"صراط" - روزی شاه که از نارضایتی مردم آگاه شده بود زبان به گله گشود و به وزیرش گفت: وزیر! چرا کسی از خوبی های ما سخنی به میان نمی آورد و این همه محاسن ما را بازگو نمی کند؟ چه از ما شنیده اند که اینگونه آباء و اجداد ما را فحش کش می کنند؟ بشکند دستی که نمک ندارد. پنج سال و اندی است بار این مملکت روی دوش ماست و زیر این بار سنگین لِه شده ایم به خاطر این مردم، آن وقت این مردم قدر نشناس بی لیاقت همه ی این خوبی ها را به پای وزیر اعظممان نوشته اند. اصلا وزیر به ما بگو ببینیم این وزیر اعظم چرا اینچنین در دل مردم جا کرده است؟ چه کرده است که ما نکرده ایم؟ شاید گمان برده است که او شاه است و ما وزیر! خدا نکرده ما شاهیم و او وزیرها. حالا وزیر اعظم هست که هست. مردم دوستش دارند که دارند. به گفته ی عوام مردمی هست که هست. نکند یادش رفته که هر چه دارد از ما دارد و ما مرادیم و او مرید.
شنیده ایم هر بقال و بزاز و ذغال فروش و گاری چی و عطاری به خود اجازه می دهد در مورد ما گزافه بگوید. اسفندیار شاه فلان است و بهمان؟! به گور پدرشان خندیده اند عوام الناس ساده لوح. تقصیر ماست که قصد داریم متحول کنیم این مملکت را. ریشوهای پدر سوخته. راستی شنیده ایم این منصور مداح پایش را از گلیمش فراتر گذاشته است. در این مملکت هر کسی برای خودش حکومتی راه انداخته است. قشون کشی می کند برای ما؟ خبر رسیده است راهی شامات شده است با مریدانش. در راه بازگشت به قافله شان بزنید و دستگیرشان کنید.
وزیر! ما بد کردیم خواستیم این مردم را از دست آخوندها نجات بدهیم؟ همین آخوندها مردم را به این روز انداخته اند. گوش این مردم بیچاره را پر کرده اند از دستورات اسلام. اسلامی در کار نیست وزیر! ما ایرانی هستیم و از نسل کوروش کبیر. پیامبر این آخوندها هم ایرانی بوده است. ابراهیم هم ایرانی بوده است. ما آریایی هستیم وزیر. ما کِی می توانیم این حرف ها را توی گوش این مردم فرو کنیم؟ خدا هم به ما ایرانی ها نظر ویژه کرده است. کلی از آیات قرآن برای ما ایرانی ها نازل شده است. با چه زبانی بگوییم که این مردم بفهمند تا وقتی منشور کوروش هست به قرآن این آخوندها نیاز نداریم. این آخوندها آخرالامر ما را دق می دهند. از بس که کج می فهمند.
بد کردیم گفتیم موسیقی از هر نوعش از بنان گرفته تا ساسی مانکن و اندی و خانم هایده حلال است و مایه ی نشاط؟ وزیر جان! اصلا حلال کدام است و حرام کدام؟ آخوندها این حرف ها را درآورده اند تا بر این مردم بیچاره حکومت کنند. رقص در کمر این جوان ها مانده است. ما خبر داریم! در سفری که به عثمانی داشتیم در حالات روحانی ای که به ما دست داد این موضوع را کشف کردیم.
آآآه وزیر چه کنم با این همه جهالت؟ وزیر! ما مدام ایرانی ایرانی می کنیم اما باید دست نوازشمان بر سر تمامی مردم این کره ی خاکی باشد. چه عیبی دارد که ما با مردم شریف اسراییل هم آمد و شد داشته باشیم؟ بیچاره این اسراییلی ها هم به درد ما گرفتار شده اند. همه فحششان می دهند. دلمان برایشان می سوزد.
به گزارش صراط نيوز در ادامه اين گفتگو شاه به وزيرش گفت:
خاطرت هست وقتی تلگراف زدیم به هوشنگ جان؟ هنوز تلگرافمان به دستش نرسیده بود این حسین خان شریعتمدار که از هر چه شریعت است ما را دل زده کرده است در کاغذش نوشت هوشنگ جاسوس است و هر چه از دهانش درآمد به هوشنگ جان ما نوشت. چقدر التماسش کردیم تا از دلش درآوردیم اراجیف حسین خان را. هر چه ریسیده بودیم را پنبه کرد نامرد با آن قلم کذاییش.
هرچه به این وزیر اعظم می گوییم با لطایف الحیلی روسا و وزرا را برکنار کن که مردم این عزل ها را به حساب ما نگذارند و فحشش را به ما ندهند گوشش بدهکار نیست. به گمانمان عمدا اینقدر تابلو عمل می کند تا از محبوبیت ما کمتر کند. وزیر هیچ کس ما را دوست ندارد. بذرپاش کجاست؟ دنبال پست و مقامی باشید تا به این جوانک دهیم و خودمان را از این حرف و حدیث ها نجات . فقط احضارش کنید تا اتمام حجتی با او داشته باشیم بلکه دیگر شاخ نشود برای ما.
وزیر! دیشب لیلا بانو و هدیه بانو زار زار می گریستند و جگر ما را کباب کردند. الهی جِز بزند هر کس نمی تواند این بانوان را در کنار ما ببیند. کوری چشم همه ی ریشوها هم که شده به خزانه دار دستور دادم هر چه می خواهند به ایشان بدهد. آخر ما دلمان از برگ گل نازک تر است. شما که خوب باید بدانید. طاقت دیدن اشک هیچ بانویی را نداریم چه رسد به اشک های لیلا بانو و هدیه بانو. مگر اینطور نیست وزیر؟
ساعت چند است وزیر؟ قرار ملاقاتمان با این خواننده های مظلوم و دور از وطنمان نگذرد. قول داده اند اگر مساعدتشان کنیم برایمان بخوانند و ما کیف کنیم و از این همه هنر و زیبایی که این آخوندها حرامش کرده اند لذت ببریم. به کُتاب دستور دهید در کاغذهای گلاسه زرکوب برای همه بانوهای ژیگول دعوت نامه بنویسند و از طرف ما دعوتشان کنند. برایشان بنویسید روزهای خوش در انتظار شماست.
وزیر پیر که آرزو داشت جای وزیر اعظم را بگیرد از فرصت استفاده کرد و بعد از این همه گلایه ی شاه لب به سخن گشود و در وصف شاه چنین گفت: «... یکی هست که تو را خوب می شناسد ، نه فقط می شناسد بلکه به تو ایمان و علاقه دارد. او تو را مانند یک چشمه زلال و یک آیینه شفاف می داند و معتقد است که تو همانی هستی که نشان می دهی، یک ذره غش در وجودت دیده نمی شود زلال زلال. او در عین حال برای برخی ها که تو را نمی شناسند و بی محابا به رویت چنگ می کشند، عمیقا متاسف است ...»
شنیده ایم هر بقال و بزاز و ذغال فروش و گاری چی و عطاری به خود اجازه می دهد در مورد ما گزافه بگوید. اسفندیار شاه فلان است و بهمان؟! به گور پدرشان خندیده اند عوام الناس ساده لوح. تقصیر ماست که قصد داریم متحول کنیم این مملکت را. ریشوهای پدر سوخته. راستی شنیده ایم این منصور مداح پایش را از گلیمش فراتر گذاشته است. در این مملکت هر کسی برای خودش حکومتی راه انداخته است. قشون کشی می کند برای ما؟ خبر رسیده است راهی شامات شده است با مریدانش. در راه بازگشت به قافله شان بزنید و دستگیرشان کنید.
وزیر! ما بد کردیم خواستیم این مردم را از دست آخوندها نجات بدهیم؟ همین آخوندها مردم را به این روز انداخته اند. گوش این مردم بیچاره را پر کرده اند از دستورات اسلام. اسلامی در کار نیست وزیر! ما ایرانی هستیم و از نسل کوروش کبیر. پیامبر این آخوندها هم ایرانی بوده است. ابراهیم هم ایرانی بوده است. ما آریایی هستیم وزیر. ما کِی می توانیم این حرف ها را توی گوش این مردم فرو کنیم؟ خدا هم به ما ایرانی ها نظر ویژه کرده است. کلی از آیات قرآن برای ما ایرانی ها نازل شده است. با چه زبانی بگوییم که این مردم بفهمند تا وقتی منشور کوروش هست به قرآن این آخوندها نیاز نداریم. این آخوندها آخرالامر ما را دق می دهند. از بس که کج می فهمند.
بد کردیم گفتیم موسیقی از هر نوعش از بنان گرفته تا ساسی مانکن و اندی و خانم هایده حلال است و مایه ی نشاط؟ وزیر جان! اصلا حلال کدام است و حرام کدام؟ آخوندها این حرف ها را درآورده اند تا بر این مردم بیچاره حکومت کنند. رقص در کمر این جوان ها مانده است. ما خبر داریم! در سفری که به عثمانی داشتیم در حالات روحانی ای که به ما دست داد این موضوع را کشف کردیم.
آآآه وزیر چه کنم با این همه جهالت؟ وزیر! ما مدام ایرانی ایرانی می کنیم اما باید دست نوازشمان بر سر تمامی مردم این کره ی خاکی باشد. چه عیبی دارد که ما با مردم شریف اسراییل هم آمد و شد داشته باشیم؟ بیچاره این اسراییلی ها هم به درد ما گرفتار شده اند. همه فحششان می دهند. دلمان برایشان می سوزد.
به گزارش صراط نيوز در ادامه اين گفتگو شاه به وزيرش گفت:
خاطرت هست وقتی تلگراف زدیم به هوشنگ جان؟ هنوز تلگرافمان به دستش نرسیده بود این حسین خان شریعتمدار که از هر چه شریعت است ما را دل زده کرده است در کاغذش نوشت هوشنگ جاسوس است و هر چه از دهانش درآمد به هوشنگ جان ما نوشت. چقدر التماسش کردیم تا از دلش درآوردیم اراجیف حسین خان را. هر چه ریسیده بودیم را پنبه کرد نامرد با آن قلم کذاییش.
هرچه به این وزیر اعظم می گوییم با لطایف الحیلی روسا و وزرا را برکنار کن که مردم این عزل ها را به حساب ما نگذارند و فحشش را به ما ندهند گوشش بدهکار نیست. به گمانمان عمدا اینقدر تابلو عمل می کند تا از محبوبیت ما کمتر کند. وزیر هیچ کس ما را دوست ندارد. بذرپاش کجاست؟ دنبال پست و مقامی باشید تا به این جوانک دهیم و خودمان را از این حرف و حدیث ها نجات . فقط احضارش کنید تا اتمام حجتی با او داشته باشیم بلکه دیگر شاخ نشود برای ما.
وزیر! دیشب لیلا بانو و هدیه بانو زار زار می گریستند و جگر ما را کباب کردند. الهی جِز بزند هر کس نمی تواند این بانوان را در کنار ما ببیند. کوری چشم همه ی ریشوها هم که شده به خزانه دار دستور دادم هر چه می خواهند به ایشان بدهد. آخر ما دلمان از برگ گل نازک تر است. شما که خوب باید بدانید. طاقت دیدن اشک هیچ بانویی را نداریم چه رسد به اشک های لیلا بانو و هدیه بانو. مگر اینطور نیست وزیر؟
ساعت چند است وزیر؟ قرار ملاقاتمان با این خواننده های مظلوم و دور از وطنمان نگذرد. قول داده اند اگر مساعدتشان کنیم برایمان بخوانند و ما کیف کنیم و از این همه هنر و زیبایی که این آخوندها حرامش کرده اند لذت ببریم. به کُتاب دستور دهید در کاغذهای گلاسه زرکوب برای همه بانوهای ژیگول دعوت نامه بنویسند و از طرف ما دعوتشان کنند. برایشان بنویسید روزهای خوش در انتظار شماست.
وزیر پیر که آرزو داشت جای وزیر اعظم را بگیرد از فرصت استفاده کرد و بعد از این همه گلایه ی شاه لب به سخن گشود و در وصف شاه چنین گفت: «... یکی هست که تو را خوب می شناسد ، نه فقط می شناسد بلکه به تو ایمان و علاقه دارد. او تو را مانند یک چشمه زلال و یک آیینه شفاف می داند و معتقد است که تو همانی هستی که نشان می دهی، یک ذره غش در وجودت دیده نمی شود زلال زلال. او در عین حال برای برخی ها که تو را نمی شناسند و بی محابا به رویت چنگ می کشند، عمیقا متاسف است ...»
وبلاگ ساقي ميكده/سعيد توكلي
مرگ بر طالبان
من هرروزمطالبه شما رو میخونم
ولی چند تا انتقاد به شما دارم
اول اینکه بعضی ازمطالب شما به طور مستقیم به یک شخص توهین میکندکه ین به نظرم درست نیست
دوم اینکه ما میدونیم که رئیس جمهور محبوبمون اینقدر به کارش مسلط هست که احتیاج نداشته باشه بنا به درخواست و سفارش کسی بخواد یه نفرروجابجا کنه.چطوریه مربی فوتبال رو که ازش میپرسندچرافلان بازیکن که اینقدر خوبه واسم ورسم داره توی تیم نمیزاری میگه من از پشت پرده تیم وتمرینات خبردارم ومیدونم کی بهتره واگه تیم نتیجه نگیره منم که بازخواست میشم ودرضمن هیچ کس بیشترازمن موفقیت تیم رو نمیخواد رو قبول میکنیم ولی به طور واضح شعور رئیس جمهوری رو زیر سوال میبریم که ادعا داریم کاربلدوشجاع هست؟
سوم اینکه منم به خیلی ازکارهای اقای مشایی انتقاد دارم ولی خداوکیلی حرفای مشایی برای مراجع جنجالی تره یا حرفای افراد دوره خاتمی که حتی تقلید رو کاره میمون میدونستند.میخوام بدونم مراجع ما اون دوران هم اینقدر حساس شدند و یه نفر روتااین حد کوبیدند یا نه اصلا مسئله چیزه دیگه ای هست؟
باتشکر یاحق
خدا قوت.بسیار عالی بود عین واقعیت بود ممنون
انشا... زمان حقیقت رو روشن میکنه و خداوند همیشه پشتیبان حقه. الآن یک جو بدی علیه آقای مشایی هستش که فقط خدا میدونه که این فقط یک جوسازی سنگین علیه ایشونه. تمام کسانی که این بنده خدا رو از نزدیک میشناسن میدونن که همون جو تخریبی که توی 4 سال دولت نهم علیه دکتر احمدی نژاد بود حالا علیه ایشونه که نکنه یکوقت بخواد دوره بعدی رای بیاره. متاسفانه یک عده انسانهای شریف مثل برادر ارجمند جناب آقای شریعتمداری نیز دارن توی این پازل ایفای نقش می کنن و من از ایشون واقعا متعجبم در حالیکه امثال ایشون خوب از پشت پرده این تخریبها با خبرن. البته حسین آقای شریعتمداری به موقع به پرده برداری از حقایق خواهد پرداخت ولی دیگران باید طلب مغفرت کنن که اینگونه بی رحمانه و بدون انصاف به این بنده خدا تهمت می زنن و روزی قطعا پشیمان خواهند شد. همه ماجرای شهید بهشتی رو به یاد داریم...
قیاس مع الفارق.......... همین!!!!!!
افلا تعقلون؟
فقط خواستم جسارت کنم .وبه نویسنده محترم یاداوری کنم. در فرانسه به پسرانی که حرفه شان خود فروشی است ژیگول گفته میشود این شامل حال لیلا بانو و هدیه بانو نمیشود.درضمنا این دو تا بانوان کی هستند