يكي از نعماتي كه خداوند آن را منحصرا به انسان ها داده است ، لباس مي باشد .
يك چيز معمولي و كم ارزش يا بي ارزش را در پارچه نمي پوشانند ، اما يك چيزي را كه ارزش دارد در كاغذ كادويي ميبندند و از آن به بهترين شكل محافظت مي كنند .
هر چيزي كه ارزش دارد، حجاب هم دارد.
مرد و زن هر دو بايد لباس داشته باشند و اين از كرامتها و الطافي است كه خداوند براي انسان قرار داده است .
قرآن كريم به لباس لقب نعمت را داده است و فرموده : خداوند نعمت لباس را براي شما قرار داده است.
* بعضي از لباس ها قداست دارند
در قرآن داريم كه: پيراهن يوسف را انداختند روي چشم پدر. پدر نابينا، بينا شد. يعني اين لباس، اين نخها و پنبهها به خاطر اينكه در جوار حضرت يوسف بودند، كرامت پيدا كردند.
شهيد را ميگويند با لباس خود دفن كنيد و روز قيامت با همان لباس محشورمي شود ، يعني شهادت به لباس كرامت ميدهد.
*فايده لباس ساده چيست؟
«يَقْتَدِي بِهِ الْمُؤْمِنُونَ»(نهجالبلاغه، حكمت 103) مردم وقتي مي بينند كه لباس ديگران ساده و بي آلايش است ، ديگر غصه نميخورند.
وقتي يك خانم شيك پوش با لباس آنچناني وارد يك محيط زنانه مي شود ، در حقيقت با اين رفتارش كودتايي را برپا مي كند ، چرا كه همه دخترها و زنان نياز روحيشان است كه زيبا و شيك باشند ولي گاه ممكن است استطاعت مالي براي چنين خرج هايي را نداشته باشند .
«يَخْشَعُ لَهُ الْقَلْبُ»(نهجالبلاغه، حكمت 103). لباس ساده قلب را آرام ميكند، چون انسان وقتي لباسش شيك شد و موقعيتش بالا مي رود ، طغيان مي كند : «كَلاَّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى»(علق/7-6).
«يَقْصِدُ بِهِ الْمُبَالِغُ»(المناقب، ج2، ص96). لباس ساده صرفة اقتصادي هم دارد.
«أَحْصَنُ لِفَرْجِي»(المناقب، ج2، ص96). از نظر حفاظت ، لباس ساده هيچ تحريكي در جامعه و محيط ايجاد نمي كند و در نتيجه از تحريكات جنسي و نگاه هاي شهوت آلود و نا مبارك در امان است .
حديث داريم هر كس حيفش بيايد لباس را براي نماز بپوشد، بگويد اين لباس باشد براي عروسي، اين لباس باشد براي ميهماني، خدا هم او را از لباس خوب محروم ميكند
* پوشيدن بهترين لباس ها براي خدا يا خلق خدا ؟!
حديث داريم كه بهترين لباس را براي نماز بپوش. بعضيها كه ميخواهند نماز بخوانند، ميگوييم: «لباس خوب بپوش» ميگويد: آخر اتوي آن به هم ميخورد.
امام حسن مجتبي(ع) وقتي ميخواستند نماز بخوانند، بهترين لباس خود را ميپوشيدند. از ايشان علت اين كار كه سؤال مي شد ، مي فرمودند : « «فَأَتَجَمَّلُ لِرَبِّي وَ هُوَ يَقُولُ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ فَأُحِبُّ أَنْ أَلْبَسَ أَجْمَلَ ثِيَابِي»(عوالياللآلي، ج1، ص321). خدا در قرآن سفارش كرده: وقتي ميخواهيد وارد مسجد شويد بهترين لباس خود را بپوشيد و من دوست دارم هنگامي كه به ملاقات خدا مي روم زيبا و آراسته باشم .(معصومين بهترين لباس ها را براي خالق خود مي پوشيدند ، آيا ما هم اين گونه هستيم ؟آيا بهترين و زيباترين لباس را براي خالق خود مي پوشيم و يا براي خلق خدا ؟!)
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): «مَنِ اتَّقَى عَلَى ثَوْبِهِ فِي صَلَاتِهِ فَلَيْسَ لِلَّهِ اكْتَسَى»(منلايحضرهالفقيه، ج1، ص206). حديث داريم هر كس حيفش بيايد لباس را براي نماز بپوشد، بگويد اين لباس باشد براي عروسي، اين لباس باشد براي ميهماني، خدا هم او را از لباس خوب محروم ميكند : «فَلَيْسَ لِلَّهِ اكْتَسَى».
* خروج لباس از مرز اسلام مساوي است بيماري آفت !
در اسلام پوشيدن لباس شهرت ممنوع است. انسان نبايد يك جوري لباس بپوشد كه وقتي راه ميرود، بگويند: عجب! اگر كسي يك لباسي بپوشد كه مردم نشانش بدهند، چشمها متوجه او شود، لباسي باشد كه هيچ كس نپوشيده باشد، روايات شيعه و سني داريم كه گناه و ممنوع است.
شهرت دو رقم است:
حديث داريم : «نها أن شهرتين» پيامبر از دو شهرت نهي كرد، يكي شهرت تجمل و يكي شهرت زهد و(سادگي).( ميزان الحكمة ج10 ص225 ح18177)
بعضيها شيك ترين لباس را ميپوشند تا مشهور شوند و بعضيها هم ساده ميپوشند تا مشهور شوند.
به عبارتي انسان بايد مواظب باشد كه اگر از بنز فرار ميكند، گير گاري نيفتد كه هر روز به آن پز مي دهد .
* لباس هر كس ، نشان دهنده افكار و روحيات او مي باشد !
در جامعه ما لباس وسيله فساد ميتواند باشد. وسيله تفاخر ميتواند باشد، با كمال تأسف وسيله خودنمايي و ريا ميتواند باشد. لباس خيلي نقشها ميتواند داشته باشد.
اصولاً هر كسي هر لباسي ميپوشد، نشان دهنده اين است كه در روح او چه مي گذرد. از فرم لباس معلوم ميشود كه در درون انسان ها چه اتفاقات و فكر هايي در حال گذر كردن است .
آن كسي كه در درون ميگويد: زنده باد شهوت! اين جز به تن فكر نميكند و لذا در انتخاب لباسش هم سعي ميكند هر چه بيشتر تن خودش را نشان بدهد.
* اصالت به كرامت است يا به بدن ؟
گاهي لباس به معناي حجاب، پوشش و كرامت است. يكي ميگويد اصالت با كرامت است و يكي ميگويد اصالت با بدن است. لباسها نشان دهنده تفكر انسان است و خيلي از افرادي كه بد لباس و بد حجاب هستند، اينها ريشه در يك اختلال رواني دارند ؛ يا سواد ندارد، كمال ندارد، آن كمالي كه مردم را به خود جذب كند را ندارند ، بنابر اين ميآيند و با لباس ميخواهند خود نمايي كنند و ديگران را به شكل مجازي به سمت خود بكشند .
مغازه دارها هم همينطور هستند، بيشترين لامپ را آن مغازه اي روشن مي كند كه اقلام خوبي از نظر كيفيت ندارد ، بلكه مي خواهد با نور هاي مجازي اجناس خود را به نمايش كذايي بگذارد .اينقدر لامپ روشن مي كند كه انگار قالي ابريشم ميفروشد. انسان مانند مشك آب است، مشك كه آبش كم ميشود لق لق آن بيشتر ميشود.
پول خورد سرو صدايش زياد است. كبابي كه بيشتر دمبه دارد، دودش بيشتر است. سيخهايي كه گوشتش زياد است دودش كمتر است.
آن خانمي كه بد حجاب است، كمبود دارد، كمالي كه مردم به آن توجه كنند در وجودش نيست و نميداند كه چه كند ، خود را يك جوري درست ميكند كه بلكه ظاهرش جلب توجه كند.
بي كمالها نياز به تبليغ دارند ، هميشه تبليغات زياد مال چيزهايي است كه تو خالي است مانند طبل تو خالي، مشكي كه آب در آن كم است، پول خورده و. . .
تغيير دكورها، تغيير لامپها، تغيير. . . تغيير. . . . اين تغيير و تحولها خيلي هايش نشان دهنده يك چيزهاي ديگري است.
امام صادق عليه السلام فرمودند :«إِنَّ الْجَسَدَ إِذَا لَبِسَ الثَّوْبَ اللَّيِّنَ طَغَى ؛ لباسهاي نرم و نازك، بلند پروازي ميآورد.»
* وابستگي روح آدمي به لباس
يكي از مسائل مهم در لباس اين است كه انسان مواظب روح خود باشد.
«إِنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ(ع) خَرَجَ فِي ثِيَابٍ حِسَانٍ فَرَجَعَ مُسْرِعاً فَقَال يَا جَارِيَةُ رُدِّي ثِيَابِي فَقَدْ مَشَيْتُ فِي ثِيَابِي هَذِهِ فَكَأَنِّي لَسْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ»(مكارمالأخلاق، ص111) امام سجاد با لباس شيك رفت بيرون ، «فَرَجَعَ مُسْرِعاً» زود برگشت خانه ، «فَقَال يَا جَارِيَةُ رُدِّي ثِيَابِي» گفت: همان لباس هر روزم را بدهيد اين لباس را نميخواهم گفتند: چرا؟ فرمود: «فَكَأَنِّي لَسْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ». مثل اينكه يادم رفته من علي بن الحسين هستم.
بايد مواظب لباس پوشيدن هايمان باشيم ، ببينيم اين لباسي كه پوشيديم نمازمان را بهتر مي كند ، تقوايمان را زياد مي كند و يا ...
امام صادق عليه السلام فرمودند :«إِنَّ الْجَسَدَ إِذَا لَبِسَ الثَّوْبَ اللَّيِّنَ طَغَى ؛ لباسهاي نرم و نازك، بلند پروازي ميآورد.»(مكارمالأخلاق، ص111).
* اقسام لباس در قرآن
درقرآن كريم ازانواع واقسام لباس نامبرده شده است كه هركدام ويژگي وخصوصّيت خاصّ خود را دارند.
انسان به تناسب وجودش كه داراي دو بعد مادّي ومعنوي است،درلباس وپوشش نيز ازاين قاعده مستثني نميباشد،اولين لباسش، لباس وپوشش ظاهري يامادّي است كه براي زينتدادن ظاهرو پوشش بدن وحفظ عيوبش مورداستفاده قرارميگيرد.
از جمله واژههايي كه در آيات متعدد مربوط به اين تحقيق بكار رفته است واژه «لباس» ميباشد. «لباس» بي گمان به معناي«آنچه كه انسان به تن ميكند» است ودر مقابل«عرياني و برهنگي» قرار دارد.
آيت الله شعراني در تعريف « لباس» چنين گفته است: «وامّا لباس به معناي جامه و پوشاك است ونيز آنچه كه جسم و مانند آن را بپوشاند از جمله زن و شوهر ،(بقره/187) نظر به اينكه زن سبب جلوگيري شوهر از قبائح ميشود ونيز شوهر نسبت به زن اين مقام را دارد، از اين جهت در اين آيه زوج و زوجه را لباس وپوشاك يكديگر قرار داده است ودرجايي ديگر شب را لباس قرارميدهد( نباء/10) و اين بدان علت است كه چون شب، بدن واعصاب را از شعاع نور ميپوشاند و انسان و حيوان را در پناه تاريكي خود آسوده و مطمئن ازچشم رقيب و دشمن ميدارد، از آن به لباس تعبير شده است ومورد بعد تقوي( اعراف/26)، كه از ذكر لباس ظاهر و پوشاندن عورت ظاهري به ذكر لباس باطن وچيزي كه سيئات باطني را ميپوشاند و آدمي را از شرك و گناه كه باعث رسوايي اوست باز ميدارد، منتقل شده است ودر آخر جوع وخوف( نحل/112)را نيز به لباس تعبير فرموده است كه اين دو بلا ايشان را فرا گرفت، همانگونه كه لباس، بدن را فرا ميگيرد.( ميرزا ابوالحسن، آيه ا... شعراني ، نثر طوبي، ج2، ص355)
سخن وي نشانگر آن است كه لباس در معناي لغوي به معناي جامه وپوشش انسان است وسپس به معاني وتعابير ديگري در آيات الهي بكار رفته است.
با اين نگاه گذرا روشن ميشود كه لباس در معناي اصلي خود مفهومي عام دارد، بدين سان كه هم به جامه و پوشش ظاهري دلالت دارد و هم بر پوشش هاي باطني و معنوي اطلاق ميگردد .
* بهرهمندي از لباس ظاهري
خداوند درسوره نمل ميفرمايد:«وهوالذي سَخّرالبحر لتأكلوا منه لحماً طرياً وتستخرجوا منه حليهً تلبسونها ؛ او خداوندي است كه دريا را زير سلطه شما قرارداد تا ازآن گوشت تازه بخوريد و از آن زيورهايي مانند درّ ومرجان استخراج كنيد كه آن را(به عنوان لباس)ميپوشيد.» (نحل/14)
خداوند دراين آيه يكي ازمنابع تهيه لباس رادريا و زيورهاي آن را به عنوان نعمت براي انسان، معرفي مينمايد.درادامه بيان نعمتها درهمين سوره آمده است:«والله جَعَلَ لكم ممّا ظلالاًوجعل لكم مِن الجبال اكناناً وجعل لكم سرابيل تقيكم الحَرّو سرابيل تقيكم بأسكم لذلك يُتِّم نعمته لعّلكم تسلمون ؛ خداوندبراي شما سايبانهايي راآفريدوازكوهها غارهايي را قرارداد وبراي شما پوششهايي قراردادكه شما را ازگرما حفظ ميكندوپوشش هايي كه شما رادرميدان جنگ حفظ ميكند،اين چنين خداوندنعمت خود را برشما تمام ميكند شايدكه مطيع او شويد.»(نحل/81)
خداوند ازاين موضوع طبيعي به يك موضوع معقول اشاره ميفرمايد:لباسي كه به عنوان نعمت دراختيارشما بنيآدم قراردادم درعين اينكه پوشانندهي عورت شماست،مايهي آراستگي وزينت وزيبايي شما نيزميباشد.خداوندزيباترين زيبائيهاست(اَجمل الاجملين)،دوست دارد بندگانش نيزازاين جمال الهي بهرهمند شوند
خداوند متعال در پايان اين آيه لباس مادي را به عنوان نعمت ازطرف خود ذكر ميكند،نعمتي كه بايد نتيجهاي جز اطاعت و تسليم دربرابرفرمان خدا در پينداشته باشد. بنابراين اگراستفاده از اين نعمت منجر به اطاعت ازخداوند شود، نوعي سپاسگزاري ازمنعم است واگر نتيجه بهرهمندي ماچيزي جز اطاعت الهي باشد،كفران نعمت خواهد بود.
* نقش لباس در آرايش ظاهري انسان
لباس درآرايش ظاهري انسان وتجمل درزندگي نقش بسيار مهمي دارد،قرآن كريم اين موضوع را با عنوان« لباسا وريشاً»درآيه 26سوره اعراف بيان نموده است كه شاهد زينت و زيبايي دراين آيه كلمه « ريشاً» مي باشدكه به معناي پرِمرغان است ؛ زيرا پرِمرغان آرايش وجمال طبيعي آنهاست كه هم آنها را ميپوشاند( لباس)و هم موجب زيبايي وجمال پرندگان ميشود.
خداوند ازاين موضوع طبيعي به يك موضوع معقول اشاره ميفرمايد:لباسي كه به عنوان نعمت دراختيارشما بنيآدم قراردادم درعين اينكه پوشانندهي عورت شماست،مايهي آراستگي وزينت وزيبايي شما نيزميباشد.
خداوندزيباترين زيبائيهاست(اَجمل الاجملين)،دوست دارد بندگانش نيزازاين جمال الهي بهرهمند شوند؛وبه همين جهت امكان استفاده ازاين نعمت را براي تمامي انسانها فراهم نموده است.بدين سبب جمال وزيبائي،چه ظاهري وچه باطني موجب حُسن و ارزش انسان خواهد شد.
منابع :
مقاله ؛ عباس احمدي شاپورآبادي - سايت راسخون
سايت پرسمان
سايت درس هايي از قرآن
* زهرا اجلال
منبع: سايت تبيان
بيان قرآن كريم پيرامون لباس
خداوند متعال لباس مادي را به عنوان نعمت ازطرف خود ذكر ميكند،نعمتي كه بايد نتيجهاي جز اطاعت و تسليم دربرابرفرمان خدا در پينداشته باشد. بنابراين اگراستفاده از اين نعمت منجر به اطاعت ازخداوند شود، نوعي سپاسگزاري ازمنعم است واگر نتيجه بهرهمندي ماچيزي جز اطاعت الهي باشد،كفران نعمت خواهد بود.
کد خبر : ۲۱۵۸۰
