۱۱ دی ۱۳۸۹ - ۲۱:۰۰
یادداشت جدید فاطمه رجبی

«مکتب منحرف ایرانی»، فتنه‌ای دیگر در استمرار «توسعه» و اصلاحات!

باید نظاره‌گر این فاجعه بود که هر بی‌صلاحیت و جاهل یا مأمور معذوری چه از طیف دزدان و غاصبان لباس روحانیت و چه غیر آن، به راحتی در فقه و فقاهت خود را «عالِم» دانسته و به یاوه‌گویی می‌پردازد.در این مقوله البته اظهار نظر عالمان دینی، مجتهدان و حتی مراجع عظیم‌الشأن را برنتابیده و در مقابل آن هتاکی می‌نمایند.
کد خبر : ۱۴۹۲۱
صراط نیوز -
فاطمه رجبی در مطلب جدیدش زوایای جدیدی از فتنه جدید مطرح کرد . وی در این یادداشت آورده است :
تروریسم ایمانی، باورهای دینی مردمان را نشانه می‌رفت تا هدف محمد خاتمی از شکست دین در مقابل آزادی عملی شود. آن دوران در پاسخ به دانشجویانی اصلاح‌طلب در دانشگاه خواجه نصیر، مطلبی گفتم که امروز تکرار آن را بنا به مسائل پیش آمده، ضروری می‌دانم.
پرسش و یا اعتراض آن دانشجویان به من، به دلیل دفاعم از روحانیت و مرجعیت به عنوان «حافظان شریعت» در برابر آموزه‌های «لوتری» اصلاح‌طلبانه بود، آموزه هایی که معتقد بود روحانیت و مرجعیت و اجتهاد و تقلید، نیاز و ضرورت جامعه کنونی نیست و افراد به خصوص تحصیلکردها می‌توانند خود به تفسیر و تحلیل مبانی دین پرداخته و احکام شرع را با تشخیص خود انجام دهند.
بدیهی است مجتهدان ماموری چون محمد خاتمی، سروش یا بالاتری در قم و دزدانی در لباس روحانیت مورد نظر آنها بودند. یعنی «خودکشیشی پروتستانی» که ریشه در «اسلام منهای روحانیت شریعتیسم» دارد، و سوزاننده بنیان ایمانی نظری و عملی شیعه است.
در پاسخ گفتم: چگونه است که در قانون نوشته و عرفی هرگاه فرد غیرپزشکی در کار پزشکی مداخله کند، مجرم و متقلب و شیّاد شناخته شده، و در اوج‌گیری کارش یعنی رسمی شدن کارش، تحت تعقیب قرار گرفته و دستگیر و مجازات می‌شود، و اگر یک غیرنظامی، لباس نظامی بر تن کرده و خود را نظامی بخواند، همچنین و اگر...، اما کارشناسی دین و شریعت و به خصوص شریعت تفسیر و فتوا دهی، به تاراج همگان می‌رود و هر ناصالح و دزدی و هر مامور معذوری در آن حیطه یا با لباس روحانیت یا بدون آن، وارد شده و وعظ می‌کند و فرما ن می‌دهد، می‌نویسد و می‌گوید، اما در نظام اسلامی نه‌تنها هیچ تعقیب و مجازاتی برای آنها نیست، بلکه دست‌های پنهان، این افراد را برای جایگزینی مجتهدین حقیقی و مرجعیت شیعه حمایت می‌کند.
آیا حتی بدون نگاه دینی، نمی‌توان دایره روحانیت و مرجعیت عظیم‌الشأن را نیز در بیداد سکولاریسم، به مثابه «کارشناسی»ها و «تخصص‌»های دیگر قرار داد، و ورود ناصالحان و فریبکاران به آن حیطه را ممنوع کرد و این افراد را مجرم دید؟
امروز اضافه می‌کنم به راحتی می‌توان ملاحظه کرد افرادی را که به دلیل داشتن حد متوسطی از اطلاعات تاریخی، فلسفی، حقوقی، سیاسی، اقتصادی، جامعه شناختی و یا... خود را «مورخ»، «فیلسوف»، «حقوقدان»، «سیاستمدار»، «اقتصاد دان» و «جامعه‌شناس» خوانده، بالاتر از آن، اجازه اظهار نظر در علوم فوق را حتی به صاحب‌نظران و عالمان آن علم نمی‌دهند. البته این تکبر علمی؟! را بیشتر می‌توان در دو دهه اخیر شاهد بود که از طراوشات انسان‌مداری است. اما در عین حال باید نظاره‌گر این فاجعه بود که هر بی‌صلاحیت و جاهل یا مأمور معذوری چه از طیف دزدان و غاصبان لباس روحانیت و چه غیر آن، به راحتی در فقه و فقاهت خود را «عالِم» دانسته و به یاوه‌گویی می‌پردازد. در این مقوله البته اظهار نظر عالمان دینی، مجتهدان و حتی مراجع عظیم‌الشأن را برنتابیده و در مقابل آن هتاکی می‌نمایند.
سروش، خاتمی، صانعی، محمد مجتهد شبستری و علمای نهضت خائن آزادی؟! از این زمره بوده‌اند و امروز با دفن اصلاح‌طلبی و توسعه، «فتنه دینی» دیگری آغاز شده است، و چهره یا چهره‌های دیگری قد علم کرده‌اند.
یکی از علل چنین گستاخی‌هایی، رسانه‌های صوتی و تصویری است که افراد را به شبهه می‌اندازد. عامل دیگر پست‌ها و مقام‌های دولتی، مجلسی و قضایی است که فرد یا افرادی را در این ترکتازی تحریک می‌نماید. همانگونه که دست‌های پنهان، برای سردمداری «توسعه آمریکایی» و اصلاح‌طلبی برانداز و هر دو «اسلام‌سوز»، آیت‌الله و حجت‌الاسلام ساخت و تا جایی که جا داشت اندیشه گر و دانشمندان زن و مرد، مثل فامیل کدیورها و مهاجرانی ها، امروز نیز همان دست‌ها در تلاشند و پیگیر!
آیا با این پای در گلیم شریعت کردن و به جای مرجعیت نشستن و فتوای «حرام و حلال» دادن، نباید منتظر نشر و توزیع رساله‌های عملیه علمای مکتب منحرف ایرانی بود؟! علاوه بر مجتهدان توسعه محور و اصلاح‌طلب!
در پایان این مطلب متذکر می‌شود که خداوند متعال، نه خدایی که در مکتب انحرافی ایرانی «پس از انسان خلق شد تا به وسیله انسان پرسیده شود». اعوذبالله من الشیطان الرجیم، همان خداوند صاحب قرآن کریم در کتاب آسمانیش می‌فرماید: لو لا نفر من کل فرقه منهم طائفه و لیتفقهوا فی الدین. طایفه خاص همان روحانیون حوزه‌های علمیه امام عصر(عج) می‌باشند که تا اجتهاد و مرجعیت پیش می‌روند، و همان‌ها هستند که باید برای «حلال یا حرام بودن موسیقی» تعیین تکلیف کنند. «نحوه میزان وجوب حجاب را معین نمایند»، «بکارگیری زنان در مدیریت‌ها را بر اساس شرع روشن سازند» و هر «واجب، مستحب و حلال و حرام و مکروهی» را در موضع خود معرفی و توضیح دهند.
آنان که مداد «شان» افضل من دماء شهداء است و علمای شان افضل من انبیاء بنی اسرائیل.
به هوش باید بود که «مکتب منحرف ایرانی»، فتنه‌ای دیگر در استمرار «توسعه» هست و اصلاحات! مگر نه آنکه آمریکا و صهیونیسم بین‌الملل، این دشمنان قسم‌خورده اسلام و روحانیت شیعه، کمر به انهدام نظام اسلامی ما بسته‌اند؟ و مگر نه اینکه کودتای سبز لجنی با همه عده و عُده، و سردمداری رئوس مافیا، از دزدان لباس روحانیت گرفته تا دیگران با شکست مفتضحانه روبرو شد؟ و مگر نه آنکه کشتی لشکر یزیدی موسوی و راهبران و تئوری‌سازانش در عاشورا کشتی آمریکایی به گل نشست و حماسه 9 دی، عاشورای حسینی دیگری را ثبت نمود و عقیده و ایمان را بر تجهیزات صهیونیستی و عقبه آقازادگی پیروزی داد؟ مگر نه آنکه اسلام‌ستیزی توسعه و اصلاحات با ادبیات و عقیده و فرهنگ منحط در هم شکست و دفن گردید؟
پس امروز به هوش باید بود که همان منابع به «مکتبی» دیگر، و «فقیهانی» دیگر از طیف منتقدان و مروجان «مکتب ایرانی» نیاز‌مندند، تا حلال و حرام الهی را با یغماگری مواجه سازند، و مسیر جانخواران را برای نفوذ و سلطه در مهر تشیّع هموار نمایند.
نظرات بینندگان
ايراني
|
-
|
۱۶:۴۷ - ۱۳۸۹/۱۰/۱۴
اگرشماايران رادوست نداريد بهتراست به لبنان برويدودرآنجازندگي بكنيد وايران رابه ايرانيان بسپاريد . كسي كه وطنش ر ادوست نداشته باشد بويي ازايمان نبرده است .