مصطفي كواكبيان مدير مسوول حزب مردمسالاري و نماينده مردم سمنان در مجلس شوراي اسلامي و حجتالاسلاموالمسلمين مجتبي ذوالنور جانشين نماينده ولي فقيه در سپاه با حضور در دانشگاه شهيد عباسپور به مناظرهاي تحت عنوان «خط امام(ره)» پرداختند.
به گزارش ايسنا در آغاز اين مناظره كواكبيان با بيان اينكه «خط و راه امام مجموعه انديشه، روش و منش امام(ره) است» اظهار كرد: انديشههاي تابناك امام در روش و منش ايشان تجلي پيدا كرده است.
وي با بيان اينكه «از ويژگيهاي مهم امام(ره) اين است كه تفكر خود را تنها در قالب انديشهاي مطرح نكردهاند و آن را رها كنند» تصريح كرد: انديشه امام يك تكليف سياسي است كه همه جنبههاي آن را بايد مورد توجه قرار دهيم. امام(ره) مكتب خود را در قالب يك انقلاب طراحي كردند و اين مكتب سياسي صرفا در قالب انقلاب باقي نماند بلكه امام اين تفكرات را در قالب نظام سياسي تحقق بخشيد.
وي با تاكيد بر اينكه «امام(ره) هم انديشه داشت و هم انقلاب برپا كرد و بر اساس انقلاب و انديشه نظامي را تحقق بخشيد» گفت: امام در طول 10 سال رهبري خود يك سيره عملي از خود بجاي گذاشتند كه نشانه تفكر برآمده از تفكر اسلام ناب بود.
مدير مسوول حزب مردمسالاري تصريح كرد: مردمي بودن، سادهزيستي و جايگاه امام در قلب ملت امام و ملتهاي محروم از ويژگيهاي امام(ره) است.
به گزارش ايسنا، در ادامه ذوالنور نيز با بيان اينكه «خط امام(ره) در مجموعهاي از محاسن، سيره، سنت، روش و منش مبتني بر انديشههاي ديني ميباشد» تصريح كرد: امام در يك مقطع زماني زندگي كردند. در مقطع ديگر نهضت انقلاب را آغاز كردند و در مقطع بعد نظامي را بنيان گذاشتند و در مقاطع بعدي در مقابل تهديدها و آسيبها، از نظام دفاع كردند. پس نوع دفاع امام در بيانات نوراني ايشان قابل جستوجو است و موضوع پنهان و تاريكي در ديدگاه امام وجود ندارد.
وي با اشاره به اينكه «انقلاب اسلامي در زماني كه دنيا دوقطبي بود شروع شد» گفت: موضعي كه در مورد دو قطب موجود در جهان داشت به روشني مشخص است كه هيچكدام از آن دو مكتب را قبول نداشتند. همچنين در ادامه وقتي كه جهان به سمت تكقطبي شدن حركت كرد موضع امام در مقابل نظامهاي مادي روشن بود.
وي با بيان اينكه «پيروزي انقلاب اسلامي زماني رخ داد كه مكاتب مختلف بشري در دنيا حاكم بود» تصريح كرد: امام (ره) نظام جديد مبتني بر باورهاي ديني را بنيان گذاشتند.
جانشين نماينده ولي فقيه در سپاه ادامه داد: نظام اسلامي حكومت ديني، جمهوري اسلامي و نظام ولي فقيه ترجمان نظام جديدي بود كه امام بر پايه باورهاي ديني بنيان گذاشت و در واقع اگر بخواهيم خط و راه امام و ايدههاي او را برجسته كنيم بايد گفت خط امام در موضوع ولايت فقيه و حكومت ديني تبلور مييابد.
به گزارش ايسنا در ادامه كواكبيان با بيان اينكه «ميتوان دو پايه اسلاميت و جمهوريت را براي نظام جمهوري اسلامي ترسيم كرد» گفت: دو پايه اسلاميت و جمهوريت تفكيكناپذير است. پس اينطور نيست كه تصور كنيم چون جمهوريت قالب و شكل نظام است ميشود به شكل ديگري مثل خلافت اسلامي باشد؛ بنابراين جمهوريت در اسلاميت تنيده شده است و اسلاميت محتواي نظام جمهوري را شكل ميدهد.
وي افزود: زماني از امام سوال شد چرا با جمهوري دموكراتيك اسلامي مخالفت ميكنيد و ايشان پاسخ دادند چون دموكراسي در ذات اسلام مندرج است و حتي دموكراسي اسلام بالاتر از دموكراسي غربي است.
وي با بيان اينكه «در شاخص اسلاميت بحث ولايت فقيه جايگاه ويژهاي دارد» اظهار كرد: موضوع ولايت فقيه ركن ركيني براي بخش اسلاميت انديشه امام است.
اين نماينده مجلس با تاكيد بر اينكه «بايد ديد منظور امام(ره) از ولايت فقيه چيست» ابراز عقيده كرد: عدهاي ولايت فقيه را چنين ترسيم ميكنند كه در آن مردم هيچ كارهاند كه در اين ديدگاه جمهوريت مقابل قرار ميگيرد و اين به هيچوجه نظر امام نبوده است. به اعتقاد من مشروعيت نظام ولايت فقيه كه مورد نظر امام بود هم الهي و هم مردمي است.
وي در ادامه عدالت را از ديگر نكات مهم در انديشه امام(ره) دانست و افزود: با توجه به اينكه خيليها از رانت سياسي به منابع اقتصادي چنگ مياندازند، عدالت سياسي مهمتر از عدالت اقتصادي است.
وي با بيان اينكه «ارزشهاي ديني و اجراي شريعت اسلامي از ديگر نكات در بخش اسلاميت است» گفت: در بخش جمهوريت اينكه ميزان راي ملت است، مردم همه كارهاند، افكار عمومي بايد مورد توجه مسوولان باشد، آزادي انديشه، بيان، مطبوعات، احزاب، اجتماعات بايد تضمين شود در انتخابات فرصتهاي برابر براي همه وجود داشته باشد و بحث استكبارستيزي و ... از نكاتي است كه در انديشه امام مورد توجه قرار گرفته است.
كواكبيان با اشاره به اينكه «استقلال كشور در ديدگاه امام به اين معنا بود كه كشور نبايد زير يوغ هيچ ستمگر چه در بعد جهاني و بينالمللي و چه در بعد داخلي باشد» گفت: امام با استبداد بينالمللي و داخلي مخالف بودند.
وي با اشاره به اينكه «عدهاي تصور ميكنند تئوري ولايت فقيه را صرفا امام و جمهوري اسلامي مطرح كرده است» توضيح داد: از زمان مرحوم شيخ مفيد و بعد از غيبت كبري امام زمان(عج) بحث ولايت فقيه مطرح بوده است. اما در يك زمان تئوري ولايت فقيه در حد ولايت بر امور هستيه مطرح بوده است كه اختيارات محدودي از جمله رويت هلال ماه، اقامه نمازجمعه، سرپرستي ايتام را شامل ميشد اما زماني كه ولايت عامه توسط مرحوم نراقي براي اولين بار مطرح شد اختيارات فقيه بيشتر از امور هستيه بود.
وي افزود: امام ولايت فقيه را فقط ولايت امور هستيه يا فقط ولايت عامه نميدانستند بلكه امام ولايت مطلقه فقيه را براي اولين بار مطرح كردند.
مدير مسوول روزنامه مردمسالاري اظهار كرد: ولايت مطلقه در ديدگاه امام به اين معنا بود كه اگر نظام اسلامي در بنبست گير كرد ولي فقيه آن را از اين بنبست خارج كند. ولايت فقيه از نظر امام براي رفع معضلات نظام است آنجا كه از طريق قانون قابل حل نيست.
وي با انتقاد از اظهارات حجتالاسلام و المسلمين صديقي در يكي از خطبههاي نمازجمعه مبني بر تعريف اختيارات وليفقيه گفت: نبايد اينطور از ولايت فقيه دفاع كرد؛ چراكه بد دفاع كردن از ولايت فقيه به مراتب بدتر از حمله به ولايت فقيه است.
به گزارش ايسنا در ادامه ذوالنور نيز گفت: ابتدا بايد اينكه مشروعيت ولايت فقيه مردمي و الهي است را بررسي كنيم و بايد به تعريف مشترك از مشروعيت برسيم.
وي با بيان اينكه «بايد نظريههاي قالب در مورد ولايت فقيه مطرح شود و مورد بررسي قرار گيرد» گفت: آيا وقتي آيتالله صديقي نظر يك وزير را مطرح ميكند موضوعي قالب در مورد ولايت فقيه را مطرح كردهاند كه بايد به آن پرداخته شود؟ پس بايد توجه كنيم كه نظريههاي قالب در رابطه با ولايت فقيه را مورد بررسي قرار دهيم و از موضوعات پراكنده پرهيز كنيم.
وي با طرح اين پرسش كه «منشا مشروعيت ولي فقيه چيست، شرع يا مردم؟» توضيح داد: بايد بررسي كرد اگر مشروعيت ولايت فقيه الهي است، آيا تنافي با شرع و جايگاه مردم دارد، در حاليكه ولايت فقيه غير از مباني ديني، مباني محكم عقلي دارد.
جانشين نماينده ولي فقيه در سپاه اظهار كرد: اگر در قرآن گفته شده بشر در همه امور خود حق تصرف ندارد، آيا يك انسان مجاز است كه در قلب خود دشنهاي فرو برد كه اين كار او از نظر اسلام، دين، عقل و عرف اشكال دارد؟ پس اگر فرد حق تصرف در همه امور خود را ندارد نميتواند حقي را كه ندارد به ديگري واگذار كند و او را حاكم بر خود كند.
وي با بيان اينكه «هر انسان عاقل اعتقاد دارد جامعهاي كه حكومت دارد بهتر از آن است كه حكومت نداشته باشد» گفت: حاكم عاقل عالم بهتر از حاكم نادان است.
وي با بيان اينكه «نظام حاكميت الهي بايد بر مبناي وحي به كمال برسد» گفت: حاكم جامعه اسلامي بايد حاكم ديني باشد كه بتواند دين را پياده كند. پس اگر زماني نتوانستيم نسخه اصلي را پيدا كنيم بايد سراغ مشابه نزديكتر برويم كه عقل آن را حكم ميكند. همانطور كه وقتي يك پزشك براي ما دارويي تجويز ميكند كه داروخانه ندارد عقل حكم ميكند دارويي را كه مشابهتر است بگيريم. پس ولايت فقيه مبناي عقلي دارد.
ذالنور با طرح اين پرسش كه «مشروعيت ولايت فقيه مردمي يا الهي است؟» تصريح كرد: اگر كسي توحيد در ذات را قبول داشته باشد، بايد توحيد در حاكميت، مالكيت و خالقيت را بپذيرد و قبول داشته باشد كه حاكميت جز خدا در طول حاكميت الهي است و حق تصرف فقط به اذن خداوند است و كسي كه ماذون از ناحيه خداوند است.
وي با بيان اينكه «بر اساس قرآن اگر كسي خواست حكم، حكومت و حاكميت داشته باشد بايد به وحي عمل كند» افزود: اگر كسي به آنچه خدا نازل كرده است حكم نكند ظالم و فاسق است. پس كسي ميتواند در امور جامعه حكم كند كه ماذون از ناحيه الهي باشد و در غير اين صورت حكومت طاغوت است.
وي افزود: در اين ديدگاه اگر مردم به رييسجمهوري راي دهند ولي ولي فقيه حكم او را امضاء نكند او حق تصرف در امور را ندارد و اگر تصرف كند، طاغوت است. پس ولي فقيه بايد راي مردم را به عنوان اسلامشناس و كسي كه بر اساس نسوسات در دوران غيبت حاكميت دارد، بايد راي مردم را تنفيذ كند. پس اينكه كسي گفته است خبرگان براي كوبيدن دهن آمريكاست، حرف غلطي است بلكه خبرگان جايگاه خود را دارد و گره اصلي حاكميت ديني و دخالت مردم در سرنوشت خودشان است.
جانشين نماينده ولي فقيه در سپاه ادامه داد: وقتي ولي فقيه راي مردم را تاييد و تنفيذ كرد رييسجمهور ماذون به دخالت و تصرف است. همانطور كه در عرصه قانون هم همين است. اگر همه مجلس شوراي اسلامي مرجع تقليد باشند، بينياز از وجود شوراي نگهبان نيستيم. پس به دليل نظريات ديني در جامعه بايد مبناي اجراي حدود الهي قرار گيرد نظريه حاكم اسلامي كه ماذون است بايد مورد توجه قرار گيرد و بر اساس قوانين مصوب كار شوراي نگهبان است كه آن را با نظريه ديني و فقهي حاكم اسلامي تطبيق دهد و اينجا قانون قابل اجراست و اگر چنين نباشد، زاييده دست بشر است و مشروعيت اجرا ندارد.
به گزارش ايسنا كواكبيان نيز با بيان اينكه «بحث بر سر مباني مشروعيت ولايت فقيه است» گفت: اصل بحث اين است كه ولي فقيه مشروعيتش از خداست يا مردم و يا هردو؟
وي با اشاره به آيه 30 سوره بقره كه در آن بحث تعيين جانشيني خدا روي زمين مطرح است، گفت: فرد معصوم چون معصوم است منصوب است. چون مردم قدرت شناسايي آن را ندارند؛ لذا بحث ما سر منصوبيت ائمه معصوم نيست بلكه درباره دوره غيبت است. در جايي كه خدا منصوب نكرده است مردم همه كارهاند. به همين خاطر ميگوييم مشروعيت از سوي مردم داده ميشود.
وي درباره آنچه «تفاوت حاكميت و مشروعيت دوگانه» خواند نيز گفت: شرايط را شريعت و مصداق را مردم تعيين ميكنند. چون خدا گفته، به دنبال ولي فقيه ميرويم والا الزامي براي اين كار نداريم. خدا شرايطي براي ولي فقيه گفته كه در صورت وجود داشتن، انتخاب آن با مردم است.
وي ادامه داد: مشروعيت از شريعت كاملا متفاوت است. اگر يك ساعت حكومت بر مردم بدون رضايت آنها شرعي نيست كه اينجا فهم از رضايت را راي آنها قرار ميدهيم، آنوقت شرعا نميشود حكومت كرد.
اين نماينده مجلس با اشاره به سخن امام(ره) كه گفتند ولايت فقيه در هر حال ولايت دارد ولكن در امر حكومت، منوط است به آراي اكثريت مردم، گفت: امام(ره) آن زمان كه گفتند من تو دهن اين دولت ميزنم، در ادامهاش عنوان كردند كه چون مردم من را قبول دارند من تو دهن اين دولت ميزنم. «ميزان راي ملت است» تنها يك شعار سياسي نيست، بلكه شعور ملي است كه بايد به آن توجه كرد.
به گزارش ايسنا ذوالنور با بيان اينكه «بايد ابتدا روي معناي مقبوليت و مشروعيت توافق شود» گفت: مشروعيت يعني اينكه چيزي ريشه شرعي دارد، اما مقبوليت ريشهاي غير از شرع دارد. در زبان سياسيون، مشروعيت همان مقبوليت است اما اين غير از آن چيزي است كه ما ميگوييم؛ چراكه منظور از مقبوليت، آراي مردم است اما منظور از مشروعيت، منشأ ديني است كه در اينجا شرع، دين و مذهب اسلام است.
وي با اشاره به خطبه شقشقيه حضرت علي(ع) گفت: آيا حضرت در دوراني كه حاكم نبودند ولي هم نبودند. حكومت حضرت علي(ع) به خاطر ثقيفه مقبوليت نداشت اما مشروعيت ايشان زير سوال نرفت؛ چراكه از سوي پيامبر(ص) منصوب شده بود. لذا حضور مردم مشروعيت ايجاد نميكند، بلكه مقبوليت را ايجاد ميكند و اين يعني اينكه حكومت بالقوه اجرايي نميشود.
وي گفت: امام(ره) بحث ولايتشان را در تنفيذ حكم بازرگان، شهيد رجايي و بنيصدر استفاده كردند و هيچيك از آنها خالي از عنوان ولايت نيست.
نماينده ولي فقيه در سپاه همچنين با بيان اينكه «در بحث ولايت فقيه، مردم جايگاه خود را دارند» افزود: اگر مردم در جايگاه خود قرار بگيرند اشكالي ندارد، وگرنه نميتوان بين امام معصوم و غيرمعصوم در اين موضوع تفاوت قائل شد. در دوران غيبت، نصب توصيفي است و هركس كه آن را داشت ولي است و اينطور نيست كه مردم با خواسته خود مشروعيت بدهند؛ چراكه در صورت قبول كردن مردم است كه حكومت اجرايي ميشود اما اگر قبول نكنند اين حكومت اجرايي نميشود.
به گزارش ايسنا كواكبيان نيز با طرح اين سوال كه «آيا حكومت يك ساعته بر مردم بدون رضايت آنها شرعا مشكل ندارد؟» گفت: تمامي حرفهاي آقاي ذوالنور در مورد حكومت حضرت علي(ع) ربطي به بحث نداشت و كسي هم در اين جمع شكي در بحث امامان معصوم ندارد. بايد بين امام معصوم و غيرمعصوم تفكيك قائل شد؛ چراكه در مورد امام معصوم، مردم قدرت تشخيص ندارند اما غيرمعصوم را ميتوانند انتخاب كنند.
وي تصريح كرد: بحث مقبوليت بعد از مشروعيت است. زماني يك پزشك متخصص، معنادار ميشود كه مراجعينش زياد باشند؛ لذا مقبوليت در مرحله سوم است. يعني زماني كه حاكم بر تخت نشست، مردم به حرفش گوش كنند.
وي همچنين با بيان اينكه «نميتوان به زور گفت چون ولي هستم اطاعت كن» افزود: زماني كه مردم قبول كردند بايد حكومت كرد. در هر حال ما معتقديم شرايط را شريعت و مصداق را مردم تعيين ميكنند.
به گزارش ايسنا در ادامه ذوالنور خطاب به كواكبيان گفت: اينكه مقبوليت مرحله سوم است را نفهميديم. اينكه خدا كسي را بر ولايت انتخاب كرده باشد و شرايط را داشته باشد و چون مردم نخواهند هيچكاره است حرف نادرستي است. اگر منظور اين است كه ولي فقيه اوصاف دين را تعيين ميكند تا مردم آن را اجرايي كنند، در اين صورت دين اجرايي نميشود.
وي با بيان اينكه «اگر بنا بود حضرت علي(ع) حكومت را در صورت قبول نداشتن مردم رها كند چرا بايد در دوران حكومت خود تجربه سه جنگ را داشته باشد؟» گفت: پيامبر(ص) درخصوص پذيرش حكومت و اينكه خودت را تحميل نكن صحبت كردند. اگر مردم قبول كردند بپذيرد و اگر مردم نپذيرفتند رها كن و اين همان پذيرفتن اوليه است كه مردم ملزم به رعايت كردن آن هستند؛ لذا ما نبايد برداشت شخصي خود را تعميم دهيم.
وي اظهار كرد: اگر مردم ولايت فقيه را قبول نداشتند حكمش قابل اجرا نيست و اين يعني اينكه زمينه اجرا از بين ميرود، نه اينكه حكم او غير قابل اجرا باشد. رضايت مردم لازم نيست تا حلال خدا حرام شود تا زمينه اجرا را تحت تاثير قرار دهد.
كواكبيان نيز اظهار كرد: ولايت را ما نيز قبول داريم اما وقتي بحث حكومت مطرح باشد تنها مردم مهم هستند. ما معتقديم ولي فقيه در همه زمينهها شرعي است اما انتخاب نوع حكومت در عصر غيبت از حقوق مردم است. آقاي ذوالنور! اگر منظورتان اين است كه دين از سياست جداست، ما ميتوانيم در حوزه حكومتي و فقهي جدايي قائل شويم اما مشروعيتي كه ميگوييم اعم از حكومتي و فقهي است.
وي با اعتقاد به اينكه «ولايت از ديدگاه امام(ره) هماني است كه مقام معظم رهبري دارند» بيانات مقام معظم رهبري در نوروز 88 را يادآور شد و گفت: اين تعبير در آن بيانات هست كه حكومت الهي هم مشروعيت الهي دارد هم مردمي. در زمان حكميت نيز حضرت علي(ع) ثابت كرد كه مصلحت و خواست مردم مرجح است.
به گزارش ايسنا ذوالنور نيز گفت: حكومت مجموعهاي است از اقدامات كه دولتمردان موظف به انجام آن هستند اما در حكومت ديني، اگر اكثريت مردم به همجنسبازي راي دهند و ولي فقيه بر حكم وظيفه قيام كند آيا اشتباه كرده است؟ لذا ما بايد ببينيم حلال و حرام خدا چيست و از آن تبعيت كنيم.
دانشجويي پرسيد: چرا برخي مراجع مانند آيتالله خوئي با تئوري ولايت فقيه موافق نبودند؟
جانشين ولي فقيه در سپاه گفت: هيچ فقيه و مجتهدي روي زمين از ابتداي تشيع تا امروز پيدا نميكنيد كه ولايت فقيه را قبول نداشته باشد. بر خلاف برخي مقالهها كه ميگويند ولايت فقيه اختراع امام خميني است، ولايت فقيه موضوعي است كه توسط شيخ مفيد از زمان نزديك به غيبت كبري امام زمان(عج) مطرح شده است.
وي توضيح داد: اگر فقيهي موضوع ولايت را قبول نداشته باشد نميتواند بگويد من مجتهد هستم و نميتواند فتوا دهد چون فقيه كسي است كه فتوا ميدهد و اگر كسي ولايت نداشته باشد نميتواند فتوا دهد، پس آن كس كه مجتهد است بايد كفي از ولايت را داشته باشد تا بتواند فتوا دهد. پس همه بحث ولايت را قبول دارند البته در ميزان ولايت، اينكه منجر به حكومت شود يا خير، اختيارات مطلق داشته باشد يا محدود، نظرات متفاوت است و آيتالله خويي هم ولايت را قبول دارند اما اعتقاد دارند به اينكه نميتوان در عصر غيبت حكومت داير كرد.
دانشجوي ديگري پرسيد: موضوعات مطرح شده در مورد آزادي در كدام سند توسط امام(ره) مطرح شده است؟
كواكبيان در پاسخ به اين سوال گفت: در مورد آزادي عقيده در صحيفه نور ميتوان مطالبي پيدا كرد به طور مثال امام هميشه تاكيد داشتند كه آزادي آري، توطئه هرگز. پس در رابطه با آزادي احزاب، مطبوعات، بيان و ... و موارد ديگر ميتوان در 22 جلد صحيفه نور سخنان امام را يافت.
وي همچنين در پاسخ به سوالي درباره مستقل بودن ولايت فقيه گفت: همه بحث ما منطبق بر نظر امام(ره) است كه ايشان ميگويند ولايت مطلقه فقيه يعني تقدم حكم حكومتي فقيه بر احكام اوليه اسلام.
دانشجويي در بياني صريح درباره انتخابات رياست جمهوري و آنچه «حمايت نامحسوس از يك كانديداي خاص» و همچنين «تفتيش عقايد» خواند سوال كرد.
ذوالنور نيز در پاسخ گفت: در جلسهاي كه با حضور نمايندگان سپاه و مجلس شوراي اسلامي توسط بسيج دانشجويي برگزار شده است و از سه جهت به نظام و حكومت وصل است، اينكه شما ميتوانيد به صراحت مطالب خود را مطرح كنيد، نشان دهنده آن است كه جمله آخر شما بيجا مطرح شد كه «در مملكتي كه فقط دولت حق حرف زدن دارد، حرف هيچ كسي را باور نكنيد».
وي در رابطه با گزينشهايي كه انجام ميشود، گفت: كسي كه ميخواهد عضو سازماني شود آن سازمان حق دارد گزينش و افرادي را انتخاب كند كه از عهده ماموريت و خواسته آن سازمان برآيند. پس سپاه با توجه به اينكه داراي اوصاف مكتبي است ميتواند از نيروهاي خود اين سوالات را بپرسد و در رابطه با آنها تحقيق كند كه اين گزينشها مورد تائيد امام نيز بود و هيچ مرجع تقليدي وجود ندارد كه بگويد حرام است.
وي در جواب سوال ديگر آن دانشجو توضيح داد: اگر حمايت غيرمحسوس بود چطور شما متوجه شديد؟ در انتخابات اخير نيز
تنها شاخصهاي مثبت و منفي مطرح شد؛ مثل سادهزيستي و نكات ديگر. اينكه با گفتن شاخصهاي مثبت ذهنها به سمت يك شخص ميرود گناه فردي كه آن شاخصها را بيان ميكند، نيست.
دانشجويي پرسيد: ديدگاه امام(ره) در مورد زندگي اقشار مختلف با تفكرات متفاوت چيست؟
به گزارش ايسنا كواكبيان پاسخ داد: امام معتقد بود كسي كه دست به سلاح نبرد و اقدام براندازانه نداشته باشد ميتواند آزادانه فعاليت سياسي كند و كسي معترض فعاليت سياسي او نباشد.
وي به آنچه «خطر تفكر مدرن حجتيه» خواند، اشاره كرد و گفت: قبل از انقلاب عدهاي ميگفتند هر پرچم كه قبل از حكومت امام زمان بلند شود، طاغوت است پس بگذاريد حضرت مهدي(عج) خودش بيايد و همه چيز را درست كند؛ اما تفكر مدرن انجمن حجتيه كه خطرناكتر است بيشتر بايد مورد توجه قرار گيرد؛ چراكه نهايت اين تفكر حذف مرجعيت، روحانيت و حذف ولايت فقيه است.
ذوالنور نيز در پاسخ به سوالي در مورد حكومت اسلامي گفت: ما مدعي نيستيم كه الان حكومت و نظام صددرصد اسلامي است.
وي با اشاره ديدگاه مقام معظم رهبري خاطرنشان كرد: پنج مرحله را بايد پشت سر بگذاريم؛ اول پيروزي انقلاب اسلامي كه انجام شد. دوم تشكيل نظام اسلامي و سوم دولت اسلامي كه در آن درجا ميزنيم و قبول داريم كه نقايص وجود دارد. چهارم جامعه اسلامي كه فراتر از دولت اسلامي است. پنجم جهاني شدن اين الگوي موفق. پس عقل حكم ميكند به سمت هدف حركت كنيم تا جايي كه توان داريم.
وي در پاسخ به بخشي از اظهارات كواكبيان مبني بر اينكه «برخي از طرفداران دوآتشه دولت در حال حاضر از نظر خود برگشتهاند» گفت: اين موضوع دليل بر حزبي نبودن و جرياني نبودن من و يا هر مسوول در سپاه است؛ چراكه بر اساس ملاكها از افراد حمايت ميكنيم تا زماني كه آن ملاك را داشته باشند و اين نشانه عدم وابستگي و تعصب ماست.
وي درباره جرياني كه نسبت به آن منتقد است نيز گفت: به نظر من اين جريان حتي خطرناكتر از حجتيه مدرن است؛ چراكه حجتيه بر اساس مباني اعتقادي معتقدند حكومت نبايد در دوران غيبت شكل بگيرد اما اين جريان با توجه به منابع، ثروت و قدرتي كه در دست دارد حتي از اصلاحطلباني كه خلاف نظام حركت كردند، خطرناكتر است چون با نقاب حركت ميكنند.
دانشجويي پرسيد: اگر امام(ره) زنده بود در سال 88 چه رفتاري با نخستوزير منصوب خود داشت؟
كواكبيان در پاسخ به اين سوال گفت: اينكه بگويم امام در سال 88 چه رفتاري داشتند را نميتوانم قضاوت كنم؛ چراكه پيشگو نيستم. اما مطمئنا امام خميني مطابق اصولشان در مقابل كسي كه عليه ولي فقيه ايستادگي ميكرد، اقدام ميكردند.
ذوالنور نيز در پاسخ به سوالي گفت: اينكه اكثر قريب به اتفاق اصولگرايان به شخص مشخصي همچون آقاي احمدينژاد راي دادند اشتباه نكردهاند. وظيفه اصولگرايان اين است كه از دولت حمايت و در مواقع لزوم از نقاط ضعف آن انتقاد كنند.
مناظره كواكبيان و ذوالنور در دانشگاه
وي با انتقاد از اظهارات حجتالاسلام و المسلمين صديقي در يكي از خطبههاي نمازجمعه مبني بر تعريف اختيارات وليفقيه گفت: نبايد اينطور از ولايت فقيه دفاع كرد؛ چراكه بد دفاع كردن از ولايت فقيه به مراتب بدتر از حمله به ولايت فقيه است.
کد خبر : ۲۲۹۲۱