اردیبهشت 90، مغلطه هایی را به نام دفاع از روزنامه نگاران و مطبوعات مطرح کرده و با ربط دادن آن با دنیای سیاست، نتیجه گرفته است مقامات و مسئولان ارشد نظام جمهوری اسلامی دشمن مطبوعات و روزنامه نگاران هستند و در ایران آزادی بیان نداریم.این گزارش ادعا کرده که اصولا روزنامه ای در ایران فعالیت نمی کند که نظام بخواهد آن را توقیف کند!
به عبارت دیگر، انتشار بیانیه سازمان گزارشگران بدون مرز در حالیکه چشم بر روی جنایات بیشمار دیکتاتورهای وابسته به امریکا بسته ، به مناسبت روز جهانی آزادی مطبوعات نیز با سمت و سوی سیاسی و با هدف تضعیف نظام جمهوری اسلامی انجام شده است نه به خاطر روزنامه نگاران.
اگر هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران، نویسندگان روز آنلاین، جانب انصاف که شرط کار یک روزنامه نگار است را رعایت کنند و اندکی بی طرف باشند، به این نتیجه خواهند رسید که بسیاری ازاین افراد به واسطه کار سیاسی آنهم با رویکرد براندازی نظام اسلامی و مردمی ایران در زندان هستند نه به خاطر کار روزنامه نگاری.
البته دیدگاه سیاسی داشتن ایراد نیست و هر کسی می تواند دیدگاه سیاسی و هزینه ها و منافع سیاست ورزی خود را داشته باشد اما روز آنلاین و آقای قریشی و مزروعی در نوشته های خود، نباید دچار مغلطه شوند و اگر می خواهند از یک دیدگاه سیاسی و فعالان سیاسی حمایت کنند، نباید بی جهت نامه روزنامه نگاران را بهانه قرار دهند و ادعا کنند که حقوق روزنامه نگاران پایمال شده و روزنامه ای برای توقیف نیست و بیش از 200 روزنامه نگار در زندان هستند و...
این افراد و انجمن صنفی روزنامه نگاران و حتی گزارشگران بدون مرز، قبل از آن که روزنامه نگار باشند کار سیاسی می کنند و بیش از آن که بخواهند از حقوق روزنامه نگار حمایت کنند به نیات سیاسی خود توجه دارند .
هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران، گزارشگران بدون مرز و کسانی که به نام روزنامه نگار در زندان هستند و کار سیاسی می کنند، به وجدان خود پاسخ دهند که تا چه حد به حقوق صنفی، رشد سطح آموزش و بهبود کیفی و مشکلات مالی روزنامه نگاران در طول 8 سال دولت خاتمی توجه داشته اند؟
همان زمان نیز بیشتر نقش و توجه آنها به موضوعات سیاسی بوده است. منصفانه پاسخ دهید که آیا بهمن احمدی و علیرضا رجایی و افرادی دیگری مانند آنها روزنامه نگار هستند یا تعلقات سیاسی آنهم از نوع ضدانقلابی دارند ؟ آنها تا چه حد به کار روزنامه نگاری به عنوان یک حرفه مشغول بوده اند و تا چه حد فعالیت خود را صرف امور سیاسی کرده اند؟
آیا این افراد به خاطر روزنامه نگار بودن در زندان هستند؟ آیا کسانی که با این افراد کار کرده اند، از آنها به عنوان یک روزنامه نگار یاد می کنند ؟
اساسا بسیاری از این به اصطلاح روزنامه نگاران، همکاران خود را به عنوان روزنامه نگار قبول نداشتند و اگر کسی هفته ای یک نامه امضا نمی کرد و در کار سیاسی مشارکت نمی کرد، جواب سلام او را به راحتی نمی دادند. بسیاری را تحقیر می کردند، به روزنامه نگار واقعی اجازه فعالیت نمی دادند و به دنبال کسانی بودند که خواسته آنها را اجرایی کند .به جای این که معیار کار آنها هنجار وکیفیت روزنامه نگاری باشد به ایجاد محیطی برای فعالیت دوستان خود توجه داشتند و سالن روزنامه ها از حضور فعالان سیاسی، انجمن اسلامی دانشگاه ها و فعالان تندروی جریان های سیاسی پر بود و چهره های سیاسی در شورای سردبیری روزنامه ها حضوری فعال داشتند و همین باعث شد که روزنامه نگاری از مسیر خود خارج شد و به حزب و بیانیه سیاسی و وارونه جلوه دادن واقعیت ها و ... تبدیل شدند. تیتر صفحه اول این روزنامه ها به جای مسائل عمومی، معیشت مردم و اخبار جذاب برای مخاطبان، به جریانات سیاسی و موضع گیری ها تبدیل شد به گونه ای که خواننده احساس می کرد هر روز انتخابات است یک عده می روند و یک عده می آیند و این که چه نتیجه ای برای مردم دارد کمتر مورد توجه بود. تخریب بیش از ساختن و آبادانی مطرح بود.
به جای نقد کردن و آباد کردن، ایراد گرفتن و تخریب مطرح بود و به جای اخباری که نتایج ملموس برای زندگی مردم به همراه داشته باشد تنها تبلیغ و خودنمایی مطرح بود و این شد که مردم را از بسیاری از روزنامه ها دور کرد و عده ای در کوچه و بازار می گفتند: این ها دروغ می نویسند و برای ما جز گرانی نتیجه ای ندارد. عده ای به خاطر همین تندروی ها و ایجاد انتظارات بدون تناسب با واقعیت ها و ظرفیت کشور، عده ای دلسرد شدند و راهی خارج کشور شدند. عده ای تصور کردند که دولت باید بسازد و دیگران تماشاچی باشند و سیاست مداری که ماسک روزنامه نگار به چهره خود زده بود به گونه ای کار نکرد که مردم در ساختن فرصت ها و رشد و توسعه مشارکت کنند و عملا یک مفهوم توسعه ای به عنوان رکن چهارم دموکراسی، توسط این سیاسی کاران به بیراهه رفت و مدتی زمان می خواهد تا دوباره به بار بنشیند .
برخی از روزنامه نگاران، مانند نیک آهنگ کوثر، منصفانه پذیرفتند که اصلاح طلب نیستند. می خواهند تنها یک روزنامه نگار باشند، زیرا در دوره اصلاحات بسیاری از تند رویی ها، باعث شد که چیزی از روزنامه نگاری در ایران باقی نماند. همان رفتارهای تند و خشن و رعایت نکردن بسیاری از هنجارها و قواعد باعث شد که طرف مقابل نیز برخورد حذفی کند و فرصت مناسبی که بعد از انقلاب، برای احیای روزنامه نگاری فراهم شده است به انحراف کشیده شود و بار دیگر، یکی از مهمترین مفاهیم نهادی در روند توسعه کشور، به بیراهه رفت و به جایی رسید که امروز مزروعی و قریشی، به نام دفاع از روزنامه نگار، از فعالان سیاسی دفاع می کنند تا مخاطبان بیشتری را به خود جذب کنند. در حالی که روزنامه نگاری با صدها روزنامه راه خود را ادامه می دهد و اگر مغرور هستید و مانند دوستان خود، دیگران را روزنامه نگار نمی دانید و روزنامه های فعلی را روزنامه نمی شناسید، حداقل به سایت های خبری پر مخاطب اصول گرا و اصلاح طلب، احترام بگذارید و باور کنید که روزنامه نگاران در این رسانه ها که فعالیت آن مانند روزنامه ها نیازمند مجوز خاصی نیست مشغول فعالیت هستند و جریان آزاد اطلاعات وجود دارد .
حتما داستان مورچه را آب می برد و می گفت دنیا را آب برده شنیده اید. باور کنید که جریان دسترسی آزاد به اطلاعات در بسیاری از کشورهای جهان و از جمله ایران در جریان است اما کسانی که تخریب می کردند و توقیف شدند و یا فعالیت نمی کنند تصور می کنند که آزادی قبل و بعد از بیان وجود ندارد. اما باور کنید که آزادی قبل و بعد از بیان وجود دارد یعنی عده ای در حال تحلیل اوضاع سیاسی و اجتماعی هستند و چه در روزنامه ها و چه در سایت ها همچنان می نویسند و کسانی که قضاوت سیاسی را به عهده خواننده می گذارند، مشکلی در بیان دیدگاه خود نمی بینند. هم روزنامه هست که نظر خود را بیان کند و هم بعد از بیان نظر، همچنان آزاد هستند. اما کسانی که تخریب می کنند و در جایگاه دشمن نظام حرف می زنند و برخورد می کنند باید در مقابل قانون پاسخ گو باشند.
در حالی که بهتر است بگویند عده ای از فعالان جریان فتنه، جنبش سبز و... نه این که نام روزنامه نگاران را برای طرح اهداف خود به گونه دیگری استفاده کنند.
البته در این که روزنامه نگار نیز به سیاست توجه دارد و اصولا روزنامه نگار، دیدگاه سیاسی خود را دنبال می کند حرف و شکی نیست اما این ادعا که ایران دشمن روزنامه نگار و مطبوعات است نتیجه منطقی نیست نتیجه مغلطه کاری و بی محتوا کردن مفهوم نهادی روزنامه نگاری است.
زید آبادی که جایزه جهانی آزادی مطبوعات یونسکو به او تعلق گرفته و جایزه قلم طلایی آزادی در روز چهارشنبه، ۱۴ مهرماه سال ۲۰۱۰ در مراسم سالانه این انجمن در هامبورگ آلمان به او تعلق گرفته، تا چه حد به خاطر فعالیت سیاسی مورد توجه بوده و تا چه حد به عنوان یک روزنامه نگار در دنیا مطرح شده است؟ آیا نام روزنامه نگار با قامت او تناسب دارد یا نام یک سیاست ورز تند و مخالف نظام؟
براین اساس، نام روزنامه نگار و هنجارهای آن را تخریب نکنید. اگر احزاب و فضای سیاسی پیشرفته نداریم نباید روزنامه را به محل فعالیت سیاسی، تخریب نظام و زیر سوال بردن دستورات اسلامی تبدیل کنیم.
گزارشگران بدون مرز در پاریس و کشورهای غربی، اعلام کرده اند که بیش از ۲۰۰ روزنامهنگار و وبلاگنویس در ایران بازداشت و زندانی شدهاند، تک تک این افراد و عملکرد و پرونده آنها را بررسی کنید تا مشخص شود آنها روزنامه نگارند یا سیاست ورز و عضو و وابسته سیاسی؟