سي سال جاسوسي كانادايي ها در تهران؛ از13آبان57تا22خرداد88!
افشای جزئيات جاسوسي سیا از طریق سفارت كانادا در کوتای ناکام موسوی
این رویه معمول ماست که ماموران اطلاعاتی همواره در لوای نام رسمی مامور دولتی در کشورهای بیگانه دست به جاسوسی می زنند. کانادا و امریکا از دیرباز با یکدیگر همکاری اطلاعاتی داشته اند و ماجرای گروگانگیری و اوضاع زمان انقلاب ایران سبب تقویت این همکاری شد. همكاري اي كه اكنون شديدتر شدن آن منافع كانادا در تهران را به خطر انداخته است.
کد خبر : ۱۴۲۲
به گزارش صراط نشریه پرتيراژ "پروونس" از مجموعه غول رسانه اي صهيونيستهاي كانادا تحت عنوان "انتشارات کانوست" روز دوشنبه گزارشی را به موضوع برملا شدن جاسوسی سفیر کانادا در عملیات آزاد سازی گروگانهای آمریکایی در تهران اختصاص داد.
در این گزارش آمده است:
"وسلی وارک" استاد مرکز مطالعات بین الملل در دانشگاه تورنتو کانادا می گوید: بعد از روشن شدن موضوع جاسوسی "کن تیلور" سفیر وقت کانادا در سال 1979 در تهران برای آمریکا که منتهی به عملیات نافرجام "پنجه عقاب" (شكست آمريكا در طبس) برای آزاد سازی گروگانهای آمریکایی شد؛ این خطر وجود دارد که سفارت فعلی کانادا در تهران متهم به "لانه جاسوسی" شود. در این شرایط ؛جان کارکنان این سفارتخانه در خطر خواهد بود ضمن آنکه این ماجرا تاثیر منفی بر مناسبات دو کشور خواهد گذارد.
وارک می گوید که اگر سفارت کانادا در تهران از سوی مقامات ایرانی به دليل دخالت در ناآراميهاي تابستان امسال "لانه جاسوسی" تلقی شود، امکان دارد، نقش کانادا به عنوان مخاطب (واسطه ایران با غرب) مخدوش شود ضمن آنکه بیم آن می رود جان کارکنان سفارت کانادا در تهران به خطر افتد.
به گفته این تحليلگر کانادایی؛ این حادثه پیش از این نیز برای سفارت کانادا در مسکو رخ داده بود و این سفارتخانه در دوران جنگ سرد از سوی روسها به "لانه جاسوسی" بودن متهم شد.
وارک توضیح می دهد که کن تیلور سفیر کانادا در سالهای 80-1977 در تهران اطلاعات لازم را برای یکی از فرماندهی های ارتش آمریکا برای اجرای عملیات آزاد سازی گروگانهای آمریکایی در ایران که به عملیات پنجه عقاب مشهور شد؛ جمع آوری می کرد.
ماجرای جاسوسی سفیر وقت کانادا در تهران برای آمریکا در کتابی به نام "مرد ما در تهران" نوشته "رابرت رایت" استاد تاریخ دانشگاه "ترنتو" که اخیرا زیر چاپ رفته، تماما نقل شده است.
رایت در کتاب خود می نویسد: "جیمی کارتر" رئیس جمهور وقت آمریکا از "جو کلارک" نخست وزیر وقت کانادا خواست که تیلور در تهران اطلاعات لازم را برای اجرای عملیات پنجه عقاب برای آزاد سازی گروگانهای آمریکایی در تهران جمع آوری کند و آن را در اختیار فرماندهان آمریکایی قرار دهد.
رایت در کتاب خود این نکته را نیز متذکر می شود که مخاطرات استراتژیک این کار (جاسوسی اطلاعاتی) در تهران فوق العاده زياد بود و شرایطی غیر عادی را می طلبید.
"فلورا مک دونالد" وزیر خارجه وقت کانادا هم در مصاحبه با این نشریه اعلام کرد که دولت کلارک که در آستانه مبارزات انتخاباتی قرار داشت آمادگی خود را برای کمک به آمریکایی ها تا جایی که توان داشته باشد اعلام کرده بود.
به گزارش صراط مک دونالد در مصاحبه با شبکه خبری "کانوست" ماجرا را اینگونه توضیح می دهد: "تصمیم گرفته شد که شش تن از کارکنان سفارت آمریکا در تهران که مخفی شده بودند از چنگ ماموران ایرانی بگریزند و به عنوان یک گروه از فیلمسازان کانادایی از ایران خارج شوند".
وی افزود که تیلور نقش اصلی را در این عملیات ایفا می کرد و ریاست عملیات جمع آوری اطلاعات را که "هلهله کانادایی" نام گرفته بود برعهده داشت .
سفیر کانادا در تهران همراه با یک مامور عملیاتی "سیا" با نام مستعار " باب" که بعد از گروگانگیری وارد ایران شده بود طرحی همراه با جزییات کامل را برای یک عملیات پیچیده و مشکل ارائه کردند که منطبق با آن کماندوهای آمریکایی با بالگرد به خاک ایران وارد شده، با نشستن در بیایانی متروک به شهر آمده، مجددا" شهر را ترک کرده، به صحرا بازگردند.
تیلور همراه با "جیم ادوارد" رئیس دایره امنیتی سفارت کانادا در تهران و باب، محل فرود بالگرد را در داخل خاک ایران شناسایی کرده، کامیونهایی را هم برای انتقال این کماندوها آماده ودر نقطه ای مخفی کردند.
تیلور روز یکشنبه به سرویس خبری کانوست گفت: من آماده بودم هر کاری که مسئولان آمریکایی از من بخواهند با کمال میل انجام دهم.
تیلور که با این عملیات "قهرمان بحران" شناخته شد می گوید:" من در چارچوب عملیاتهای سنتی دیپلماتیک کانادا مطابق خواسته سازمان اطلات مركزي آمريكا به وظایفم عمل می کردم".
وی با فوق العاده خطرناک توصیف کردن این عملیات محرمانه تصریح می کند: "کار جمع آوری اطلاعات در ایران به مراتب دشوارتر از نقاطی ماند تل آویو؛ واشنگتن؛ لندن و یا مسکو است. اگر ایرانیها متوجه شوند که یک حلقه اطلاعاتی در بالای سقف سفارت کانادا در جریان است این یعنی یک فاجعه".
در کتاب رایت ادامه ماجرا اینگونه شرح داده شده است: در تایخ 27 ژانویه 1980بعد از فرار شش تن از کارکنان سفارت آمریکا در تهران؛ تیلور و مامورانش تهران را ترک کردند و سفارت کانادا را در تهران بستند. به عنوان یک اقدام محتاطانه؛ همه دستگاههای اطلاعاتی محرمانه که پیامهای مخفی را میان اواتاوا و تهران رد و بدل می کرد نیز منهدم شد.
برنامه این بود که بعد از چند هفته مجددا" کارکنان سفارت کانادا به تهران بازگردند و کار جمع آوری اطلاعاتی را برای انجام عملیات فرود آمدن کماندوهای آمریکایی به خاک ایران از سر گیرند اما به این علت که این کار فوق العاده خطرناک برآورد شده بود از ادامه کار صرف نظر شد و تیلور هرگز به ایران بازنگشت.
سه ماه بعد؛ جیمی کارتر عملیات پنجه عقاب را به اجرا در آورد اما بالگرد نظامیان آمریکایی در اثر طوفان شن صحرای (طبس) ایران سقوط کرد و هشت تفنگدار سرنشین آن کشته شدند.
گروگانهای آمریکایی سفارت آمریکا در تهران سرانجام بعد از 444 روز؛ 20 دقیقه بعد از روی کار آمدن "رونالد ریگان" رئیس جمهور وقت آمریکا آزاد شدند .
در ادامه این گزارش آمده است:
به اعتقاد وسلی وارک؛ این رویه معمول است که ماموران اطلاعاتی همواره در لوای نام رسمی مامور دولتی در کشورهای بیگانه دست به جاسوسی می زنند. کانادا و امریکا از دیرباز با یکدیگر همکاری اطلاعاتی داشته اند و ماجرای گروگانگیری و اوضاع زمان انقلاب ایران سبب تقویت این همکاری شد. همكاري اي كه اكنون شديدتر شدن آن منافع كانادا در تهران را به خطر انداختها است.
وارک تصریح می کند که هنوز هم بعد از گذشت 30 سال؛ اثرات مخرب واقعه گروگانگیری در تهران پابرجاست. بعد از 30 سال آمریکا هنوز سفارتخانه ای در تهران ندارد و این نقش بر گردن کانادا نهاده شده است (!) تا پاسخگوی رفتار غربیها به مسئولان ایرانی باشد.
روابط دو کشور ایران و کانادا از سال 2003 که "زهرا کاظمی" عکاس و خبرنگار کانادایی ایرانی تبار - جاسوس كانادايي سيا - در زندانی در ایران کشته شد دچار پیچیدگی هایی بوده است .
سال گذشته هیات کانادایی از جلسه کنفرانس مطبوعاتی رئیس جمهور ایران در سازمان ملل اخراج شدند. امسال هم مطابق آنچه از آن باخبرم سفارت ما در تهران پيامهاي آمريكايي ها را به رهبران اعتراضات مردمي (!) ارسال مي كرده (!) ،اطلاعات لازم را به نيويورك مي فرستاده و پناهگاهي براي سازمان دههندگان اعتراضات بوده؛ كساني كه پليس شديدا در تعقيب آنهاست.
زهی بی شرمی!!