۱۱ تير ۱۳۹۰ - ۱۰:۴۸

چرا خصوصی‌سازی در ایران موفق‌نبود؟

خصوصی سازی یک ابزار است که منجر به کاهش بار مالی دولت ، افزایش رقابت و کارایی اقتصادی ، افزایش بازدهی سرمایه گذاری ها ، استفاده بهینه از امکانات کشور و غیره می گردد. دولت یا بخش خصوصی نمی تواند به تنهایی در اقتصاد کارایی لازم را داشته باشد ما که دولت مردم سالار دینی را الگوی دولتمردی خود می دانیم باید ترکیب دولت و ملت را بپذیریم و آن ها را مقابل هم قرار ندهیم و هر اندازه به سمت توسعه اقتصادی گام بر می داریم از نقش تصدی گری دولت کاسته و به بخش خصوصی افزوده شود.
کد خبر : ۲۴۶۵۹

در سال های اخیر گفتگو و اظهار نظر های مثبت یا منفی در مورد برنامه خصوصی سازی فراوان شنیده شده است. به نحوی که بررسی این مبحث در جامعه از موضوعات تکراری و ملال آور به نظر می رسد. چرا برنامه ی خصوصی سازی در ایران موفق نبود ؟ اگر دست اندر کاران محترم سیاست و اقتصاد کشور درد را می شناسند چرا سال هاست که این در بر همان پاشنه ی قدیمی می چرخد ؟

در تبیین این پدیده یعنی « شکست » در همه جوانب از مراکز علمی و دانشگاهی کمک گرفته ایم ؟ آیا خصوصی سازی را بر اساس الگوی ایرانی – اسلامی که قطعا در انگیزه و توانایی متفاوت از سایر کشور هاست بنا نهاده ایم یا بر تقلید و ترجمه ی بی محتوا از سرمایه داری کلاسیک غرب ؟
بخش خصوصی و دولت در نظام اسلامی بخشی از ساختار طبقاتی یک جامعه ی ارزشی هستند و نمی توان این دو را به گونه ی دو پدیده ی مستقل و جدا از یکدیگر مطرح کرد و در برابر هم قرار داد. شناخت این آمیختگی در یک نظام مردمی که بر پایه ی ارزش های اسلامی بنا نهاده شده است ضرورت آشکار تری نسبت سایر جوامع که ساختار قدرت در آن ها مردم سالاری دینی نیست دارد.

با این مقدمه معلوم می شود که برای حل مشکل ناکامی برنامه ی خصوصی سازی در ایران به وحدت کلمه و عمل دولت و شهروندان و بخش خصوصی که در واقع اجزای به هم آمیخته ی بافت و ساختار جامعه ی ارزشی ما هستند نیاز داریم .در این برهه از زمان که ضرورت این همبستگی بیش از پیش به چشم می خورد ارکان اصلی نظام به جای بخشی نگری و « تفکر جزیره ای » بایستی به وحدت و « جماعت »  بیاندیشند و بدانند که در جهادی دیگر وارد شده اند. زی و تفکر جهادی داشته باشند تا دستاوردشان نیز جهانی باشد نه جزیره ای که تفکر جهادی است که دستاورد جهانی را به دنبال دارد.

دلسوزان نظام و مردم به جای بزرگ نمایی شکست ها و ناکامی ها به بهره گیری از  درس ها و عبرت های به دست آمده از این تجارب بپردازند و تهدید ها را به فرصت تبدیل کنند و بیش از این بر طبل نا امیدی نکوبند و به ترزیق آن به جامعه ی امیدوار ایران که به آنان اعتماد کرده اند و سرنوشت خود را به دست آنان سپرده اند نپردازند.

عدم استقبال مردم از خرید سهام و عدم تحقق مصوبات دولت در فروش سهام شرکت های دولتی ، حضور کمرنگ مردم در این بازار را تایید می کند و نشان می دهد که جز اندک کسانی که امیدوارند با بورس بازی ثروتی به دست آورند این بازار مشتری جدی و علاقه مندی ندارد .
این واقعیت مصادف و برابر با بی اعتمادی به عملکرد دست اندر کاران امر خصوصی سازی در سال های اخیر در کشور است که منجر به بی اعتمادی مردم به این پدیده شده است و این واقعیت نباید منجر به بی اعتمادی و ناامیدی مردم از کل مفهوم و ابزار خصوصی سازی گردد . پس آنچه که باید اصلاح شود ، افراد و عملکرد ها هستند ، نه اصول و مفاهیم . چرا که این اصول و مفاهیم آنگاه که در جای خود بنشیند برای جامعه ی ما همچون سایر جوامع ثمرات شیرین به بار خواهند آورد.

در بررسی علت شکست خصوصی سازی در ایران به عواملی مانند ضعف مدیریت ، نبود قوانین و مقررات ، ناآگاهی مسووین و سایر توضیح واضحات اشاره می شود و اما هیچکس به آن نگاه بر نمی گردد که در این کشور کار های بزرگ تری از برنامه ی خصوصی سازی انجام شده که در مقابل این برنامه به معجزه شبیه اند و آشکارا می توان گفت که چشم ها را بابد شست جور دیگر باید دید.

ما سرمایه ی اعتماد مردم را داریم و تا این اعتماد به نظام و رهبری وجود دارد برنامه ها نباید به شکست منجر شود و اگر شکستی هست باید آسیب شناسی آن را در ضعف باور های موجود به عوامل پیروزی و شادکامی های گذشته جستجو کرد.

از طرف دیگر نیز برخی سعی در القا کردن این دارند که بخش خصوصی ایران انگیزه و توانایی حضور در برنامه های خصوصی سازی را ندارد و اگر خصوصی سازی شکست خورده به این علت است که این ها خود را ناتوان و درمانده برای صنعتی کردن کشور و تولید کالا می بینند و نه توانایی و نه انگیزه ای دارند ، و نه آینده ای روشن برای خود می بینند و خصوصی سازان نیز که دیگر باور های قدیمی خود را کنار گذاشته اند همچنان بر طبل جهانی سازی سرمایه داری می کوبند و چون قدرت و ثروت دارند این برنامه ها را علی رغم شکست ملی ادامه می دهند.

در این میان گروه سوم که اعتقاد دارند سرمایه ی ملی بر پایه ی مصالح مردم تخصیص یابد و خصوصی سازی را ابزاری برای تقویت و جذب پایه های نظام یعنی مردم به کار می گیرند و حفظ ارزش ها و باور های اصیل اسلامی را در همه ی برنامه ها عملکرد خود ، نه به عنوان شعار ، بلکه به عنوان ضامن موفقیت و شرط مشروعیت خود در حمایت خواهی از ذات اقدس باری تعالی می دانند و خواستار اینند که این جهاد مقدس در سایه ی این ابر سیاه باور سوز توسط خورشید یاران امام و رهبری دیده شود.

نکته ی مهم اینکه خصوصی سازی ناگزیر از بخش اقتصادی جامعه به بخش فرهنگی جامعه منتقل می شود و ما در این مقوله نیز به همان اندازه نیازمند این سرمایه ی ملی و اعتماد مردمی هستیم تا علاوه بر حفظ ارزش ها و منافع ملی ، اصول حرفه ای نیز در برنامه های نرم افزاری این جهاد دیده شود و از انحراف آن به سمت حاکمیت نظام سلطه چه در بخش اقتصادی و چه فرهنگی پیشگیری شود.

ما نیز باور داریم که خصوصی سازی یک ابزار است که منجر به کاهش بار مالی دولت ، افزایش رقابت و کارایی اقتصادی ، افزایش بازدهی سرمایه گذاری ها ، استفاده بهینه از امکانات کشور و ... می گردد. دولت یا بخش خصوصی نمی تواند به تنهایی در اقتصاد کارایی لازم را داشته باشد ما که دولت مردم سالار دینی را الگوی دولتمردی خود می دانیم باید ترکیب دولت و ملت را بپذیریم و آن ها را مقابل هم قرار ندهیم و هر اندازه به سمت توسعه اقتصادی گام بر می داریم از نقش تصدی گری دولت کاسته و به بخش خصوصی افزوده شود.

با این ملاحظات وقتی خصوصی سازی از اقتصاد به فرهنگ منتقل شد و ورزش نیز به عنوان یک مقوله ی فرهنگی-اقتصادی تابعی از این سیاست قرار گرفت نگران آن نخواهیم بود که ورزش بدون ارزش داشته باشیم و تعادل در ابعاد معنوی و اخلاقی و اقتصادی و دنیایی ورزش نیز برقرار خواهد شد و همچنان شکرانه ی بازوی توانا به گرفتن دست ناتوان ، باقی خواهند ماند.

منبع: تابناک