۱۵ بهمن ۱۳۸۸ - ۱۶:۲۸

میر حسین: نباید بگذاریم بها دادن به حزب الله از بین برود.

کد خبر : ۱۷۲۶
آن روزها انگار نقطه نظراتش در مورد حزب الله و رهبری انقلاب با امروز تفاوت داشت. میرحسین موسوی در مصاحبه با نشريه"حوزه" سخنانی را بر زبان آورد که بازخوانی آن در شرایط کنونی خالی از لطف نیست.

به گزارش رجانیوز، حکایت میرحسین نظیر حکایت انقلابیونی است که سرآغاز انقلاب را در صف خواص سپری کرده اند، اما به مرور زمان راه را به بیراهه سپرده اند. میرحسین موسوی آن روزها از رهبر انقلاب تجلیل می کرد و معتقد بود تا زمانی که او هست، انحرافی وجود نخواهد داشت. او همچنین معتقد بود که همه باید از حزب الله دفاع کنند و نگذارند که دستاوردِ بها دادن به حزب الله از بین برود. اکنون اما از پس این همه سال جای این پرسش باقی است که بسیجیان و حزب اللهی های میرحسین کجایند؟ آیا او عملا علیه اندیشه های سابق خود که روزی مدعی پایبندی به آنها بود، قیام نکرده است؟

موسوی در مصاحبه با "حوزه" ضمن تاکید بر اینکه مسئولین باید از حزب الله دفاع کنند، گفت:«نبايد بگذاريم اين دستاورد بزرگ يعنى بها دادن به حزب الله از بين برود. اگر حزب الله كنار زده شود ارزشهاى اسلامى انقلاب از پيكره نظام و مديريت كشور رخت برخواهد بست. حضرت امام روى حاكميت حزب الله والهى كردن انگيزه ها در نظام ادارى و اجرايى كشور حساسيت فوق العاده اى داشتند. اگر امام اسوه حسنه ماست كه هست بايد در حراست اين مهم تلاش كنيم تبليغ كنيم و از نيروهاى متدين و مومن به هيچ وجه نبايد صرف نظر كنيم.»

او با اشاره به تصویر غلطی که ممکن است برای برخی پيش بيايد و در نتیجه آن مشى حزب الله را مرتجعانه لقب دهند، گفت:«مشى و سيره مملكت دارى و رهبرى امام براين اوهام خط بطلان كشيد. اعتقادات امام هيچ تنافرى با‎اداره صحيح و مدرن جامعه نداشت. مى بينيم كه: جناب ايشان بين سيستم علمى ادارى و ارزشهاى عميق مذهبى پيوند ناگسستنى به وجود آورد و با اين عمل خود تشكيلات و نظام نوى را به جهان عرضه كرد. در صدراسلام هم چنين بود. با وجود تمدن رم و ايران قديم پيامبر اسلام آمد و طرحى نو را در شكل زندگى جوامع پى ريخت.»

نخست وزیر دهه شصت همچنین در پاسخ به سوالی در مورد احتمال کنار زده شدن حزب الله در آینده، به نقش رهبری اشاره کرده و گفت:«چون رهبر ما روحانى و شاگرد حضرت امام است و روحانيت در راس امور مى باشد به راحتى مى توان با اين انحراف مقابله كرد. بى ترديد حفظ روحانيت و آرمانهاى اسلامى بدون حفظ حزب الله امكان پذير نمى باشد. ما اگر كارشناسان مذهبى خودمان را كنار گذاشته و به سراغ كارشناسان با عنوان اما بيگانه با ارزشهاى راستين مذهب برويم روحانيت به دست همين عناصر دوراز مذهب كنار زده خواهد شد و در نتيجه ارزشهاى اسلامى و الهى در جامعه رنگ خود را از دست خواهد داد.»

او معتقد بود بين حفظ نظام الهى و نيروى حزب الهى يك ارتباط ناگسستنى منطقى و عقلانى است. میرحسین می گفت:«ارزشهاى يك انقلاب را ارزشمداران حراست و حفاظت مى كنند. اين يك مساله مبنايى و اساسى است كه بايد در زمينه آن كتابها نوشته شود. اگر اين مساله درست براى مردم و مسئوولين ما روشن نشود ممكن است جمهورى اسلامى آهسته آهسته به سمت آمريكايى و ارزشهاى منبعث از آن كه مورد تنفر و انزجار حضرت امام و ملت ماست برود.»

سوالی که وجود دارد این است که مواضع مدافع سابق حزب الله چه نسبتی با اکنون دارد؟ آیا او اکنون خارج نشینان و سلطنت طلب ها و آشوبگران را مصداق حزب الله می داند؟! یا اینکه در سیر روشنفکری اش مرزبندی های گذشته و سخن گفتن از حزب خدا و حزب شیطان را نادرست می داند؟ این همه هر چه باشد چه به واسطه تکثر طلبی نوین و چه به واسطه مصلحت سنجی های میدان سیاست، یقین با مواضع گذشته او سر ناسازگاری دارد.

میرحسین آن روزها از لزوم در صحنه بودن حزب الله سخن می گفت:«يكى از اركان و اصول وصيت نامه شان توصيه و سفارش به حفظ نيروهاى مومن است. ايشان به خوبى رابطه حفظ نظام و در صحنه بود حزب الله را لمس كرده بودند و در زمان حيات خود دائما روى اين مساله تكيه و بر همان اساس مشى مى كردند.»

او مطابق معمول پای خاطره ای از امام را پیش کشید:«در رابطه با يك وزارتخانه مشكل قانونى پيدا كرديم . عده اى از افراد متخصص غربگرا كارشكنى مى كردند و نيروهاى حزب الله و متدين را مورد اذيت و آزار قرار مى دادند. ايشان حكم دادند كه ما خارج از حوزه قانونى و ادارى آنان را بر كنار كنيم. فرمودند: اينجا حيثيت اسلام در ميان است و حرام است اينان در اين وزارتخانه باشند. بعد دراجراى اين حكم مشكلات و موانعى پيدا شد و اينان درصدد انكار اين حكم و دستور از جانب امام برآمدند. حضرت امام به برادر گرامى آيه الله موسوى اردبيلى مطلب را فرمودند. ايشان به صدور اين حكم از سوى حضرت امام شهادت دادند و كار به انجام رسيد و مساله حل شد.»

سوال اینجاست که حزب اللهی های میرحسین اکنون کجایند و او چرا اکنون نگران هم جبهه شدن با کسانی که نه اینکه اندیشه های غربی دارند، بلکه وابستگی خود به استعمار را هم فریاد می کنند، نمی شود؟ آیا همنوایی با بی بی سی، voa، سلطنت طلب ها، بهایی ها و کمونیست ها جای نگرانی ندارد؟ چه کسانی حامی اویند و در صف مقابل او چه کسانی قرار دارند؟ چگونه است که او با سطنت طلب ها هم مرزبندی ندارد، اما با حزب اللهی هایی که پیشتر مدافعشان بود، مرزبندی دارد؟! آیا اکبر گنجی به حساب او یک حزب اللهی است؟!

نخست وزیر امام در مصاحبه اخیر خود به مناسبت 22 بهمن و در پاسخ به سوالی در مورد تجمعات و راهپیمایی ها می گوید:«جنبش سبز به کرامت ذاتی انسانی و حق تنوع عقاید و اندیشه و آزادی بیان احترام می گذارد و از همه جنبش هایی که اهداف آنها بهروزی و رشد ملت و تضمین حقوق شهروندی و آزادی های اساسی ملت ما و نیز عدالت اجتماعی است استقبال می کند و آنها را از خود جدا نمی داند.» و این یعنی تداوم همان عدم مرزبندی هایی که روزی گریبان گیر بنی صدر هم شد تا در نهایت او را در کام منافقین فرو برد.
نظرات بینندگان
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۹:۰۲ - ۱۳۸۸/۱۱/۱۶
۱
چه عجب یک کم با ادب شدین و دست از فحاشی به رئیس جمهور منتخب ملت مهندس موسوی عزیز برداشتین .