۰۲ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۱:۳۴

راهكارهايي براي حل مشكلات جوانان

دوران جواني، زمان گشوده شدن افقهاي جديد، ايده آلها و آرمانهاي متنوع است. مقارن با اين ويژگيها، مشكلات و دشواريهاي نوين نيز از راه مي رسد.
کد خبر : ۲۶۲۸۹

به گزارش صراط نیوز به نقل از فارس،مسايل جهاني، ايجاب مي كند كه نگرشهايي پرورانده شود كه به ياري آن نسل جوان كنوني بتواند خود را با نسلهاي آينده همدل بداند و توانايي دور انديشي و تفكر درباره آينده دور دست را داشته باشد. 

دوران جواني، زمان گشوده شدن افقهاي جديد، ايده آلها و آرمانهاي متنوع است. مقارن با اين ويژگيها، مشكلات و دشواريهاي نوين نيز از راه مي رسد. برخي از اين مسائل عبارتند از:

1. تبديل شدن خانه ها به خوابگاه ها: توضيح اينكه بيشتر خانواده ها، از وظايف اصلي خويش كه برقراري مناسبات انساني و روابط سالم با فرزندان و جوانان شان است، غافل مانده اند، و نتيجه طبيعي آن نيز، فقر ارتباط كلامي ميان دو نسل (بالغ و جوان) مي باشد. و اين امر، به تدريج منجر به فاصله و شكاف نسلها شده است.

2. اشتغال روز افزون والدين: از ويژگيهاي جوامع معاصر، تغييراتي در الگوي شغلي و اقتصادي زندگي است. پدران و مادران به انگيزه كسب درآمد بيشتر و پاسخگويي به مخارج سنگين تر، بيشتر اوقات خود را در خارج از منزل مي گذرانند و زماني كه پس از روزي پرتلاش و خسته كننده به خانه بر مي گردند، توان لازم و حوصله كافي را براي رسيدگي به نوجوانان و جوانان خويش ندارند و اين امر، احساس "رها شدن " و "فراموش شدن " را در انديشه جوانان تقويت مي كند.

3. تغييرات پي در پي نظام آموزش متوسطه: پيچيدگي، تنوع و ابهام در برنامه نظام آموزشي، جوانان را با دشواريهاي خاصي مواجه نموده است. آنان به درستي نمي توانند بر اين همه موضوعات درسي، احاطه داشته و يا نمي توانند رابطه منطقي ميان سالهاي دبيرستان، پيش دانشگاهي و دانشگاه برقرار كنند. لذا عاملي كه پيش از پديده شخصي ديگري، لطمه مي بيند، اعتماد به نفس آنان است كه آسيب پذير مي شود.

4. موج روبه گسترش فرهنگ بيگانه: جوانان در حالي، هدف حملات فرهنگي غرب، قرار مي گيرند، كه نه تنها تحليل درستي از اين فرهنگ ندارند، بلكه شناخت جامعي نيز از فرهنگ خودي ندارند. و در نتيجه نقطه اتكاي مناسبي در مقابله با تهاجم فرهنگي نمي يابند و به همين دليل آسيب پذير هستند.

5. ابتذال و پوچ گرايي: رنج عميق و ديرينه نسل جوان در خلأ روحي و رواني آنان نهفته است. بيشتر جوانان، به تدريج احساس "از درون تهي شدن " مي كنند و كمترين نتيجه اين امر، رواج و روحيه بي تفاوتي است.

6. شتاب خاص زندگي: دنياي ما را در احاطه تغيير و تحولات شديد و فزاينده اي است كه از هر سوي جوانان را در خود مي گيرد. و اين امر، يك نوع ناپايداري و بي ثباتي را در وراي اين تحولات به آنان تلقين مي كند.

7. تخصص و عدم كفايت: صنعتي شدن جامعه و رسيدن به مرحله "پست مدرنيسم " و به دنبال آن تخصصي شدن مشاغل، جوانان را وادار مي كند تا براي دستيابي به شغل مناسب، دوره نسبتاً طولاني تخصص در آن رشته را پشت سر بگذرانند و اين امر نياز به سالها تحصيل و مطالعه دارد كه همه جوانان توانايي آن را ندارند.

8. استرسها و فشارهاي فزاينده زندگي: پديده محسوسي كه همه گروههاي سني بويژه نسل جوان از آن رنج مي برند.

9. گسترش شهرهاي بزرگ: ظهور "كلان شهرها " به گفته آسيب شناسان اجتماعي، وسوسه جرم زايي را در نسل جوان افزايش مي دهد.

10. دنياگرايي نسل جوان: فاصله گرفتن جوانان از معنويت و معرفت ديني، روي ديگر سكه دنياگرايي است در حقيقت ارزشهاي معنوي و اخلاقي، به سود ارزشهاي دنيوي، عقب نشيني كرده است.

11. ترديدها و تعارضهاي فكري: بخش عمده اي از جوانان، به اين جهت، دشواريهاي جديدي را تجربه مي نمايند كه از مختصات فكري مناسبي برخوردار نيستند تا حوادث و رويدادهاي عصر حاضر را بر مبناي آن مختصات، تبيين و توجيه نمايند.

رويكردها و راه كارها
اينك با سؤالي كه فراروي ما است مواجهيم. براي جوانان چه بايد كرد؟
برخي پيشنهادات در اين زمينه عبارتند از:

1. ارائه معنا و مفهوم زندگي: با اين توضيح كه نسل جوان، در خصوص فلسفه و غايت زندگي بتوانند، از ما بياموزند و به عبارت ديگر، براي تحصيل يك فلسفه حياتي ارضاء كننده، تلاش نمايند.

2. تبيين هويت: نسل جوان، به خوبي بتوانند از ماهيت خويش و دوره اي كه در آن زندگي مي كنند، آگاه شوند.

3. تكريم منزلت: با مشاركت جوانان در عرصه تصميم گيريهاي اجتماعي و سياسي، منزلت آنان، مورد تكريم واقع مي شود.

4. افزايش جاذبه خانه و مدرسه: خانواده و آموزشگاه به منزله دو كانون سازنده جسم و جان جوانان، از جايگاه ويژه اي برخوردارند، چنانچه اين دو ركن اساسي، از جاذبه قويتر و بيشتري برخوردار باشند، مي توانند بخشي از مشكلات جوانان را مرتفع نمايند.

5. حل معضلات نظام آموزشي: شناخت مشكلات و تضادهاي آموزشي و ارائه تحليل دقيقي از آنها، مقدمه اي براي برطرف كردن آنهاست. چنانچه اين موانع مرتفع گردد، جوانان، با روشني و وضوح بيشتري، آينده خود را ارزيابي خواهند كرد.

6. ايجاد بينش و بصيرت: اكثريت قريب به اتفاق جوانان، نسبت به حقوق فردي و اجتماعي آگاهي چنداني ندارند، و در عمل با مشكلاتي مواجه مي شوند. ضروري است بخشي از حقوق فردي، خانوادگي و اجتماعي به شيوه مطلوبي براي آنان تبيين شود.

7. ارائه شيوه هاي صحيح مناسبات انساني: معمولاً تنظيم روابط متقابل به شيوه اي مطلوب، يكي از آرمانهاي جوان است. آنان بسيار علاقه مندند كه محبوب ديگران باشند و ديگران را نيز دوست بدارند، ولي چگونگي انجام اين امر برايشان روشن نيست.

8. تقويت محافل و مجالس بحث و انتقاد جوان: اين گونه جلسات علاوه بر محتواي علمي و فرهنگي مفيد، براي اهميت دادن به شخصيت جوانان نيز، موضوعيت دارد.

9. فضا سازي اخلاقي در جامعه: از ويژگيهاي جامعه سالم، ايجاد زمينه هاي مناسب معنوي و اخلاقي براي نسل جوان است. بزرگداشت مناسبتها و رويدادهاي مهم، در تقويت بنيه اخلاقي اين گروه سني، تأثير به سزايي دارد.

10. تماس با انديشه هاي بزرگ: آشنايي با تفكر و رويكرد بزرگان و انديشمندان، همت و اراده جوانان را بر مي كشد و آنان را از زندگي روزمره و ابتذال به تعالي و تكامل فرا مي خواند. بايد اذعان نمود كه مكتب و فرهنگ ما مشحون از بزرگاني است كه هر يك براي اين نسل، الگويي متعالي، محسوب مي شوند.

 

نظرات بینندگان
علی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۴۷ - ۱۳۹۰/۰۷/۲۴
عالی بود