكتورسازى:اگر مصطفى آجرلو در فصل نقل و انتقالات به تيم تراكتورسازى ورود نكرده بود، نه فراز كمالوند منشورى و به دسته يك تبعيد مىشد نه امير قلعـهنويى مسافت طولانى اصفهان و تبريز را طى مىكرد اما اين اتفاق رخ داد تا يكى از پرسروصداترين تـحــولات نـيـمكـتهـاى ليـگ بـرتـرى بـه وقـوع بپيوندد.دورخيز تراكتور براى كسب سهميه آسيايى، قلعهنويى را به تبريز كشاند.
فولاد خوزستان :با عملكرد كم نوسان مجيد جلالى در فولاد دور از انتظار نبود كه تنها نماينده فوتبال خوزستان به فكر تغيير بر روى نيمكتش نيفتد. نقطه عطف جلالى در تيم فولاد، كسب سهميه آسيايى براى اين تيم است.
مس كرمان:مس كرمان در فصل نقل و انتقالات وقتى ديد در جمع تيمهاى مدعى نمىتواند قد علم كند، اصل را بر حفظ اسكلت فصل قبل گذاشت و اول از همه راى به ادامه همكارى صمد مرفاوى داد. برخى اعتقاد دارند عيار مربيگرى مرفاوى در اين فصل و در غياب ادينيوى برزيلى مشخص مىشود.
ملوان بندرانزلى: انزلىچىها كه سالها عادت كرده بودند نيمكت اين تيم را بين محمد احمدزاده و صالح نيا دست به دست ببينند، بعد از نتايج نسبتا قابل قبول كه فرهاد پورغلامى در ليگ دهم و به ويژه جام حذفى به دست آورد، براى دومين سال متوالى راى به مربيگرى وى دادند. پورغلامى در غياب پژمان نورى كار دشوارى را پيش رو خواهد داشت.
نفت آبادان :مديران نفت كه فصل گذشته در چند مقطع با آلفردوكلسيميرو به مشكل برخوردند، از مربى خارجى چشم ترس شده و با وجود عملكرد ضعيف غلام پيروانى، ترجيح دادند به تركيب نيمكتشان دست نزنند. برخلاف فصل گذشته كه نتايج نفت مقياس درستى براى ارزيابى پيروانى نبود، درليگ يازدهم پتانسيل مربيگرى شاغلام در تيمى به جز فجرسپاسى به نمايش درخواهد آمد.
صباى قم: عبدالله ويسى كم نام و نشانترين مربى است كه اين فرصت را پيدا كرده كه در چرخه مربيان حرفهاى ليگ يازدهم مربيگرى در بالاترين سطح باشگاهى فوتبال ايران را تجربه كند.
سايپا: اولين جرقه جدايى در اردوگاه ذوبآهن را مجيد صالح روشن كرده و اتوبان اصفهانـ تهران را با ارتـقـا دستيارى ابراهيمزاده تا سرمربيگرى سايپا و جانشينى مايلى كهن پيمود. مجيد صالح كه در فوتبال ايران به عنوان يك تئوريسين شناخته مىشده جوان ترين تازه وارد ليگ يازدهم خواهد بود.
شهردارى تبريز: نماينده دوم تبريز در دومين سال ليگ برترى شدن، كم سروصداترين تيم بود. حميد درخشان در سكوت خبرى از شهردارى جدا شده و ميودراك يسيچ جايگزين وى گرديد. يسيچ در فوتبال ايران كارنامه قبولى نگرفته اما حتما حكمتى وجود داشته كه مديران تبريزى وى را به يك مربى ايرانى ترجيح دادهاند.
نفت تهران :در روزهايى كه تيمهاى ليگ برترى درگـيـر جـذب بـازيـكـن و مشخص كردن وضعيت نيمكتهايشان بود، نفتىها در بلاتكليفى انتقال بين اراك و تهران بودند و در نهايت هم در حالى كه انتقال نفت به اراك قطعى شده بود، اعلام شد كه نفت در تهران خـواهـد ماند. در كشاكش بين انتقال مديران نفت فرصتى براى انتخاب سرمربى نبوده و حسين فركى در اين فصل هم سكان دار نفتىها شد.
شاهين بوشهر: شايعه حضور على پروين در سمت مدير فنى شاهين باعث شد تا مناسبات جديدى در جنوبىترين تيم حاضر در ليگ شكل بگيرد و حميد درخشان به عنوان سرمربى معرفى شود.درخشان كه پيش از اين در پيكان و شهردارى تبريز نمره قبولى نگرفته به خوبى مىداند كه نتيجه نگرفتن در شاهين كه با نظر او بسته شده، به معناى محو كامل از جريان فوتبال ايران خواهد بود.
راهآهن: اگر راهآهن در بورس عرضه نمىشد، سرنوشت على دايى نيز با قديمىترين تيم ايران گره نمىخورد. دايى كه در چند ماهه پايانى مربيگرى در پرسپوليس به اندازه تمام دوران حرفهاىاش، حاشيه سازى كرده، با قبول مربيگرى تيمى كه نه به اندازه پـرسپـوليس هوادار دارد و نه اسم و رسم و بازيكن، بزرگترين ريسك دوران مربيگرىاش را انجام داده است.
داماش گيلان: تيم گيلانى كه در طول سالهاى گذشته با نامهاى زيادى تجريه حضور در ليگ برتر را داشته است، با هدايت مهدى دنيورزاده به عنوان اولين تيم به ليگ برتر صعود كرد. نشستن روى نيمكت يك تيم ليگ برترى پاداش بزرگى براى دنيورزاده است كه با وجود سابقه طولانى در مربيگرى نام آشنايى براى فوتبال دوستان ايران ندارد.
فجر سپاسى: شيرازىها بيش از يك فصل طاقت دورى از ليگ برتر را نداشتند و فجر سپاسى با هدايت يك مربى جوان و بومى راهى ليگ برتر شد. فجر سپاسى كه قسمت اعظم حضور در ليگ برتر را باغلام پيروانى سپرى كرده در ليگ يازدهم با مربيگرى احمد كلانترى تيم متفاوتى به نسبت تيم پيروانى خواهد بود.
مس سرچشمه: دومين تيم خانواده مس كه در دقيقه نود ليگ برترى شده به روال دو تيم ديگر بعد از صعود دست به نيمكت تيمش نبرد تا احمد سنجرى هم يكى ديگر از تازه واردان ليگ لقب بگيرد.