حجاب به عنوان يک شعار اصلي اسلامي ، بايد با تبليغات فراگير ، به موقع ، مناسب و جذاب همراه باشد.حجاب يک کالاي توليدي دين مقدس اسلام و اديان الهي پيشين است که
مصرف کننده آن از بسياري مشکلات فردي و اجتماعي ، در امنيت کامل مي باشد.
هر محصولي براي بازاريابي به تبليغات فراوان و طولاني مدت نياز دارد و حجاب نيز به عنوان يک محصول فرهنگي از اين قاعده ، بيرون نيست و بايد براي ترويج صحيح آن ، تبليغات فراوان و شبانه روزي مستمر صورت گيرد.
ابزارهاي مناسب تبليغاتي و اطلاع رساني در جامعه امروز عبارتند از : سينما ، تلويزيون ، اينترنت و مطبوعات.نگاهي به حجم تبليغات موجود در رسانه اي به نام صدا و سيما ، نشان مي دهد که براي حجاب به اندازه يک هزارم تبليغات فعلي بانک هاي گوناگون ، همراه اول و ايرانسل ، تلاشي صورت نگرفته است .
زيرا متوليان امور فرهنگي و مديريت اجرايي ، به علت پيدا کردن ذهنيت کسب هر چه بيشتر درآمد اقتصادي و يافتن راههاي افزايش آن به هر شکل ممکن ، از امنيت اجتماعي و عقيدتي شهروندان غافل شده و به جز يک سري شعارهاي بي مايه ، جايگاهي را براي مسئله حجاب درنظر نگرفته اند.شايد بتوان به درستي ادعا کرد که اکثر مسئولين مياني کشور ، داراي خانواده هايي هستند که اعتقاد چنداني به حجاب ندارند و اگر هم بعضي مسائل را به ناچار رعايت
مي کنند ، به جهت حفظ موقعيت شغلي پدر خانواده است که در بسياري اوقات همين اندازه و براي حفظ ظاهر نيز مراعات نمي شود .
مسلما اين تضاد فرهنگي داخلي ، روي رفتارهاي بيروني مديران اجرايي تاثير مي گذارد و آن را به سوي تغافل و اهمال نسبت به حجاب سوق مي دهد.يکي ديگر از ابزارهاي تبليغات که هنوز هم تاثيرگذار مي باشد ، عنصر " سينما " است .
سينماي ايران ، پس از پيروزي انقلاب اسلامي ، هرگز نتوانست در مسير انقلاب و مردم قرار گيرد و حالتي مردمي پيدا کند.سينما ، در کليه زمينه ها ــ مانند دفاع مقدس ، دوران سازندگي ، پيشرفت هاي شگرف علمي و... ــ بسيار بد عمل کرد و هميشه به سان زبان گوياي دشمن ، به انجام وظيفه پرداخت و نوک پيکان تهاجم فرهنگي بيگانه آن هم در داخل کشور بود .
البته ساخت چند فيلم که از سر تعهد به اسلام ساخته شد و تعدادشان هم بسيار اندک بود ، در مقايسه با کليت سينما ، اصلا به چشم نيامد.حجاب ، از مسائلي بود که سينما نه تنها هرگز به آن نپرداخت ، بلکه به ناجوانمردانه ترين شيوه به اين شعار ديني حمله برد و با ترفندهاي سمعي و بصري به تخريب آن پرداخت.
با روانه شدن فيلم هاي ساخته شده در سينما به سوي منازل شهروندان از طريق ويدئوکلوپ ها ، قدرت تاثيرگذاري منفي و مخرب سينما رو به افزايش گذاشت و متاسفانه اين مسئله بسيار مهم و حساس از ديد مسئولين فرهنگي کشور ، پنهان ماند يا با سهل انگاري نسبت به آن مواجه شدند.
در سال هاي اخير ، حجاب از سوي سينما ، با صراحت ، تعرض کنايه و تمسخر عملاً بارها مورد هجوم قرار گرفت و هزاران بار در اوج مظلوميت ، به شهادت رسيد.
اکنون اگر قرار است مسئله حجاب و عفت عمومي مجددا مطرح شود بايد بيش از همه به سينما پرداخت و آنجا را از لوث بي اعتنايان به فرهنگ كشور با چهره هاي به ظاهر فرهنگي ، پاک سازي نمود و خونبهاي حجاب و عفت جامعه را از آنان بازستاند .
زيرا تا چنين اقدامي صورت نگيرد ، فيلم هاي ساخته شده در سينما ــ که هر روز بدتر مي شوند ــ پوزخندي بر تمامي زحمات مسئولين و افراد متدين جامعه ، محسوب مي گردند .
مدتي است که باز هم اجراي طرحي به نام «طرح امنيت اجتماعي» در جامعه داغ شده است. نيروي محترم اتنظامي در اين چند مدت سعي کرده در حد توان خود با افرادي که مخلّ امنيت اجتماعي در جامعه شده اند برخورد کند. اما اينک جاي اين سوال وجود دارد که چرا نيروي انتظامي يا نهادهاي نظارتي و کنترلي ديگر، با آثار بدحجابي و پوشش هاي نامناسب در حوزه هاي فرهنگي و هنري برخورد نمي کنند؟ آيا در فيلم ها و سريال هايي که از سينماها و رسانه ملي ما پخش مي شوند، بازيگران و هنرمندان داراي پوشش مناسب ملي و اسلامي هستند؟
مصرف کننده آن از بسياري مشکلات فردي و اجتماعي ، در امنيت کامل مي باشد.
هر محصولي براي بازاريابي به تبليغات فراوان و طولاني مدت نياز دارد و حجاب نيز به عنوان يک محصول فرهنگي از اين قاعده ، بيرون نيست و بايد براي ترويج صحيح آن ، تبليغات فراوان و شبانه روزي مستمر صورت گيرد.
ابزارهاي مناسب تبليغاتي و اطلاع رساني در جامعه امروز عبارتند از : سينما ، تلويزيون ، اينترنت و مطبوعات.نگاهي به حجم تبليغات موجود در رسانه اي به نام صدا و سيما ، نشان مي دهد که براي حجاب به اندازه يک هزارم تبليغات فعلي بانک هاي گوناگون ، همراه اول و ايرانسل ، تلاشي صورت نگرفته است .
زيرا متوليان امور فرهنگي و مديريت اجرايي ، به علت پيدا کردن ذهنيت کسب هر چه بيشتر درآمد اقتصادي و يافتن راههاي افزايش آن به هر شکل ممکن ، از امنيت اجتماعي و عقيدتي شهروندان غافل شده و به جز يک سري شعارهاي بي مايه ، جايگاهي را براي مسئله حجاب درنظر نگرفته اند.شايد بتوان به درستي ادعا کرد که اکثر مسئولين مياني کشور ، داراي خانواده هايي هستند که اعتقاد چنداني به حجاب ندارند و اگر هم بعضي مسائل را به ناچار رعايت
مي کنند ، به جهت حفظ موقعيت شغلي پدر خانواده است که در بسياري اوقات همين اندازه و براي حفظ ظاهر نيز مراعات نمي شود .
مسلما اين تضاد فرهنگي داخلي ، روي رفتارهاي بيروني مديران اجرايي تاثير مي گذارد و آن را به سوي تغافل و اهمال نسبت به حجاب سوق مي دهد.يکي ديگر از ابزارهاي تبليغات که هنوز هم تاثيرگذار مي باشد ، عنصر " سينما " است .
سينماي ايران ، پس از پيروزي انقلاب اسلامي ، هرگز نتوانست در مسير انقلاب و مردم قرار گيرد و حالتي مردمي پيدا کند.سينما ، در کليه زمينه ها ــ مانند دفاع مقدس ، دوران سازندگي ، پيشرفت هاي شگرف علمي و... ــ بسيار بد عمل کرد و هميشه به سان زبان گوياي دشمن ، به انجام وظيفه پرداخت و نوک پيکان تهاجم فرهنگي بيگانه آن هم در داخل کشور بود .
البته ساخت چند فيلم که از سر تعهد به اسلام ساخته شد و تعدادشان هم بسيار اندک بود ، در مقايسه با کليت سينما ، اصلا به چشم نيامد.حجاب ، از مسائلي بود که سينما نه تنها هرگز به آن نپرداخت ، بلکه به ناجوانمردانه ترين شيوه به اين شعار ديني حمله برد و با ترفندهاي سمعي و بصري به تخريب آن پرداخت.
با روانه شدن فيلم هاي ساخته شده در سينما به سوي منازل شهروندان از طريق ويدئوکلوپ ها ، قدرت تاثيرگذاري منفي و مخرب سينما رو به افزايش گذاشت و متاسفانه اين مسئله بسيار مهم و حساس از ديد مسئولين فرهنگي کشور ، پنهان ماند يا با سهل انگاري نسبت به آن مواجه شدند.
در سال هاي اخير ، حجاب از سوي سينما ، با صراحت ، تعرض کنايه و تمسخر عملاً بارها مورد هجوم قرار گرفت و هزاران بار در اوج مظلوميت ، به شهادت رسيد.
اکنون اگر قرار است مسئله حجاب و عفت عمومي مجددا مطرح شود بايد بيش از همه به سينما پرداخت و آنجا را از لوث بي اعتنايان به فرهنگ كشور با چهره هاي به ظاهر فرهنگي ، پاک سازي نمود و خونبهاي حجاب و عفت جامعه را از آنان بازستاند .
زيرا تا چنين اقدامي صورت نگيرد ، فيلم هاي ساخته شده در سينما ــ که هر روز بدتر مي شوند ــ پوزخندي بر تمامي زحمات مسئولين و افراد متدين جامعه ، محسوب مي گردند .
مدتي است که باز هم اجراي طرحي به نام «طرح امنيت اجتماعي» در جامعه داغ شده است. نيروي محترم اتنظامي در اين چند مدت سعي کرده در حد توان خود با افرادي که مخلّ امنيت اجتماعي در جامعه شده اند برخورد کند. اما اينک جاي اين سوال وجود دارد که چرا نيروي انتظامي يا نهادهاي نظارتي و کنترلي ديگر، با آثار بدحجابي و پوشش هاي نامناسب در حوزه هاي فرهنگي و هنري برخورد نمي کنند؟ آيا در فيلم ها و سريال هايي که از سينماها و رسانه ملي ما پخش مي شوند، بازيگران و هنرمندان داراي پوشش مناسب ملي و اسلامي هستند؟
و براي بقيه يك مراقبت است و اجبار ندارد
و حادثه هتك حرمت اصفهان بخاطر حجاب نبود بلكه بخاطر پنهان نگه داشتن عقده هاي جنسي جوانهاست (چه زن و چه مرد)
تو رو خدا مسايل اصلي اسلام را فداي فرعيات نكنيد چون يك زن بي حجاب را ديدم كه بعد از سي سال مومن از دنيا رفت و يك قاضي رشوه خوار مفتضحانه مرد.
به امید فردای بهتر