۱۲ تير ۱۳۹۰ - ۰۹:۵۲

سنگ پا /گفت و شنود

کد خبر : ۲۴۷۴۳

به گزارش صراط نیوز حسین شریعتمداری امروز در ستون گفت و شنود کیهان نوشت:
گفت: يكي از مدعيان اصلاحات و نماينده اسبق مجلس گفته است «پيش شرط هاي اصلاح طلبان براي حضور در انتخابات معقول و منطقي است»!
گفتم: يارو را توي ده راه نمي دادند، سراغ خانه كدخدا را مي گرفت! مگر مدعيان اصلاحات بعد از آنهمه وطن فروشي آشكار و خيانت و جنايت و آدم كشي و رابطه با سرويس هاي اطلاعاتي بيگانه، اجازه شركت در انتخابات را دارند كه تازه پيش شرط هم تعيين مي كنند؟!
گفت: چه عرض كنم؟! مطابق قانون آنها بايد به جرم خيانت و جنايت و ايفاي نقش ستون پنجم آمريكا و انگليس و اسرائيل محاكمه و مجازات شوند.
گفتم: آدم شارلاتان و كلاهبرداري به همسايه اش گفت؛ دلم ميخواد رك و پوست كنده بگي از چه چيز من بيشتر خوشت مياد؟ از صداقت زيادم؟ از شجاعت زيادم؟ از غيرت زيادم؟ از... همسايه وسط حرف يارو دويد و گفت؛ راستشو بخواي، از روي زيادت كه به سنگ پا گفته زكي!!

نظرات بینندگان
سياوش آقاجاني
|
United Arab Emirates
|
۱۰:۴۶ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۲
دریدگی اصلاح طلبان برای حضوری دیگر!‏
اگر چه مدتي بود که اصلاح طلبان را از خاطر برده بوديم اما مثل اين که ايشان حاضرند به ‏هر قيمتي خودشان را مطرح کنند حتي اگر تاوانش مورد تمسخر واقع شدن باشد. مدام و ‏يکي يکي از اهميت حضور در انتخابات و دلايل اين اهميت سخن مي رانند، يکي حضور در ‏انتخابات را براي حفظ حيات و بقاي اصلاح طلبان لازم مي داند و مي گويد بايد جريان ‏اصلاح طلبان را با حضور در انتخابات و اصولاً هر ابزاري احيا نمود، ديگري حضور در انتخابات ‏را براي نظام و انقلاب مفيد مي داند و آن يکي حضور در انتخابات را موجب شرکت ‏گسترده ي مردم در انتخابات مي داند و عدم حضور خودشان را موجب شرکت نکردن 50 ‏درصد از واجد شرايطان در انتخابات بيان مي کند.
اگر در اين مدت دقت کرده باشيم، بين سياسيون، جز خود اين افراد (اصلاح طلبان) و عده ‏اي ديگر که حيات و قوت خودشان را در غبارآلود بودن شرايط مي دانند، کسي مشتاق ‏حضور اصلاح طلبان در انتخابات نيست. مسئله ي حضور در انتخابات اصلاح طلبان مواردي ‏را به عنوان سوال در ذهنم متبادر نمود که طرح آن ها خالي از لطف نيست:
اين کشور را چه پيش آمده که جرياني که تا همين 2 سال پيش کودتاي نرم را کليد زده ‏بود و به هر دست آويزي از آشوب، تا چنگ آويزي به کشورهاي استعمارگر، تا استمداد از ‏سران عرب، تا زدن تهمت هاي بي حد و حصر به تمام ارکان نظام، هنوز در ميدان و ‏مدعي حضور در انتخابات است؟
مگر اين جريان اصلاح طلب در انتخابات قبلي نشان ندادند و اصلاً خودشان اذعان نکردند ‏که اين قانون اساسي، اين سيستم انتخابات و اين شوراي نگهبان را قبول ندارند؟ مگر ‏همين جريان نبود که اين حکومت را متهم به تقلب کرد؟ مگر همين جريان اصلاح طلب ‏نبود که دو سال پيش مي گفت که انتخابات آن هم فقط به شرط نظارت ناظرهاي بين ‏المللي تکرار شود؟ جريان اصلاحات چگونه اين تناقض را براي همان طرفداران به قول ‏خودشان بي شمار توجيه خواهند نمود؟
اين جريان چه سندي و چه ضامني را براي خود نگاه داشته اند که اين بار ضمانتش را ‏بکنند، تا دوباره در صورت شکست زير همه چيز را لگد نکشند؟ آيا اين جريان چيزي به ‏اسم ظرفيت باخت و يا قانون پذيري براي خودشان باقي گذاشته اند که بشود دوباره به ‏راحتي به آنها اعتماد کرد؟ فکر نمي کنيد که اگر دوباره به اينان اعتماد شود، مصداق از ‏يک سوراخ چند بار گزيده شدن باشد؟
فکر مي کنيد مي شود جريان اصلاحات را به چيزي قسم داد که اين بار هم در صورت ‏باخت باز همان غلط ها را و يا بدترش را تکرار نکنند؟ مثلاً مي شود کساني را که اسلام ‏را از شعار جمهوري اسلامي حذف کردند، به اسلام قسم داد؟ يا مي شود کساني را که ‏بسيجيان را آماج فحش و کتک قرار مي دادند و يا کودتاچيان مخملي را شهيد نام مي ‏نهادند به خون شهداي اين انقلاب قسم داد؟ آيا مي شود کساني را که عليه ولايت فقيه ‏شعار دادند و عکس امام و رهبري را پاره کردند، به ولايت فقيه قسم داد؟ آيا فکر مي ‏کنيد مي شود کساني را که با شعار قانون گرايي، اصول مختلفي از قانون اساسي را زير ‏پا لگدکوب کردند را به قانون اساسي قسم داد؟ آيا فکر مي کنيد کساني که شعارهاي ‏شان را به انگليسي براي شبکه هاي ‏voa‏ و ‏cnn‏ و ‏bbc‏ و ... مي نوشتند تا شايد آنها ‏براي حمايت به ايران تحريم و تهديد و حمله کنند، را مي تواند به منافع ملي قسم داد؟ آيا ‏مي توان اين هايي را که کله گنده هاي شان اکنون مشاوران رسمي و غير رسمي ‏انگليس و آمريکا در مبارزه با ايرانند را مي توان به استقلال اين کشور قسم داد؟
آيا فکر مي کنيد اين هايي که قبلاً بارها خصومت ديرينه شان را به امام و انقلاب و رهبر و ‏قانون اساسي و مستضعفين به اثبات رسانده اند، اين بار با فرض محال پيروزي که محال ‏هم نيست، چه انتقامي خواهند ستاند؟ و اين ها که بارها ذلت خود را در برابر استکبار به ‏اثبات رسانده اند، چگونه در آغوش کينه توزان اين انقلاب فرو خواهند رفت؟
اي کاش قوه ي محترم قضاييه تا کنون به پرونده هاي سران اصلاحات که مطمئناً جزء ‏سران فتنه به شمار مي آيند، رسيدگي مي نمود تا اينچنين اين جماعت دوباره وهم ‏برشان ندارد؟ اي کاش قوه ي محترم قضاييه مبارزه با فتنه گران را چون مبارزه با مفسدان ‏اقتصادي تنها در حد پرونده سازي باقي نمي گذاشت و لااقل اين يکي را در سرلوحه ي ‏وظايف خود قرار مي داد تا اينچنين ياغيانه به جاي اظهار ندامت، اظهار وجود کنند و حتي ‏با دريدگي تمام، شرط و شروط هم بگذارند! اين سهل گيري هاست که مفسد اقتصادي ‏را مفسد اقتصادي و فتنه گر را فتنه گر و جريان انحرافي را جريان انحرافي مي کند.‏
ناشناس
|
United States of America
|
۱۴:۳۰ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۲
۱
حاج حسین آقا دیگر بهتر از این واقعا نمیشد توصیف کرد اگر صلابت ایستادگی کیهان و صراط نبود و چنانچه این روشنگریها صورت نمیگرفت خدا میداند تا کنون چه زیانهایی ناروا بر ملت نجیب ایران تحمیل شده بود اجرتان با یزدان یکتا