۰۵ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۳:۰۳

هشدارنبوی‌درمورد‌اشرافی‌گری‌جریان‌انحرافی

هشدارنبوی‌درمورد‌اشرافی‌گری‌جریان‌انحرافی
سیدمرتضی نبوی از سربرآوردن طیفی در درون گفتمان اصولگرایی خبر می‌دهد که ادامه جریان اشرافیت قبلی است
کد خبر : ۲۰۰۴۶

به گزارش صراط نیوز به نقل از مشرق، صحبت کردن با سیدمرتضی نبوی کار آسانی نیست. او که سابقه مبارزه در دوران ستمشاهی را نیز دارد، به تنهایی تاریخ 50 ساله گویایی از سیاست داخلی در ایران است. مردی که اینک اگرچه گرد پیری و پختگی بر سر و رویش نشسته و با طمأنیه فراوانی صحبت می‌کند، اما ردپای شور و نشاط یک آرمانخواه انقلابی را می‌شود در حرفهایش دید.
با او در مرکز پ‍ژوهش مطالعات راهبردی توسعه به گفت‌وگو نشستیم. وزیر سابق ارتباطات و مدیر مسئول روزنامه رسالت، به سوالات مختلف و البته مرتبط ما، پاسخ‌های مشروحی داد.
او از سربرآوردن طیفی در درون گفتمان اصولگرایی خبر می‌دهد که ادامه جریان اشرافیت قبلی است و همانند آنها اهل تجدید نظرطلبی هم هست.
مشروح مصاحبه فارس با مرتضی نبوی را در ذیل بخوانید:

*به عنوان اولین سؤال بفرمایید که تحلیلتان از کارنامه اصولگرایان در دوران حاضر چیست؟ به هر حال این اصولگرایان هستند که هم اکنون در دو مجلس در اکثریت بوده‌اند و دولت نیز در اختیار آنهاست؛ لذا به نظر می‌رسد زمان مناسبی برای ارزیابی عملکرد گفتمان اصولگرایی باشد.

نبوی: باید بگوییم عملکرد خوبی داشتند که البته برای مردم هم ملموس بوده است. اصولگرایان توانسته‌اند در جهت تحقق شعار عدالت در جمهوری اسلامی و توجه به اقشار متوسط و پایین جامعه اقدامات مثبت و گسترده‌ای چه در سطح مجلس و چه در سطح دولت داشته باشند. باید گفت که در دورانی که اصولگرایان در مجلس و دولت حضور یافته‌اند رابطه بین دولت و مردم نیز که در گذشته به سردی گراییده بود گرم‌تر شد.
در همین دوران بازتولید گفتمان انقلاب اسلامی در دیپلماسی بین‌المللی ما نیز رخ داده است و در واقع الگوی مقاومت در مقابل زیاده‌خواهی آمریکا و غرب تعریف شد.
همچنین در صحنه سیاست داخلی نیز یک الگوی رفتاری بین اصولگرایان ایجاد شد به طوری که اگرچه اکثریت مجالس هفتم و هشتم و دولت اصولگرا بودند اما این سبب نشد که این طیف نسبت به عملکرد یکدیگر اغماض داشته باشند و در واقع نقد درون گفتمانی در اصولگرایان نهادینه شد و این درست خلاف همان چیزی است که در دوران اصلاح طلبان شاهد بودیم که چطور هنگامی‌که اکثریت مجلس و دولت را در اختیار داشتند، نسبت به یکدیگر تساهل و اغماض به خرج می‌دادند.

* به ضعف‌ها هم اشاره کنید. به هر حال به نظر می‌رسد موقعیت کنونی،‌ فصل مناسبی برای نقد کلی‌تر جریان اصولگرایی و شناخت نقاط ضعف آن در کنار نقاط قوتش باشد.

نبوی: جریان اصولگرایی ضعف‌هایی هم دارد اما باید گفت که برخی تقابلات موجود در واقع پویایی جریان را نشان می‌دهد؛ یعنی اصولگرایان در عین اصولگرا بودن، در تنظیم روابط و رعایت جایگاه‌ها جدی هستند.
مثلاً می‌‌بینیم که این چالش‌ها عموما حول و حوش برداشت از قانون اساسی شکل می‌گیرد و این به نظر من نشان‌دهنده جدیت اصولگرایان است. البته اگر به دنبال این چالش‌ها به راهکارهایی نیز برسیم، این راهکارها وضعیت ما را پیشرفته‌تر می‌کند و می‌تواند منجر به تدوین منطقی روابط بشود که کارایی بیشتر ما را در پی خواهد داشت.

* ضعف‌هایی هم بعضا در درون جریان شکل گرفته است که سبب‌ساز ایجاد موقعیت‌های خاصی شده‌اند. تحلیل شما از این ضعف‌ها چیست؟

نبوی: جریان اصولگرایی اضلاع مختلفی دارد که شخصیت‌های مؤثر و برخی احزاب این اضلاع را تشکیل داده‌اند اما باید گفت که اکنون این جریان گسترده اصولگرایی در درون خود شاهد جریانی است که خودشان می‌گویند ما از اصولگرایی عبور کرده‌ایم.
شواهدی که از این طیف دیده شده این است که آنها نسبت به گفتمان انقلاب اسلامی که در ابتدای دولت نهم بازتولید شد تجدیدنظرهایی دارند.
این طیف سراغ اسلام منهای روحانیت می‌رود و مثل اینکه متمایل به اسلام منهای ولایت فقیه و یا به قید عام‌تر آن اسلام منهای مرجعیت نیز هست. البته آنها از ولایت دم می‌زنند ولی باید گفت که به دنبال ایمان، عمل صالح هم نیاز است و التزام عملی نیز فرع بر اعتقاد است.
آنها به روحانیت کم‌محلی می‌کنند و بحث عبور از اصولگرایی را نیز مطرح می‌کنند، البته من نمی‌خواهم اسم کسی را ببرم اما این ویژگی‌هایی است که از آنها منتزع شده.
باید گفت که آنها حتی در پایبندی به شعار مهم مبارزه با فساد و اشرافیتی که شکل گرفته بود نیز تجدید نظر کرده‌اند و برخی در حال جایگزین شدن در مقام طبقه اشراف قبلی هستند. منتهی با یک سرعت و ناشیانه‌گری بیشتر.
یعنی آن چیزی که به شدت از سوی خود این طیف مورد حمله بود حالا خودشان به آن دچار شده‌اند و دور نخواهد بود که شاهد مثال‌هایی از انحرافات اقتصادی و توجه به رانت‌های دولتی توسط این جریان تجدید نظرطلبی باشیم.
البته به این نکته نیز باید اذعان کرد که بخشی از آنها که می‌توان به آنان گفت جریان انحرافی، هم اکنون سعی می کنند پشت چهره های موجه و دولت مخفی شوند.

* تحلیلتان از آینده این جریان چیست؟ آیا آنها موفق می‌شوند به اهدافی که در نظر گرفته‌اند برسند؟

نبوی: این جریان خاستگاه و ریشه اجتماعی ندارد و گرفتار تجدیدنظرطلبی است اما از خصوصیات آن نیز این است که در درون جریان اصولگرایی نفوذ کرده و برای دستیابی به رانت‌های دولتی و نفتی تلاش کرده و می کند.
من اعتقاد دارم آینده اینها نیز ظهور و بروز بیشتر در استفاده از رانت‌هاست و بعد از آن نیز برملا شدن بیشتر انحرافاتشان و اینکه اینها مشروعیت خود را از دست خواهند داد.
البته اگر مردم متوجه بشوند که اینها در عمل در نقطه مقابل شعارهای خودشان قرار گرفته‌اند آن وقت این مسئله منجر به این خواهد شد که این جریان به سرعت منزوی شود. زیرا اینها با شتاب به همین سمتی که عرض کردم در حال حرکت هستند و من معتقدم که مردم متوجه این مسئله شده‌اند.

* اساساً آیا شما معتقد هستید که این جریان می‌تواند منشأ یک فتنه جدید باشد و یا یک فتنه را مدیریت کند یا خیر؟

نبوی: باید گفت که این اشرافیت می‌تواند منجر به فتنه شود در واقع ریشه فتنه حب جاه و مقام و فامیل است که این اشراف این حب را دارند.
در واقع از ابتدای انقلاب اسلامی ما یک اشرافی‌گری شکل گرفت و اشرافی به صحنه آمدند که ضمن اینکه در قوای مختلف بودند با یکدیگر نیز متحد و دست به دست هم داده بودند و در عین حال برایشان هم بسیار سخت بود که از موقعیت و اشرافیتی که داشتند دست بکشند.
لذا مردم در تمام طول سال‌های گذشته انتظار یک تحول را می‌کشیدند و من معتقدم سال 84 و پیروزی دولت احمدی نژاد پاسخ مثبتی بود به این درخواست عمومی مردم و تقابل با اشرافیتی که ذکر کردم.
اما امروز شاهدیم که اشرافیتی جدید در ادامه همین جریان شکل گرفته از آغاز انقلاب به وجود آمده و البته در درون جریان اصولگرایی نیز نضج گرفته است. البته قاطبه اصولگرایان با جریان نفوذی و انحرافی مخالفند.
باید گفت این جریان اشرافی‌گری جدید در واقع در درون اصولگرایان مطرح و هم اکنون نیز دارای ثروت و قدرتی شده که شیرینی آن نیز زیر دندانشان رفته است.
البته نظام در مقابل فتنه تجربه دارد و عکس العمل سریع مردم نیز می‌تواند دامنه فتنه را کاهش دهد زیرا هر مقداری که مردم سریعتر با این پدیده انحرافی آشنا شوند تأثیرات آن کمتر خواهد بود، ضمن اینکه با سرعت بیشتری نیز منزوی می‌شود.
نکته دیگری هم در این میان وجود دارد و آن اینکه این جریان که می‌شود به آنها گفت جریان انحرافی، می‌گویند ما می‌خواهیم رأی طرف دیگر را جذب کنیم اما در عرصه واقعیت در حال اتحاد با افراطی‌های جریان مخالف هستند.
در واقع این جذب کردن رأی دستاویزی شده است برای اتحاد با چهره‌های افراطی جریان مقابل که این مسئله تا حدودی در انتخابات هیئت رئیسه اتاق بازرگانی تهران ظهور و بروز داشت و شاهد بودیم که چهره‌های وابسته به این جریان با جریان رادیکال اصلاحات ائتلاف کرد و البته بعید نیست این جریان در انتخابات آتی مجلس هم همین کار را دوباره تکرار کند.

* بخش عمده‌ای از اصلاح‌طلبان و سران آنها با جریان فتنه تعامل عمیقی داشتند. تحلیل شما از وضعیت فعلی آنها چیست. فکر می‌کنید ظهور و بروز آنها در آینده و به ویژه در انتخابات‌ها چگونه خواهد بود؟

نبوی: ما نمی‌توانیم صورت مسئله را پاک کنیم. برخی اصلاح‌طلبان یا همان چپ‌های سابق پایگاه اجتماعی دارند اما سران مشهور این جریان تبدیل به چهره‌های سیاسی سوخته شده‌اند زیرا ساختارشکنی کرده‌اند و سبب شده‌اند که جریان اصلاحات ضربه‌های سختی بخورد و به تعبیری اصلاح‌طلبی را تبدیل به جریانی بی‌سر کرده‌اند.
اما به هر حال این جریان چهره‌هایی هم دارد که در چارچوب نظام عمل کرده و نسوخته‌اند. یعنی این جریان شانس بازسازی دارد و من معتقدم که اینها از فرصت آتی مجلس هم نخواهند گذشت.

* تحلیلتان از ماجرای ائتلاف اصولگرایان چیست؟ فکر می‌کنید با توجه به اینکه تجربه نشان داده هرگاه در قدرت بوده‌ایم، تا حدی در ایجاد ائتلاف دچار اشکال شده‌ایم، آیا می‌توان به فرمول‌های گروه 3 نفره و در ادامه گروه 13 نفره امیدوار بود یا خیر؟

نبوی: بله، اصولگرایان می‌توانند ائتلاف کنند و به نظر من این عملی است. البته من در جریان اقدامات لیست سه نفره نیستم که البته باید گفت این بی خبری هم تا مقطعی مصلحت به نظر می‌رسد.
این نکته را هم باید اضافه کرد که ما چندان تجربه ناموفقی در ائتلاف اصولگرایان به ویژه در آن هنگام که در قدرت بوده‌ایم، نداریم. مثلا در انتخابات مجلس هشتم، توانستیم این ائتلاف را عملی کنیم و در مجلس موفق شویم.

* در این میان آیا برای جریان انحرافی هم نقشی قائلید؟ به نظر شما آیا آنها می‌توانند در این روند ائتلاف اخلال ایجاد کنند؟
جریان انحرافی در جلب آرای مردم تحلیل غلطی دارد که این تحلیل غلط آنها در شورای سوم هم نمود پیدا کرد. البته در شورای سوم و در آن مقطع این جریان مرزبندی‌های شفافی نداشت به طوری که برخی افراد که خود در آن مقطع محور عمل بودند هم اکنون تبدیل به منتقد این جریان شده اند. لذا بعید می‌دانم که این جریان بتواند از پایگاه اجتماعی مطلوبی برخوردار باشد و در ادامه این را هم بعید می‌دانم که اینها بتوانند سبب ایجاد اخلال در وحدت اصولگرایان شوند اما بعید هم نیست.

* اجازه بدهید به بیرون از ایران هم نگاهی داشته باشیم. نظرتان راجع به خیزش کشورهای اسلامی چیست؟ آیا اساسا این اتفاقات را ثمره بیداری اسلامی می‌دانید یا نه؟

نبوی: در انقلاب خود ما هم جریان اسلام گرایی غالب بود اما معنای این حرف این نیست که جریانات دیگر نبودند؛ بودند اما رهبری با امام راحل بود و جریانات دیگر بعداً کنار رفتند.
هم اکنون در کشورهای اسلامی نیز همین اتفاق افتاده است. الان در این کشورها برخی گروه‌ها تحت تأثیر شبکه‌های اجتماعی هستند، برخی دیگر در مباحث اسلامی عمق ندارند و ناراضیانی هم هستند که بهانه‌های اقتصادی دارند اما جریان غالب کلی، اسلام خواهی و بیداری اسلامی است که در عمده کشورهای اسلامی بروز کرده و الگوگیری از انقلاب اسلامی ایران نیز وجه غالب اینهاست.
آنها اقداماتی را که انجام می‌دهند تماما برگرفته از انقلاب اسلامی ماست به طور مثال در گذشته مردم کشورهای مختلف در هنگام قیام به کشورهایی مثل شوروی سابق، کوبا یا چین در قیام خود تمسک می‌کردند و با مبارزات مسلحانه به صحنه می‌آمدند اما امروز شاهد هستیم که مردم کشورهای خیزش کرده با الگوگیری از انقلاب اسلامی ایران و با حضور مردم به صحنه آمده‌اند که باید گفت این امر ظهور قدرت نرم انقلاب اسلامی است.

* در باب مصادره این انقلاب‌ها هم تحلیلتان را بگویید؟ دشمن موفق خواهد شد یا نه؟

نبوی: دشمن در این خیزش‌ها زوایای محدودی را در رسانه‌هایش نشان می‌دهد. آنها نمازهای جمعه میلیونی و نمازهای جماعت را نشان ندادند.
این را باید گفت که غرب به سرکردگی آمریکا این هنر را دارد که وقتی با چالش رو‌به‌رو می‌شود سعی می‌کند آن را مدیریت کند، مثلا آنها در انقلاب‌های اخیر تأکید کردند که این تغییرات خواست خود ما هم بوده است در حالی‌که غافلگیری آنها در این انقلاب‌ها بسیار روشن است.
شما می‌توانید طیف مواضع اوباما و کلینتون را بررسی کنید و تناقض‌ها برای شما آشکار شود. آنها اول طرفدار دیکتاتور مصر بودند اما بعدا به مخالفانش تبدیل می‌شوند و همین می‌شود که مردم مصر بعد از رفتن مبارک و آمدن دولت نظامی باز هم قیام کرده و می‌گویند ما این وضعیت را نمی‌خواهیم.
این جریان برگشت ناپذیر است زیرا این بیداری، اسلامی است.

* وزارت خارجه ما در این مسئله چطور عمل کرد؟
وزارت خارجه ما در قبال این مسئله عملکردش ضعیف بود و حالا هم به رکود کشیده شده است. عملکرد نظام مثبت بود اما وزارت خارجه به رکود کشیده شده و اصلا می‌شود گفت که وزارت خارجه ما در قبال این مسئله نیمه تعطیل است.

نظرات بینندگان
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۳۴ - ۱۳۹۰/۰۲/۰۵
۱
۲
پول دار بودن بد نیست خیلی هم خوبه ما فقرا همیشه آرزوی آن را داریم. کسی که پولدار باشه قاعدتا مثل پولدار ها رفتار می کنه. این شعارها هم اگر صادقانه باشه کمونیستیه و اگر صادقانه نباشد که نیست عوامفریبیه! شما هم اگر واقعا ضد اشرافی گری هستید باید به موسوی رای میدادید!