۰۹ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۲:۳۴

خاتمی ومجمع‌روحانیون پاسخگوباشند

کد خبر : ۱۸۶۸۴

محمد  اسماعیلی | در حوزه سیاست داخلی، موضوع «فتنه» از جمله مباحثی است که تبیین ابعاد مختلف آن از جهات مختلف حائز اهمیت است. فتنه پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم که با قانون شکنی و آشوبگری دو  کاندیدای شکست خورده و حامیان آنها آغاز گردید، با حضور حماسی مردم در 9 دی و 22 بهمن سال گذشته عملاً با شکست کامل مواجه شد.  با این وجود،‌به دلیل امیدی که قدرت‌های بیگانه به این جریان به عنوان سرپل جنگ نرم علیه انقلاب و نظام اسلامی داشته و دارند، موشکافی زوایا و ابعاد آن ضرورتی است که رهبر معظم انقلاب همچنان بر آن تأکید دارند. ایشان امسال نیز در سخنرانی‌های مختلف خاطر نشان کردند که ریشه‌های فتنه به سال‌ها قبل باز می‌گردد و سال بعد نیز ابعاد دیگری از آن روشن خواهد شد.  حوادثی چون آشوب اسرائیلی 25 بهمن نیز نشان داد که دشمنان انقلاب همچنان به جریان فتنه به عنوان یک ظرفیت برای خود نگاه می‌کنند.  برای شناخت بیشتر ماهیت جریان فتنه و معادلات درونی و بیرونی آن، گفت‌وگویی با آیت‌الله سید احمد خاتمی، عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان انجام داده‌ایم که ماحصل آن پیش روی شماست.


تحرکات اخیر سران فتنه از جمله فراخوان 25 بهمن و در پی آن آشوب اسرائیلی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

فتنه 25 بهمن در راستای فتنه سال گذشته است که با برگزاری انتخابات عملاً آغاز شد، اما یک تفاوت دارد، آن هم این است که فتنه سال گذشته درونی – بیرونی بود، یعنی از درون کشور شروع شد و بیگانگان هم در عین سوء‌‌استفاده، حمایت‌های مادی و معنوی بسیاری را در دستور کار قرار دادند، به عبارت دیگر از آب گل‌آلود ماهی گرفتند. لکن فتنه 25 فتنه بیرونی است، یعنی طراح و برنامه‌ریز فتنه 25 بهمن امریکایی‌ها و صهیونیست‌ها بودند و آقایان موسوی و کروبی به ساز آنها رقصیدند. حالا چرا امریکایی‌ها و صهیونیست‌ها برای این راستا برنامه‌ریزی کردند به نظر می‌رسد که مهم‌ترین مسئله آنها تحت‌الشعاع قراردادن خیزش اسلامی منطقه و بیرون کردن این خیزش از نقطه کانونی است.

 این برای امریکاییان بسیار زجرآور بود که ببینند یکی یکی دیکتاتورهایشان سقوط می‌کنند؛ بن علی سقوط می‌کند، نامبارک سقوط می‌کند. این سقوط‌ها دو پیامد برای امریکا و صهیونیست‌ها دارد، اول اینکه هر سقوطی زمینه‌ساز خیزش دیگر است. نامبارک سقوط می‌کند، مردم بحرین خواستار سقوط حکومت کشورشان می‌شوند. مردم یمن هم به خیابان‌ها می‌آیند و خواهان سقوط حکومتشان می‌شوند. حکومت‌های وابسته نیز تهدید و تطمیع می‌کنند اما راه به جایی نمی‌برند. این برای امریکا زجرآور است. به عبارت دیگر و به تعبیر مقام معظم رهبری وقتی مردم به صحنه می‌آیند. دیگر از بیگانگان کاری ساخته نیست.

دومین نقطه زجرآور برای امریکا این است که هم پیمانان امریکا در منطقه سقوط بی‌پشتوانه می‌کنند، احساس می‌کنند که پشتوانه‌ای که تا حالا به آن اعتماد و دلگرمی داشتند، دیگر توان حمایت و کمک را دارا نیست. این حوادث از حوادث تلخ برای امریکا به خصوص دوره ریاست جمهوری اوباما است. اینها با توجه به اوضاع وخیمشان باید دنبال یک فرصت می‌گشتند تا بلکه از این شرایط رهایی پیدا کنند و این در داخل ایران به وسیله موسوی و کروبی قابل دسترسی بود. این دو با بیانیه‌هایشان و مواضع همسویشان با دشمنان سعی داشتند منافع و اهداف امریکایی‌ها و صهیونیست‌ها را تأمین کنند. بنابراین در 25 بهمن می‌خواستند ایران نقطه کانونی رسانه‌ها و خبرگزاری‌های جهان شود، بنابراین باید مسئله فتنه 25 بهمن را دقیقاً در این راستا تحلیل کرد. اما نکته بعد آن است که جریان فتنه در این ماجرا چه به دست آورد و چه از دست داد.

باید بگویم جریان فتنه در این ماجرا هیچ به دست نیاورد و آنچه از دست داد به مراتب بیش از آن چیزی است که به دست آورد. با این حرکت و رفتار سران فتنه، برخی کسانی که بیست و چند ماه سکوت کرده بودند به صحنه آمدند و این افراد علیه فتنه‌گران موضع شفاف و روشنی گرفتند، این باختی بزرگ برای جریان فتنه محسوب می‌شود. «عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد» در این روز و در این باره تجلی و روشنی تمامی یافت. حرکت رذیلانه این جریان باعث خیر و برکت از این منظر شد.

نکته دیگر آن است که در این جریان معلوم شد اقبال مردمی که آنها فکر می‌کردند دارند؛ پوچ و توخالی است. آنها فکر می‌کردند هواداران زیادی دارند، در حالی که پیدا کردن چند صد نفر در تهران با بیش از 10 میلیون نفر کار سختی نیست. در تهران به راحتی می‌توان چند صد نفر آدم مسئله‌دار را جمع کرد و آنها را تشویق کرد به روش‌های مختلف علیه نظام و حکومت اسلامی شعار بدهند. مضاف بر اینکه انقلاب ما دشمنان سابقه‌داری دارد. کسانی که در جریان انقلاب ضربه خوردند. گروه‌هایی که زخم خوردند و بقایای آنها هنوز وجود دارد. طاغوتی‌های اعدامی داشته‌ایم، منافقین اعدامی داشته‌ایم، طبیعی است که بقایا و وابستگان اینها دنبال موقعیتی باشند که عقده دلشان را خالی کنند، بنابراین اجتماع چند صد نفری کار مهمی نیست، بلکه کار بسیار سبک و بچگانه‌ای است.

نکته بعدی این است که پس از این اغتشاشات، مردم خواسته‌‌هایشان فراتر از دستگیری اصحاب فتنه شد. در مدرسه فیضیه قم جمعیت حاضر خواهان برخورد با مجامع پشتیبان این افراد هم شدند. یعنی مردم از حالت فردی درآمده‌ و خواهان برخورد با جریان فتنه شدند. در مجموع تحلیل ما از این اغتشاشات آن است که از یک سو می‌خواستند مجرای تنفسی برای امریکا و دیگر دشمنان ایران فراهم کنند و از سوی دیگر در حقیقت حرکتی بود برای تحت‌الشعاع قراردادن حضور چند ده میلیونی مردم در راهپیمایی 22 بهمن امسال و مانوری بود که جریان فتنه بگویند ما نمردیم و هستیم و اغتشاشگری می‌کنیم. یکی از فلاسفه غربی می‌گوید: «من فکر می‌کنم، پس هستم» اینها هم باید بگویند من اغتشاش می‌کنم پس هستم، با چنین فرمولی وارد شدند. اما واقعیت مطلب این است که در جریان 9 دی سال گذشته جریان فتنه به حال احتضار افتاد. اینها با حرکت بچگانه خود خواستند اظهار وجود مجدد کنند ولی الحمدالله خروش میلیونی امت ما در همه جای کشور و به خصوص در مراسم راهپیمایی بعد از نماز جمعه همان هفته گویای آن بود که مردم مصرانه از قوه قضائیه می‌خواهند که با این عناصر ضدانقلاب برخورد قانونی از مجاری قانونی بشود.

شما اشاره کردید که امریکایی‌ها با طراحی و دامن زدن اغتشاشات هفته‌های اخیر به دنبال اهدافی بودند، این اهداف چه می‌تواند باشد؟

این واقعیتی است که آنچه در جهان اسلام امروز اتفاق می‌افتد پس‌لرزه انقلاب اسلامی ماست و برگرفته از شعاع انقلاب اسلامی ماست. به این ترتیب که آنچه در ایران در سال 57 اتفاق افتاد به عنوان یک الگو برای جهان اسلام شد. جهان اسلام چه اتفاقی افتاده است که به پا خاسته است؟ اتفاقی که افتاده است این است که جهان اسلام و مسلمانان به این باور رسیده‌اند که حاکمانشان برده اجانب هستند و لذا به صحنه آمده‌اند تا عزت از دست رفته خودشان را پیدا کنند. بردگی طولانی مدت، آزادی مردمان عرب را گرفته بود و در کنار آن می‌توان به این اشاره کرد که مردم خروش یافته، حاکمیت اسلام و دین محمدی را می‌خواهند. این هم در شعارهای این افراد مشخص است. دین در تاروپود جان یک مسلمان است. شکل‌گیری حکومت‌های دیگری با شکل و محتوایی اسلامی همان چیزی است که غرب به شدت از آن هراس دارد و می‌خواهد مطلقاً مسئله اسلام مطرح نشود. تمام انگیزه‌های خیالی و وهمی را مطرح می‌کنند اما این انگیزه واقعی که مردم قیام کننده، خواهان اسلام هستند را پنهان می‌کنند. این دو خواسته مهم قیام‌کنندگان است. مردم جهان اسلام هم دیدند این دو خواسته در ایران اسلامی تحقق پیدا کرده است. هم استقلال است و هم مردم سالاری دینی است و این یک الگوی کم نظیری در تاریخ ایران قطعاً و در جهان اسلام است. عمر 32 ساله انقلاب اسلامی ایران الگوی بی‌نظیری را برای جهانیان نمایان کرده است. جهان غرب و به خصوص امریکا در پی مشوه جلوه دادن این الگو است فقط با سلاح دروغ؛ سلاح دروغ به این معنا که امریکایی که زندان‌های گوانتانامو‌اش لکه ننگ بشریت است، زندان‌های مخفی آنها در اروپا لکه ننگ ابدی آنهاست، جنایات آنها در زندان‌های عراق و ابوغریب لکه ننگ آنهاست، این امریکا ایران را متهم به خفقان می‌کند.

این یعنی مشوه جلوه دادن نظام جمهوری اسلامی ایران یا وضعیت اقتصادی کشور. بنده طبق شرایط زندگی و تحصیل با مردم ارتباط و تعامل دارم. هدفمندی یارانه‌ها تاکنون بحمدالله با خوبی انجام شده و کمترین تنشی نداشته است. در حالی که امریکایی‌ها منتظر بودند با اجرای این طرح، شورش عمومی سر بگیرد. این طرح بزرگی است که رؤسای جمهوری قبلی از آن یاد می‌کردند و تاکنون این طرح به خوبی جلو رفته است. اما امریکایی‌ها چطور وانمود می‌کنند؟ آنها اینگونه وانمود می‌کنند که فقر، ناداری و مشکلات ارزی کشور را فرا گرفته است، در حالی که دروغ می‌گویند. اختلاف سلایق در یک جامعه آزاد طبیعی است، گرچه ما این انتظار را از مسئولان داریم که اختلاف‌هایشان را رسانه‌ای نکنند، ولی اگر پذیرفتیم جامعه‌ای آزاد است معنایش این است که جامعه‌ آزاد معنایش اختلاف سلیقه و دیدگاه است. طبیعت اختلاف سلیقه هم نقد یکدیگر است اما آنها این نقد یکدیگر را با عنوان جنگ قدرت در دنیا مطرح و تصویر می‌کنند. در حادثه 25 بهمن هم می‌خواستند این صحنه دروغین را تصویر کنند. آنها می‌دیدند که کشورهای منطقه هم ملتهب هستند و تنها کشور امن و آرام ایران اسلامی است.

آنها می‌خواستند این تصویر را به هم بزنند. آنها می‌خواستند این را القا کنند که اگر مصر، تونس، بحرین و ... شلوغ است، خب ایران هم شلوغ است و بعد هم تصویر دروغ به جهان مخابره می‌کردند. آنها ادعا می‌کردند که در ایران با خشونت برخورد می‌شود در حالی که ایادی فتنه خشونت کردند. ایادی فتنه، آدمکشند، ایادی فتنه همان عوامل امریکا هستند که حدود 9 نفر را در 25 بهمن مجروح کردند خب مسئولان امنیتی و انتظامی کشور این وظیفه داشتند که به خاطر اغتشاشاتی که سبب راه‌بندان و اختلال کار و رعب و ترس مردم می‌شود به حمایت از این مردم به صحنه بیایند و به وظیفه‌شان عمل کنند. به هر حال هم امریکا و استکبار هم سران فتنه در یک جهت حرکت کردند و تلاش داشتند الگوی موفق ایران اسلامی را مخدوش و زشت جلوه دهند. به فرموده مقام معظم رهبری سران استکبار در کنار سران فتنه می‌خواهند ایران اسلامی الگو نشود.

بنده معتقدم اینها در حادثه 25 بهمن خیانت بزرگی به ملت کردند و رودرروی ملت قرار گرفتند. اگر به راستی اعتقاد آنها آن بود که در حمایت مردم مصر به خیابان‌ها آمده‌اند چرا هماهنگ با عموم مردم در 22 بهمن به خیابان‌ها نیامدند و چرا حتی یک شعار در حمایت از مردم مصر و ملت‌های مظلوم سرندادند. این باید در تاریخ ثبت بشود که دروغ‌های فتنه در طول 20 و چند ماهه بی‌نظیر بود و به همین دلیل خوب است در کتاب رکوردهای گینس ثبت هم بشود! اینها باید به عنوان دروغگوترین افراد اسمشان ثبت بشود به این دلیل که اغتشاشات آنها به نام مردم مصر بود در حالی که تنها شعاری که مطرح نبود شعار حمایت از مردم مظلوم مصر بود. جنس سران فتنه، جنس نامبارک و بن علی است، جنس سران فتنه جنس دیکتاتورهایی نظیر صدام است. اینها هنوز قدرت ندارند اینگونه عمل می‌کنند، هوادارانشان آدم می‌کشند. وای به حال روزی که اینها قدرت پیدا کنند.

چرا برخی از افراد نظیر خاتمی و موسوی خوئینی‌ها که از عوامل اصلی فتنه 88 به شمار می‌روند در ماه‌های اخیر رو به مواضع اعتدالی آوردند و سعی می‌کنند خود را از صف مهدی کروبی و میرحسین جدا کنند؟

من دقیقاً معتقدم نه مجمع روحانیون و نه خاتمی نمی‌توانند خودشان را از آتش فتنه‌ای که روشن کردند کنار بکشند. آنها باید پاسخگوی آتش افروزی‌هایی که خود برافروخته‌اند باشند. بنده معتقد نیستم که آنها در اغتشاشات هفته‌های اخیر و 25 بهمن کنار بوده باشند.

سخن این است که تابلوی فتنه موسوی و کروبی بودند و امثال این افراد هم حامی و پشتیبان آنها بوده‌‌اند. معتقدم که آقای خاتمی و برخی از دوستانشان می‌خواهند با کناره‌گیری ظاهری از تندروهای جریان اصلاحات که کروبی و موسوی هستند،اصلاح‌‌طلبی در کشور نمیرد و آن را زنده نگه دارند. بنده به عنوان یک تحلیل واقع‌بینانه عرض می‌کنم که از اولین روز آتش‌افروزی آنها در کشور جریان اصلاح‌طلبی بود و البته روز به روز هم که به شیطنتشان ادامه دادند ریزششان بیشتر و بیشتر شد.

ما جریان اصلاح‌طلبی را جریان واقعی اصلاح‌طلبی نمی‌دیدیم بلکه مصداق این آیه می‌دیدیم «و اذا قیل لهم لاتفسدوا فی‌الارض قالوا انما نحن مصلحون‌» وقتی به آنها می‌گویند که فساد در زمین نکنید می‌گویند، ما اصلاح‌طلبیم. ما جریان اصلاح طلب را دقیقاً از مصادیق این آیه نورانی می‌دانیم و معتقدیم اصلاح‌طلبی به معنای واقعی‌اش و در خط مقدمش، ارزش‌گرایان و اصولگرایان و انقلابیون واقعی هستند.

سالار شهیدان حضرت اباعبدالله حسین (ع) می‌گوید: «فلسفه قیام من اصلاح امت جدم رسول‌الله هستم.» امیرالمؤمنین می‌فرمایند: «خدایا تو می‌دانی ما برای حکومت و دنیا قیام نکرده‌ایم.» اما جریان اصلاح‌طلبی جریانی انحرافی بود. بنده معتقدم اگر بخواهد جریانی به عنوان جریان اصلاح‌طلبی بماند باید در چارچوب قانون حرکت کند. با پذیرش محوریت قانون اساسی و ولایت فقیه و خط امام به تفسیر مقام معظم رهبری. ثانیاً این کسانی که به عنوان رؤسای اصلاح‌طلبی هستند چهره‌های سوخته هستند، با این چهره‌ها دیگر اصلاح‌طلبی جا گرفتنی نیست بلکه باید چهره‌های جدیدی با پذیرش این چارچوب بیایند و در این مسیر فعالیت کنند. بنده به صراحت می‌گویم ما طرفدار جامعه تک‌‌صدایی نبوده‌ایم، نیستیم و نخواهیم بود و طرفدار جامعه چند صدایی هستیم اما جامعه‌ای چند صدایی که در چارچوب قانون حرکت کنند. ما هرگز معتقد نیستیم که یک فریاد در این کشور شنیده بشود بلکه سلایق و نظرات مختلف اظهار عقیده کنند و مردم در بین این سلایق مختلف بهترین را انتخاب کنند و این مشکلی نیست.


آینده سیاسی این جریان را با توجه به تغییرهای تاکتیکی پی در پی سران آن چگونه می‌بینید؟

من معتقدم که آینده سیاسی جریان فتنه افول کامل است یعنی درست است که مردم در شعارهایشان خواهان دستگیری و مجازات سران فتنه هستند اما معتقدم سران فتنه از ناحیه مردم دستگیر شده‌اند و مردم کیفرخواست آنها را نوشته‌اند. در سراسر کشور مردم این کیفرخواست را نوشته‌اند و آنها را محبوس هم کرده‌اند. حبس آنها در زندان اوین نیست، بلکه حبس، نفرت مردمی است که در جای جای این کشور لمس کردنی است. این را یکی از سران فتنه اقرار کرده است که وضعیت جامعه طوری است که من جرأت نمی‌کنم بر سر مزار پدرم بروم. این مزار سخت‌تر از زندان اوین است. بنابراین، علی التحقیق جریان فتنه به آخر خط رسیده است.

گرچه انتظار حق مردمی دارند و آن این است که سران فتنه دستگیر و محاکمه شوند و به سزای اعمال خود برسند. این درخواست حقی است اما اگر مصلحت نباشد همچنان این وضعیت ادامه پیدا کند روز به روز این افراد به قعر دره نابودی می‌شوند. اما جریان اصلاح‌طلبی آن چنان که در پاسخ سؤال قبل گفتم، این جریان اگر بتواند خودش را هماهنگ با نظام بکند و در چارچوب نظام فعالیت کند به طور طبیعی می‌ماند و ماندنش منوط به همان دو شرط است و تأکید می‌کنم این اصلاح‌طلبی کنونی با افراد کنونی رفته است نه آنکه می‌رود، مدت این جریان تمام شده است و به افول کامل رسیده است.

از اظهارات شما اینگونه برداشت می‌شود که شما تفکیک بین جریان فتنه و اصلاح‌طلبان قائل هستید، اینگونه است؟

می‌خواهم برای آینده تفکیک قائل بشوم برای زمان کنونی نه. الان معتقدم جریان فتنه از دل جریان اصلاح‌طلبی بیرون آمده است. می‌خواهم به عنوان کسی که شرایط را می‌بینم این حرف خیرخواهانه را بگویم که اگر کسانی در این جریان هستند که از جریان فتنه بیزار و ناراحتند به صحنه بیایند و به صراحت از سران فتنه،‌کروبی و موسوی ابراز تنفر و نفرت کنند و ابراز تبعیت با نظام و وفاداری به قانون اساسی را داشته باشند. در این صورت اصلاح‌طلبی شکل جدیدی می‌گیرد که دوباره به صحنه می‌‌آید و تلاش سیاسی را از سر می‌گیرد.

بسیاری از دلسوزان معتقدند در طول ماه‌های اخیر زمانی که جریان فتنه به بن‌بست می‌رسید دست به سوی برخی چهره‌های داخل حاکمیت دراز می‌کرد و آنها هم از کمک‌های معنوی خود دریغ نمی‌کردند، آیا به این معتقدید؟

من معتقدم جریان اصلاح‌طلبی جریانی است که در طول 30‌سال انقلاب از نام برخی از چهره‌های انقلابی استفاده کرده‌اند و چه بسا برخی از چهره‌ها هم حداقل با سکوتشان آنها را در جریان انحرافی‌شان کمک کرده‌اند البته سکوت که عرض می‌کنیم به معنای سکوت رسانه‌ای است چه بسا در جلسات خصوصی موعظه و نصیحتی هم کرده باشند ولی مردم انتظار دارند وقتی آنها علنی نظام را تخریب می‌کنند، نخبگان و خواص علنی موضع‌گیری کنند. سکوت به این معنا که آنجا که باید در جامعه موضع‌گیری کنند این را انجام ندادند و آب در آسیاب دشمن ریختند. به هر حال درست است که این جریان سعی کرده است از بعضی از چهره‌های انقلاب سوء استفاده کند اما بدترین سوء استفاده جریان اصلاح‌طلبی سوء استفاده از نام مقدس امام خمینی‌(ره) است. حقیقتاً معتقدم ضربه‌ای که این جریان به نام مقدس امام و آرمان مقدس امام زد هیچ جریان دیگری نزده است، منتها این را نباید فراموش کرد که اخلاص حضرت امام‌(ره) سبب شده است که سوء استفاده‌های این جریان از این بزرگوار تأثیر منفی نداشته باشد.

اینکه مقام معظم رهبری مسجد ضرار را مطرح کرد به همین دلیل بود. مسجد ضرار نماد سوء‌استفاده در قرآن کریم است. تحت پوشش مسجد ضرار، خانه تیمی برای ابوعامر راحب فراری و ضدانقلاب می‌خواستند برپا کنند.
جریان فتنه در طول این ماه‌ها دقیقاً همین سوء‌استفاده را از واژه‌ای که محبوب دل‌هاست انجام داد. در حقیقت این نام مقدس را به عنوان کالای تجاری قرار دادند، بنابراین جریان اصلاح‌طلبی بستگی به یک شخص و دو شخص ندارد و در مورد این جریان تردیدی ندارم که عقبه این جریان بیگانگان بودند.
منبع: جوان آنلاین
نظرات بینندگان
اسدی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۵۳ - ۱۳۹۰/۰۱/۰۹
۲
۱
از فتنهء سوریه چه خبر؟
علی از تنکابن
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۲:۲۸ - ۱۳۹۰/۰۱/۰۹
۱
۱
مرگ بر ضد ولایت فقیه
ادبی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۱۸ - ۱۳۹۰/۰۱/۱۰
۱
۱
دشمن اصلی خارجی ما آمریکا و گروهک منافقین و دشمن داخلی ما خاتمی و گروهک منافقین .پس مرگ بر دشمنان جمهوری اسلامی ایران .خاتمی سر فتنه است و ملت ما باید این سر را ببرد تا فتنه ها بخوابد .
علی از تنکابن
|
Iran (Islamic Republic of)
رأس فتنه دیگری است. عزیزم اشتباه نکنیم! خاتمی و امثالهم همگی مهره شطرنجند و مهره گردان دیگریست!!!