افشاگری از پروژه وزارت کشور دولت خاتمی برای ترور و کودتا وارد فاز جدیدی شد
چگونه اصلاحطلبان سکولار، تروریست شدند؟!
به گزارش صراط، افشاگري مستند «روزنامه كيهان» از پروژه «حسين بشيريه» در وزارت كشور دولت محمد خاتمی براي نظريهپردازي پيرامون«ترورهاي سياه»، تشكيل «گروه هاي مقاومت چريكي» و ايجاد «شورش هاي شبه نظامي» زير پوشش و عنوان «گذار به دموكراسي» واكنش هاي گسترده اي به همراه داشت. در این افشاگری، سندی منتشر شد که نشان میدهد اصلاحطلبان سکولار قائل به انجام «ترور» و راهاندازی گروههای زیرزمینی برای پیشبرد پروژه دموکراتیزاسیون بودهاند. تحليل كيهان از اين پروژه كه به «نقشه عملياتي كودتاي مخملي» مشهور است، در بيش از 50 رسانه اينترنتي، خبرگزاري ها و روزنامه هاي «ايران»، «وطن امروز»، «خراسان»، هفته نامه «پرتو سخن» و... باز نشر شد.
اين افشاگري روزهاي 29 و 30 دي ماه 1388 در 2 مقاله «روش شناسي ترورهاي آكادميك» و «ترور براي دموكراتيزاسيون» به قلم «پيام فضلينژاد» در صفحه 14 «كيهان» به چاپ رسيد، و سپس با مصاحبه تفصیلی فضلینژاد با خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) درباره جزییات سند نظریهپردازی برای ترورهای سیاه در وازت کشور دولت محمد خاتمی، ادامه یافت.
گسترده شدن ابعاد افشاگری کیهان، همچنین موجي از فحاشي ها و تهديدات گروهك هاي اپوزيسيون مانند «جنبش سبز» و «راديو فردا»، سايت صهيونيستي «بالاترين» و... را برانگيخت. رکیکترین ناسزاهای ناموسی و شدیدترین تهدیدات توسط مدعیان اصلاحات و آزادی علیه فضلینژاد منتشر شد و حتی «سازمان بازرسي كل كشور» نيز با انتشار جوابيه اي شگفت انگيز به وكالت (!) از «غلامحسین بلندیان» (معاون اسبق وزير كشور در دولت خاتمی و معاون فعلی این سازمان)، نويسنده كيهان را فردي «عليل» و «بيمار» ناميد كه «سر در آخور بيگانگان دارد!»
البته در طول 3 سال گذشته، رسانههای اپوزیسیون پس از انتشار مقالات مستند و پژوهشهای علمی پیام فضلینژاد فقط اتهاماتی سخیف را علیه وی منتشر کردهاند و هیچ پاسخ مستدلی را در برابر استدلالهای وی اقامه نکردهاند. تا جایی که یکبار «محمد مهدی فقیهی» (مدیر سایت انتخاب و سردبیر روزنامه تعطیل شده انتخاب) فضلینژاد را دارای بیماری «شب ادراری» دانست که به سبب «روانپریشی» و «تکرر ادرار» علیه اصلاحطلبان مینویسد! «معصومه ابتکار» (معاون اسبق رییس جمهور) نیز وی را «آدمی که از زیر بوته سبز شده» خطاب کرده بود و «علیرضا نوریزاده» (جاسوس تابلودار موساد) هم او را «شکنجهگر»، «فاسد» و «مجنون» دانست که در نزاعهای سیاسی «نقش عنتر قصه را بازی میکند.» چنین اظهاراتی، برآیند پاسخهایی است که اغلب در برابر افشاگریهای مستند این پژوهشگر موسسه کیهان منتشر شده است.
حسین بشیریه: فضلینژاد یک دروغگوست!
چگونه اصلاحطلبان سکولار، تروریست شدند؟!
به گزارش صراط، افشاگري مستند «روزنامه كيهان» از پروژه «حسين بشيريه» در وزارت كشور دولت محمد خاتمی براي نظريهپردازي پيرامون«ترورهاي سياه»، تشكيل «گروه هاي مقاومت چريكي» و ايجاد «شورش هاي شبه نظامي» زير پوشش و عنوان «گذار به دموكراسي» واكنش هاي گسترده اي به همراه داشت. در این افشاگری، سندی منتشر شد که نشان میدهد اصلاحطلبان سکولار قائل به انجام «ترور» و راهاندازی گروههای زیرزمینی برای پیشبرد پروژه دموکراتیزاسیون بودهاند. تحليل كيهان از اين پروژه كه به «نقشه عملياتي كودتاي مخملي» مشهور است، در بيش از 50 رسانه اينترنتي، خبرگزاري ها و روزنامه هاي «ايران»، «وطن امروز»، «خراسان»، هفته نامه «پرتو سخن» و... باز نشر شد.
اين افشاگري روزهاي 29 و 30 دي ماه 1388 در 2 مقاله «روش شناسي ترورهاي آكادميك» و «ترور براي دموكراتيزاسيون» به قلم «پيام فضلينژاد» در صفحه 14 «كيهان» به چاپ رسيد، و سپس با مصاحبه تفصیلی فضلینژاد با خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) درباره جزییات سند نظریهپردازی برای ترورهای سیاه در وازت کشور دولت محمد خاتمی، ادامه یافت.
گسترده شدن ابعاد افشاگری کیهان، همچنین موجي از فحاشي ها و تهديدات گروهك هاي اپوزيسيون مانند «جنبش سبز» و «راديو فردا»، سايت صهيونيستي «بالاترين» و... را برانگيخت. رکیکترین ناسزاهای ناموسی و شدیدترین تهدیدات توسط مدعیان اصلاحات و آزادی علیه فضلینژاد منتشر شد و حتی «سازمان بازرسي كل كشور» نيز با انتشار جوابيه اي شگفت انگيز به وكالت (!) از «غلامحسین بلندیان» (معاون اسبق وزير كشور در دولت خاتمی و معاون فعلی این سازمان)، نويسنده كيهان را فردي «عليل» و «بيمار» ناميد كه «سر در آخور بيگانگان دارد!»
البته در طول 3 سال گذشته، رسانههای اپوزیسیون پس از انتشار مقالات مستند و پژوهشهای علمی پیام فضلینژاد فقط اتهاماتی سخیف را علیه وی منتشر کردهاند و هیچ پاسخ مستدلی را در برابر استدلالهای وی اقامه نکردهاند. تا جایی که یکبار «محمد مهدی فقیهی» (مدیر سایت انتخاب و سردبیر روزنامه تعطیل شده انتخاب) فضلینژاد را دارای بیماری «شب ادراری» دانست که به سبب «روانپریشی» و «تکرر ادرار» علیه اصلاحطلبان مینویسد! «معصومه ابتکار» (معاون اسبق رییس جمهور) نیز وی را «آدمی که از زیر بوته سبز شده» خطاب کرده بود و «علیرضا نوریزاده» (جاسوس تابلودار موساد) هم او را «شکنجهگر»، «فاسد» و «مجنون» دانست که در نزاعهای سیاسی «نقش عنتر قصه را بازی میکند.» چنین اظهاراتی، برآیند پاسخهایی است که اغلب در برابر افشاگریهای مستند این پژوهشگر موسسه کیهان منتشر شده است.
حسین بشیریه: فضلینژاد یک دروغگوست!
«حسين بشيريه» (محقق CIA و نظريه پرداز اصلاح طلبان) در تكذيبيه اي كه روز اول بهمن در سايت هاي «روز آن لاين» و گروهك موسوم به «جنبش سبز» منتشر كرد، با تأييد انعقاد اين قرارداد نوشت: «برطبق اصل قرارداد كه موجود است، و نيز بر طبق اسناد مالي و بانكي كه قاعدتاً نسخه هاي آن در امور مالي وزارتخانه حفظ مي شود، مبلغ قرارداد مذكور 3ميليون تومان و مدت آن 12ماه بود.» وی مینویسد: «هدف نهایی طرح تحقیقی گذار به دموکراسی، کمک فکری به شفاف سازی فرایندهای انتخابات در کشور در مقابل عوامل و فرایندهایی بود که همواره انتخابات آزاد و شفاف را در کشور تهدید کرده اند.»
اين تاييديه، عملاً بر مقاله كيهان مبني بر همكاري رسمي اين عاملCIA با وزارت كشور دوره اصلاحات صحه گذاشت. تكذيب مبلغ پروژه نيز در حالي است كه براساس اسناد، اولاً برآورد مالي اين قرارداد توسط شخص بشيريه مبلغ 19ميليون و 170هزار تومان بوده كه در قرارداد نهايي (ماده 3) به 25ميليون تومان افزايش يافت.
ثانياً، ادعاي بشيريه درباره زمان اجراي پروژه نيز كذب است، چرا كه بر پايه سند «طرح پژوهشي» آن كه ابتدا ذيل عنوان «شيوه هاي گذار و فرآيند مردم سالاري در ايران» در مورخه 26/8/1382 به «دفتر مطالعات سياسي وزارت كشور» ارائه گشت، زمان اجراي پروژه از دي 1382تا آذر 1383(يعني 9 ماه) برآورد شده بود، اما براساس «ماده2» قرارداد رسمي، به نحو نامعلومي اين زمان تغيير كرد! برابر اين ماده «مدت قرارداد 10ماه تا تاريخ 28/12/1382 تعيين مي گردد.»
متن کامل تکذیبیه اول حسین بشیریه
با این حال، همراه با اوج گرفتن افشاگری کیهان، بشیریه به این تکذیبیه اکتفا نکرد و روز 5 بهمن 1388 با انتشار متنی سراسر توهینآمیز در سایت رسمی گروهک «جنبش سبز» (جرس)، به دفاع از خود برآمد. وی نوشت: «خوشبختانه آوازه روزنامه کیهان و نویسندگانش و برخی سایتهای وابسته به آن، به دروغ پردازی و وارد کردن تهمت و افترا و انگ زنی به آزادی خواهان و دشمنان خودکامگی، چندان گسترده شده است که دیگر نیازی به پاسخ گویی به آن یاوه سراییها نیست. در حقیقت جنبش آزادیخواهانه سبز مردم ایران چنان لرزه یی بر اندام گروه اقلیت مفت خوارن و سودجویان در افکنده است که آنها را آسیمه سر ساخته به شیوه یی که به هر دری میزنند و به هر دستاویزی دست می یازند تا مگر از ترس و هراسی که سرا پایشان را در بر گرفته است اندکی بکاهند و آرامشی دروغین بیابند. پیشینه دروغ پردازیهای روزنامه و نویسندگان و سایتهای نامبرده درباره نگارنده بسیار دراز است و برگی از دفتر بلند دشمنی ها و ستیزههای اقلیتی بی مایه با اندیشه آزاد و آزاد اندیشی به شمار میرود.»
پس از این فحاشیها که نشان از گران تمام شدن افشاگری کیهان برای «حسین بشیریه» داشت، این جاسوس سارمان سیا ادامه داد: «از این رو داستان پردازیهای تازه آنها در باره قرار دادهای چندین میلیونی و تهمتهای خنده آور دیگرشان که بر آمار و ارقام و اسامی واهی و موهوم و اسناد و مدارک خیالی و دروغین و ساختگی استوار است.»
ظاهرا بشیریه از فرط عصبانیت، تکذیبیه اول خود را از یاد برده بود که در آن صراحتا به قرارداد خود با وزارت کشور دولت اصلاحات اشاره کرد و حتی نظریهپردازی برای ترورهای سیاه را نیز تکذیب نکرد.
متن کامل تکذیبیه دوم حسین بشیریه
معاون سازمان بازرسی، فضلینژاد را «علیل»، «بیمار» و «سر در آخور بیگانگان» نامید!
در حالي كه «حسين بشيريه» با تأييد اين قرارداد، در تكذيبيه اول خود حتي از وجود اسناد بانكي آن در بخش امور مالي وزارت كشور سخن گفته، «سازمان بازرسي كل كشور» در اقدامي عجيب و غيرقانوني، به دفاع از اقدامات «معاون» فعلي خود در زمان مسئوليتش در دولت اصلاحات پرداخت(!) و مدعي عدم انعقاد چنين قراردادي شد! «روابط عمومي» اين سازمان طي بيانيه اي رسمي كه به رسانه ها ارسال شد، از قول «غلامحسين بلنديان» (معاون اسبق وزير كشور) و با فحاشي عليه «نويسنده كيهان» نوشت:«تراوش چنين افكاري كه متهم كردن خدمتگزاران انقلاب اسلامي را در پي دارد، زاييده افكار «عليل» و «بيماري» است كه دل در گرو انقلاب و ايران ندارد و سر در آخور بيگانگان دارند و آرامش و امنيت كشور را برنمي تابند.»
معلوم نيست بنابر كدام قانون و ضابطه، در موضوعي كه به هيچ وجه ربطي به وظايف «سازمان بازرسي كل كشور» ندارد، روابط عمومي آن اقدام به فرستادن جوابيه اي چنين سست و توهين آميز به رسانه ها مي كند؟! آن هم سازماني كه در برابر پرسش هاي مرتبط با وظايف خود، عمدتاً سكوت اختيار كرده است! چرا «سازمان بازرسي كل كشور» خود را موظف به دفاع از همكاري يك عامل تابلودار CIA با برخي مقامات وزارت كشور دولت «محمد خاتمي» مي بيند؟» جالب است كه اقدام خلاف قانون و توهين آميز روابط عمومي اين سازمان را اكثر رسانه ها برنتابيدند و جز سايت «تابناك»، (وابسته به محسن رضايي) و سايت «خبر آن لاين» آن جوابيه را منتشر نكردند.
بنابراين، «غلامحسين بلنديان» مجبور شد تا شخصاً و بدون «سوءاستفاده» از عنوان «سازمان بازرسي كل كشور» جوابيه اي ديگر در پاسخ به افشاگري كيهان بنويسد. وي در اين نامه نيز با حدس و گمان و استناد به يك «تماس تلفني نامعلوم»، مدعي عدم عقد اين قرارداد مي گردد و مي نويسد:
«در اين مورد براي روشن شدن موضوع، با دفتر مطالعات سياسي و اداره كل امور مالي وزارت كشور تماس گرفتم و آنها پس از بررسي تا آخر وقت روز شنبه3بهمن 1388، منكر وجود چنين قرارداد و پروژه اي با شخص مذكور شدند.» معاون اسبق وزير كشور در جوابيه اش، بازهم مانند سايت هاي اپوزيسيون به فحاشي روي آورد و خيال كرد كه با چنين اهانت هايي مي تواند استنادات و استدلال هاي «پژوهش آكادميك» كيهان پيرامون «ترورهاي سياه» و تدوين نقشه عملياتي كودتاي مخملي را در دوره مسئوليتش مخدوش سازد. اين جوابيه توهين آميز هم با بي اعتنايي رسانه هاي ارزشي مواجه شد. فقط سايت هاي گروهك «جنبش سبز» به جاي نقد مستدل اين مقالات، موجي از فحاشي هاي ركيك و تهديدها را عليه كيهان و نويسنده اش منتشر كردند.
- متن کامل جوابیه سازمان بازرسی کل کشور در سایت تابناک
- متن کامل تکذیبیه بلندیان در خبر آنلاین
واكنش پرتناقض و سراسيمه بلنديان در حالي است كه «حسين بشيريه» هم در جوابيه اخير و هم در مقدمه كتاب هايش به پروژه ها و قراردادهاي خود با وزارت كشور در دوره اصلاحات مفصلاً اشاره كرده است. جاي اين سؤال باقي است كه اگر ادعاي معاون اسبق وزير كشور در تكذيبيه اش دروغ نباشد، چرا اين اسناد كه نسخه هايي از آن نزد شاگردان پيشين بشيريه مثل فضلي نژاد موجود است، در وزارتخانه موجود نيست؟! چه بلايي بر سر آن ها آمده؟! بهتر است «سازمان بازرسي كل كشور» به جاي صدور بيانيه هاي غيرقانوني و توهين آميز، بنابر وظيفه اش به دنبال سرنوشت اين اسناد تكان دهنده باشد و وزارت كشور نيز كه تحت مديريت اصولگرايان است، نسبت به اظهارات متناقض بلنديان و بشيريه واكنش نشان دهد.
بنابراين، تنها نكته اي كه در اين ميان نه تنها تكذيب نشد، بلكه تأييد هم گشت، اصل افشاگري روزنامه كيهان مبني بر «نظريه پردازي اصلاح طلبان براي ترورهاي سياه» و تدوين «نقشه عملياتي كودتاي مخملي» در وزارت كشور دوره اصلاحات بود كه با كپي برداري ناشيانه از دستورالعمل شماره 2/10 «شوراي امنيت ملي آمريكا» صورت گرفت.
اکبر گنجی در رادیو فردا: توهم توطئه دارند!
اکبر گنجی هم با نگارش مقالهای طولانی در رادیو فردا، این افشاگریها را ناشی از «توهم توطئه» و برآمده از «کارخانه دشمنسازی جمهوری اسلامی» دانست. گنجی که این جملات کلیشهای را سالهاست که به شکل خسته کنندهای تکرار میکند، در این مقاله مدعی است که "روشن است كه نمى توان دگرانديشان را سركوب، زندانى، شكنجه، ترور و... كرد و آن را به گردن خود مخالفان يا دشمنان خارجى انداخت. اگر بر سر اين نكته ى كليدى اتفاق نظر وجود داشته باشد ، هم چنان پرسش هاى انديشه سوز ديگرى وجود دارد كه نيازمند پاسخ هستند: «گفتمان دشمن» (تهاجم فرهنگى غرب، شبيخون فرهنگى غرب، پايگاه دشمن، عوامل دشمن، صداى دشمن، طرح هاى دشمن، خواست هاى دشمن، مرزبندى با دشمن، بيدارباش در مقابل دشمن، و...) معلول كدام علل و دلائل است؟ پيامدهاى نظرى و عملى اين گفتمان براى مردم ايران چه بوده است؟ اين موضوع را به تفصيل پى خواهيم گرفت."
واکنشهای همسو: سایت شفاف و اعظم طالقانی!
سایت اینترنتی شفاف (اتاق شیشهای خبر) که هویت سیاسی مشکوکی دارد نیز تیتر زد «شانس آوردیم که مدیرمسئول کیهان مسئولیت قضایی ندارد!» این سایت با نقل بخشهایی از مقاله فضلینژاد در کیهان (30 دی 88) با عنوان «ترور برای دموکراتیزاسیون» نوشت: «ایراد اتهام به دیگران برای روزنامه کیهان شاید آسوده تری کاری باشد که انجام می دهد و این در حالی است که به عقیده بسیاری از چهره های معتدل و میانه رو برخی نوشتارها و رفتارهای افراطی دقیقاً خلاف مصالح و منافع ملی کشور است.» این سایت اشاره نکرد که چرا افشای مستند یک پروژه ضدامنیتی در وزارت کشور دوره اصلاحات، خلاف مصالح ملی است. آیا چون این افشاگری پرده از چهره مدعیان دموکراسی برداشته و ذات خشونتگرای آنان را نشان داده است، اقدامی خلاف منافع ملی کشور است؟! این مقاله در وبسایت رسمی «جامعه زنان انقلاب اسلامی» (گروهک اعظم طالقانی) نیز منتشر شد.
روند تکراری اتهامزنی اپوزیسیون
مانند همیشه، هیچ یک از منتقدان و مخالفان این افشاگری در خارج و داخل ایران نتوانستند ادلهای برای انکار سند تکاندهنده وزارت کشور دوره اصلاحات مبنی بر مشروعیت ترور در فرآیند دموکراتیزاسیون اقامه کنند. از این رو، با زدن اتهاماتی مانند «دروغگو» و نسبت دادن اوصافی مانند «متوهم» و... کوشیدند تا تئوریهای خشونتورز اصلاحطلبان را توجیه کنند. در طول 3 سال گذشته، رسانههای اپوزیسیون پس از انتشار مقالات و پژوهشهای فضلینژاد اتهامات سخیفی را علیه وی منتشر کردهاند، تا جایی که یکبار محمد مهدی فقیهی، مدیر سایت انتخاب، فضلینژاد را دارای بیماری «شب ادراری» دانست که به سبب «روانپریشی» و «تکرر ادرار» علیه اصلاحطلبان مینویسد. عطالله مهاجرانی، عبدالکریم سروش و محسن کدیور به پیروی از جان کین، فضلینژاد را «سخنگوی نیروهای امنیتی پشت صحنه» معرفی کردهاند. معصومه ابتکار نیز وی را «آدمی که از زیر بوته سبز شده» خطاب کرده بود و علیرضا نوریزاده هم او را «شکنجهگر»، «فاسد» و «روانی» دانست!
این «ادبیات پشت وانتی» و اتهامات کذب که هیچ کدام از آنها تا امروز از سوی مدعیان آن اثبات نشده، همه آن چیزی است که منتقدان و مخالفان فضلینژاد علیه پژوهشهای مستند او ارائه کردهاند.
پیام فضلینژاد چه سندی را فاش کرد؟
پژوهشگر سیاسی موسسه کیهان، روزهاي 29 و 30 دي ماه 1388 در 2 مقاله «روش شناسي ترورهاي آكادميك» و «ترور براي دموكراتيزاسيون» در صفحه 14 «كيهان» سندی تاریخی متعلق به وزارت کشور دوره اصلاحات را منتشر کرد. این سند نشان می دهد که اصلاحطلبان سکولار در دوران حاکمیتشان با محوریت حسین بشیریه برای تشکیل گروههای موسوم به گروههای چریکی، ایجاد «شورشهای شبه نظامی» و انجام «ترورهای سیاه» نظریهپردازی می کرده اند.
پیام فضلینژاد در توضیح جزییات بیشتر این سند گفت که در 26 آبان 1382، دفتر مطالعات سیاسی وزارت کشور به درخواست عبدالواحد موسوی لاری (وزیر وقت کشور) پروژهای مطالعاتی با عنوان «گذار به دموکراسی» را تعریف کرد که اجرای آن طی قراردادی رسمی، از سوی غلامحسین بلندیان (معاون وقت وزیر کشور) به حسین بشیریه (محقق عضو CIA) سپرده شد.
نویسنده پرفروشترین کتاب سیاسی سال در خصوص اصلیترین بخش این سند اظهار داشت: حسین بشیریه، از پدران فکری اصلاحطلبان، در این سند مینویسد که اصلاحطلبان برای فروپاشی رژیم غیردموکراتیک و در «فرآیند گذار» باید به سوی «تشکیل نیروهای نظامی رقیب درون کشور یا در کشورهای همسایه» بروند، «هستههای مقاومت چریکی و شبه نظامی بر ضد رژیم» پدید آورند، در میان نیروهای مسلح و ارتش شکاف ایجاد کنند، چنددستگی های اجتماعی را به درون نیروهای نظامی نیز گسترش دهند و حتی بخشی از ارتش را به شورش علیه رژیم غیردموکراتیک ترغیب کنند.
فضلینژاد تاکید کرد که "بازتاب دستورالعمل 2/10 «شورای امنیت ملی آمریکا» نوشته جورج کنان مبنی بر ایجاد «هسته های مقاومت چریکی» و «جوخههای مرگ جامعه مدنی» در تئوری دموکراتیزاسیون اصلاحطلبان سکولار مشهود است."
این پژوهشگر سیاسی درباره بودجه این پروژه نیز گفت: چکیده نظریه وزارت کشور که به صورت رسمی در زمان وزارت عبدالواحد موسوی لاری و در 26 دی 1382 نوشته شده، نشان میدهد که اصلاحطلبان سکولار قائل به انجام ترور برای پیشبرد پروژه دموکراتیزاسیون بودهاند.
نویسنده کتاب «شوالیههای ناتوی فرهنگی» افزود: برآورد حسین بشیریه از بودجه پروژه، مبلغ 19 میلیون و 170 هزار تومان بود، اما براساس قرارداد، غلامحسین بلندیان (معاون وقت برنامهریزی و پشتیبانی وزارت کشور) در 28/12/ 1382 مبلغ 25 میلیون تومان برای تهیه متن جامع این نظریه از بودجه آن وزارتخانه به بشیریه باید پرداخت میکرد.
فضلینژاد به افشای جزئیات دیگری از سایر هزینه های این پروژه پرداخت و گفت که 500 مسافرت درون شهری توسط بشیریه برای همکاران این پروژه درنظر گرفته شد که سال 82 در یک مورد مشخص که بشیریه نوشته، 500 هزار تومان فقط هزینه ایاب و ذهاب آن به وزارت کشور تحمیل گشت. 1میلیون و 920 هزار تومان فقط هزینه حق الزحمه اجرایی این طرح بوده که کل آن 100 صفحه هم نشده. در برآورد هزینه از مجموع 25 میلیون تومان، بخش مهم آن به حسین بشیریه تعلق گرفته بود.
این پژوهشگر سیاسی با بیان این که امثال حسین بشیریه و یوسف مولایی، آبروی دموکراسی و دموکراتیزاسیون را با کپیبرداریهای خود از روی دستورالعملهای مدیران CIA بردهاند، گفت که آقایان خجالت نمیکشند نظریه سال 1948 جورج کنان را در سال 2004، یعنی 58 سال بعد کپی میکنند و به عنوان تئوری «گذار به دموکراسی» به خورد دانشجویان میدهند؟
عضو دفتر پژوهشهای موسسه کیهان با طرح این سوال که "شرم نمیکنند برای جنگهای شبهنظامی تئوریبافی میکنند و اسم خود را دموکرات میگذارند؟" تصریح کرد: اینها مولدان خشونت هستند، بعد دم از خشونتپرهیزی میزنند و نقش آدمهای خوب را بازی میکنند؟ سند از این آشکارتر که میگویند باید جنگ زیرزمینی علیه جمهوری اسلامی راه انداخت؟ آقایان بروند کتاب آن را بخرند تا ببینند چه کسی توهم توطئه دارد. در روز روشن نقشه براندازی نظام را در وزارت کشور میکشند، بعد انتظار دارند ما سکوت کنیم.
فضلینژاد اظهار داشت: آن زمان سهراب رزاقی رییس دفتر مطالعات سیاسی آن وزارتخانه بود که 436 هزار یورو از موسسه صهیونیستی "هیفوس" در هلند دریافت کرد تا نیروی سازمانی براندازی نرم را زیر پوشش و عنوان "سازمانهای غیردولتی" در ایران تربیت کند و به جرم «ارتباطات غیرقانونی با بیگانگان» بازداشت هم شد. وی در تاریخ 18/12/1380 از وزیر کشور با حفظ سمت حکمی دیگر را با عنوان «مدیر پروژه حمایت از توسعه پایدار» در چارچوب «مرکز ارتباطات و منابع سازمانهای جامعه مدنی» دریافت کرد. رزاقی رابط دولت اصلاحات با «مرکز اطلاعات سازمان ملل» در تهران و رابط روشنفکران سکولار با موسسات صهیونیستی مانند هیفوس بود.
این پژوهشگر سیاسی ادامه داد: فرآیند تدوین نقشه عملیاتی "گذار به دموکراسی" در وزارت کشور دولت اصلاحات در 4 مرحله زیر نظر "حسین بشیریه" و با همکاری 4 پژوهشگر دیگر، از آبان 1382 تا آذر 1383 به طول انجامید و فقط در 1 مورد، 25 میلیون تومان برای این دستورالعمل 100 صفحهای برآورد شد. چنانکه گفتم در این دستورالعمل، بشیریه باب نظریهپردازی برای ترورهای سیاه را گشود.
شاگرد شابق عبدالکریم سروش با افشای هویت یکی از همکاران وزارت کشور در تهیه این سند ادامه داد که "یوسف مولایی" وکیل سابق اکبر گنجی و منصور اصانلو و نویسنده روزنامه توقیف شده اعتماد ملی، به عنوان مشاور در این پروژه حضور داشته است و با "حسین بشیریه" که مجری طرح بود، همکاری نزدیک داشت.
فضلی نژاد با یادآوری این که پروژه مذکور نقشه عملیاتی براندازی جمهوری اسلامی است، اضافه کرد: این پروژه 3 همکار دیگر هم داشت؛ 2 نفر آنها که با عنوان «همکار اجرایی» و با مدرک لیسانس علوم سیاسی در طرح حضور داشتند، زن بودند که در انجام مصاحبه و تهیه پرسشنامهها کمک کردند. نفر دیگر که «همکار علمی» با درجه دانشگاهی فوق لیسانس رشته علوم سیاسی از دانشگاه تهران بود، جنسیت مرد دارد.
این پژوهشگر سیاسی گفت که "بر اساس تجربه تاریخی مثلث جاسوسی CIA، موساد و MI6 از «روشنفکران سکولار» (شهروندان مورد اعتماد خود) به عنوان اعضای «جوخههای مرگ جامعه مدنی» برای اجرای «ترورهای آکادمیک» استفاده کردهاند. از این رو، میبینیم این استراتژیها را کپیبرداری کردهاند و به عنوان نظریه منتشر کردند."
وی با اشاره به وابستگی فکری سید محمد خاتمی به حسین بشیریه تاکید کرد: بشیریه در سال 1982 دکترای تئوری سیاسی را از دانشگاه لیوریون انگلستان گرفته که یکی از محافل ماسونهاست. میبینیم ادامه همان خط را هم پی میگیرد. محمد خاتمی، یکی از شاگردان بشیریه محسوب میشود و اگر به کتاب او (سیر اندیشه سیاسی در غرب) نگاه کنید، رد پای بسیاری از آرای کلیدی بشیریه را میبینید؛ گرچه خود بشیریه کپیکننده تئوریهای پدران لیبرالیسم سیاسی در قرن بیستم بوده است و خاتمی هم یک مصرفکننده بیش نبوده است. اساسا بشیریه نظریهپرداز ماهنامه وی به نام «آئین» از دهه 1370 و قبل از ریاست جمهوری خاتمی بود و ارتباطات آنان بعدها هم ادامه یافت.
فضلی نژاد افزود: همینطور، بشیریه نظریههای لیبرالیستی خود را از سال 1370 در ماهنامه «اطلاعات سیاسی- اقتصادی» طرح کرد و آقای سیدمحمود دعایی برای او این فرصت را فراهم کرد، همین آقای جواد اطاعت هم از شاگردان بشیریه بوده است. «سعید حجاریان» هم همینطور. محمدعلی کدیور هم شاگرد او بوده است. شما میبینید شاگردان بشیریه در نهادهای حساس کشور حضور داشتهاند و وقتی به کارنامه فکری آنان نگاه میکنید، ادامه راه استادشان را رفتهاند.
از خدا براي آقاي فضلي نژاد توفيق و سلامتي مسئلت داريم. خدا حفظشان كند