۱۸ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۹:۱۶

گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز

کد خبر : ۲۳۲۸۶

* ابتكار
روزنامه ابتكار درسرمقاله خود با عنوان "خرد جمعي مردم در بزنگاه‌هاي سرنوشت! "به قلم محمدعلي وكيلي آورده است:‏اگر در گذشته سرمايه‌هاي مادي و يا علمي و تكنولوژيك پايه اقتدار كشورها بود، امروز با تجربه‌اي كه از درون گفتمان انقلاب اسلامي توليد و عرضه شده، سرمايه‌اي محوري به نام مردم، در رديف سرمايه‌هاي ملي هر كشور قرار گرفته است. مردم براي سياستمداران، همچون ابزار مشروعيت‌آوري، بهانه ورود به قدرت بودند؛ اما گفتمان‌سازي امام حول اهتمام و اعتماد به مردم و محوربودن مطالبات مردم، اين نگاه ابزاري را دچار چالش كرد. اعتماد امام به مردم در طول نيم‌قرن گذشته، بزنگاه‌هايي را خلق كرد كه پيروز آن خود مردم بودند.
مردم در 15خرداد 42 تمام تدابير حكومت را به‌هم ريختند. مردم در بهمن‌ 57 اقتدار حكومت را شكستند. مردم در تثبيت انقلاب، كاستي‌هاي ناشي از بي‌اطلاعي انقلابيون در اداره كشور را جبران كردند. ملت ايران در بزنگاه دفاع مقدس، تمام پيش‌بيني‌هاي رژيم صدام و حاكمان آن روز را باطل كردند و حماسه‌اي جاودان از خود به يادگار گذاشتند. اين مردم بودند كه با خواست امام جبهه‌ها را با شور اداره كردند و وقتي مصلحت‌انديشي امام را باور كردند، به پذيرش قطعنامه با نگاه عاقبت‌انديش ارج گذاشتند. البته امروز نقش‌آفريني مردم در همه نظام‌هاي سياسي كم‌و‌بيش پذيرفته شده و در قالب‌هاي متفاوتي درخور توجه است. كمتر كسي است كه به اهميت افكار عمومي در روند كشورداري اذعان نداشته باشد. موفقيت سازمان‌ها و حكومت‌ها با چگونگي نقش و جايگاهشان نزد افكار عمومي محك زده مي‌شوند. حكومت‌هايي كه روند حركت خود را با طول موج افكار عمومي تنظيم نموده و با صداقت سعي مي‌كنند در صحنه روابط اجتماعي با مردم خود، باورمند رفتار نمايند، مسير موفقيت‌آميزي را در پيش دارند؛ بنابراين مردم ظرف موفقيت سياست‌مداران هستند.
اگر اعتماد مردم به‌دست آيد، سرمايه‌اي به گراني يك ملت، پشت يك حكومت قرار مي‌گيرد. اما اعتمادسازي جاده‌اي دوطرفه است، تا زماني‌كه مردم را قلباً باور نداشته و به آن‌ها اعتماد نكنيم، معتمد آن‌ها واقع نمي‌شويم. در طول سه دهه گذشته، هرگاه سياستمداري با احساس مردم همراه شده، مردم او را پذيرفته‌ و با او هم‌احساس شده‌اند، اما مردم به‌واسطه تراكم امواج حاصل از عصر ارتباطات ياد گرفته‌اند كه هر ادعايي را به‌سادگي باور نكنند. حس‌گرهاي هوشمند مردم آن‌ها را قادر ساخته است تا ادعاهاي واهي مردم‌مدار را باور نكنند. اين حس‌گرها عيارشناس ادعاهاي سياستمداران شده است. سياستمداري كه صداقت نداشته باشد، دير يا زود در دستگاه حس‌گر مردم رسوا مي‌شود، اقبال و ادبار مردم به اشخاص، حكم معجزه را پيدا كرده است.
با تبليغات و هوچي‌گري نمي‌توان در قلب مردم جاي گرفت و جايگاه پايداري به‌دست آورد. مردم را بايد به‌طور واقعي باور كرد. مسئله آن‌ها را مسئله خود دانست و شادي و غم آن‌ها را شادي و غم خود به‌حساب آورد. تظاهر به مردم‌داري، دوره مصرف بسيار محدودي دارد. اينكه رهبر انقلاب به‌درستي، در مراسم بيست‌ودومين سالگرد معمار «مردم‌باوري» فرمودند، مملكت صاحب دارد و صاحبش مردم هستند، نشان از راهبرد صحيح ايشان در اعتماد به مردم است و درك ارزش اين سرمايه گران‌سنگ است. رفتار پيچيده مردم در بزنگاه‌هاي مختلف نظام، برگرفته از اين حس‌گر هوشمند آن‌ها در اعتماد و باور به سياست‌مداران است. اگر روزي مردم از سياستمداري برگشتند، اين مردم نيستند كه اشتباه كرده‌اند، بلكه اين سياستمداران هستند كه بايد علت را در خود جويا شوند. رفت و برگشت‌هاي مردم بي‌جهت و از سر احساس صرف نيست. تجربه انقلاب اسلامي نشان داده كه خرد جمعي مردم كمتر اشتباه مي‌كند. ممكن است در مواقعي تحت‌تأثير تبليغات، اقبالي كاذب نشان دهند؛ اما به‌سرعت حس‌گرهاي هوشمند جمعي پالايش مي‌كند و طلاي ناب را از بدل‌ها تشخيص مي‌دهند.
در سرمقاله ديروز روزنامه ابتكار، نويسنده با ذكر مثالي، تعبيري به‌كار برده بود كه هيچ نسبتي با هوشمندي مردمي به عظمت ملت ايران نداشت. سهو ايشان در به‌كاربردن اين مثال، حتماً در نگاه تيزبين خوانندگان، به پاي اعتقادات روزنامه‌نگاران اين روزنامه گذاشته نخواهد شد و يقين داريم حسگرهاي هوشمند مردم اين خطاي در مثال را خواهند بخشيد؛ چراكه معتقديم خرد جمعي مردم، كمتر اشتباه مي‌كند.
آنچه اين‌ روزها در منطقه خاورميانه باعث شده روز ديكتاتورها به شب سياه تبديل شود و خواب آنان آشفته گردد و هر روز شاهد سقوط خفت‌بار يكي از آنان باشيم، چيزي نيست جز معجزه هوشمندي مردم كه برخاسته‌اند تا سرنوشت خود را تغيير دهند؛ پس مردم هستند كه اگر بخواهند مي‌توانند و اين درس در مدرسه مردم ايران آموخته شده است.

* رسالت
روزنامه رسالت در سرمقاله امروز خود با عنوان " بازخواني مكتب امام(ره) " به قلم محمود فرشيدي آورده است:همان نقشي كه انسان تراز و الگو در جامعه خود بر جاي مي‌گذارد، جامعه تراز و الگو نيز داراي همان تاثير بر ديگر جامعه‌هاي بشري است و به سرعت به عنوان مطالبه و مطلوب ديگر ملت‌ها مطرح مي‌شود و اين واقعيت در دنياي ارتباطات، طبعا از شتاب بالاتري برخوردار است.
اينك بيش از سي و دو سال است كه ملت ايران با تمسك به مكتب امام(ره) توانسته است به دستاوردهايي برسد كه هر ملتي آرزوي دستيابي به آن را دارد. فراهم شدن فرصت براي حضور پر بركت و مستمر مردم در صحنه سياسي كشور، بدون هيچ گونه واهمه از نظام سلطه جهاني و دگرگون شدن از ملتي وابسته و تحقير شده و فرمان پذير به ملتي مستقل و تاثيرگذار در عرصه جهاني، امروز به عنوان مهم‌ترين آرمان و شعار ملت‌هاي مسلمان و حتي مردم برخي كشورهاي اروپايي قابل تامل و توجه است.
امروز مكتب امام به عنوان سكه رايج در بازار جهان اسلام از رونق و اعتباري بي‌بديل برخوردار است و لذا ضرب سكه‌هاي ناخالص و بدلي به اين نام، مسئله‌اي است كه بايد هوشيارانه مورد توجه قرارگيرد.
اينك فراگير شدن اسلام خواهي با الگوي مكتب امام، آنچنان است كه هيچ مكتبي را توان رويارويي با آن نيست و لذا نبايد از ترفند دشمن در ايجاد انحراف در مكتب امام غفلت ورزيد.
از آنجا كه مكتب امام، جامع‌الاطراف و مبتني بر حقيقت و فطرت همه انسان‌هاست عموم مردم كشورهاي اسلامي، مشتاق آن هستند، هر چند اصحاب فرقه‌ها و گروه‌هايي كه برداشت‌هاي انحرافي از اسلام دارند با مكتب امام مخالفت كنند. بر اين اساس، كند و كاو در عوامل توانمند ساز مكتب امام و شناسايي شاخص‌ترين ابعاد آن بيش از هر زمان ديگر ضروري به نظر مي‌رسد تا مبادا ضعف آگاهي و برداشت‌هاي يك سويه زمينه انحراف از مكتب امام را فراهم سازد.
مقام معظم رهبري به عنوان شخصيتي كه بيست و دو سال پس از امام(ره) توانمندي و كارآمدي مكتب امام را به نمايش گذاشته‌اند، در مراسم سالگرد رحلت آن بزرگوار ضمن آسيب شناسي مهم‌ترين ابعاد مكتب امام را ترسيم فرمودند كه ذيلا به نكات و برداشت‌هايي از سخنان معظم له اشاره مي‌شود.
نكته اصلي آن است كه مكتب امام داراي سه بعد معنويت، عقلانيت و عدالت مي‌باشد كه به عنوان يك مجموعه و در كنار هم قابل تفسير و تبيين است.
رهبري بر اين انسجام چنين تاكيد فرمودند:
"مكتب امام يك بسته كامل است، يك مجموعه است، داراي ابعادي است، اين ابعاد را بايد با هم ديد، با هم ملاحظه كرد. "
لذا توجه به اين نكته ضروري است كه مكتب امام، به لحاظ همه ابعاد آن است كه توانمند، ‌غير قابل نفوذ و شكست ناپذير مي‌باشد و هر گونه غفلت از يكي از ابعاد آن زمينه آسيب پذيري آن را فراهم مي‌سازد.
از طرف ديگر تاريخ نشان مي‌دهد كه عده‌اي از خواص و طرفداران اسلام، خود حجابي شده‌اند براي آنكه حقيقت اسلام، چنان كه بايد شناخته شود و اينان كساني بودند كه بر اساس دلبستگي‌ها و برداشت‌هاي شخصي خود، بعد يا ابعادي از اسلام را توسعه دادند و از درك ساير ابعاد غفلت ورزيدند و در نهايت موجب محجوب ماندن حقيقت اسلام شدند و چه بسا همين واقعيت تفسير اين نكته باشد كه با ظهور امام زمان(عج) عده‌اي مي‌پندارند آن بزرگوار ديني جديد آورده است.
در تاريخ پر حادثه انقلاب اسلامي ايران نيز نمونه‌هايي از انحراف از مكتب امام(ره) را توسط برخي خواص شاهد بوده‌ايم:
زماني گروهي از كارگزاران نظام اسلامي، با تكيه بر عقلانيت و با شعار توسعه مي‌خواستند عدالت را قرباني كنند و در دوره‌اي ديگر، گروهي ديگر با تمسك به عقلانيت و با شعار اصلاحات، سر آن داشتند كه معنويت را از صحنه خارج سازند و ديديم كه غفلت اين هر دو گروه، از يكي از ابعاد مكتب امام(ره) موجب شد بعضي از آنان حتي با اسلام فاصله پيدا كنند و به دام دشمنان اسلام پناه ببرند تا شايد با كمك دشمنان اسلام، عقلانيت مورد نظر خويش را عينيت ببخشند!
اما ماجراي انحراف از مكتب امام به همين جا خاتمه نيافته است، پيچيدگي دنياي سياست و شايد چرب و شيرين دنيا و ... عده‌اي را سر خورده كرد چندان كه به دامان معنويت بدون عدالت پناه آوردند و پيرو مكتب اسلام مرفهين بدون درد شدند و با آغوش باز پيشگامان جدايي دين از سياست، مواجه شدند.
مسئله مبتلا به ديگر آن است كه
هر گاه كالايي در بازار پر مشتري مي‌شود، فرصت طلبان نوع بدل آن را عرضه مي‌كنند تا با بهايي ارزان‌تر به ساده انديشان بفروشند.
حكايت "معنويت " بدون "عقلانيت " هم بي‌شباهت به اين مثال نيست زيرا در فضاي معنوي و عطر آگيني كه نظام اسلامي و سيره حضرت امام(ره) پديد آورده است، شياداني پيدا شده‌اند كه از طريق سحر و خرافات و جادو و امثال آن در جستجوي راه ميانبر عرفان هستند. همچنين نمي‌توان خطر "عدالت " بدون "معنويت " را گوشزد نكرد، موضوعي كه حضرت آيت الله خامنه‌اي درباره آن اين گونه هشدار دادند:
"اگر به نام انقلابي‌گري، به نام عدالتخواهي به برادران خودمان، به مردم مومن و به كساني كه از لحاظ فكري با مامخالفند، اما مي‌دانيم كه به اصل نظام اعتقاد دارند، به اسلام اعتقاد دارند، اهانت كرديم، آنها را مورد ايذاء و آزار قرار داديم، از خط امام منحرف شده‌ايم. "
سرانجام بايد از آسيب "عدالت " بدون "عقلانيت " ياد كرد كه چه بسا توجه به يك يا چند شاخصه مهم عدالت، موجب غفلت از ابعاد ديگر و مانع نگاه
جامع الاطراف و همه جانبه به مسئله عدالت شود. به عنوان مثال در حوزه اقتصاد اگر كنترل و نظارت دقيق بر توزيع به عمل آيد اما از ساير عوامل نظير توليد و سرمايه‌گذاري و... غفلت شود، در طولاني مدت نتيجه مطلوب حاصل نخواهد شد.
پايان مقال آنكه گام گذاشتن در طريق مكتب امام(ره) نيازمند راهنماست، راهنمايي كه ابعاد عدالت، معنويت و عقلانيت مكتب امام(ره) در متعالي‌ترين وجه آن در وجودش تبلور يافته باشد و با نگاهي جامع‌الاطراف مسير صحيح را نشان دهد و از مسيرهاي انحرافي باز ‌دارد. مردم ما با پذيرش مكتب امام و پيروي از برجسته‌ترين شاخصه آن يعني ولايت فقيه- كه مفسر مكتب امام است- طي اين سال‌ها، دشوارترين موانع را پشت سر گذاشته‌اند و افق‌هاي روشن و افتخار آفرين را فرا روي خود دارند.

* كيهان
روزنامه كيهان در يادداشت روز خود با عنوان "فكري براي رماتيسم ! " به قلم حسين شريعتمداري آورده است:فرماندار يكي از شهرها- يك شهر فرضي- در اولين روزهاي بعد از انتصاب، مردم شهر را فراخواند تا در جمع آنها برنامه كاري خود را تشريح كند و درباره اقداماتي كه قصد انجام آن را دارد، توضيح بدهد، مردم كه از گوشه و كنار شهر گرد آمدند، آقاي فرماندار پشت تريبون رفت و سخن آغاز كرد... «به شما اطمينان مي دهم كه تمام توان خود را براي مبارزه با ماركسيسم و امپرياليسم به كار بگيرم، سوسياليسم كه حرفش را نزنيد، پلوراليسم قابل قبول نيست، به شدت با فمينيسم مقابله مي كنم، از مبارزه با ناسيوناليسم يك قدم كوتاه نمي آيم و...» در اين هنگام پيرزني از ميان جمعيت برخاست و خطاب به آقاي فرماندار گفت؛ مادر جان! من كه از اين «ايسم، ميسم»هايي كه فرموديد چيزي سر در نمي آورم ولي كاش براي «رماتيسم» من هم يك فكري مي كرديد و برنامه اي داشتيد!
علاوه بر آمار و ارقام مستندي كه تاكنون ارائه شده، فقط نيم نگاهي به اقدامات دولت احمدي نژاد طي نزديك به 6 سال گذشته و مقايسه آن با اقدامات مشابه دولت هاي قبلي، براي هيچيك از ناظران واقع بين و باانصاف كمترين ترديدي باقي نمي گذارد كه دولت هاي نهم و دهم در عرصه هاي اقتصادي، عمراني، رفاهي، فقرزدايي، علمي، تكنولوژيك، مردم گرايي و تقريبا تمامي عرصه ها، موفقيت هاي چشمگير فراوان و در برخي از موارد، كم نظير و بي نظير داشته است، از سوي ديگر، مردم اين مرز و بوم نيز تلاش شبانه روزي و خدمات گسترده دولت و دولتمردان را قدر دانسته و در صف دولت هاي پيشين، بر «صدر» نشانده اند، تا آنجا كه مردم دوستي و خدمت محوري دولت آقاي احمدي نژاد به اصلي ترين شاخصه دولت ايشان تبديل شده است.
اين روزها اما، در بستر رسيدگي به برخي از امور جاري كشور و مسير خدمت رساني دولت كه اصلي ترين شاخصه آن و بااهميت ترين انتظار مردم از دولتمردان است، نشانه هايي - هرچند اندك و كمرنگ- از كندي به چشم مي خورد و كم توجهي بخش هايي از دو قوه قضائيه و مقننه كه با مشغول شدن آنها به مسائل نه چندان اصلي نيز همراه است بر نگراني مورد اشاره مي افزايد. به عنوان مثال- و فقط به عنوان مثال- مي توان از اجراي موفق و هوشمندانه طرح هدفمندي يارانه ها ياد كرد. طرحي كه اجراي آن، خواسته و آرزوي دستكم بيست و چند ساله نظام بود و دولت هاي قبلي، اگرچه خواستار آن بودند و بر ضرورت انجام اين طرح تاكيد مي ورزيدند ولي به هر علت- از جمله كمبود جرأت و جسارت- از اجراي آن طفره رفتند. اين طرح در دولت آقاي احمدي نژاد با شجاعت آميخته به هوشمندي و همكاري ساير قوا، مخصوصا مجلس شوراي اسلامي به ميدان اجرا وارد شد و از همراهي آگاهانه و درخور تقدير مردم نيز برخوردار بوده و هست. اجراي اين طرح برخلاف آنچه دشمنان بيروني انتظار مي كشيدند و برخي از سياست بازان ورشكسته تبليغ مي كردند، با موفقيت چشمگيري روبرو بوده است تا آنجا كه درخواست شماري از ديگر كشورها براي الگوبرداري از آن را در پي داشته و دارد.
و اما، طرح هدفمندي يارانه ها ضمن آن كه يارانه ها را به هدف اصلي آن و در مسير حمايت از اقشار محروم و مستضعف جامعه هدايت مي كند- كه كرده است- و مانع از توزيع بي حساب و كتاب آن مي شود- كه شده است- «واقعي شدن» قيمت ها را نيز به دنبال دارد و از اين روي افزايش بهاي برخي از كالاها و خدمات تا مرز «واقعي» آنها قابل پيش بيني بوده است و اين افزايش در مقابل پرداخت هاي نقدي به مردم با محاسبه نفرات خانوارها منطقي و معقول بوده و هست. ولي قرار بود با افزايش فراتر از قيمت واقعي كالا و خدمات، يعني گراني لجام گسيخته مقابله شود و با نظارت دقيق و پيوسته، از فشار سودجويان بر مردم، مخصوصا اقشار مستضعف و حقوق بگيران جزء جلوگيري به عمل آيد، ولي متاسفانه در اين زمينه ها، كم توجهي و رخوت محسوسي به چشم مي خورد كه مخصوصا افزايش بي رويه و لجام گسيخته قيمت برخي از كالاها و خدمات به بهانه اجراي طرح هدفمندي يارانه ها، فشار سودجويان بر اقشار مستضعف و كم درآمد جامعه را در پي داشته است و اين تصور نزديك به توهم را پديد آورده است كه دولت خدمتگزار، سودجويان را به حال خود رها كرده است و مجلس شوراي اسلامي و دستگاه قضايي و مراكز بازرسي و نظارتي از اين عرصه غافل شده اند و در همان حال به شماري از مسائل دست چندم و غيرضروري و يا در اولويت هاي چندم مشغولند. نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي، شرط نامعقول و غيرقابل توجيه مدرك فوق ليسانس را براي نامزدهاي نمايندگي مجلس در اولويت كاري خود قرار مي دهند و اين شرط را كه به يك «شوخي بي مزه» شبيه است با جديت دنبال مي كنند و در كم توجهي غيرقابل توجيه شوراي محترم نگهبان به تصويب مي رسانند و دريغ از اختصاص بخشي از وقت و فرصت مجلس به تصويب يك طرح جدي براي نظارت قانونمند بر اموري كه تخلف و سودجويي در آنها مي تواند به چرخه زندگي عادي مردم آسيب برساند. اگرچه خدمات برجسته مجلس محترم قابل انكار نيست. دستگاه محترم قضايي هر از چندگاه، همايش و سميناري برگزار مي كند و از برخورد سخت و پشيمان كننده با متخلفان و قانون شكنان سخن مي گويد، اما ظاهرا سودجويان قانون شكن، اين تهديدها را خيلي جدي نمي گيرند و چه مي دانيم؟ شايد حق داشته باشند و به هر علت، خود را در حاشيه امن تلقي كنند! و صد البته، تلاش و خدمات دستگاه محترم قضايي نيز بر كسي پوشيده نيست.
و اما، در اين وجيزه، سخني دلسوزانه با دولت محترم در ميان است و آن، نگراني نسبت به برخي تصميم هاي احتمالا شتابزده و كم توجهي به پي آمد پاره اي از مشاوره هاي غيركارشناسانه است و بيم آن كه، ادامه اين روند در مسير خدمت رساني دولت محترم خدشه ايجاد كند. نگاهي به مسائل جاري حكايت از آن دارند كه جرياني در مجموعه دولت محترم، اصرار دارد كفه اظهارنظرهاي به زعم خود ايدئولوژيك! و نظريه پردازي هاي بعضاً موهوم و بي پايه را كه كار اصلي دولت نيست بر كفه خدمتگزاري و تلاش بي وقفه در امور اجرايي- آن گونه كه تاكنون بوده است- برتري داده و سنگين تر كند. حاشيه سازي هاي پي درپي و جنجال آفريني اين جريان انحرافي از طريق اظهارنظرهاي سخيف ايدئولوژيك و تئوري بافي هاي بي اساس از يكسو و دخالت هاي غيركارشناسانه در عزل و نصب ها و جابه جايي يا بركناري دولتمردان از سوي ديگر، روند خدمتگزاري دولت و رئيس جمهور محترم را با كندي محسوسي روبرو كرده است، تا آنجا كه وقت زيادي از فرصت گرانبهاي رياست محترم جمهوري در پاسخگويي به شبهه آفريني اين جريان انحرافي به هدر مي رود و برخي از وظايف جاري دولت و امور اجرايي كشور به دليل باندبازي جريان ياد شده با اخلال و كندي غيرقابل توجيه روبرو مي شود. نگاهي هرچند گذرا به نمونه هايي از اين دست كه مخصوصا طي چند ماه اخير اتفاق افتاده است به وضوح از مشغول كردن دولت خدمتگزار به اموري فرصت سوز و بيرون از بستر خدمتگزاري حكايت مي كند. به عنوان مثال، چه نيازي به برخي تئوري بافي هاي بي پايه و اساس و سخيف بوده است كه جريان ياد شده با طرح آن و دميدن در شيپور رسانه هاي تحت مديريت خود بخش قابل توجهي از ذهن و فرصت رياست محترم جمهوري را براي پاسخگويي و يا توجيه آن هزينه كند و دستكم به همان اندازه از پرداختن ايشان به امور جاري و اجرايي كشور كه وظيفه اوليه رياست محترم جمهوري است، باز دارد؟ و يا، ادغام وزارتخانه ها، اگرچه الزام قانوني برنامه پنجم- ماده 53- بوده است ولي آيا شتابزدگي در اجراي اين ماده و ادغام چند وزارتخانه مهم اقتصادي، آنهم در حالي كه طرح سرنوشت ساز و تعيين كننده هدفمندي يارانه ها با موفقيت به اجرا درآمده و جريان دارد، سؤال برانگيز نيست و با توجه به سابقه و عملكرد جريان انحرافي، اين احتمال را پيش نمي كشد كه جريان ياد شده قبل از آن كه اجراي الزامي ماده 53 را در نظر داشته باشد، در پي جابه جايي برخي از وزيران و نهايتاً اخلال در امور اجرايي كشور و نوشتن آن به حساب رياست محترم جمهوري بوده است؟!
و بالاخره، گفتني است كه خدمتگزاري و خدمت رساني بزرگترين و برجسته ترين نقطه قوت دولت بوده و هست و به نظر مي رسد يك جريان انحرافي از درون دولت قصد دارد دولت محترم را از اين نقطه قوت مثال زدني محروم كرده و خداي نخواسته از چشم مردمي كه به آن دلبسته اند، بيندازد.

* جمهوري اسلامي
روزنامه جمهوري اسلامي در سرمقاله امروز خود با عنوان " اهداف ناتو از جنگ فرسايشي در ليبي " آورده است: ويليام هيگ، وزير خارجه انگليس در جريان ديدار با گروههاي مخالف قذافي در "بنغازي " از احتمال ادامه جنگ داخلي در ليبي تا زمستان آينده خبر داد و خاطرنشان ساخت اگر جنگ تا سال جديد ميلادي هم ادامه يابد، ناتو همچنان به ادامه جنگ مي‌انديشد و از برخورد با قذافي منصرف نخواهد شد.
اين اظهارنظر هيگ نشانگر آنست كه غرب در تصميم خود براي سرمايه‌گذاري برروي ادامه جنگ داخلي ليبي و فرسايشي نمودن آن، سماجت به خرج مي‌دهد و مايل است از فرصت‌هاي به دست آمده براي پيشبرد طرحها و برنامه‌هاي استعماري خود سوءاستفاده كند. پيش از اين، درخصوص بهره برداري‌هاي انحرافي ناتو از تحولات ليبي، هشدار داده مي‌شد لكن مقامات غربي در اين زمينه سكوت مي‌كردند و كمتر حاضر به اظهارنظر صريح در مورد نقش آفريني مستقيم در جنگ ليبي مي‌شدند. اين درحاليست كه برخي اعضاي اروپائي ناتو، مخالف دخالت مستقيم نظامي در ليبي هستند و معتقدند نقش آفريني ناتو در خارج از مرزهاي جغرافيائي كشورهاي عضو، با اهداف بنيادي ناتو و فلسفه وجودي آن مغايرت دارد و باعث تنش آفريني عليه ناتو و ايجاد بحران در ساختار آن مي‌شود و ثبات سياسي ناتو را متزلزل خواهد ساخت.
البته مقامات آمريكا و انگليس اميدوارند از اين فرصت‌هاي طلائي براي تجزيه ليبي و يا لااقل تضعيف كامل آن بهره‌برداري كنند تا در هر صورت، مسئولان دولت آينده ليبي از موقعيت ضعيف‌تري در قلمرو مسائل نفتي و سياسي در مقياس داخلي، منطقه‌اي و بين‌المللي سخن بگويند و عمل كنند. اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه ليبي بزرگترين كشور نفتي در قاره آفريقا محسوب مي‌شود و در عين حال با در اختيار داشتن منابع عظيم نفتي و درآمدهاي نجومي، درحد و اندازه خود، تأثيرگذار بوده است.
هيگ در اظهارات خود، ناتو را در قبال تحولات ليبي، ناكام توصيف كرد و اظهار داشت رمز ناكامي ناتو در اينست كه معمر قذافي سرسخت‌تر از آن چيزي بود كه انتظار مي‌رفت و به تمامي طرحها و پيشنهادات براي كناره گيري و واگذاري قدرت پاسخ منفي داد.
با اين حال، به نظر مي‌رسد براي استمرار جنگ داخلي ليبي و اعمال فشار مستمر ناتو، دلايل ديگري نيز وجود دارد و آمريكا و انگليس، بيش از ساير كشورهاي عضو ناتو، به ادامه وضع موجود اصرار مي‌ورزند. در واقع همه چيز به "طرحهاي آينده براي ليبي " باز مي‌گردد كه در پرتو جنگ داخلي فرصتي براي پياده كردن نيروهاي ويژه و انجام عمليات نفوذي در ليبي، پديدار شده است. نبايد از نظر دور داشت كه در نخستين روزهاي شروع حوادث ليبي، انگليس به بهانه نجات شهروندان انگليسي در صنايع نفت ليبي، با انجام عمليات كماندوئي، دهها تن از نيروهاي ويژه و جاسوسان انگليسي را به ليبي اعزام نمود ولي حتي پس از پايان عمليات نيز، نيروهاي ويژه را در مقياسي وسيع‌تر در ليبي مستقر ساخت.
طي هفته‌هاي اخير بالگردهاي جنگي انگليس، فرانسه و ايتاليا بدون هيچگونه محدوديتي وارد قلمرو هوائي ليبي شده و از نزديك تاسيسات زيربنائي، مراكز نظامي و حتي مناطق مسكوني را هدف حملات سازمان يافته قرار مي‌دهند و بدون نگراني از مقاومت و شليك پدافند هوائي به ناوگان‌هاي مستقر در مديترانه باز مي‌گردند. از جمله طي روزهاي اخير ايستگاههاي راداري، پستهاي فرماندهي و برخي مناطق مسكوني در طرابلس و حومه در معرض حملات موشكي و بمباران‌هاي هوائي ناتو قرار گرفته است. آنچه در اين ميان بيشتر جلب توجه مي‌كند، عدم حضور آلمان و مخالفت صريح دولت آنگلامركل با سياستهاي تهاجمي ناتو است كه از ديدگاه آلمان غيرقابل توجيه و حتي غيرضروري است. مقامات آلماني تصريح مي‌كنند كه موضوع بايد از مجاري ديپلماتيك و از طرق ديگري با اعمال فشار فزاينده عليه قذافي پيگيري شود لكن آمريكا و انگليس و حتي فرانسه به اقدامات نظامي عليه قذافي تمايل دارند.
با اينهمه، واشنگتن نگران پيامدهاي ناشي از مخالفت آلمان با عملكرد و يكپارچگي ناتو در قبال بحران ليبي است و باراك اوباما طي روزهاي اخير، اعمال فشار بر آلمان براي پيوستن به اقدامات نظامي عليه قذافي را تشديد كرده است. در همين حال، كه نه تنها آلمان كه حتي جبهه مخالفين قذافي هم نسبت به اهداف واقعي آمريكا و انگليس در ليبي ترديد دارند و نگرانند كه مبادا واشنگتن از وجود آنها سوءاستفاده كند و قيام ليبي را عقيم سازد و در جهت تأمين منافع نامشروع خود، آنرا به انحراف بكشاند. اصرار آمريكا و انگليس براي ادامه جنگ، باعث فرسايشي شدن آن گرويده و به نظر مي‌رسد كه مبارزين را تدريجاً نسبت به كمكهاي مشروط و جهت‌دار ناتو، دچار ترديد نموده است. بطوريكه آنها اكنون احساس مي‌كنند ناتو مايل است "ابتكار عمل " را از آنها بگيرد.

* مردمسالاري
روزنامه مردمسالاري در سرمقاله روز خود با عنوان "نگاه مصر به ايران "به قلم فرزاد رمضاني بونش آورده است: دومينوي انقلابهاي عربي در خاورميانه و پيروزي انقلاب مصري ها در سرزمين فراعنه و سرنگوني مبارك باعث شد تا شوراي عالي نظامي براين كشور مهم و استراتژيك در خاورميانه مسلط شود و دوراني جديد در مصر با نام فرايند دوران گذار آغاز گردد. در اين بين اين تغيير و دگرگوني باعث واكنش هايي در كشور ما گرديد و باعث شد تا بسياري روند عادي سازي مناسبات بين دو كشور را قريب الوقوع ارزيابي كنند. در اين بين به راستي آيا قاهره و نخبگان حاكم جديد براين كشور نيز تمايلي به رابطه مهم و استراتژيك با ايران دارند؟ در پاسخ به اين پرسش بايد گفت اگر از منظري واقع بينانه به نگاه نخبگان جديد مصري به ايران بنگريم شوراي عالي نظامي حاكم يا اليگارشي نظامي قبلي عملا مجددا بر سيستم سياسي حاكم شده و سيستم را به نحوي با ايجاد تغيير در شخصيت و تغيير در كارگزار سياسي بازتعريف كرده است. در اين بين به عبارتي هر چند مي توان گفت تغييراتي، شكلي و ظاهري در اين كشور رخ داده است اما دامنه اين تغييرات به گونه اي نيست كه بتوان به آن نام تغييراتي حداكثري داد. در اين بين نيز بايد گفت همچنان كه برخي از موانع ساختاري و بنيادين برقراري روابط با ايران از بين رفته است موانع و چالشهايي نيز همچنان تداوم داشته ودارد لذا نبايد انتظار داشت كه مصري ها در شرايطي فعلي با آغوشي گشوده به فكر روابط حداكثري با ايران باشند. در اين بين اگر بخواهيم به گستره اي از موانع مهم داخلي و خارجي در روابط با ايران از ديد مصري ها اشاره كنيم جدا از موانعي داخلي همچون نام خيابان خالد اسلامبولي و هراس از نوع تاثيرگذاري تهران در جريانات سياسي مصر، مي توان به موانع بين المللي و منطقه اي اشاره كرد كه در واقع نخبگان جديد مصري را از هرگونه گسترش روابط با ايران باز مي دارد. در اين بين جدا از نوع بازي واشنگتن و فشارهاي ويژه اين كشور با ابزارهاي مالي و سياسي بايد به نوع تاثيرگذاري تل آويو و هشدارها مبني بر برقراري روابط با تهران نيز اشاره كرد. در بعد ديگر نيز بايد توجه داشت كه رياض نيز با توجه به روابط واگراي خود با تهران و همچنين استفاده از ابزارهاي مالي رسانه اي و سياسي مايل به گسترش روابط تهران قاهره نيست. در اين بين بايد گفت چنانچه سياست خارجي ايران مي كوشد تا روابط خود را با مصر عادي كرده و گسترش دهد نخست آنكه بايد بدون شتاب زدگي به بر طرف كردن موانع دوجانبه گسترش روابط بپردازند و در وهله دوم تا انتخابات پارلماني و رياست جمهوري اين كشور در آينده براي برقراري روابط كامل و دوجانبه با تدبير و تامل عمل كنيم تا نگراني هاي بي حاصل در مورد نقش احتمالي تهران در مصر برطرف شود.

* سياست روز
روزنامه سياست روز سرمقاله خود با عنوان "«مردم ابن‌الوقت نيستند» " به قلم محمد صفري آورده است: روز گذشته كه طبق معمول كار روزانه مشغول خواندن سرمقاله‌هاي روزنامه‌هاي صبح بودم، به سرمقاله‌اي برخورد كردم كه توجهم را جلب كرد. عنوان سرمقاله اين بود؛ «آقاي رئيس، آسياب به نوبت!»
تيتر سرمقاله اين روزنامه، از آنجا جلب توجه كرد كه ذهنم به سمت اتفاقي كه براي رئيس‌جمهور هنگام سخنراني در حرم مطهر حضرت امام(ره) رخ داد، رفت. حدسم درست بود و محتواي آن به همان واقعه اختصاص داشت.
خواندم و خواندم و پس از پايان سرمقاله آن همكار محترم مطبوعاتي، شرمنده شدم كه چرا چنين قضاوت ناعادلانه‌اي بايد صورت گيرد. نويسنده پس از اتفاق سال گذشته كه براي سيد حسن خميني در حرم مطهر حضرت امام روي داده بود با اتفاق امسال كه براي رئيس‌جمهور در حرم بنيانگذار انقلاب اسلامي رخ داد به مقايسه رفته بود. از تعابير و تفاسيري نسبت به مردم بهره برده كه جاي تامل وتاسف بسيار دارد.
نويسنده مقاله نوشته بود، «ديگر اين كه با ريسمان نامطمئن آرا و تاييديه‌هاي آني عامه مردم نبايد خود را در چاهي انداخت كه بيرون آمدن از آن ناممكن است. مگر همين مردم نبودند كه يك روز مي‌گفتند بازرگان بازرگان نخست‌وزير ايران و فردايش شعار دادند كه بازرگان بازرگان پير خرفت ايران؟»
آيا اين تعبير كه راي مردم ريسمان نامطمئني است كه فرد انتخاب شده را به چاه مي‌اندازد وخارج شدن از آن ناممكن است، منصفانه است؟ مردم تا هنگامي كه فرد انتخاب شده اصول انقلاب و راه و روش امام ورهبري را طي با اوهستند، عقد اخوتي نيست اگر از آنها عدول كردند، آن مي‌شود كه بايد بشود. مردم آگاهانه انتخاب مي‌كنند و آگاهانه و با بصيرت هم به حمايت خود ادامه مي‌دهند اگر تغيير در رفتار مردم ديده شود بازتاب رفتار فرد انتخاب شده است. مردمي كه به گفته حضرت امام ولي نعمتان انقلاب هستند را مي‌توان اينگونه توصيف كرد؟
مثالي كه نويسنده سرمقاله از مرحوم بازرگان آورده است نيز همان مصداق است. بازرگان راه را گم كرد اما مردم راه گم نكرده بودند.
حضرت امام(ره) حتي تعبير زيبايي از مردم ايران دارند. ايشان در وصيت‌نامه خويش مردم ايران را برتر از ملت حجاز در زمان رسول‌الله(ص) و مردم كوفه و عراق در عصر اميرالمومنين و امام حسين(ع) مي‌داند؛ «من با جرات مدعي هستم كه ملت ايران و توده ميليوني آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عصر رسول‌الله(ص) و كوفه و عراق در عهد اميرالمومنين و حسين بن علي(ع) مي‌باشند.»
رهبر فرزانه انقلاب هم در سخنانشان در حرم مطهرامام(ره) فرمودند: «در مكتب امام راحل مردم صاحبان اصلي مملكت هستند.»
نويسنده مقاله، به اينگونه موارد توجه نكرده است. مردم حال حاضر ايران اسلامي با تفكرات و انديشه‌هاي شما بسيار فاصله دارند. اين مردم، بصير و آگاه هستند و مي‌توانند سره را از ناسره جدا كنند.
در حق اين مردم بي‌انصافي كرديد و جاي عذرخواهي نيز باقي است اين چه مثالي است كه عنوان مي‌كنيد؟!
«مي‌گويند روزي درويشي از جلوي يك مغازه كبابي رد مي‌شد. ديد كه شخصي تعدادي گنجشك را كشته و به سيخ كشيده و بر آتش كباب مي‌كند. درويش از آن شخص خواست كه يكي از گنجشك‌هاي كباب شده را به او بدهد. آن فرد خودداري كرد. درويش «كيشي» كرد. ناگهان گنجشك‌ها زنده شدند، پريدند و رفتند مردم شهر وقتي آن كرامت را از درويش ديدند، دور او جمع شدند و از او شفا و شفاعت خواستند. درويش بي‌اعتنا رفت و مردم هم به دنبال او مي‌رفتند. ناگهان درويش به سمت مردم برگشت و شلوارش را پايين كشيد و به سمت آنان ادرار كرد. مردم از او روي گردانيدند و او را ديوانه خواندند درويش گفت: شما مردم به كيشي مي‌آييد و به جيشي مي‌رويد، پس شايسته اعتماد نيستند.
صحت اين روايت مورد شك جدي است. كسي كه كرامت داشته باشد اينچنين كار قبيحي انجام نمي‌دهد. اكنون نمي‌خواهيم به درستي و نادرستي آن بپردازيم.
نويسنده آن مقاله توجه نكرده است كه مردم به شخص راي نمي‌دهند بلكه به تفكر و ايده آن شخص راي مي‌دهند و اين مشكل از سوي مسئولين است كه از ايده‌هاي اوليه خود دور مي‌شوند و آنگاه كه مردم متوجه مي‌شوند، لب به اعتراض مي‌گشايند.
مردم هر گاه انحرافي را در مقامات احساس كرده‌اند، واكنش درخور توجه از خود نشان داده‌اند. بايد قدردان اينگونه واكنش‌هاي آگاهانه بود. نه اين كه با آن تعابير مردم را متهم كرد و به آنها اهانت نمود. مردمي كه بيش از 30 سال است با همه سختي‌ها و مشكلات انقلاب سركرده‌اند و باز هم بر سر آرمان‌هاي اسلامي و انقلابي خود پافشاري خواهند كرد، مستحق چنين قضاوتي نبوده و نيستند.

* تهران امروز
روزنامه تهران امروز در يادداشت روز خود با عنوان " ضرورت نوزايي در جبهه فرهنگي "به قلم سيدجواد سيدپور آورده است:‏ آيا پس از گذشت سه دهه از پيروزي انقلاب توانسته‌ايم به آرمان‌ها و ايده‌آل‌هاي فرهنگي مورد نياز جامعه دست يابيم؟ و آيا توانسته‌ايم ساختار و سازواره «زيست متعالي فرهنگ» را به مثابه نقشه راهي براي نسل‌هاي آينده تهيه و مهيا كنيم؟ پرسش‌ها و تاملاتي از اين دست مي‌تواند پاسخگوي چرايي تشكيل شوراي عالي انقلاب فرهنگي در كشور باشد چرا كه فضاي عمومي جامعه و سم‌پاشي‌‌هاي آشكار دشمنان نشان مي‌دهد بايد هر روز براي مواجهه با ترفندهاي تازه از راه رسيده و برطرف ساختن ناهنجاري‌هاي فرهنگي، طرحي داشت و فكري كرد. شوراي عالي انقلاب فرهنگي از اين جهت قرارگاه اصلي، مركز فرماندهي و مغز متفكر نظام در پيشبرد اهداف انقلاب و خنثي‌سازي جريان‌هاي نامتجانس با كليت فرهنگ جامعه تلقي مي‌شود و تمام آحاد جامعه دلخوش و اميدوار به روشنگري‌ها، برنامه‌ريزي‌ها و توانمندي‌هاي اين جمع نخبه هستند. اگر چنين انتظاري از چنان جمع نخبه و برگزيده‌اي درست باشد – كه هست- پس بيراه نخواهد بود اگر گفته شود ضعف اين گروه يا كم كاري آنها نيز مي‌تواند سبب‌ساز گسترش و ترويج اعوجاجات فرهنگي در كشور باشد.زماني كه آفت‌هاي فرهنگي و ناهنجاري‌هاي ضد ارزشي از زير چشم تيزبين نخبگان فرهنگي با غمض عين رد شود و كسي را پرواي ساختارشكني‌هاي افراطي مشتي جماعت گم كرده راه نباشد، بايد هم تفكرات خام جريان‌هاي انحرافي و جريان‌هاي ناكام عرفان‌هاي دروغين و رنگارنگ نوساز، در دل نوگلان و نوجوانان اين ملت ريشه بدواند و جاي حق و حقيقت را تنگ و تنگ‌تر كند. رونق بازار مكاره خرافات نه از قدرت خرافه‌فروشان كه از كم كاري حقيقت‌گراياني است كه بايد نگاهبانان و حافظان حريم راستي و پيراستگي باشند.

* آفرينش
روزنامه آفرينش در سرمقاله روز خود با عنوان "جيره بندي دلار "به قلم علي رمضاني آورده است:‏ از زماني كه در سال گذشته بازار ارز در كشور دچار نوسانها و تحولاتي نوين گرديد ومنجر به دو نرخي شدن دلار پس از سالها شد بسياري از كارشناسان براين اميد بودند كه با توجه به وعده هاي مقامات دولتي بازار ارز در كشور بسامان گردد و از موج ها و تحولات و نوسان هاي آن جلوگيري شود . در اين بين و با اين وجود اين امر نه تنها بازار ارز در كشور مديريت نشد بلكه با توجه به تداوم دو نرخي بودن بازار ارز و همچنين ناتواني دولت در مديريت اين بازار عملا مشكلات و پيامدهاي گوناگوني براي شهروندان و اقتصاد كشور نيز به همراه داشت . در اين بين نيز در ادامه اين مشكلات در چند روز گذشته بانك مركزي بخشنامه‌اي را صادر كرد كه بر اساس آن عرضه دلار با محدوديت بيشتري (مثلا براي مسافران عراق و..)مواجه شد.در اين بين اين جيره‌بندي ارز مسافرتي در شرايطي اتفاق افتاد كه محمود بهمني تا پيش از اين از منابع نامحدود ارزي بانك مركزي براي عرضه سخن گفته بود .در اين راستا اكنون اين جيره بندي جديد در شرايطي صورت مي گيرد كه پيدا كردن دلار با اين شرايط جديد هم در بازار ارز كار آساني نيست و عملا بازار ارز در كشور دچار نابساماني هايي چند گانه شده است. نابساماني هايي كه مدتي است بازار ارز به ويژه دلار و يورو را با مشتريان ، واسطه گران و دلالان فراواني روبرو كرده است.در اين حال اگر به علل اين وضعيت در بازار ارزي كشور نگاهي داشته باشيم مي توان از كاهش نرخ سود بانكي در سال 90، افزايش تقاضا براي ارز خارجي و كمبود عرضه ، هجوم خرده سرمايه‌داران به بازار ارز و سرمايه‌گذاري ،عرضه محدود بانك مركزي و مديريت اشتباه مقامات اقتصادي در كنترل اين روند و.. نام برد. در اين بين قابل توجه است كه قبلا نيز محمود بهمني رئيس كل بانك مركزي به دفعات اعلام كرده است «فاصله نرخ آزاد و رسمي ارز را به شدت كاهش خواهيم داد و هدف بانك مركزي تك نرخ شدن ارز در بازار است » اما آنچه مشخص است اكنون نه تنها اين هدف به دست نيامده است بلكه سياست عرضه هفته‌اي 2 ميليارد دلار به بازار هم تنها نتوانسته سوداگري در حوزه دلار را كاهش دهد كه در واقع خود بيانگر اشتباه مقامات اقتصادي كشور در تنظيم بازار ارز است. چرا كه اگر برنامه هاي بانك مركزي با موفقيت همراه بود اكنون بايد فاصله قيمت دو نرخي دلار رسمي و غير رسمي كاهش و يا از بين مي رفت در حالي كه تداوم دو نرخي بودن ارز در كشور و وجود مشكلات بيشتر در بازار و همچنين سخت تر شدن دسترسي به ارز صرافي ها (نرخ فروش رسمي دلار هزار و63 تومان از سوي بانك مركزي تعيين شده است)و.. بيانگر آن است كه برنامه ها و محاسبات مقامات جوابگوي وضعيت فعلي بازار ارز نمي باشد و بايد چاره اي اساسي تر براي حل بازار ارز ،جلوگيري از سوء استفاده و افزايش قيمت نرخ ارز رسمي و غير رسمي در كشور كرد. در اين بين بايد گفت صرف جيره بندي دلار در كشور بدون توجه به كنترل اساسي بازار نيز عملا همچون برنامه هاي قبلي نمي تواند اين بازار را سامان دهد .