۱۷ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۹:۱۵

دروغ به تماشاگران جدایی نادر از سیمین

دروغ به تماشاگران جدایی نادر از سیمین
در این سطور کم شمار که در آن باید حوصله خواننده سایبری را هم در نظر گرفت، فرصت زیادی برای پرداختن به ابعاد پنهان سیاسی و غرض‌ورزانه آخرین ساخته فرهادی نیست اما...
کد خبر : ۱۹۰۳۹
مشرق: بعد از گذشت نزدیک به 20 روز از اکران فیلم «جدایی نادر از سیمین» باید فرض را بر این گذاشت که خواننده این مطلب، داستان فیلم را می‌داند اما اقبال کم رمق مخاطبان به این فیلم به نسبت رقیب نوروزی‌اش، نگارنده را مجبور می‌کند که حداقل داستان فیلم را در چند خط تعریف کند.

داستان فیلم «جدایی...»
«جدایی...» داستان اختلاف نادر (پیمان معادی) با سیمین (لیلا حاتمی) است که اولی بر نگهداری از پدر پیرش (علی‌اصغر شهبازی) اصرار دارد و دومی، به آینده فرزندشان، ترمه (سارینا فرهادی) تأکید می‌کند. در این میان البته پای زنی به نام راضیه (ساره بیات) برای نگهداری از پدر نادر به خانه‌شان باز می‌شود که داستان را وارد فازهای دیگری می‌کند. دعوای نادر با راضیه برای یک سوءتفاهم و البته مهمتر از آن تنها گذاشتن پدر نادر در خانه و دعوا با او، مرگ جنین در رحم راضیه را بر گردن نادر می‌اندازد اما واقعیت را در انتهای فیلم می‌شود فهمید که تصادفی در خیابان باعث این مرگ شده است. در این میان پای حجت (شهاب حسینی) به عنوان شوهر راضیه هم به میان کشیده می‌شود و داستان گره‌های خود را یکی پس از دیگری پشت سر می‌گذارد.

دروغ فرهادی به تماشاگران فیلم
شاید بشود گفت که صحنه تصادف راضیه در خیابان، آن هنگام که به دنبال پدر نادر رفته بود، نقطه عطف فیلمنامه است که فرهادی برای سرگرم کردن تماشاگر، آن را به طریق رندانه‌ای از تدوین نهایی فیلم حذف کرده است.
اصغر فرهادی در جایی گفته: این صحنه مهمی است. اما اگر یک بار دیگر فیلم را ببینید، نشانه‌هایی را می‌بینید که این تصادف رخ داده. کافی است تماشاگر به خودش اعتماد کند و خودش هم شریک ساختن فیلم بشود. شما حتی صدای ترمز و صدای صحنه تصادف را می‌شنوید و در پلان بعد، حال بد راضیه را می‌بینید و بعد در اتوبوس می‌بینید که او از بی‌حالی ضعف می‌کند، سرش گیج می‌رود و می‌افتد. به جای اینکه صحنه تصادف را نشان دهم، پیامدش را گذاشتم. ولی خوب سلیقه روز این شکلی است و تماشاگر عادت به این طور اطلاعات گرفتن ندارد و اسمش می‌شود اطلاع‌رسانی قطره‌چکانی.
فرهادی به این نکته مهم اشاره می‌کند که فیلم را در دو نسخه مونتاژ کرده. یک بار با صحنه تصادف و دیگری بدون آن ولی بیشتر کسانی که برای اولین بار فیلمش را دیدند، نظرشان این بوده که مونتاژ فیلم، بدون صحنه تصادف بهتر بوده است.
آنچه در این میان نباید فراموش شود، دروغ فرهادی به مخاطب است، چرا که هیچکدام از نشانه‌های ذکر شده، تماشاگر را به درک داستان و حقیقت ماجرا هدایت نمی‌کند. چرا که اگر مخاطب به حقیقت تصادف در آن صحنه برسد، بسیاری از وقایع دیگر و گره‌های فیلمنامه، خود به خود باز می‌شود.

سیاه‌نامه‌ای نچسب برای نوروز
تعجب برای قرار دادن «جدایی...» در فهرست فیلم‌های اکران نوروزی، وجه دیگری است که باید در این سطور به آن پرداخت. فیلمی با این سیاهی که طبقه متوسط را تا این حد متزلزل و طبقه پائین‌دست را تا این حد شکننده و ضعیف به نمایش می‌گذارد، چه نسبتی با ایام شاد و پرانرژی نوروز دارد؟! شاید همین عامل بود که سینماهای نمایش‌دهنده «جدایی...» در حالی با چند نفر، فیلم را به روی پرده نقره‌ای می‌برند که سینماهای نمایش‌دهنده فیلم رقیب، کارش به سانس‌های فوق‌العاده یک و دوی بامداد کشید.

***

در این سطور کم شمار که در آن باید حوصله خواننده سایبری را هم در نظر گرفت، فرصت زیادی برای پرداختن به ابعاد پنهان سیاسی و غرض‌ورزانه آخرین ساخته فرهادی نیست اما بیشتر از هرچیز اصرار سیمین برای برداشتن آلبوم محمدرضا شجریان در حالی که وسایلش را از خانه خود به خانه مادرش می‌برد و پخش یکی از آهنگ‌های او در اتومبیل نشان می‌داد که دلدادگی آقای کارگردان به جریان و جنبش ابترمانده سبز چقدر است.
لذا بررسی بیشتر این فیلم از جنبه‌های عمیق‌تر سیاسی و اجتماعی را به فرصت دیگری موکول می‌کنیم...

نظرات بینندگان
...
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۰:۵۳ - ۱۳۹۰/۰۱/۱۷
۳
با سلام ای کاش بعد از اتمام مطلب منتشرش می کردید...


با تشکر
مهرداد
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۵۷ - ۱۳۹۰/۰۱/۱۸
۳
۱
بنده 3 ساعت در سینما ماندم و بالاخره در ساعت 1 بامداد موفق به دیدم این فیلم شدم و بسیار خوشحالم که مه 2 ساعت از عمرم تلف نکردم . فیلم به لحاظ بسیار ساده بود ولی در عین حال دارای پیچیده گی های خاص خود بود. فیلم یک روایت رئال از زندگی طبقه متوسط شهری ایران است. که تا روز ها ذهن من را به خود درگیر کرده بود
ابرام
|
Iran (Islamic Republic of)
اگه وقت کردی یه دستی هم به دماغت بکش!
دراز شده نه؟!
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۳۴ - ۱۳۹۰/۰۱/۱۸
۱
اقای نگارنده یا صادق باش یا برو سینماهایی که این فیلم رو نمایش میدهند میکنن ببین.در مشهد روز سوم عید سالن این فیلم پر شده بود و همه چه مذهبی و غیر مذهبی در سالن بودند ودر اخر برای این فیلم کف زدند...
امير
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۲:۵۴ - ۱۳۹۰/۰۱/۱۹
۱
۲
زنده باد فرهادي
مزدشت
|
Norway
|
۰۶:۱۹ - ۱۳۹۰/۰۱/۱۹
چون جنبش سبز از اين فيلم دفاع كرده پس ما بايد اين فيلم رو بكوبيم اونهم فيلم اصغر فرهادي كه در حال حاضر ابروي سينماي ايران در جهان است.. با اين برخورد هاي كودكانه اين بابا رو هم مثل بهمن قبادي فراري ندين. وظيفه ي ما جذب حد اكثري ست نه مخالفت هاي كودكانه اي از جنس ادبيات نازل امثال شريعتمداري ها( صراط اگه اسم حسين رو حذف نكني حقوقتون رو نميدن نه؟)
مهدی
|
Germany
|
۰۸:۰۹ - ۱۳۹۰/۰۱/۱۹
۱
می دونی تمامی سایت های معتبر بین المللی این فیلم رو به عنوان یکی از سه فیلم برتر تاریخ سینمای جهان در بخش درام انتخاب کردن
می دونی از پدر خوانده 2 و خیلی فیلم های دیگه بالاتره
می دونی چقدر جایزه بین المللی گرفته
نمی دونی دیگه
کامی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۲۴ - ۱۳۹۰/۰۱/۲۰
۲
واقعآ واسه نویسنده این مطلب متآسفم...
مینویسی دروغ فرهادی به تماشاگران فیلم؟
شما بکار بردن تدوین در فیلم رو دروغ به تماشاگران میدونید؟
انصافآ شما چطور یکی از بهترین ساخته های سینمای ایران رو با فیلم سخیف اخراجیها مقایسه میکنید؟ فیلمی که اساسش با لودگی و مسخره بازی شکل گرفته...
به نظر شما بهترین فیلم جشنواره چه موقع باید اکران میشد؟
اگه بنظر شما بود که اصلآ به این فیلم مجوز نمیدادید...
فقط اینو بدونید که ساخته های آقای فرهادی جز فیلم های فاخر سینمای ایران هست (شهر زیبا - چهارشنبه سوری - درباره ی الی و همکاری آقای فرهادی با آقای حاتمی کیا در فیلم ارتفاع پست)

(خواهشآ تحمل نقد داشته باشید و درج کنید)
دوست
|
Germany
|
۱۰:۱۸ - ۱۳۹۰/۰۲/۰۳
ديروز به اتفاق خانواده 10 نفري فيلم رو ديديدم
آرمان
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۲۶ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۷
ارزش فيلم به مرور زمان مشخص ميشه!!!
و الان هيچ اثري از ين فيلم تو ليست 250 نميبينم!!!چه برسه تو 3 فيلمه برتر!!!
جدايي يه فيلمه كاملا معمولي و سادست مثله بقيه اثار ايراني!!!