۱۲ تير ۱۳۹۰ - ۰۹:۴۷

چرا مديران ايراني استعفا نمي‌دهند؟

غالبا روشنفكرها چنين روحيه‌اي دارند و تحت هر شرايطي نمي‌خواهند در قدرت بمانند. اين افراد با اصول و قيود قرارداد دارند و اگر برقرار باشد در جايگاه‌شان مي‌مانند اما اگر زير پا گذشته شود و حتي در درجه بالاتر با استفاده از رنگ و لعاب همان اصول كار ديگري انجام شود به اشتباه‌شان اعتراف مي‌كنند و كنار مي‌كشند.
کد خبر : ۲۴۷۴۲

تهران امروز - علي سيف اللهي : هر چند وقت يكبار اتفاقات و حادثه‌هاي عجيب و غريبي رخ مي‌دهد و فاجعه‌هايي به بار مي‌آيد كه مديران و مسئولان حاضر به يك عذرخواهي ساده هم نيستند. مديري پشت سر هم اشتباه مي‌كند، بابت اين اشتباه‌ها هزينه مي‌دهيم اما باز هم كوتاه نمي‌آيد. نه اشتباهش را قبول مي‌كند و نه كنار مي‌كشد. تا اسم استعفا مي‌آيد، با صراحت مي‌گويد من اصلا استعفا نمي‌دهم و سر جايم هستم. همه تلاش‌هاي يك مجموعه به خاطر عملكرد غلط و اشتباهات يك نفر زير سوال رفته اما حاضر نيست تا اشتباهش را بپذيرد. دم دست‌ترين و به روزترين نمونه اين مسئله اشتباهي است كه در فدراسيون فوتبال به وجود آمده و تيم ملي اميد با يك اشتباه كودكانه و ساده از راه يافتن به بازي‌هاي المپيك لندن باز مانده است. اين روزها هر روز هر كدام از مسئولان با رسانه‌هاي مختلف مصاحبه مي‌كنند و در برنامه تلويزيوني شركت مي‌كنند اما هيچ كس زير بار مسئوليت نمي‌رود و هيچ كدام از اين چند نفري كه در اين ماجراي جريمه فيفا مقصر بوده‌اند كوتاه نمي‌آيند و فقط حرف خودشان را مي‌زنند. نتيجه هم اين شده كه حالا تمام سعي و تلاش‌هاي آن جوانان و اميد طرفداران از بين رفته و در اين بين هيچ‌كس پاسخگوي اين اتفاق نيست. از اين جور اتفاقات كم سراغ نداريم و در گذشته هم مسئولاني را داشته‌ايم كه حتي بابت سقوط پشت سر هم هواپيماها و فاجعه‌هاي ديگري استعفا هم نداده‌اند. كاري كه در كشورهايي مثل ژاپن به راحتي انجام مي‌شود تا كمي از بار رواني مردم كم كنند.

رخ دادن اين مسئله دوباره مشكلي قديمي به نام فرهنگ پذيرش اشتباه و ندادن استعفا را ياد افكار عمومي مي‌آورد كه در طول اين سال‌ها به فراموشي سپرده شده است؛ رعايت اين فرهنگ از سوي هر آدمي نكته‌اي است كه اگر وجود نداشته باشد، رفتارهايش اصلاح نخواهد شد و پيشروي به همين طريق هزينه‌هايي را به بار مي‌آورد كه ديگر قابل جبران نخواهد بود. حالا اگر همين آدم مسئوليتي‌هم داشته باشد و اشتباهاتش منجر به زير سوال رفتن عملكرد نيروهاي يك مجموعه و برنامه‌ريزي‌هاي چند ساله و پر زحمت يك نهاد شود، خساراتي بار مي‌آيد كه نه تنها قابل جبران نيست كه بايد قيد همه آن تلاش‌هاي نيروي انساني و هزينه‌هاي مادي و معنوي را زد. دكتر عماد افروغ جامعه‌شناس و نماينده سابق مجلس اعتقاد دارد افرادي بايد در جامعه مديريت كارها را در دست داشته باشند كه ظرفيت استعفا دادن داشته باشند. او در گفت‌وگو با تهران امروز مي‌گويد بايد خيلي زودتر از اين‌ها به فكر جا انداختن اين فرهنگ مي‌بوديم:«من زماني كه نماينده مجلس بودم گفتم كه حكومت و مسئوليت و قدرت بايد دست كساني باشد كه دست به استعفاي‌شان خوب باشد.

غالبا روشنفكرها چنين روحيه‌اي دارند و تحت هر شرايطي نمي‌خواهند در قدرت بمانند. اين افراد با اصول و قيود قرارداد دارند و اگر برقرار باشد در جايگاه‌شان مي‌مانند اما اگر زير پا گذشته شود و حتي در درجه بالاتر با استفاده از رنگ و لعاب همان اصول كار ديگري انجام شود به اشتباه‌شان اعتراف مي‌كنند و كنار مي‌كشند. اين مسئله را رهبري در سطح كلان‌تر هم مطرح كرده‌اند كه فرمودند يكي از ويژگي‌هاي امام(ره) اين بود كه از اعتراف به اشتباه نمي‌ترسيدند. ولي متاسفانه در حال حاضر ما شاهد حضور چنين افرادي در سيستم قدرت و مديران مان نيستيم كه فرهنگ پذيرش اشتباه را داشته باشند.»

قدرت را بايد وسيله دانست نه هدف
دكتر افروغ مي‌گويد اين مشكل عدم پذيرش اشتباه و ندادن استعفا، به نگاه مديران و نوع مسئوليت‌شان برمي‌گردد و راه حل آن هم اصلاح نگاه صاحبان قدرت، به قدرت و مسئوليت است؛ «در اين بحث چند نكته قابل اهميت است. اولين مورد اين است كه در ضرورت چنين حالتي كه افراد بايد اشتباه خودشان را بپذيرند، شك و ترديدي نيست اما در مورد بعدي بايد از يك گام عقب‌تر به اين ماجرا نگاه كنيم. بايد ببينيم در چه شرايطي اين افراد حاضر به پذيرش اشتباه و استعفا دادن نيستند. اگر قدرت در نگاه مديران وسيله باشد و نه هدف، حاضر به قبول اشتباه و استعفا دادن هستند اما اگر قدرت براي آنها هدف باشد سعي مي‌كنند هر مشكل و اشتباهي را توجيه كنند و توجيه‌گرايي سكه مي‌شود. راه حل تئوريك و كليد حل كوتاه مدت اين بحث اين است كه افرد نگاه‌شان به قدرت را عوض كنند. وقتي در نگاه آن‌ها جاي قدرت و اخلاق عوض شود و سياست جاي دين را بگيرد، هر چند اين‌ها با هم رابطه هم داشته باشند اما حاضر نيستند كه از قدرت كنار بكشند. افراد حكيم كه قدرت را وسيله مي‌دانند به راحتي در صورت اشتباه كردن كنار مي‌روند اما آن افرادي كه به قدرت به عنوان هدف نگاه مي‌كنند سعي مي‌كنند اشتباهات خودشان را قبول نكنند و لاپوشاني كنند و دريغ از يك اعتراف ساده! بايد اين درد را در نظر داشت كه چرا قدرت و مديريت براي بعضي‌ها هدف مي‌شود. اگر اين اصلاح شود دردهاي زيادي حل خواهد شد.» دكتر افروغ براي حل اين مشكل سه راهكار هم ارائه مي‌دهد؛ «به نظرم براي حل اين مشكل بايد سه راه حل را دنبال كرد. يكي اينكه اگر مديران اصلي جامعه به اشتباه‌شان اعتراف كنند، باعث مي‌شود پايين دستي‌ها هم اين كار را انجام دهند و با جا افتادن اين موضوع كم كم تبديل به يك فرهنگ شود. اين كار تاثيرات فراواني هم روي افراد عادي جامعه دارد و تسلاي خاطر آنها خواهد شد. از سوي ديگر اين كار مانع اصلي هدف شدن قدرت است. بايد جا پاي حضرت امير(ع) گذاشت كه گفت حكومت براي من از آب بيني بز سرما خورده هم پست‌تر است. اگر مديران ما چنين نگاهي داشته باشند فرهنگ صحيحي جا خواهد افتاد. اين موارد در سنت و سيره پيامبر(ص) و ائمه(ع) هست و بايد با نگاه به آنها حركت كرد. گام دوم اين است كه روشنفكران و مديران دينمدار و حقيقت‌نگر مدام در حال هشدار دادن باشند تا اين امر نهادينه شود. ما هيچ وقت نبايد فراموش كنيم كه دين و اخلاق هدف است و بايد اين را مورد توجه قرار داد تا سرلوحه كار مديران قرار گيرد. افروغ سومين راه را راهي مي‌داند كه در آن مردم هم نقش دارند:«به عنوان سومين راه مردم بايد نقش داشته باشند. مردم و مديران بالا دست بايد تلاش كنند دست به انتخاب‌هاي درستي بزنند. بايد افراد و انسان‌هاي اخلاقي را به عنوان مدير و مسئول انتخاب كرد. آنهايي كه گذشته‌‌شان نشان دهد كه نگاه درستي به پست و قدرت دارند.يكي از جامعه‌شناسان عبارت خوبي دارد كه مي‌گويد كساني بايد قدرت داشته باشند كه دست به استعفايشان خوب باشد. اين نوع نگرش به امنيت رواني جامعه كمك زيادي مي‌كند.»

ريشه‌هاي ايراني اخلاق ما در مديريت به چشم مي‌آيد
پروفسور حسين باهر كارشناس رفتار شناسي و متخصص رفتار شهروندي هم در گفت‌وگو با تهران امروز اعلام مي‌كند كه معتقد است اين روحيه در ايراني‌ها چهار ريشه اصلي دارد: «چهار ژن در ما ايراني‌ها وجود دارد كه باعث ايجاد چنين روحيه‌اي مي‌شود. اولين ژن، ژن شاه بودن و شاهنشاهي است. از آن اولي كه كشور ما به وجود آمده شاهنشاهي بوده. شاه‌هاي ما هميشه خودشان را ظل‌ الله حساب مي‌كردند و نمي‌توانستند از حرف خود برگردند. به خاطر همين روحيه‌اي در ما هست كه دوست داريم شاه شويم و شاهانه رفتار كنيم. دومين‌ژن، تعصب‌هاي بي‌جا است. سومين ژن، ژن خان خاني است. در روستا‌هاي ما هميشه خان‌هایی وجود داشته است كه حكم، حكم آنها بوده اين روحيه در حكومت‌ها هم وجود داشت و در خاندان‌هاي مختلفي مثل قاجار و صفويه مي‌توانيد اين روحيه را پيدا كنيد. بدترين و آخرين ژن، مردسالاري است كه در ما ايراني‌ها وجود دارد. نمونه بارز اينكه شما پسر بچه 6 ساله‌اي را مي‌بينيد كه به خواهر 16 ساله خودش زور مي‌گويد..» باهر مي‌گويد اين زمينه‌ها در پست‌هاي مديريتي بيشتر آشكار مي‌شود و رفتارهاي مديران ناشي از همين ريشه‌هاست؛ «اگر كسي خودش را ساخته باشد و به اين روحيات و ژن‌هاي اربعه عقب ماندگي توجه كرده باشد مي‌تواند از اين نقش دربيايد اما در غير اين صورت حتما اين چهار ژن ضربه خواهد زد. در قرآن كريم هم از اين چهار ژن با تعابير اماره، لوامه، ملهمه و... ياد كرده است. مولانا هم این چهار رذیله را به چهار مرغ تشبیه می کند (داستان حضرت ابراهیم).حافظ هم در شعرهايش اين موضوع را دارد كه مي‌گويد: «مي‌خور كه شيخ و حافظ و مفتي و محتسب / چون نيك بنگري همه تزوير مي‌كنند». اين موضوع هميشه در تاريخ هم وجود داشته است.

حالا اگر اين‌ها بيايد در من و من بروم پشت ميز، اين قضيه هويداتر مي‌شود. ميز و منصب زمينه شكوفايي آن تمايلات نهفته است. فرد اشتباه مي‌كند اما اصلاً حاضر نيست كوتاه بيايد و هرگز خودش را مقصر نمي‌داند. يك نمونه‌اش در ياد من هست كه رئيس دانشگاهي مي‌گفت حتي موضوعات درسي شما را هم من بايد تعيين كنم. ما تا آنجا كه مي‌توانيم به همديگر زور مي‌گوييم اگر زورمان نرسد حرف زور مي‌شنويم. به‌قول معروف: «ما زیر بار زور نمی رویم مگر آنکه زور پر زور باشد.»

پروفسور باهر به ديدگاه شايسته سالاري از منظر قرآن هم اشاره مي‌كند و تاكيد مي‌كند كه مدير بايد تخصص كافي داشته باشد؛ «كسي كه در سطح والایي از آزاد منشي باشد اصلاً سراغ كاري كه در شأن او نيست نمي‌رود. وقتي من تخصصي در حوزه‌اي نداشته باشم به سمت آن نمي‌روم. اگر احساس كنم كه نمي‌توانم از عهده امور آن بخش بر بيايم سريعا كنار مي‌روم. قرآن در اين باره مي‌فرمايد «رب انى اعوذ بك ان اسئلك ما ليس لى به علم». در آيه ديگري هم داريم كه از صاحب نظر چيزي را كه نمي‌دانيد بپرسيد. فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ (سوره: النحل آیه: 43) در كشور ما يك دفعه مي‌بيني يك نفر 10 تا پست را انتخاب و قبول مي‌كند. حتي اگر مدير هم باشد بايد تخصص ويژه آن موضوع را داشته باشد. وقتي در وضعيت جامعه مديريتي نگاه مي‌كنيم متوجه مي‌شويم كه در اين زمينه عقب مانده است. ما يا آدم حسابي براي مديريت نداريم يا سراغش نمي‌رويم يا خود شخص علاقه‌اي ندارد. همه اين‌ها در حالي است كه اسلام روي موضوع شايسته محوري تاكيد دارد. اسلام مي‌گويد هر كاري را بايد به فرد كاردان‌تر سپرد نه فرد كاردان. هميشه بحث اصلح و اعلم را مطرح مي‌كند نه صالح و عالم را. در سطح جهان هم در كشورهاي خارجي آنها از طريق حزب‌هايي كه درست مي‌كنند مديران خودشان را پرورش داده و انتخاب مي‌كنند و برای هیچ شأنی هم مدیریت مادام العمر ندارند. ولی مدیران ما، بعضاً تا نمیرند نِمیرند.»

تدوام عدم پذيرش اشتباه هزينه دارد
دكتر سعيد خامنه جامعه شناس و استاد دانشگاه هم روند كنوني پذيرش اشتباهات از سوي افراد جامعه در سطوح مختلف مسئوليتي را اميدواركننده نمي‌داند؛ «اگر بخواهيم اين نوع مديريت رفتاري را اعمال كنيم و ادامه بدهيم، در آينده‌اي نزديك با وضعيتي روبه‌رو خواهيم شد كه نمي‌توانيم آسيب‌هاي به وجود آمده را كنترل كنيم و هزينه‌هاي سنگيني خواهيم داد. با توجه به نوع زندگي‌هاي امروزي و شتاب پيدا كردن همه فرآيندهاي تربيتي كه در گذشته وجود داشته است خانواده‌هاي امروزي با اين نوع رفتار الگوي بدي براي بچه‌هاي نسل بعد خواهند شد و جوانان فرداي مملكت زير بار مسئوليت نتايج رفتارهاي خودشان نمي‌روند. اگر هم اشتباهي در كارهايشان وجود داشته باشد به حساب اعتماد به نفس مي‌گذارند و به همين طريق اين عدم پذيرش نتايج اشتباهات به بقيه جامعه تعميم پيدا مي‌كند. يكي از مسائل مهمي كه در جامعه فعلي‌مان خيلي با آن درگير هستيم اين آفت‌ اجتماعی است كه قبول اشتباه را مذموم بدانيم.» دكتر خامنه معتقد است اين روحيه در مراحل اوليه قابل كنترل است اما اگر ادامه پيدا كند فرد كم‌كم به خود حق مي‌دهد و فكر مي‌كند افكار عمومي حقي براي نقد و اظهارنظر درباره رفتارها و عملكرد او ندارند؛ «وقتي اولين اشتباهات از فرد سر مي‌زند بايد به روشي اين كار را پيگيري كند تا ريشه‌هاي آن را شناسايي و آنها را مرتفع كند. تلاش‌هاي بی‌فايده برای توجیه آن اشتباهات با تندروی‌ها واشتباهات بعدي همراه است که درکوتاه مدت اثرات و خساراتي دارد. اما با ادامه اين روند نتیجه آن جا افتادن اين موضوع و تبديل آن به لجاجت و تداوم اشتباهات مي‌شود. اين قضيه به طور حتم هنجارهاي اجتماعي را مي‌شكند و زير سوال مي‌برد. در مدت زمان بسيار كوتاهي آن فرد يا مدير با اين مشكل روبه‌رو مي‌شود كه هر نقد درست و اشتباهي را كه ديگران گوشزد مي‌كنند نتيجه خصومت‌هاي شخصي مي‌داند و اهميتي براي آنها قائل نمي‌شود. طوري مي‌شود كه آحاد نقد كنندگان و آنها كه عملكرد او را زير ذره بين دارند دشمن خودش مي‌پندارد و اصلا ديگر گوشش بدهكار نصيحت‌هاي دوستانه نيست. باز گذاشتن فضای نقد و ایجاد زمینه طرح عقاید و انتقادها مي‌تواند بستر پیشگیری از اشتباه را فراهم كند، است. اين راه‌حل منجر به آن خواهد شد كه اصلا اشتباهي رخ ندهد تا كار به مرحله پذيرش اشتباه و مقاومت فرد هم نكشد.»

پذيرش اشتباه آثار مثبت دارد
اين كارشناس مسائل اجتماعي نسبت به ادامه اين رفتارها هشدار مي‌دهد و مي‌گويد كار به جاهاي باريك‌تري مي‌كشد؛ «وقتي كه اعضاي جامعه از جمله مديران و مسئولان همواره نسبت به خطاهاي خودشان موضع بگيرند، آستانه تحمل جامعه پايين مي‌آيد و عكس‌العمل‌هايي كه اين مديران از خودشان نشان مي‌دهند، زمينه را براي پنهان كاري كارهايشان مهيا مي‌كند. به دنبال اين پنهان كاري‌ها، دروغگويي زياد مي‌شود و به مرور به ناچار به رياكاري هم روي مي‌آورند. حالا خودتان از اين مجمل بخوانيد حديث مفصل! تبعاتي به بار خواهد آمد كه دامن خيلي‌ها را خواهد گرفت. اين ريا كاري سبب افزايش احساس بدبيني و بدگماني در بين اعضاي جامعه مي‌شود و همبستگي و وحدت اجتماعي بين مردم را كاهش مي‌دهد و همه بقيه را دشمن خودشان مي‌دانند. اين زنجيره همچنان ادامه خواهد داشت و با گذشت زمان زمينه بروز بحران‌هاي اجتماعي فراهم مي‌شود. وقتي كه آدم‌‌ها و مسئولان تلاش مي‌كنند با قدرت خلاقيت خود راه حل‌هاي جديدي كشف كنند و دست به نوآوري بزنند. البته ممكن است با قدم گذاشتن در راههاي جديد دچار خطا و اشتباه هم بشوند چون تجربه قبلي وجود ندارد كه آنها را از اشتباهات برحذر دارد اما با اين روحيه جديد و مقبول مردم در صورتي كه اشتباهي هم رخ بدهد، جامعه تحمل پذيرش خطا در اين گونه افراد را دارد، چون مي‌داند به زودي اصلاح خواهند شد و حتي به كمك آنها مي‌شتابد. اگر اين طوري نباشد مديران جرات قدم گذاشتن در راههاي نو را ندارند و بيشتر به سوي تقليد كردن گرايش پيدا مي‌كنند و به مرور جامعه ازنظر پيشرفت و ترقي از بقيه ملت‌ها عقب مي‌افتد.» دكتر خامنه تاكيد مي‌كند كه فرهنگ پذيرش اشتباه آثار مثبتي دارد كه در آينده‌اي نزديك نتايجش در جامعه مشخص مي‌شود؛ «پذيرش اشتباه از سوي مسئولان يا استعفاي آنها بار رواني مثبتي دارد كه مي‌تواند آثار منفي رفتارهاي غلط و حادثه‌ها را كاهش بدهد و بستري را فراهم كند تا مديران در مقابل اشتباهات‌شان احساس امنيت نكنند و مردم هم خيالشان راحت باشد كه مسئولان در زماني كه اشتباه بزرگي انجام مي‌دهند بركنار مي‌شوند يا خودشان كنار مي‌شكند.»

نظرات بینندگان
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۲۴ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۲
بيشتر اين به اصطلاح مسئولان به خاطر حمايت دستمال كشان دور و ورشان پشت گرم هستند و يا اينكه به زنجيري وصل هستند مثل بعضي ها...
ناشناس
|
Australia
|
۱۴:۴۲ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۲
چون در هیچ کشوری مدیران دولتی اینقدر به منابع مالی دسترسی ندارند.