۰۱ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۶
سيد علي تدين صدوقي

يك نمايش دو مجهولي!

کد خبر : ۱۷۲۶۲

نگاهي به نمايش‌هاي بيست و نهمين جشنواره تئاتر فجر
نمايش 3(a+b) نوشته ريكاردو فازي به كارگرداني كلوديا سوارس جزء تئاترهاي مدرن است كه با نور و حركت و تصوير و سايه و... در قالب يك مولتي مديا مي‌خواهد داستان اكسپرسيونيستي را باز گويد؛ داستاني از جدايي يك زوج جوان بر اثر جنگ.
متن و ايضا اجرا رويكردي زنانه و نگاهي فمينيستي دارد. زوجي جوان در ابتداي نمايش آماده بيرون رفتن مي‌شوند. لباس‌هاي نوي خود را مي‌پوشند. در كمال آرامش، آنها را در حال غذا خوردن مي‌بينيم تا اينكه با صداي يك هواپيما همه چيز تغيير كرده و جنگ شروع مي‌شود. اين زوج به اجبار از هم جدا مي‌شوند.
در نهايت مرد كشته مي‌شود و زن همچنان به دنبال اوست اما گويي سايه‌اي را دنبال مي‌كند، گويي در خلا به دنبال چيزي مي‌گردد. خلايي كه خود نيز دچارش شده و در نهايت همه چيز را به خيال خود مي‌سپارد. در انتها باز اين زن است كه مبدل به مرد مي‌گردد.
تصوير مرد را كه نقاشي كرده بر روي صورت خود مي‌چسباند و باز در خلايي مبهم ودر درون خود به دنبال مرد و خويش است. مضمون نمايش از نام آن پيداست. 3(a+b) يك معادله دو مجهولي است. در واقع هفتمين معادله از معادلات دو مجهولي به حساب مي‌آيد كه حل آن آسان هم نيست و گاهي نمي‌توان مجهولات آن را به راحتي پيدا كرد. زن در چنين معادله‌اي از زندگي گرفتار شده است و نمي‌تواند آن را هضم كند و تا به آخر هم اين وضع ادامه دارد.
در واقع جنگ همه معادلات او از زندگي را بر هم زده وتبديل به يك معادله چند مجهولي كرده كه هيچ گاه نمي‌تواند مجهولات آن را پيدا كند. شايد تا ابددر اين سر درگمي باقي بماند. شيوه اجرا نيز بر گرفته از همين مضمون است اما در جاهايي الكن عمل مي‌كند و نمي‌تواند مفاهيم و منظور خود را بنماياند.
اين امر به كساني بر مي‌گردد كه نمايش‌ها را انتخاب مي‌كنند. آنها بايد اشراف كامل به همه جوانب داشته باشند. اينكه نمايشي از حركت و تصوير و نور و... استفاده كند نمي‌تواند مورد متقن و محكمي براي انتخاب باشد.
اما در هر صورت نمايش 3(a+b) تلاشي بود در عرصه تئاترهاي مدرن با استفاده از همه ظرفيت‌هاي اين گونه تئاتري كه بيشتر بيان تصوير و حركت است تا ديالوگ و نمايش به مفهوم مصطلح آن. در نهايت زن به نوعي در مرد و مفهومي از مردانگي و جنسيت مردانه مسخ مي‌شود چون در خلايي كه براي خود ساخته نقاشي صورت مرد را به روي صورت خود مي‌چسباند و خود نيز تبديل به يكي از آن دو مجهول مي‌گردد. حال هر دو مجهولند.
در واقع دنياي مدرن امروز آنها را به اين ورطه كشانده است. در هر حال اين نمايش مي‌تواند براي دانشجويان و هنرجويان تئاتر به لحاظ به كارگيري تكنيك‌هاي مدرن الهام بخش خوبي باشد.