۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۷:۳۱

آیارئیس‌جمهور بر ادامه‌مسیر اصراردارد؟

اکنون آیا این منطقی ‌تر نیست که برای کاری این چنین بزرگ، نخست روی کاغذ در قالب لوایح و قوانین و با کار کارشناسی و گذراندن مراحل منطقی و با برنامه‌ریزی و از راه قانونی همه چیز را پیش‌بینی کنیم و بعد اجرای آن را با مسئولان مشخص و با اختیار و پاسخگو آغاز کنیم؟ چرا از آخر به اول شروع می‌کنیم؟
کد خبر : ۲۱۴۲۸

در هفته‌ای که گذشت، دولت پس از گذر از یک بازه زمانی 21 روزه پر التهاب و نگران کننده ـ که در پی برکناری وزیر اطلاعات کلید خورده بود ـ ادغام هشت وزارتخانه را ابلاغ کرد و به این ترتیب، مسأله جدیدی را در دولت، مجلس و جامعه کلید زد که در طول چند روز اخیر، به موضوع بحث‌ها، مجادلات و دعوا میان دولت و مجلس و محافل گوناگون تبدیل شده و هر روز هم ابعاد وسیع تری را در بر می گیرد.

به گزارش «تابناک»، در آن بازه زمانی 21 روزه، اگرچه سعه صدر رسانه ها و خویشتن داری بیشتر شخصیت ها و جریانات سیاسی اجازه بر هم زدن آرامش جامعه را به یک جریان خاص نداد و ظاهرا مسئله خاتمه یافت، اما تداوم رفتار فوق ـ این بار در قالبی دیگر ـ نیازمند بررسی و واکاوی عمیق تری است.

بنابر این گزارش، در دو شکل یا روش، اجرای ماده 53 قانون برنامه پنجم و ادغام برخی وزارتخانه‌ها را در این مقوله، و با هدف روشن تر شدن موضوع بررسی، مقایسه و نتیجه‌گیری می‌کنیم.

روش نخست

رئیس‌جمهور ابلاغ می‌کند که وزارت راه و ترابری در وزارت مسکن، وزارت نفت در نیرو، وزارت رفاه در کار و وزارت صنایع در بازرگانی ادغام می‌شوند و این به وزارتخانه‌ها و وزرای مسکن، نیرو، کار و بازرگانی هم ابلاغ می‌شود که با تشکیل کمیته‌ای، شرح وظایف و اختیارات وزارتخانه‌های جدید را برای ارایه به دولت تهیه کرده و پس از تصویب در دولت، به مجلس ارایه شود تا به تصویب نمایندگان برسد.

حال در مراحل اجرای این روش چه اتفاقاتی می‌افتد:

1 ـ وزرای راه و ترابری، نفت، رفاه و صنایع باید وزارتخانه‌های خود را به وزرای مسکن، نیرو، رفاه و بازرگانی تحویل داده و خداحافظی کنند.

2 ـ چهار وزارتخانه جدید ـ که حاصل ادغام هشت وزارتخانه سابق است ـ باید مسئولیت وظایف جدید را به عهده بگیرند؛ البته این وظایف، باید نخست در دولت و سپس در مجلس تصویب و قانونی شود. در این مدت، وزارتخانه‌های ادغام شده، بی‌مسئولیت و وزرای ادغامی بی‌اختیار هستند و وزارتخانه جدید بدون شرح وظایف و اختیارهای قانونی است و وزرای کنونی مسئول آن، در قبال وظایف جدید، بی‌اختیار و بلاتکلیف هستند؛ یعنی مدتی هشت وزارتخانه که تبدیل به چهار وزارتخانه شده و چهار وزیر ادغام ‌شده و چهار وزیر وزارتخانه‌های جدید، بلاتکلیف و با ابهامات بسیاری روبه‌رو هستند.

3 ـ در حالی که مجلس شورای اسلامی بر اساس رأی اعتمادی که پیش از این داده، وزرای برکنار شده را مسئول و پاسخگو می‌داند، اما دولت آنها را هیچ‌کاره دانسته و علاوه بر این، در جلسات هیئت وزیران هم شرکت داده نمی شوند.

در واقع از یک سو،، مجلس وزارتخانه‌های جدید را قانونی نمی‌داند و حق دخالت در وزارتخانه ادغامی برای آنها قایل نیست و رئیس مجلس و نمایندگان این نحوه ادغام را خلاف قانون می‌دانند، حال ‌آن‌که از سوی دیگر رئیس‌جمهور و برخی اعضای دولت، این ادغام‌ها را قانونی دانسته و به این ترتیب، یکدیگر را به انجام خلاف قانون متهم می‌کنند.

بنابراین، از فردا، هر وزیری از این هشت وزیر ـ برخی به استناد حرف مجلس و برخی به استناد سخن رئیس‌جمهور ـ می‌توانند متضاد با هم تصمیم بگیرند؛ یعنی وزیری بگوید: مجلس گفته قانونی نیست، من نمی‌روم و دیگری بگوید: دولت گفته قانونی است و باید کار را تحویل بدهم و...!

و سرانجام احتمالا در پایان این مناقشات، مصوبه‌ای جدید در مجلس به عنوان استفساریه یا قانونی جدید مبتنی بر نظر مجلس، تصویب و برای اجرا به دولت ابلاغ می‌شود و باید همه امور به شرایط اول باید برگردد. به این ترتیب، پس از مدت زمانی کشمکش و معطلی و فشل شدن امور در هشت وزارتخانه ـ که بعضی از آنها از قضا بسیار هم حساس هستند مثل نفت، نیرو و راه ـ روش معقول و غیرعجولانه برای ادغام آغاز خواهد شد؛ حال آن‌که انبوهی از سوءتفاهم، اختلاف، خاطرات تلخ و تبعات کاری معوق و... بر جای خواهد ماند!

روش دوم

1 ـ رئیس‌جمهور در هیأت دولت بر مبنای کار کارشناسی موضوع ادغام هشت وزارتخانه را بررسی و مصوب می‌کرد که این ادغام‌ها انجام شود و معاون توسعه و مدیریت نیروی انسانی، وزرا را مسئول می کرد که باید بنا بر این تصمیم کلی، چهار شرح وظایف و اختیارات برای وزارتخانه‌های جدید، تهیه و در دولت تصویب و به مجلس تقدیم شود.

2 ـ شرح وظایف تهیه شده پس از تصویب در مجلس و تبدیل شدن به قانون به دولت می رفت و وزارتخانه‌های جدید تشکیل و وزرای آنها برای گرفتن رأی اعتماد به مجلس معرفی می‌شدند و هر وزیر جدید، وزارتخانه ادغامی را منهای وزیر سابق تحویل گرفته و به شرح وظایف و اختیارات قانونی مصوب وزارتخانه جدید می‌پردازد و آغاز به کار می‌کند.

 در همه مراحل این کار ـ که حتی اگر چند ماه هم طول بکشد ـ وزارتخانه‌های هشت گانه سابق با مدیریت و مسئولیت وزیر مربوطه مشغول به کار خود بوده و هیچ‌گونه اختلال ـ بر خلاف ادعای رئیس‌جمهور که مدتها کارها تعطیل و برای تصویب در دولت و مجلس معطل خواهد شد ـ در امور پیش نخواهد آمد؛ افزون بر این‌که برای اجرای این قانون نیز نزدیک دو سال فرصت پیش‌بینی شده و امور مطابق قانون پیش خواهد رفت و هیچ اختلاف، سوءتفاهم، مجادله و کشمکشی هم پیش نخواهد آمد.

اکنون آیا این منطقی ‌تر نیست که برای کاری این چنین بزرگ، نخست روی کاغذ در قالب لوایح و قوانین و با کار کارشناسی و گذراندن مراحل منطقی و با برنامه‌ریزی و از راه قانونی همه چیز را پیش‌بینی کنیم و بعد اجرای آن را با مسئولان مشخص و با اختیار و پاسخگو آغاز کنیم؟ چرا از آخر به اول شروع می‌کنیم؟

اکنون این پرسش در افکار عمومی مطرح است که، دولت چه اصراری دارد، برای برخی کارهای از قضا مهم، راهکار دعوا، اختلاف، بحران، درگیری و کشمکش را برگزیند؟ آیا از این روش انتخابی در مسائل گذشته تجربه موفقی داشته؟ آیا مسأله استیضاح وزیر راه و ترابری و در پیش گرفتن دعوا و عدم حضور رئیس‌جمهور و وزیر مربوطه در جلسه مجلس تجربه موفقی برای دولت بود یا استیضاح وزیر نیرو و پیمودن راه قانونی با آرامش و بدون دعوا، وزیر راه بیچاره برکنار و از نمایندگان عذرخواهی کرد و رئیس‌جمهور هم مجبور به پذیرفتن آن ‌شد، ولی وزیر نیرو ابقا و به کارش ادامه داد.

رئیس‌جمهور همین تجربه ناموفق را درباره وزیر اطلاعات و ابقای وی بنا به نظر رهبری، پس از نزدیک سه هفته خانه‌نشینی و مقاومت داشت که سرانجام مجبور به اجرای همان چیزی شد که باید روز اول عمل می‌کرد.

نتیجه این مسیر 21 روزه برای دولت، رئیس‌جمهور، وزارت اطلاعات، جامعه و مردم چه بود و سوءاستفاده دشمنان از آن به چه میزان؟
 

 جناب آقای رئیس‌جمهور!

  به قاعده نباید هیچ گونه نشانه یا شائبه خشم،  عصبانیت یا انتقام جویی در تصمیم‌گیری های دولت وجود داشته باشد و می بایست با دور‌اندیشی  تصمیم‌گیری کنید، چراکه خود می‌دانید خدا شاهد بر همه امور است و صد البته، این گونه، تلاش های شما نتایج مطلوب‌تری هم به دنبال خواهد داشت.


نظرات بینندگان
سیدمحمدعلی سیاذت
|
Germany
|
۰۶:۴۲ - ۱۳۹۰/۰۲/۲۵
بابااین احمدی نزادهم دنباله روها..... وخاتمی است امابارنگ ولعاب دیگر.خوبه که ملت معنای تبعیت ازرهبری به سبک احمدی نزادرا هم فهمیدند
غلام (جاده چالوس)
|
Germany
هر كه در خط ولايت نباشه محو خواهد شد و فرقي هم نميكنه كه نام طرف كي باشه ! اتفاقا سنگيني جرم بعضي ها كه شعار دروغ ولايتمداري رو به خورد ماها دادن سنگين تره !