ومااز پنجره صدايفلسطين راخواهيمشنيد
کد خبر : ۱۶۳۵۰
وي در ابتداي اين شعر نوشته است:
اين شعر در حال و هواي نبرد غزه سروده شد. اين روزها بسيار بوي استجابت اين دعا ميآيد
يا مَنْ يُحيِ العِظامَ و هِيَ رَميم
يا مَنْ يُحيِ العِظامَ و هِيَ رَميم
يا مَنْ يُحيِ العِظامَ و هِيَ رَميم
خميني! خميني! خميني، اي امام!
جبهه تو تلاوت خورشيد است
تنفس صبح
و لبخند تو خلاصه خوبيها
در همانحال كه ابروانت به ذوالفقار اشاره ميكنند!
عزالدين قسام خمپارهاندازها را هدايت ميكند
عبدالقادر الجزايري در جباليا ميجنگد
تيپوسلطان از زندان باليوود ميگريزد
و به غزّه ميشتابد
سيفالدوله هَمْداني بر اسب موجهاي مديترانه ميتازد
كوراوغلي از جوانمردان آذربايجان سان ميبيند
اقبال لاهوري شهادتنامهاش را نوشته است
و چمران اتاق جهاد را تشكيل داده است
يا مَنْ يُحيِ العِظامَ و هِيَ رَميم
از كابوسها پريده، به سوي تو ميآيند
عقابي از گوشه تلويزيون عراق
سيمرغي از آسمان ايران
ققنوسي از بيابانهاي عربستان
به سوي تو ميآيند كشميريان شمشير بسته
خنجرهاي يمني
ميآيد ستيغ پامير، دماوند، آناطولي
و كوه صهيون كلوخي است!
حاجيان روزي از رمي جمرات فارغ خواهند شد
چه نادان بودند نويسندگان اعلاميه Balfor
كه درخت زقّوم را در صحن مسجدالحرام كاشتند
و قلب خود را چون لانه موشان بالدار*
بر شاخسار خنجرهاي ما بنا نهادند
حتي اگر صدسال هم به ريش ما بخندد
شوخي سخيفي است اسرائيل در خاورميانه
با صداي اذاني ناگاه
ما به هوش خواهيم آمد
رعد و برقي خواهد شد
و ما از پنجره صداي فلسطين را خواهيم شنيد
فلسطين را خواهيم ديد
خواهيم آمد
خواهيم آمد
خواهيم آمد
يا مَنْ يُحيِ العِظامَ و هِيَ رَميم
* صهيونيستهاي يهودي در اروپا به موش كثيف مشهور بودند و به همين دليل بعد از سلطه بر سينما سعي كردند تصوير موش را عوض كنند!