۰۱ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۰:۲۲
افشين زماني

بايسته هاي بازنشستگي اساتيد

کد خبر : ۲۶۱۱۱
ضرب‌المثل ايراني هست كه مي‌گويد: «آنچه پيران در خشت خام بينند جوانان در آينه نبينند.» حكايت اين ضرب‌المثل هم چيزي نيست جز اينكه به ما نشان داده شود در گذر زمان است كه انسان‌ها فرهيخته و فرهيخته‌تر مي‌شوند و بر خلاف اينكه قدرت بدني انسان با بالا رفتن سن، افت محسوسي پيدا مي‌كند اما تجربه و در يك كلام پختگي او بيشتر مي‌شود و بهتر مي‌تواند تجارب خود را در اختيار نسل جديد قرار دهد.

راه‌هاي انتقال تجربيات و دانش بشري از نسلي به نسل ديگر از ديرباز وجود داشته هر چند در ابزارهاي انتقال دانش و يافته‌هاي بشري دگرگوني‌هاي مهمي انجام شده است.

قرن‌هاست كه تاسيس دانشگاه‌ها با هدف انتقال دانش و تجربيات نسل‌هاي گذشته به نسل‌هاي جديد و دانشجويان پايه‌گذاري شده است.

استاد،همان نسل قديمي‌تر و حامل دانش و دانشجو، نسل جديد و طالب دانش، دو عنصر اصلي دانشگاه‌ها را تشكيل مي‌دهند.

بر كسي پوشيده نيست دانشگاهي موفق‌تر خواهد بود كه از هر دو عنصر استفاده بهينه را به انجام برساند و شرايط را براي انتقال تجربيات و دانش از نسل با تجربه‌تر به نسل جديدتر فراهم كند.

با اين توضيح كوتاه معلوم مي‌شود كه نقش اصلي را در فرآيند دانش‌پروري در دانشگاه نه زور بازو كه فكر و تجربه ايفا مي‌كند. دقيقا بر همين سياق است كه هر چقدر بر عمر علمي استادان و حاملان علم و دانش افزوده مي‌شود به همان ميزان هم بر اهميت حفظ آنان به عنوان سرمايه‌هاي اصلي دانشگاه‌ها افزوده مي‌شود. معمولا مراكز علمي و دانشگاهي سعي دارند تا براي افزودن بر غناي علمي خود به جذب اساتيد فرهيخته و باتجربه اقدام كنند.

البته يك نكته ديگر هم قابل ذكر است بالاخره عمر مفيد هر انساني زماني به پايان مي‌رسد. پايان عمر مفيد هم بسته به نوع كارهايي دارد كه انجام مي‌دهد. عمر مفيد انسان‌ها در كارهايي كه به زور بازو ارتباط دارد تا زماني است كه فرد قدرت بدني لازم را داشته باشد اما در برخي كارها مانند فعاليت در مراكز علمي، با تقليل زور بازو، عمر مفيد استاد پايان يافته محسوب نمي‌شود و رسيدن يك استاد به دوران پيرسالي حتي مي‌تواند به ارزش علمي او بيفزايد.

چند سالي است كه در جريان بازنشستگي اساتيد دانشگاه اين مباحث وجود دارد. در حالي كه تعداد زيادي از استادان دانشگاه به خاطر عبورشان از محدوده سني خاصي بازنشسته شده‌اند اما در همان حال برخي منتقد لحاظ كردن شرط سني به عنوان معيار بازنشستگي بوده‌اند و خواستار توجه به اين نكته شده‌اند كه رسيدن يك استاد دانشگاه از نظر سني به مرز بازنشستگي به معناي پايان توانايي او براي ارائه خدمات علمي به دانشجويان نيست.

شوراي‌عالي انقلاب فرهنگي در جلسه هفته گذشته خود براي ضابطه‌مند كردن چگونگي بازنشستگي اساتيد دانشگاه مصوب كرده است كه بازنشستگي اساتيد زير نظر وزراي علوم و بهداشت و با رعايت موازين قانوني و به‌صورت رويه واحد در تمام دانشگاه‌ها انجام شود. 
 به نظر مي‌رسد چنين مصوبه‌اي يك گام مفيد براي جلوگيري از تداوم سليقه‌اي بازنشستگي اساتيد در دانشگاه‌ها و پايان مناقشات باشد اما راهكار مناسب‌تر آن است كه در اين زمينه اختياري هم به استادان دانشگاه داده شود تا هر زمان كه خود احساس كردند توانايي ارائه خدمات علمي به دانشجويان را دارند، حضورشان در كرسي‌هاي تدريس دانشگاه‌ها تضمين شود و اينگونه نباشد كه بازنشستگي اساتيد مشمول سليقه‌هاي روسا و ساير مسئولان باشد.

سليقه‌اي كردن بازنشستگي اساتيد منجر به تفسيرهاي سياسي از روند بازنشستگي اساتيد مي‌شود. كما اينكه طي چند سال گذشته، برخي بازنشستگي اساتيد سياسي قلمداد شده است. طبعا اگر در فرآيند بازنشستگي، تعامل دو طرفه بين استاد و دانشگاه وجود داشته باشد- امري كه در همه جا مرسوم است- آنگاه تفسيرهاي سياسي از بازنشستگي اساتيد هم مجال ظهور و بروز پيدا نخواهد كرد.
منبع: تهران امروز