ضربان نبض سبز ها به شماره افتاده بود که "سيدمحمد خاتمي" پيشنهاد آشتي با حاکميّت و بازگشت به نظام در قالب انتخابات را مطرح نمود. بازگشتي که به زعم وي با ظاهري آبرومندانه صورت ميگيرد؛ البته اين اولين باري نبود که اين پيشنهاد از سوي خاتمي مطرح ميشد. وي پيش از اين نيز در قالب سناريويي مشابه، سه شرط "آزادي زندانيان سياسي"، "آزادي فعاليت احزاب تعطيل شده" و "شفاف شدن قانون انتخابات" را براي بازگشت به نظام مطرح نموده بود که از سويي با عدم استقبال حاکميّت مواجه شده و از ديگر سو واکنش منفي سبزها را در پي داشت. با نزديک شدن به نهمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي، خاتمي براي دومين بار اين پيشنهاد را البته اين بار از موضعي نرمتر مطرح نمود.
رئيس جمهور پيشين ايران در اظهاراتي گفت: "اگر ظلمي شده است که شده است، همه بياييم عفو کنيم و به آينده نگاه کنيم." وي همچنين تأکيد کرده بود "عقلا ساز و کاري را براي انتخابات در نظر بگيرند تا در آن حرف و حديث نباشد."
به اين ترتيب خاتمي موضوع مصالحه و انتخابات را مطرح نموده و به عبارتي ضمن تأييد تلويحي فتنه نسبت به حضور در انتخابات ابراز تمايل کرد و اين بار واکنشها نسبت به قبل تا حدي متفاوت بود. به گونهاي که اين پيشنهاد اگر چه از سوي برخي از عناصر اين جريان تخطئه شد اما موافقاني را نيز در درون سبزها به همراه داشت.
"رجبعلي مزروعي" از عناصر برجسته سازمان مجاهدين در گفتگو با برنامه "صفحه دو" شبکهي "بي.بي.سيفارسي" گفت: "مصالحه همواره يکي از راهکارهاي چهارگانه جنبش اعتراضي ايران، موسوم به جنبش سبز بوده است."
مزروعي با بر شمردن راهکارهايي چون "حضور خياباني"، "آگاهي بخشي"، "مصالحه با حکومت" - به عنوان کم هزينهترين راه براي رسيدن به دموکراسي و آزادي- و "انتخابات" به عنوان راهکارهاي چهارگانه جنبش سبز گفت: "جنبش سبز از درون يک انتخابات زاده شد و نگاه آن به طور قطع به انتخابات است."
اما "بي.بي.سي" در تحليلي در رابطه با اين پيشنهاد نوشت: "چه سخنان آقاي خاتمي و آقاي مزروعي مبتني بر مذاکرات ابتدايي بوده باشد و چه ابتکار عمل آنها براي يافتن راهي براي خارج شدن از بي عملي کنوني -با توجه به حضور آقايان کروبي و موسوي در حصر خانگي- طرح کلي و بي چارچوب و جزئي نشده، "تعامل" و "آشتي" در عمل به شکاف و انشقاق در ميان نيروهاي معترض خواهد انجاميد."
مسئلهاي که نمود آن را در اظهارنظرهاي "امير ارجمند" ميتوان، مشاهده نمود. وي در مصاحبه با "کلمه" ضمن تأييد بر پيشنهاد مصالحه اظهار داشت: "گفتن از آشتي ملي و انتخابات، تا هنگامي که رهبران جنبش سبز در زندان هستند و اجازه فعاليت آزادانه ندارند بي معني است." امير ارجمند همچنين ضمن تقبيح اين مسئله ادامه داد: "آشتي ملي از راه بده بستانهاي قدرت پشت درهاي بسته و در دالانهاي تاريک اتفاقي ناممکن است."
"مجتبي واحدي" هم در اين رابطه به "خودنويس" گفت: "من نميفهمم به واقع ما بايد بر سر چه، مصالحه کنيم؟ دوستان چه تغييري را ديدهاند که به چشم ما نيامده است؟ آيا آنها پيچش مو را ديدهاند و ما نديدهايم؟"
شايان ذکر است موسوي نيز پيش از اين در بيانيّه شماره (17) خود تأکيد کرده بود: "انديشيدن به اين گونه راه حلها که عدهاي توبه کنند و عدهاي معامله کنند و بده و بستاني صورت گيرد تا اين مشکل بزرگ حل شود، در عمل به بيراهه رفتن است."
نکته لازم به توجه آنکه بازگشت به نظام از سوي خاتمي ضمن عبور از سبزها مطرح ميشود و اين مسئله عناصر اين جريان را به موضعگيري وا داشته است. در اين بين نداشتن استراتژي مشخص و واحد، مسئلهاي است که در شرايط فعلي بيش از پيش نمود مييابد.
"بي.بي.سي" در توصيف اين شرايط مينويسد: "سخنان مزروعي در هنگامهاي که فقدان و فقر استراتژي و برنامه عمل نزد معترضان حکومت ايران طي ماههاي گذشته در عمل اين جريان را به يک جريان حاشيهاي، نازا و سردرگم در عرصه سياست ايران بدل کرده، نقطه عطفي در گفتمان تحولات پس از انتخابات سال 1388 به شمار ميرود."
"بي.بي.سي" مينويسد: " فقدان و فقر استراتژي و برنامه عملي نزد معترضان حکومت ايران طي ماههاي گذشته، در عمل اين جريان را به يک جريان حاشيهاي، نازا و سردرگم در عرصه سياست ايران بدل کرده".
در اين رابطه واحدي در ميزگردي که در دانشگاه "جرج واشنگتن" در خصوص آينده جنبش سبز ترتيب داده شده بود به طور تلويحي بر اين گفتهها صحه گذاشته و ادامه داد: "آنچه ميخواهيم را نميدانيم و بيشتر آنچه نميخواهيم را در بارهاش حرف ميزنيم."
امير ارجمند نيز در ميزگرد ياد شده در اين رابطه اشاره داشت ما بايد به راهکارهاي عملياتي فکر کنيم. بايد از کلي گويي فراتر برويم و به سمت ارائه برنامههاي مشخص پيش برويم. همچنين سايت "روز آنلاين" به نقل از "علي عليزاده"، استاد دانشگاه "ميدلسکس" در لندن و از فعالين جنبش سبز نوشت: "مشکل جنبش حصر چهرههايي نيست که رهبر جنبش خوانده ميشوند بلکه فقدان يک استراتژي دراز مدت است ... و اينکه جنبش نتوانسته اتحادي را در حول حصر رهبران نمادين خود ايجاد نمايد."
جداي از فقدان استراتژي مدون، اين جريان براي تعيين شعار محوري و خواستههاي خود نيز دچار مشکل بوده و تعريف مشخصي در اين خصوص ندارد.
روز آنلاين در يادداشتي با عنوان "بيراههاي که جنبش سبز ميرود" به اين چالش پرداخته و مينويسد: "شعار محوري جنبش سبز "رأي من کجاست؟" بود. اين شعار، امروز و پس از گذشت 2 سال از انتخابات رياستجمهوري 88، موضوعيّت خود را از دست داده است. در اين فاصله، هيچ شعار محوري ديگري نيز که "نماد هويّتي جنبش سبز" باشد، عنوان نشده است. افزون بر آن فقدان وجود رهبر نيز مسئلهاي است که اين جريان را با چالشهايي جدي در اتخاذ شيوهاي واحد مواجه ساخته به گونهاي که نميتوان از ميان چهرهها يا گروههايي چون موسوي و کروبي، شوراي هماهنگي راه سبز اميد، حلقه 5 نفره لندن نشين، خاتمي و ... يکي را به عنوان رهبر سبزها معرفي نمود."
امير ارجمند در نشست اشاره شده درباره لزوم چاره انديشي براي برون رفت از اين بحران تصريح ميکند ابتکار جديد بايد از پايين بيايد. شوراي هماهنگي راه سبز اميد، وظيفه هماهنگ سازي را دارد و تنها اينها نيستند که بايد راهکار ارائه دهند؛ همچنين مزروعي هم طي يادداشتي در سايت "جرس" شعار "هر شهروند، يک رهبر" را به عنوان راهنماي عمل اين جنبش معرفي ميکند.
"کيهان" لندن نيز طي يادداشتي به قلم "الهه بقراط" در بررسي اين موضوع نوشت:"شوراي هماهنگي راه سبز اميد" شوراي هماهنگي جنبش سبز نيست. اين را من نميگويم. خود اين شورا با مخفي بودنش، با تناقضهايش در بيانيّههايي که منتشر ميکند و با "سکوت"اش فرياد ميزند و چون فقط از جانب بخشي از جنبش سبز سخن ميگويد، پس نميتواند خود را بيانگر خواستهاي جنبش آزاديخواهانه مردم ايران بداند و حق ندارد از جانب جنبش سبز که بسيار متنوع و فراگير است، امر و نهي کند."
روز آنلاين در توصيف اين در هم ريختگي و تشتت مينويسد: "امروز، جنبش، نه شعار و مطالبهاي محوري دارد و نه برنامهاي مشخص و عملي براي تحقق آن و نه مرکزيتي که حداقلي از مقبوليت را براي راهبري و هدايت جنبش دارا باشد. گذشته از همه اينها سبزها
علي رغم نارضايتي از دنباله روي از عناصر درون حاکميّت، ناچارند براي ادامه حيات هرگونه مرزبندي ميان جنبش سبز و اصلاحات و عناصر داخل حاکميّت آن را نفي نمايند. چيزي که سيدمحمد خاتمي چندان به آن روي خوش نشان نداده است. وي هرچند هيچ گاه سخني در محکوميّت فتنه بر زبان نرانده و در مقابل، بارها مواضعي همسو با آن داشته، لکن تمايل به بازگشت به قدرت موجب شده تا او نيز از اين مرزبندي ابايي نداشته باشد."
هر چند مزروعي معتقد است براي پخته شدن و به نتيجه رسيدن جنبش هنوز به گذشت زمان نياز است و به نظر ميرسد وضعيت کنوني شرايطي را براي اين جريان رقم زده که با گذشت زمان
چند پارگي و از هم گسيختگي آن بيش از هر زمان ديگري به چشم آمده به گونهاي که از هر گوشه آن صداي متفاوتي -که از قضا مورد عنايت سايرين نيست- به گوش ميرسد.
به نقل از برهان
برنامه سبزها براي انتخابات آينده
کد خبر : ۲۴۲۹۹
ای کاش همه سیاستمداران ما در درایت ،نجابت،دلسوزی برای نظام اسلامی و مملکت، آزادگی ، صداقت، متانت ، سعه صدر ، ابهت و شخصیت، دینداری واقعی، سلامت و عزت نفس< سلامت در همه زمینه ها که امتحان خود را درست پس داده، همانند خاتمی بودند.