به گزارش فارس، كتاب خاطرات محمود عباس از جمله اسنادي است كه ميتواند براي محققين روند سازش و علاقمندان حوزه فلسطين مفيد باشد چرا كه عباس از جمله كليديترين مهرههاي روند سازش بوده است.
اگرچه اين خاطرات بيشتر حول محور مذاكرات اسلو و قبل از آن دور ميزند ولي اطلاعات ناب آن درباره نوع نگاه مبارزان فلسطيني با گرايشات غيراسلامي و غيرجهادي، نحوه ارتباط آنها با گروههاي صهيونيست از ابتدا تاكنون و روند سازش ميتواند براي مخاطبان آن جالب باشد. ضمن اينكه قاعدتاً نبايد از اين كتاب انتظار داشت تا با نگاه جهادي و اصيل مقاومت به موضوع بنگرد.
خبرگزاري فارس نيز به جهت اهميت اين موضوع، كتاب خاطرات محمود عباس را به طور كامل و به شكل سلسلهوار منتشر ميكند.
قسمت هشتادو يكم اين مطلب به خوانندگان محترم ارائه ميشود:
*علم رمل و جفر ندارم
هرچند ما نتوانستيم در پايان دور دهم مذاكرات، با اسرائيلي ها به توافق نامه اي دست يابيم، اما مي توانيم بگوييم كه ما در آستانه دستيابي به يك توافق نامه قرار گرفتيم. به همين دليل لازم بود ما گستره افراد آگاه از كانال اسلو را افزايش مي داديم و تلاش مي كرديم فضا را به گونه اي آماده كنيم كه حاصل كار ما را بپذيرند. به ويژه اينكه همه اخبار و اطلاعات رسيده بيانگر شكست مذاكرات واشنگتن بودند. همچنين اين اخبار از وجود اختلاف ميان رهبري[فلسطين] با هيئت مذاكره كننده[فلسطيني] حكايت داشتند. در حاليكه هيئت مذاكره كننده، در همه عرصه ها، تيمي شناخته شده و مورد تأييد بود.
به همين دليل خوش بين بودن، كمي دشوار و سخت است. نمي توان اين را باور كرد. اما با اين حال من وارد ميدان شدم. من اين تجربه را از مجلس انقلابي جنبش فتح شروع كردم. اين مجلس در هفدهم ژوئيه 1993 برگزار شد. من در اين نشست به هنگام طرح نقاط مثبت دورهاي نهم و دهم مذاكرات واشنگتن، بر خلاف جريان پارو زدم و تلاش كردم به مواردي جزئي از اين نقاط مثبت اشاره كنم. مي خواستم تأكيد كنم كه اين مذاكرات به طور كلي شكست نخورده و هنوز فرصت هاي فراواني براي موفقيت وجود دارد. سپس به طور قاطع گفتم كه تا پايان امسال بي ترديد ميان ما و اسرائيلي ها يك توافق صورت مي گيرد. ممكن است اين توافق از سوي امريكايي ها تحميل شده باشد. چه بسا شما از اين توافق نامه راضي و خرسند باشيد و چه بسا كه نه. ممكن است اين توافق نامه اسرائيلي ها را راضي بكند و ممكن است چنين نشود، اما در هر صورت اتفاق مي افتد. من بر اساس يك سري اخبار و اطلاعات سخن مي گويم؛ علم رمل و جفر ندارم. اين توافق نامه دو مرحله اي خواهد بود. مرحله انتقالي و نهايي؛ مرحله انتقالي به مدت دو سال و مدت مرحله نهايي تا پنج سال طول مي كشد. در دوره انتقالي از يك تشكيلات خودگردان انتقالي برخوردار خواهيم بود. بر اساس اين توافق نامه در مرحله اول، نمي توان موضوع حاكميت را مطرح كرد. ممكن است از غزه و اريحا عقب نشيني صورت بگيرد. طرح موضوع هاي قدس، شهرك ها و پناهندگان نيز به مرحله نهايي موكول خواهد شد.
*اطمينان مخالفان به من به دليل صداقتم بود
من به طور خلاصه، اسناد اسلو را تشريح كردم اما نامي از اسلو يا مذاكرات پنهاني نبردم. در دو روز بعد از اين اجلاس همين كار را دركميته مركزي ساف انجام دادم. در آنجا درباره طرح هايي گفتگو شد كه از نگاه برخي طرح هاي خيالي و غير واقع بينانه قلمداد مي شدند. به همين دليل برخي از افراد تندرو تلاش كردند با تعيين شرط هايي، ثابت كنند كه اين طرح ها قابل اجرا نيستند. انگيزه اين افراد مانع تراشي بود. به عنوان مثال گفته شد: "عقب نشيني از غزه و اريحا با حضور ساف در آنجا، كافي است. " اما من با اعتراض به اين گفته، اعلام كردم: "بدون اعلاميه مباني مشترك، چنين طرحي ميهني نخواهد شد. حتي اگر ساف در غزه و اريحا، در رأس قدرت باشد. به همين دليل بايد اعلاميه اي تهيه كرد كه در آن به عقب نشيني از غزه و اريحا پرداخته شده باشد.... اما وجود ساف نيز مسأله اي است كه در حال حاضر قابل طرح نيست. "
من اين مطالب را در حالي بيان مي كردم كه مي دانستم ما درباره اقرار دوطرفه سخن مي گوييم. اما بيم داشتم كه در اين باره به توافق نامه اي دست نيابيم. در نتيجه مخالفان هر دستاوردي را فراموش كنند و فقط موضوع سازمان آزادي بخش را محور قرار دهند. اين درحالي بود كه موضوع مشاركت ساف اساساً بر اساس نامه تضمين ها و در مرحله نهايي انجام مي شد. پيش از اين به هنگام سخن گفتن درباره مشاركت فلسطيني هاي خارج از اراضي، به طور غيرمستقيم به آن اشاره كردم.
برخي بر اين باور بودند كه ما از طريق مصر در حال انجام تماس هاي سري هستيم. اين افراد ادعا مي كردند كه اين اطلاعات از طريق همين كانال مصر به ما مي رسد. در اينجا به اطلاعاتي اشاره شد كه از دولت امريكا و محافل اسرائيل ارائه مي شود و ادعا مي شود كه امريكا خود را آماده تهيه طرحي مي كنند كه آنرا بر دو طرف اسرائيلي و فلسطيني تحميل كند. واكنش محافل درون ساف و جنبش فتح به سخنان من اين بود كه آنان گفته هايم را تأييد مي كردند. زيرا آنان پيش از اين نيز ديده بودند كه من به هنگام سخن گفتن درباره موضوعي، به صورت مبالغه آميز و يا با كم توجهي، آن موضوع را طرح نمي كنم. آنان مي دانستند كه من هميشه واقعيت را آنگونه كه هست مي گويم. به همين دليل همه مخالفان اظهاراتم و نيز موافقان اين اظهارات، به گفته هايم اطمينان مي كردند.
*بن بست هايي كه آمريكايي ها راهگشاي آن شدند
دور يازدهم: 1993/7/25
هتل هولوشيولي - مركز همايش ها
اين دور از مذاكرات و دورهاي پس از آن، بسيار سخت و نفس گير بود. شمارش معكوس، رفته رفته به اهرم فشاري تبديل مي شد كه در دستيابي به توافق، بر دو طرف فشار وارد مي آورد. چراكه بيم انتشار اخبار اين كانال و در نتيجه شكست مذاكرات وجود داشت. به همين دليل هر دو طرف وارد بحث درباره جزئيات طرحي شديم كه ما در آغاز ارائه نموده بوديم. در اين گفتگوها مسائل اختلافي بنيادين، سطحي و شكلي بسياري آشكار شد.
ما احساس مي كرديم كه اسرائيلي ها در پي بهره گيري از فشارها براي تحميل خواسته هايشان بر ما هستند. ما به هيئت خودمان مي گفتيم كه به اين فشارها توجه نكند. زيرا در مذاكرات چنين امري طبيعي است. همچنين از آنان مي خواستيم تا دستيابي به حداقل هاي مطلوب براي موفقيت اين طرح، هرگز به امتيازدهي و كوتاه آمدن روي نياورد. علاوه بر اين، ما در برابر رهبري خود احساس مسئوليت مي كنيم. رهبري كه از هيچ چيز خبر ندارد و هزار و يك دليل براي مخالفت پيدا خواهد كرد و پيش از اينكه به دنبال ديدن نقاط مثبت اين توافق ها باشد، بر روي نقطه ضعف ها دست مي گذارد. به همين دليل بايد واژه به واژه، جمله به جمله و بند به بند طرح را موشكافي مي كرديم تا بتوانيم در آخر كار، از توافق نامه دفاع كنيم.
هرچه به لحظه موعود نزديك تر مي شديم، به همان اندازه احساس هاي دوگانه و متناقض و حالت دو دلي در ما بيشتر مي شد. زيرا از يك سو ما در آستانه تحقق يك توافق نامه تاريخي قرار داشتيم و از سوي ديگر مسئوليتي سنگين را به دوش مي كشيديم و در برابر رهبران و مردم خويش و به طور كل در برابر اعراب احساس مسئوليت مي كرديم. با اين حال ما همگي-هيئت مذاكره كننده و ناظرين بر اين تيم- براي اين امر آمادگي داشتيم.
ما مي دانيم كه اسرائيلي ها در هر مناسبتي ترديد خود نسبت به موضع ما و تمايل ما براي دستيابي به توافق نامه را اظهار مي كردند. آنان نسبت به توان ما براي امضاي توافق نامه -به هنگام فرارسيدن موعد امضا- اظهار ترديد مي كردند. به محض اينكه ما بر سر يك موضوعي ايستادگي مي كرديم و يا ايرادي وارد مي نموديم، آنان تصور مي كردند كه ما به دنبال بهانه مي گرديم تا از امضاي توافق نامه فرار كنيم.
در اين بازه زماني، امريكايي ها امريكايي ها وارد عمل شدند و ايده تحويل زودهنگام تشكيلات در برابر ارائه برخي كمك هايي اقتصادي را به ما پيشنهاد كردند. اين راه كار براي برون رفت از بن بستي بود كه مذاكرات واشنگتن با آن مواجه شده بود.
*تلاش دنيس راس براي تامين منافع شخصي خود
برخي از اعضاي تيم اعزامي به واشنگتن با اين پيشنهاد موافق بودند. چراكه به اعتقاد اينان در شرايطي كه ملت ما در اراضي اشغالي با فضايي خفه كننده روبروست، پذيرش چنين پيشنهادي موجب مي شود ملت ما بتوانند تا اندازه اي امكان تنفس پيا كنند. از سوي ديگر مذاكرات واشنگتن نيز فلج شده بود. اما پذيرش اين پيشنهاد روند سازش را با خطري جدي روبرو مي ساخت. زيرا چنين كاري ممكن بود در يك لحظه، آغاز و پايان همه چيز باشد.
هيئت امريكايي تلاش مي كرد با تزئين اين ايده، همه را به پذيرش آن وادار كند. اسرائيلي ها نيز هيچ گونه اعتراضي به اين امر نداشتند. بي ترديد ما در دور نهم مذاكرات اسلو مشاهده كرديم كه اسرائيليها از تلاش هاي دنيس راس براي تحقق منافع شخصي خودش، خبر مي دادند. واقعيت اين است كه ارتباط دادن اين ايده با همين گفته هاي هيئت اسرائيلي در دور نهم مذاكرات، يك فرضيه بود. اما اطلاعات دقيقي از وجود چنين ارتباطي در اختيار ما نبود. از سوي ديگر مي ديديم كه نروژي ها -هرچند به طور غير مستقيم-همه اهتمام خود را صرف مذاكرت مي كنند تا كانال اسلو با موفقيت به انجام برسد. اينان البته اين تلاش ها را براي به دست آوردن منافع معنوي خودشان انجام نمي دادند. اگرچه دستاوردهاي معنوي نيز خواسته اي مشروع و پذيرفته است، اما احساس مي كرديم كه آنان تمايل فراواني دارند كه سازش فلسطيني-اسرائيلي محقق شود.
ايده انتقال زودهنگام تشكيلات در زماني مطرح شد كه فيصل الحسيني، حنان عشراوي و صائب عريقات استعفاي خود را از تيم مذاكره كننده اعلام كردند. اما اين سه نفر پس از اندكي استعفاي خود را بازپس گرفتند و فكر كردن درباره انتقال زودهنگام تشكيلات را نيز كنار گذاردند. زيرا ما آنان را از خطرها و پيامدهاي منفي اين ايده آگاه ساختيم و به آنان يادآور شديم كه بن بست هاي مذاكرات واشنگتن و ناكامي هاي ناشي از آن نمي توانند توجيه خوبي براي پذيرش چنين ايده اي باشند.
*مذاكرات دور يازدهم
اوري سفير: پس از بازگشت از دور گذشته مذاكرات، با گرمي مورد استقبال قرار نگرفتيم. زيرا ما نتايج مثبتي را به همراه خود نبرده بوديم. نكاتي را كه تري لارسون به هنگام حضورش در تونس بيان كرد، توجه ما را به خود جلب كرده است. ما با مشكل افشاي اطلاعات و نيز با عنصر زمان مواجه هستيم. كساني كه از اقدامات ما خبر دارند، نسبت به چنين مسأله اي اظهار بي اطلاعي مي كنند. اما آنان كه بي خبرند، به صراحت اعلام مي كنند كه مي دانند. اميدواريم ايده هاي جديد خود را به سمع ما برسانيد.
ابوعلاء: ما با اميد به دستيابي به يك شكل نهايي به اينجا آمده ايم. شكلي كه ما را از مرحله مذاكره بر سر متن توافق نامه به مرحله تفاهم و پياده سازي توافق نامه برساند. ما بر اين باوريم كه زمان به يك مشكل كاملاً جدي تبديل شده است. ديگر فعاليت ما در همان چارچوبي نيست كه در ابتدا، آغاز كرده بوديم. مطبوعات شما -و نيز مطبوعات عربي- تلاش مي كنند هر روز داستاني را درست كنند. عده اي در سطح بين المللي و نيز در سطح جهان عرب تحركات ما را زير نظر دارند. علاوه بر اينكه امريكا نيز فعاليت خود را شروع كرده است. ما در آستانه ديدار ميان دنيس راس و كريستوفر و وزيرخارجه روسيه هستيم. طرف هاي بسياري هستند كه دستيابي ما به يك توافق نامه به اين شكل، برايشان خرسند كننده نيست. به همين دليل ما موضع خود را در قالب يك طرح تكامل يافته، واقع بينانه و عيني گرا نهايي كرده ايم. به طوري كه در آن به همه عناصر و مسائل توجه شده است.
پس از اين گفتگو، طرح تهيه شده از سوي فلسطيني ها ميان اعضاي جلسه توزيع شد و جلسه به منظور مطالعه اين طرح متوقف گرديد. اسرائيلي ها نيز نسخه اي از طرح خود را به هيئت مذاكره كننده ما تحويل داده بودند.
اطمينانمخالفان بهمنبهدليل صداقتمبود
همه اعضاي مجلس ملي فلسطين ميدانستند كه من هميشه واقعيت را آنگونه كه هست ميگويم؛ به همين دليل همه مخالفان اظهاراتم و نيز موافقان اين اظهارات، به گفتههايم اطمينان ميكردند.
کد خبر : ۲۰۸۶۲