۰۲ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۹:۴۰
دشمن شناسی و روش اساسی مقابله با دشمن

همواره در دنیا دو جبهه رو در روی هم هستند

جبهه سومی هم وجود دارند که از انسان های بی طرف یا حداقل انسان هایی که به فکر منافع کوچک دنیایی خویش هستند و این دو جناح برای آنها تفاوتی نمی کند تشکیل شده است.هر گروهی که منافع آن ها را تامین کند با او همکاری می کنند.
کد خبر : ۲۶۳۹۸
به گزارش سرویس وبلاگ صراط نیوز علی شاهرخ  در وبلاگ حامی ولایت نوشت:
همواره در دنیا فقط دو جبهه اصلی رو در روی هم وجود دارند:جبهه حق و جبهه ی باطل.
جبهه حق:که موحد هستند و برای عدالت و عقلانیت می جنگند و خداوند نیز مستقیم و غیر مستقیم آنها را هدایت می کند.این گروه زمینه را برای عبادت خدا به صورت اجتماعی آماده می کنند و می خواهند که کسی که از جانب خدا اذن دارد بر آنها ولایت داشته تا آنها را به سمت عدالت و عقلانیت و آبادی و پیشرفت که آرمان همه انسان هاست هدایت و رهبری کند.این گروه به وضع موجود قانع نیستند و همواره با انتظاری محرک و انقلابی منتظر ظهور فرج هستند.زیرا اول باید آنها بخواهند تا خدا در های فرج خویش را به روی آنها بگشاید.
 جبهه باطل:جبهه مشرکین که برای اهداف و منافع نا مشروع و احساسات خویش می جنگند.و شیطان مستقیم و غیر مستقیم آنها را هدایت می کند.این گروه زمینه را برای کنار گذاشتن عبادت اجتماعی خداوند فراهم می سازند و برای حکومت شیطان و دست نشانده های او در تلاشند. جبهه سومی هم وجود دارند که از انسان های بی طرف یا حداقل انسان هایی که به فکر منافع کوچک دنیایی خویش هستند و این دو جناح برای آنها تفاوتی نمی کند تشکیل شده است.هر گروهی که منافع آن ها را تامین کند با او همکاری می کنند.
به عبارت دیگر نمی خواهند که در هیچ کدام از این دو جبهه شرکت داشته باشند.شاید حال تفکر کردن و شناخت جبهه ها را ندارند.
این افراد باید هرچه زودتر جبهه خود را مشخص کنند تا نکند که نا آگاهانه به نفع جبهه باطل مصادره شوند. خداوند برای هر دو جبهه دشمن و مانع قرار داده است.
اما چرا برای جبهه ی حق:تا جبهه ی حق را آزمایش کند که آیا بر مواضع خویش استوار هستند یا نه.که اگر سربلند بیرون آیند خداوند مدد های غیبی و آشکار خویش را برای آنها فرو می فرستد و آنها یا عزت مندانه شهید می شوند یا عزت مندانه زندگی می کنند.و اگر خطا کنند خداوند می خواهد در توبه و اصلاح را به روی آنها بازکندو یا اینکه خدا می خواهد تحمل سختی ها کفاره بعضی گناهانشان باشد.
اما جبهه باطل چرا؟تا آنها متذکر رفتار و اعمال خویش بشوند و برگردند.یا اینکه خدا می خواهد انها را خوار و ذلیل و رسوا کند و عذابشان کند.بنابراین اگر انسان در جبهه حق قرار گرفت باید بداند که دشمن دارد.بنابر این انسان بی دشمن اصلا نیست.هم چنین همه انسان ها هم رقیب دارند. رقابت مفید است.زیرا باعث می شود که سعی کنیم از هم بهتر باشیم و از هم استفاده کنیم و به کمال برسیم.باید تفاوت بین رقیب و دشمن را بدانیم.
اما بیاییم دشمنان بشریت را بهتر بشناسیم. جناح باطل را مستکبرین تشکیل می دهند.یعنی کسانی که با جمع آوری نامشروع ثروت و در کنترل گرفتن قدرت دنیا و رسانه های جهان مستضعفین که بیشترین انسانها را تشکیل می دهند به بردگی گرفته و به آنها ظلم و ستم می کنند. اما از مستضعفین گروهی جناح حق را تشکیل می دهند که با قیام بر علیه مستکبرین راه دشمنی آنها را مسدود می کنند.
جبهه ی باطل به دو گروه دسته بندی می شوند :افراد نا آگاه و افراد آگاه. جبهه ی باطل نیز به همین صورت دو دسته تقسیم بندی می شوند. اکنون مهم ترین مستکبران عالم صهیونیست ها،شیطان پرستان،فراماسونر ها و افراد و گروه ها و دولت های وابسته به صهیونیست ها و یا کسانی که منافع و اهداف آنها را تامین می کنند هستند. مهم ترین این دولت ها دولت آمریکا و انگلیس است. اصلی ترین جبهه ای که به این دشمنی ها پاسخ داده است جبهه ی ایران ،حزب الله ،حماس،جنبش جهادی افغانستان و فلسطین و سوریه و کشور ها و گروه های همسو و وابسته به ایران و جمهوری اسلامی هستند.
نکته ای که باید دانست این است که ما مبانی خود و باید های خود را از حق گرفته ایم و همین حق گفته پیروزی نهایی از آن شماست.
بنابر این وظیفه ما این است که برای باید ها حرکت کنیم و تحقق اهداف با خداست که خدا هم وعده تحقق داده است.از آنجا که دشمن سیاست های تهاجمی دارد و می خواهد جان و مال و ناموس و عزت و امنیت وجودی مارا غارت کند بنابراین دانستن و پیاده کردن سیاست های عکس العملی دفاعی ،بازدارنده عبور از بحران برای ما از اهمیت ویژه ای دارد.این گونه سیاست های دشمن خنثی می شود.مهم ترین سیاست اصل وحدت است. اما وحدت یعنی چه؟
وحدت:قرار داشتن چند عضو در یک مجموعه بر اساس نقاط(اصول و مبانی)مشترک و همسو شدن با یکدیگر برای تحقق اهداف و تامین منافع مشترک مجموعه همانطور که گفتیم مهم ترین راه مقابله است.
وحدت داشتن شرط لازم و کافی پیروزی است.بنابر این دشمن تنها باید این وحدت را به تفرقه تبدیل کند تا موفق شود.دشمن برای این کار باید ۱)نقاط مشترک۲)همسو شدن ۳)اهداف مشترک مارا هدف قرار دهد.
اهداف و منافع مشترک از دل اصول و مبانی مشترک بیرون می اید.با این کار آنها می توانند اعضای مجموعه مورد نظر را از هم جدا کنندیا بین آنها تنش ایجاد کنند تا همسو نشوند و در نهایت خود را دوست جا بزند و آنها را به نفع خویش مصادره کنند تا به اهداف خویش برسند.