به گزارش صراط نیوز به نقل از فارس،مسايل جهاني، ايجاب مي كند كه نگرشهايي پرورانده شود كه به ياري آن نسل جوان كنوني بتواند خود را با نسلهاي آينده همدل بداند و توانايي دور انديشي و تفكر درباره آينده دور دست را داشته باشد.
دوران جواني، زمان گشوده شدن افقهاي جديد، ايده آلها و آرمانهاي متنوع است. مقارن با اين ويژگيها، مشكلات و دشواريهاي نوين نيز از راه مي رسد. برخي از اين مسائل عبارتند از:
1. تبديل شدن خانه ها به خوابگاه ها: توضيح اينكه بيشتر خانواده ها، از وظايف اصلي خويش كه برقراري مناسبات انساني و روابط سالم با فرزندان و جوانان شان است، غافل مانده اند، و نتيجه طبيعي آن نيز، فقر ارتباط كلامي ميان دو نسل (بالغ و جوان) مي باشد. و اين امر، به تدريج منجر به فاصله و شكاف نسلها شده است.
2. اشتغال روز افزون والدين: از ويژگيهاي جوامع معاصر، تغييراتي در الگوي شغلي و اقتصادي زندگي است. پدران و مادران به انگيزه كسب درآمد بيشتر و پاسخگويي به مخارج سنگين تر، بيشتر اوقات خود را در خارج از منزل مي گذرانند و زماني كه پس از روزي پرتلاش و خسته كننده به خانه بر مي گردند، توان لازم و حوصله كافي را براي رسيدگي به نوجوانان و جوانان خويش ندارند و اين امر، احساس "رها شدن " و "فراموش شدن " را در انديشه جوانان تقويت مي كند.
3. تغييرات پي در پي نظام آموزش متوسطه: پيچيدگي، تنوع و ابهام در برنامه نظام آموزشي، جوانان را با دشواريهاي خاصي مواجه نموده است. آنان به درستي نمي توانند بر اين همه موضوعات درسي، احاطه داشته و يا نمي توانند رابطه منطقي ميان سالهاي دبيرستان، پيش دانشگاهي و دانشگاه برقرار كنند. لذا عاملي كه پيش از پديده شخصي ديگري، لطمه مي بيند، اعتماد به نفس آنان است كه آسيب پذير مي شود.
4. موج روبه گسترش فرهنگ بيگانه: جوانان در حالي، هدف حملات فرهنگي غرب، قرار مي گيرند، كه نه تنها تحليل درستي از اين فرهنگ ندارند، بلكه شناخت جامعي نيز از فرهنگ خودي ندارند. و در نتيجه نقطه اتكاي مناسبي در مقابله با تهاجم فرهنگي نمي يابند و به همين دليل آسيب پذير هستند.
5. ابتذال و پوچ گرايي: رنج عميق و ديرينه نسل جوان در خلأ روحي و رواني آنان نهفته است. بيشتر جوانان، به تدريج احساس "از درون تهي شدن " مي كنند و كمترين نتيجه اين امر، رواج و روحيه بي تفاوتي است.
6. شتاب خاص زندگي: دنياي ما را در احاطه تغيير و تحولات شديد و فزاينده اي است كه از هر سوي جوانان را در خود مي گيرد. و اين امر، يك نوع ناپايداري و بي ثباتي را در وراي اين تحولات به آنان تلقين مي كند.
7. تخصص و عدم كفايت: صنعتي شدن جامعه و رسيدن به مرحله "پست مدرنيسم " و به دنبال آن تخصصي شدن مشاغل، جوانان را وادار مي كند تا براي دستيابي به شغل مناسب، دوره نسبتاً طولاني تخصص در آن رشته را پشت سر بگذرانند و اين امر نياز به سالها تحصيل و مطالعه دارد كه همه جوانان توانايي آن را ندارند.
8. استرسها و فشارهاي فزاينده زندگي: پديده محسوسي كه همه گروههاي سني بويژه نسل جوان از آن رنج مي برند.
9. گسترش شهرهاي بزرگ: ظهور "كلان شهرها " به گفته آسيب شناسان اجتماعي، وسوسه جرم زايي را در نسل جوان افزايش مي دهد.
10. دنياگرايي نسل جوان: فاصله گرفتن جوانان از معنويت و معرفت ديني، روي ديگر سكه دنياگرايي است در حقيقت ارزشهاي معنوي و اخلاقي، به سود ارزشهاي دنيوي، عقب نشيني كرده است.
11. ترديدها و تعارضهاي فكري: بخش عمده اي از جوانان، به اين جهت، دشواريهاي جديدي را تجربه مي نمايند كه از مختصات فكري مناسبي برخوردار نيستند تا حوادث و رويدادهاي عصر حاضر را بر مبناي آن مختصات، تبيين و توجيه نمايند.
رويكردها و راه كارها
اينك با سؤالي كه فراروي ما است مواجهيم. براي جوانان چه بايد كرد؟
برخي پيشنهادات در اين زمينه عبارتند از:
1. ارائه معنا و مفهوم زندگي: با اين توضيح كه نسل جوان، در خصوص فلسفه و غايت زندگي بتوانند، از ما بياموزند و به عبارت ديگر، براي تحصيل يك فلسفه حياتي ارضاء كننده، تلاش نمايند.
2. تبيين هويت: نسل جوان، به خوبي بتوانند از ماهيت خويش و دوره اي كه در آن زندگي مي كنند، آگاه شوند.
3. تكريم منزلت: با مشاركت جوانان در عرصه تصميم گيريهاي اجتماعي و سياسي، منزلت آنان، مورد تكريم واقع مي شود.
4. افزايش جاذبه خانه و مدرسه: خانواده و آموزشگاه به منزله دو كانون سازنده جسم و جان جوانان، از جايگاه ويژه اي برخوردارند، چنانچه اين دو ركن اساسي، از جاذبه قويتر و بيشتري برخوردار باشند، مي توانند بخشي از مشكلات جوانان را مرتفع نمايند.
5. حل معضلات نظام آموزشي: شناخت مشكلات و تضادهاي آموزشي و ارائه تحليل دقيقي از آنها، مقدمه اي براي برطرف كردن آنهاست. چنانچه اين موانع مرتفع گردد، جوانان، با روشني و وضوح بيشتري، آينده خود را ارزيابي خواهند كرد.
6. ايجاد بينش و بصيرت: اكثريت قريب به اتفاق جوانان، نسبت به حقوق فردي و اجتماعي آگاهي چنداني ندارند، و در عمل با مشكلاتي مواجه مي شوند. ضروري است بخشي از حقوق فردي، خانوادگي و اجتماعي به شيوه مطلوبي براي آنان تبيين شود.
7. ارائه شيوه هاي صحيح مناسبات انساني: معمولاً تنظيم روابط متقابل به شيوه اي مطلوب، يكي از آرمانهاي جوان است. آنان بسيار علاقه مندند كه محبوب ديگران باشند و ديگران را نيز دوست بدارند، ولي چگونگي انجام اين امر برايشان روشن نيست.
8. تقويت محافل و مجالس بحث و انتقاد جوان: اين گونه جلسات علاوه بر محتواي علمي و فرهنگي مفيد، براي اهميت دادن به شخصيت جوانان نيز، موضوعيت دارد.
9. فضا سازي اخلاقي در جامعه: از ويژگيهاي جامعه سالم، ايجاد زمينه هاي مناسب معنوي و اخلاقي براي نسل جوان است. بزرگداشت مناسبتها و رويدادهاي مهم، در تقويت بنيه اخلاقي اين گروه سني، تأثير به سزايي دارد.
10. تماس با انديشه هاي بزرگ: آشنايي با تفكر و رويكرد بزرگان و انديشمندان، همت و اراده جوانان را بر مي كشد و آنان را از زندگي روزمره و ابتذال به تعالي و تكامل فرا مي خواند. بايد اذعان نمود كه مكتب و فرهنگ ما مشحون از بزرگاني است كه هر يك براي اين نسل، الگويي متعالي، محسوب مي شوند.
