"صراط"- پس از پايان موج قديمى حضور سرمربيهاى خارجى در ايران و كشمكشهاى فراوان و بعضاً چوب لاى چرخ گذاشتن بعضى دستياران ايرانى براى آنها و در نهايت خروج سرمربيهاى خارجى از ايران موج جديدى در استفاده از تئوريسينهاى خارجى به عنوان دستيار در فوتبال ايران به راه افتاده كه مىتواند به سود فوتبال ايران تمام شود و ضمن اخذ علم و دانش اروپايى، ماجراى چوب لاى چرخ گذاشتنها و عدم شناخت فرهنگ بازيكنان و مردم ما هم به خط پايان برسد.
به گزارش سرویس ورزشی صراط نیوز ، تركيب جديد كه با جابهجايى مربى با سرمربى صورت پذيرفت مهمترين دليلش عدم شناخت سرمربيان اروپايى و بعضاً غير اروپايى حاضر در فوتبال ايران بود كه منجر به يكسرى اشتباهها از سوى سرمربيان خارجى مىشد.
بىنظمى و احساساتى بودن بازيكنان، رسانهها و هواداران و حتى مسئولان فوتبال ايران بعضاً سرمربيان منظم و اصولگراى غير ايرانى را با مشكلاتى جدى مواجه مىكرد و به عنوان مثال حملات فراوانى در رسانهها از منابع نامعلوم را عليه آنها ايجاد مىكرد تا در نهايت ماندگارى و موفقيت آن مربيان را با دردسر مواجه كند!
در چنين شرايطى بود كه موج دوم آغاز شد و سومديك، گده و هنكه از ديار ژرمنها به فوتبال ايران در راس اين فوتبال يعنى باشگاههاى استقلال و پرسپوليس آمدند و انصافاً حضور گده به عنوان يك مربى بسيار موثرتر از حضور ايشان به عنوان سرمربى )در پرسپوليس( بود و در نيم فصل دوم مىتوانستى اثرگذارى او را ببينى و بازى تكضرب و سريع و مواج را در استقلال لمس كنى.
البته سال گذشته استقلال از نظر بازيكن مشكلاتى داشت اما امسال چنين شرايطى ندارد و تصور مىرود در صورت مديريت در سمت مظلومى بتوان اثرگذارى بيشترى را از هنكه نسبت به گده مشاهده كرد!
حالا در ميان مدعيان گده در ذوبآهن است، هنكه در استقلال و سومديك در پرسپوليس!
به نظر مىرسد سعى و تلاش وافرى در فوتبال ايران و از سوى سرمربيان اثرگذار ايرانى ديده مىشود براى نظم دادن به تمرين و بازيكنان و اثر گرفتن از ديسيپلين آلمانى!
از ما بپرسيد مىگوييم مسير درست است البته اين به آن معنى نيست كه مربيان منظم و مكانيكى آلمانى نبايد در ايران سرمربى شوند بلكه معتقديم اين ما هستيم كه به طور كامل بايد روش آلمانى را در اصولگرايى و نظم در پيش مىگرفتيم اما چون فوتبال ما و احساسات شرقى ما نتوانست نظم اروپايى را تحمل كند فعلاً همين مسير براى تغييرات تدريجى درست است.
نظم تيمى در فوتبال ايران در كمترين حد ممكن است و به عنوان مثال سال گذشته گده در استقلال تلاش وافرى داشت براى جا انداختن يك اصل ساده و آن اصل اين بود: »توپ را كه پاس دادى حركت كن.«
همين جمله ساده حتى پس از يك نيم فصل تمرينات فشرده گده و فريادهاى خاص اين مربى به طور كامل در استقلال اجرا نشد و بازيكنان تنبل ايرانى پس از پاس مثل من و تو تماشاچى مىشدند!
اما به هر حال اثر داشت و همانطور كه نوشتيم مىتوانستيم اين اثر را لمس كنى.
حالا آن يك آلمانى تبديل به 3 آلمانى در راس باشگاهها شده و بايد تاكيد كرد كه آنها مىتوانند سرعت تيمى فوتبال ايران را افزايش دهند. بايد ديد باز هم چوب لاى چرخ آنها مىرود يا اينكه موج جديد موفق خواهند شد؟