1- انتخاب کاشانی ، دایی بود. او نمیخواست سرمربی تیمملی که در بازی با عربستان در میان هجمه ناسزای تماشاگران خانهنشین شده بود در خانه بماند. خیلیها به او گفتند که این کار را نکن اما او یک انتخاب بیشتر نداشت و علی دایی را به عنوان سرمربی پرسپولیس انتخاب کرد. نتیجه انتخاب، قهرمانی در جامحذفی سال گذشته بود.
2- پرسپولیس میباخت، باخت پشت باخت، خیلیها میگفتند تعویض دایی میتواند یک شوک مثبت باشد اما کاشانی در جمعهای خصوصی میگفت نمیخواهد دایی در این وضعیت از تیم جدا شود، دوست ندارد او چهره یک ناکام را داشته باشد. خبر رسید که دایی استعفاء داده و از تیم میرود، باز هم کاشانی حرف مشاورانش که میگفتند باید با دایی خداحافظی کند را نپذیرفت. کاشانی علیرغم اینکه خیلیها میگفتند فرصت خوبی است تا با دایی خداحافظی شود 25 بازیکن پرسپولیس را به خانه علی دایی برد و او را به تیم برگرداند.
3- کاشانی چند ثانیه بعد از قهرمانی به هواداران گفت که دیگر در این تیم نمیماند، دلیل نماندنش هم یک جمله بود: «این تیم باید با علی دایی ادامه دهد». دایی پیش از این گفته بود حتی در صورت قهرمانی با حبیب کاشانی کار نمیکند پس کاشانی یک بار دیگر از خودش گذشت تا علی دایی بماند و چهره علی دایی مخدوش نشود.
***
کاشانی جوانمردی را تمام کرد. او مثل همیشه از خودش گذشت. کارنامه او نشان میدهد که این جوانمردی به کجا ختم میشود، شاید رساترین فریاد را آن پلاکاردی به زبان آورد که در دست آن جانباز بزرگوار دیده میشد: «3 سال مدیریت، 3 سال قهرمانی» و در دل این پلاکارد این جمله نیز نهان بود که با جوانمردی، با فوتبال پاک، با احترام به عقاید و ... میتوان موفق شد. او جوانمردی را تمام کرد.
