۲۵ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۶
مصر الگوي جهان عرب

سرنوشت مصر در انتظار كدام كشورهاي منطقه است؟

کد خبر : ۱۶۹۸۴
به گزارش صراط نيوز به نقل از فارس، مردم مصر نوزده روز پيش در جمعه خشم به خيابانهاي قاهره و ساير شهرهاي مصر آمدند و پايان ظلم و ستم، فساد و بي عدالتي و چپاول ثروت هاي مصر را با تاكيد بر لزوم سرنگوني مبارك و رژيم او فرياد زدند.

"حسني مبارك " رئيس‌جمهوري مصر پس از هفته‌ها تظاهرات گسترده و مهيج در قاهره و سراسر مصر استعفا كرد. مصر بعنوان بزرگترين كشور جهان عرب بعنوان الگو در خاورميانه‌اي وسيعتر تلقي مي‌شود. بنابراين سوالي كه در ذهن هر نفر صورت مي‌گيرد اين است كه كشور بعدي كه در معرض سرنگوني قرار دارد، كدام است؟

در ماجراي مصر و فرار مبارك، منابع آگاه كه خودروي مبارك را همراهي مي‌كردند در اين‌باره اظهار داشتند كه وي از يكي از ويلاهاي خود در كاخ "العروبة " چند دقيقه پيش از پايان نماز جمعه هفته پيش به همراه گارد حفاظتي خود خارج شده است. اين در حالي بود كه تظاهرات‌كنندگان نمازگزار كاخ مذكور را محاصره كرده بودند.

بنا بر اين گزارش، دو بالگرد مامور انتقال او و خانواده‌اش به شرم‌الشيخ بودند. بالگرد نخست شخص مبارك و رئيس ‌دفتر ويژه او و بالگرد دوم گارد حفاظتي كه شامل 4 نيروي ويژه و تك‌تيرانداز بود و همراهان مبارك را منتقل كردند.

پس از سرنگوني مبارك، تحليل‌هاي گوناگوني در خصوص عملكرد دولت مصر و نقاط ضعف مبارك نوشته شد كه در يكي از اين تحليل‌ها "ليك هانسل "، تحليلگر مسايل منطقه در مقاله‌اي در مجله آمريكايي "فارين پالسي " نوشت كه حسني مبارك رئيس‌جمهور مخلوع مصر اشتباهات زيادي را در زمينه كنترل اوضاع مصر مرتكب شده است كه اين نويسنده به بررسي و تحليل آنها مي‌پردازد.

در اين مجله به 9 اشتباهي كه مبارك در مصر صورت داده بود اشاره شده است كه شامل اين موارد مي‌شود: عدم موفقيت در توزيع ثروت‌هاي اقتصادي مصر كه از رشد مناسبي نيز برخوردار بود، مبارك اجازه مي‌داد كه فساد اقتصادي به صورت كامل در محيط مصر منتشر شود، فقدان ديدگاه كامل، مبارك بر خلاف دو رهبر گذشته مصر ديدگاه كاملي در تبيين اهداف خود براي آينده اين كشور نداشت، اصلاحات شكست‌خورده، برنامه‌ريزي براي موروثي كردن قدرت، ارزيابي نادرست از قدرت مخالفان، افراط در فريب مردم، تجاوز گسترده به مردم و وي با وجود سخنراني‌ اخير خود در زمينه تعهد به انجام اصلاحات سياسي و اقتصادي گسترده در كشور همچنان به پارتي بازي و دخالت دادن نزديكان در امور كشور ادامه داد.

انقلاب مصر براي كشوري كه توسط كاپيتاليسم حامي استبداد رهبري مي‌شد، يك چالش محسوب مي‌شود البته اين انقلاب يك واكنشي به افزايش هزينه‌ها و افزايش بيكاري بوده است.

حال با نگاهي به سقوط دولت مصر و علل آن، اين سوال در ذهن‌هاي ما ايجاد مي‌شود كه چه دولت‌ها و كشورهايي در معرض رخدادهايي هستند كه در مصر به وقوع پيوست؟

* مراكش

مراكش داراي يك حكومت سلطنتي مشروطه است و تورم در ماه دسامبر سال گذشته ميلادي 2.6 درصد بوده است و بررسي اوضاع در اين كشور نشان مي‌دهد كه دولت مراكش تحت يك سري اصلاحات دموكراتيك قرار گرفته است بنابراين هرگونه فشار سياسي به شيوه مشابهي در اين كشور پاسخ داده مي‌شود و اصلاحات بيشتري صورت مي‌گيرد. اين اصلاحات توسط يك كميسيون دولتي پيشنهاد شده است بنابراين مراكش در حال حاضر بسيار امن است و خود را آماده مي كند كه در صورت خارج شدن اوضاع از كنترل، خود را با آن هماهنگ كند.

*اردن

از ديگر كشورهاي منطقه مي‌تواند به اردن اشاره كرد كه "ملك عبدالله دوم " پادشاه اين كشور در تلاش است تا از بحران‌ها جلو بزند.
اردن داراي حكومت سلطنت مشروطه است و دموكراسي محدودتري دارد و تورمي بالاي 6.1 درصد در ماه دسامبر سال گذشته ميلادي داشته است و تورم ماه به ماه اين كشور 1.2 درصد است و نرخ بيكاري معادل 14 درصد است در نتيجه اردن از پيش به علت چنين عوامل مشابهي تجربه تظاهرات را داشته است.

بر اساس اين گزارش، دولت اين كشور در مقابل اين تظاهرات غذا و يارانه سوختي فراهم آورده است. ملك عبدالله دولت خود را سركوب كرده است و يك دولت جديد با قرار دادن اصلاحات در اولويت اول خود، منصوب كرده است. عامل اصلي در ميزان تظاهرات آينده و تهديداتي كه پيش روي حكومت اردن است، به ميزان سرعت اين كشور در اجراي اصلاحات بستگي دارد.

*عربستان

گزينه بعدي عربستان سعودي است كه در اين كشور، قدرت نظامي گسترده براي سركوب مخالفان كافي است.

نوع حكومت در عربستان استبدادي و سلطنتي كامل است و نرخ تورم در ماه دسامبر 5.4 درصد بوده است كه از ماه نوامبر كاهش داشته است و نرخ بيكاري در اين كشور در سال 2010 حدود 10 درصد بوده است.

عربستان سعودي شاهد تظاهرات كوچكي بوده است. نگراني‌هايي در خيابان‌هاي عربستان وجود دارد كه اين كشور زيرساخت‌هاي مناسبي ندارد و بدون ملاحظه و بي پروا ثروت نفت خود راخرج مي‌كند. اين رژيم سركوبگر بعيد است كه تحت تأثيراين نگراني‌هاي كوچكتر قرار بگيرد اما مشكل بيكاري جوانان در اين كشور كه 42 درصد است و احتمالاً جمعيت شيعه در اين كشور نهايتاً اعمال فشار واقعي را به دولت وارد مي‌آورد.

*ليبي

ليبي داراي يك حكومت استبدادي است كه توسط "معمر قذافي " رهبري مي‌شود و بالاترين نرخ بيكاري را در آفريقاي شمالي دارد در نتيجه ليبي ظاهراً يك مورد خوب است كه مي‌توان در ميان اين كشورها به آن اشاره كرد زيرا اين كشور بين انقلاب تونس و مصر گرفتار شده است و رهبر اين كشور يك غريبه بين‌المللي است و مي‌خواهد كه پسرش حكومت را به دست گيرد و مردم نيز از او راضي نيستند و در هم ريختگي اقتصادي خيلي بدتر از آن چيزي است كه تخمين زده شده است. ليبي احتمالاً جبهه آتي اعتراضات خواهد بود.

*يمن

يمن به عنوان يكي از گزينه‌هايي كه ممكن است در آن تظاهرات رخ دهد، مي‌باشد كه معضل بيكاري جدي و تهديد القاعده در اين كشور وجود دارد.

يمن داراي حكومت رياست‌جمهوري است كه انتخابات به صورت كاملا آزاد در اين كشور برگزار نمي‌شود و نرخ بيكاري بالاي 40 درصد است در نتيجه يمن عميق‌ترين معضل بيكاري در منطقه را دارد و احتمالا معضل تورم نيز در اين كشور بسيار جدي است. پيشتر نيز اعتراضاتي در اين كشور صورت گرفت و احتمالا تغييراتي در اين كشور صورت خواهد گرفت.