۱۷ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۲:۰۹
محمود شیرازی

حذف هاشمي؛ پيروزي يا شكست؟

کد خبر : ۱۸۰۱۰
اميرالمومنين (ع) مي فرمايند، «الجاهل اما مفرط او مفرّط»۱ -انسان جاهل یا زیاده روی می کند ویا کوتاهی!

سخني كه اكنون به شدت، به دقت در آن و بكار بستن آن محتاجيم.

هر كس اكنون، اندك نگاهي به صحنه سياسي، اخلاقي جامعه داشته باشد، بويژه در فضاي سایت های خبري ، رسانه ها چه انقلابي داخل و چه ضد انقلاب خارج از كشور، چه راست ، چه چپ و... بياندازد، ناخودآگاه خود را درگير با نوعي فضاي خشونت رسانه‌اي، اتهام افكني، دروغ، نسبت هاي بي اساس و... مي بيند، فضايي كه گاهي متاسفانه از جانب برخي افراد و گروه هاي منتسب به اصول ‌گرايي نيز دامن زده مي شود و گويي بعضا در ايراد تهمت به اين و آن از هم سبقت مي جويند!

آنچه كه جبران و اصلاح كار افراطي ها را دشوارتر مي كند، آن است كه ايشان بخاطر جهل شان به جايگاه و حقايق امور گاهي با نيت اصلاح، امور را از جايگاه خود خارج نموده و وضع تعادلي را بهم مي ريزند، و چون خود را هم برحق مي دانند با سرعت هرچه تمام‌تر پيش رفته و خيلي اوقات «حدود الله» نيز از خطر آنان در امان نمي ماند.

مثال و نمونه براي این موارد فراوان است، ولي چون بنابر اختصار است ، بيشتر به اصل مطلب مي پردازم.

آنچه كه بنده را به نوشتن اين تحليل واداشت، احساس خطري است كه از ناحيه طيفي خاص كه مدتي است در «حاشيه دولت» و در صفوف اصولگرايان نفوذ نموده‌اند، نسبت به اصول و مباني انقلاب اسلامي ايران حس نمودم.

اين طيف فكري در سالهاي اخير بارها با طرح مباحثي در خصوص «ورود زنان به استاديوم‌هاي ورزشي، دوستي با ملت اسرائيل، حجاب، موسيقي، اسلام ايراني ومكتب ايراني و... » تعارض و فاصلة خود را با نظرات مراجع عظام تقليد و « فقه سنتي» و جواهري به عنوان سرچشمه و آبشخور نظام جمهوري اسلامي ايران از منظر امام خميني (ره)، نشان داده است.

خطر آن است كه، اين طيف با همراهي گروهي از نيروهاي فعال و انقلابي اصولگرا و برخي از چهره‌هاي روحاني خوش سابقه در مرحله اول ابتدا به تضعيف و حذف «آقاي هاشمي رفسنجاني» و جريان فكري متاثر از ايشان در بين حوزويان و نخبگان و روشنفكران پرداخته وسپس در لواي دفاع از ارزشها و مهدويت و... همانطور كه اخيرا يكي از سرداران سپاه نيز تلويحا درتحليل خود بدان اشاره داشته، به سراغ طرفداران جناح فقاهتي و سنتي بيايد!

مسئله اين است، كه اگر چنين جرياني پيش بيايد ، از آنجا كه اين مجموعه با ديدگاههاي خاص روشنفكري، هنري و ملي گرايي منحرف خود به نوعي در كنار پوشش دفاع ارزشها، پز روشنفكري را نيز به همراه دارند، تقابل و درگيري با آن ها براي جناح سنتي و فقاهتي بسيار سخت و نفس گير خواهد بود، چرا كه اين طيف در سالهاي اخير توانسته با فريب و نيرنگ درميان طبقات فقيرو متوسط جامعه نيز جايگاهي براي خود باز كند!

همان طور كه بسياري از شخصيت‌هاي برجسته روحاني و اصولگرا نیز بر آن صحه گذاشته‌اند، رعايت انصاف و عدم افراط و تفريط نسبت به شخصيت آيت ا... هاشمي رفسنجاني است.

نقاط ضعف و كاستي‌هاي ايشان از دوران سازندگي و پس از آن تا جريان فتنة ۸۸ و تا کنون را، بايستي در كنار خدمات ارزنده ايشان، پيش و پس از انقلاب و دوران جنگ و دولت پس از آن، با هم بررسي و تحليل نمود، كه البته انتقادات بجا و مستند به خانوادة ايشان نيز، شايسته است توسط نهادهاي ذيصلاح با قاطعيت رسيدگي شود. اما پرسش اساسي آنجاست كه كدام عقل سليم در اين وانفساي تبديل «جذب حداكثري» به « دفع حداكثري» حكم مي كند كه انقلاب و روحانيت بدون دليل كافي از پتانسیل ارزشمندومتنفذی همچون هاشمی رفسنجانی محروم شود و با تحویل ایشان به (کارخانه دشمن سازی) از ايشان دشمني (بلا نسبت مانند اقای منتظری) بسازیم!

نگاهي به تاریخچه گروه ها و فرقه های تندرو و مطلق گرا مثل وهابیت نشان مي دهد در ابتدا ایشان مورد طرد و لعن بزرگان و عقلای جهان اسلام و قوم خود قرار گرفته اند، اما پس از مدتی به مرور با بکار بردن فراوان حربه های تزویر، تطمیع، تهدید و تکفیر و شمشیر و با حمایت استعمارگران جای خود را باز كرده و اکنون مدعی سایر فرق مسلمان در سرتاسر عالم هستند.

مسئله اینجاست، آنگاه که کار بدست تندروان بی محابا ، می افتد چون جاهل به حکم و موضوع هستند ، مغرضانه و یا ناخود اگاه با تضییع حدود الله وپایمال کردن حق الناس؛ غبار فتنه را ضخیم تر كرده وآب به آسیاب دشمنان قسم خورده انقلاب در داخل و خارج می ریزند و گاه با غالب شدن فضای فتنه و پنهان شدن حق ، صد عاقل نیز، نمی توانند سنگ های فرو افتاده به چاه را درآورند. ما چه بخواهيم و چه نخواهيم و چه برخي را خوش بيايد و يا نيايد درعین وارد بودن انتقادات جدی به آقاي هاشمي و برخي از اطرافيان ايشان، هنوز هاشمي رفسنجاني جزو نمايندگان روشنفكر و قوي و متنفذ جناح سنتي و فقاهتی در بدنة نظام جمهوري اسلامي است و مويد اين مطلب اعتماد و نزديكي ايشان به امام خميني (ره) و مقام معظم رهبري در دوران پيش و پس از انقلاب و انتخاب مكرر ايشان به عنوان نايب رييسي و رياست بالاترين نهاد رسمي روحاني در نظام جمهوري اسلامي ايران است. طبعا بايد در تضييع چنين ظرفيت و پتانسيلي محتاط و دقيق عمل نمود.

نتيجة اين كه با در نظر گرفتن شرايط و توصيه هاي اكيد مقام معظم رهبري، تخريب آقاي هاشمي هرگز به مصلحت نظام و انقلاب نيست، اگر چه متقابلا نيز از چنين شخصيت با سابقه اي شفافيت و صراحت بيشتري و محكمتري در محكوميت نوضدانقلابان حلقه به گوش صهيونيسم انتظار مي‌رود.

اكنون سخن در رياست و يا عدم رياست ايشان بر مجلس خبرگان رهبري نيست، چرا كه در اين خصوص نمايندگان آگاه و فهيم مردم به وظيفه شرعي و قانوني خود عمل خواهند نمود و انتخاب آنها براي ديگران حجت خواهد بود، بلكه سخن در بازپس گيري ميدان سياست از تندروها و افراطي هاي جناح هاي مختلف است، كه با هتاكي‌ها و پرده دري هاي خود عقلا و اهل تدبير را به انزوا كشانده اند، وخوف آن است كه در صورت تداوم اين روند تخريب و حرمت شكني و تشديد شكاف ها در اجتماع، در آينده نزديك ديگر مرجع، ملجاء و شخصيت قابل تكيه و سالمي نمانده باشد، تا در لحظه نياز و خطر، به داد كشور رسيده و بتواند وحدت را به جامعه بازگرداند.

۱-نهج البلاغه-حکمت ها/۴۷۹
 
منبع: الف
نظرات بینندگان
افسون
|
United States of America
|
۱۲:۵۹ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۷
۲
چند پهلو می نویسی /مشایی"از اونور بوم افتاده بپا تو از اینور نیفتی!!!!
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۴۲ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۷
۲
شش سال از حکومت تند رو ها شده به جای بستن بارو بنه تازه افتادند دنبال تشکیلات مربوط به رهبری
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۴۶ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۷
۳
۲
سلام .اقای شیرازی بهتره برای توجیه شدن ورسیدن به جواب سوالات خودتون به مقاله ی
چرا مردم ، مرگ هاشمي را مطالبه كردند؟!
مراجعه کنید.مطمین باشید حذف هاشمی پیروزی بسیار بزرگی برای مردم ایرانه.به نظر بنده انقلابهای مردم منطقه بر علیه دیکتاتورها از روز 3 تیر 84 با نه بسیار قدرتمندانه و انقلابی مردم ایران به دیکتاتور ایران یعنی هاشمی و باند و طبقه مرفه جامعه که توسط سیاستهای ظالمانه ی او درست شده بود شروع شد وبا نه انقلابی تر تو 22 خرداد 88 ادامه داشت و با نه طوفانی 9 دی تکمیل شد.
بهتره همه بدونیم افراد و شخصیتها راهها رو نشون نمیدن بلکه این راههان که صلاحیت افرادو نشون میدن .اقای هاشمی اوایل زحمت کشیدن وبا امام و مردم بود.اما بعد به مردم پشت کرد و راه دیگه ای در پیش گرفت تا اینکه تهش رسید به اینجا که همه ما در خدمت شماییم.
(السلام علیک یا تالی کتاب الله وترجمانه9
h
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۰:۲۴ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۸
۲
۳
سلام لطفا دایه مهربانتر از مادر نشوید .آدم عاقل !آخر مگر می توان قبول کردکسی رییس خبر گان باشد که تا کنون حتی یک بار ازفتنه یاد نکرده ویا اصلا به آن اعتقادندارد واز سوی دیگر با اینکه شواهد زیادی مبنی بر خاطی بودن فرزندش وچود دارد حتی یک بار به فرزندش نقد هم نکرد. برادر عزیز مهم انچام وظیفه است ومطمین باش انکه می خواهد سلمان شود بااین مسایل دشمن نمی شود وانکه دشمن است با این مصلحت اندیشیهای کودکانه شما سلمان نمی شود ضمنا افراد بزرگواری که در خبرگان هستند را به گروه وچناحی منسوب نکنید
کوروش
|
Germany
|
۰۱:۵۱ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۸
۲
۴
20 ماه فتنه گری بس نیست؟؟؟
تمامش کنید دیگه
ملت هاشمی را نه قبول داره و نه میخوادش
این رو پارسال به وضوح در 9دی گفتند مگه کر بودید؟؟؟؟
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۴۷ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۸
۳
۲
حضور همه سروران گرامی سلام
ما باید بدنبال رهبرمان باشیم نه جلوتر از حفظ حرمت در این شرایط ضروریست .اهل کوفه نباشید.چون فردای هست . جان امام خامنه ای ثبت کن
فریبرز
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۲۴ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۸
۲
۳
هاشمی از ابتدا با رهبر معظم انقلاب زاویه داشت و همواره با خارجی ها ارتباطاتی داشت
ای کاش از مجمع هم می رفت
مهدی پناه
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۴۹ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۸
۳
۳
فکر نمی کنم نظر شما اهمیتی داشته باشه مرجع قانونی تصمیم گیری در این زمینه اعضای مجلس خبرگان هستند که نظرشون رو اعمال کردند.
ساده اش هم میشه به کاری که به تو کار نداره کاری نداشته باش :-)
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۰۹ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۹
۱
خطری که انقلاب و اسلام را تهدید می کند: 1- وجود منافقین زیرک است که در صدد تخریب و حذف نیرو های انقلابیبوده و 2- زاهدان احمق که چشم بسته به به می کنند . اگر دیروز قرآن را بر سرنیزه کردند و یا ...... امروز از رهبری مایه می گذارند نه برای دفاع از انقلاب ،اسلام و رهبری بلکه برای پوشش گذاشتن بر اهداف شومی که زمان مشخص می کند .آیا آنان که بر طبل تفرقه می کوبند و اختلافات را تا بالاترین سطح سران مملکتی رسانده اند مهره انگلیسی نیستند
رضا
|
Germany
|
۱۰:۲۳ - ۱۳۸۹/۱۲/۲۲
خيلي ساده ايد
اين وسط فقط هاشمي برد واقعا سيست مداره برا اين حرفام دليل دارم هاشمي از اول دولت خاتمي تخريب شد بيشترين تخريبها ازاون موقع بود مستقيم درباره او شبنامه وكتاب نوشتن احمدي نژاد فقط تومناظره از بچههاش گفت فقط بجاي اينكه بگه مهدي هاشمي گفت فرزندان هاشمي خب دعواشون قبلا زيرزميني بود مثلا مهدي هاشمي توشركت نفت بود و.......ازطرفي همين الان هم ميگن مهدي هاشمي دستگاههاي رازمان پدرش وارد كرده وروزي صدوپنجاه مليون به شركت نفت اجاره داده اين يك نمونه كوچك است اكثر نفوزشان توسط احمدينژاد ازبين رفته .....بعد انتخابات فتنه شد همه ميدونيد هاشمي هم سكوت كرد مردم هم عكس العمل نشون ميدن ميگن هاشمي بصيرت و......
خبرگان هم از سال قبل خيلي از هاشمي ايراد گرفتند بعد بيست وپنج بهمن شديدشد
خب اقاي ساستمدار ميدونست اگر كانديد بشه احتمال راي اوردن خيلي كمه خب اين وسط اگه كسي كانديد بشه كه اتيشش كمي تند باشه اصلا به نفع هاشمي وبقيه رفقاش نيست پس بايد كاريكرد چي كار ؟بايد كسي بياد كه معتدل باشه چه كسي بهتر از حضرت ايت ا...مهدوي كني هم سرشناس هم مومن هم معتدل خب همه چيز برا اين كار مهيا شد خب حالا كي برد هاشمي خيلي محترمانه وباكلاس ازرياست رفت كنار از طيف مخالفش هم درامان ماند بقي راهم خودتان حدث بزنيد