۱۵ آذر ۱۳۸۹ - ۱۱:۵۵

جوانی‌که‌برای‌کربلا17روزدوید+عکس

کد خبر : ۱۳۷۵۱
به گزارش همشهری، همه چیز از پاییز ۸۶ شروع شد؛ زمانی که ابراهیم عطایی برای رفع مشکلی که دوست ندارد درباره‌اش حرفی بزند، نذر کرد که مسیر شهرشان، آستانه اشرفیه تا مشهد را پیاده طی کند؛ «وقتی مشکلم حل شد، وقت آن بود که نذرم را ادا کنم. به همین خاطر از خانه‌مان در آستانه اشرفیه تا حرم مطهر آقا امام‌رضا(ع) دویدم.» در طول سفر و در گلستان او با شخصی آشنا شد که سرطان داشت. وقتی او متوجه ‌شد که پسر جوان قصد دارد به سمت مشهد برود، مبلغی پول به همراه یک نامه به ابراهیم داد تا آن را به حرم امام رضا(ع) برساند؛ «وضع آن خانواده خیلی خوب بود اما یکی از اعضایش گرفتار سرطان شده بود. همان جا فهمیدم که سلامتی بزرگ‌ترین نعمت و ثروت است که با آن به همه جا می‌شود رسید.» البته این تنها خاطره سفر ابراهیم نبود؛ از آنجا که این پسر دونده بار اولش بود که مسیر طولانی‌ای را می‌دوید در میانه راه خون دماغ شد؛ «تازه به ساری رسیده بودم که حالم بد شد. یک گوشه افتادم و از دهان و بینی‌ام خون می‌آمد. افرادی که همراهیم می‌کردند با اورژانس تماس گرفتند و مرا به بیمارستان ساری منتقل کردند. دکترها بعد از معاینه گفتند به خاطر دویدن زیاد دچار سرگیجه و حالت تهوع شده‌ام.» با توجه به اینکه ابراهیم از قبل با سازمان تربیت بدنی آستانه اشرفیه هماهنگ کرده بود، در طول مسیر یک خودروی نیروی انتظامی او را همراهی می‌کرد.

با همه سختی‌ها بالاخره ابراهیم توانست در ۱۱ روز مسیر ۱۱۰۰ کیلومتری آستانه اشرفیه تا مشهد را بدود تا نذرش را ادا کند اما او چند وقت بعد از برگشتن از مشهد متوجه حالت عجیبی شد که در او ایجاد شده بود؛ ابراهیم دیگر مثل گذشته نمی‌توانست بخوابد، هرچه چشمانش را می‌بست خوابش نمی‌برد؛ «اوایل تصور می‌کردم که به خاطر مشغله‌های ذهنی نمی‌توانم بخوابم. شب‌ها تا صبح بیدار بودم و هر کار می‌کردم خوابم نمی‌برد.» وقتی ابراهیم متوجه شد که دیگر نمی‌تواند بخوابد تصمیم گرفت از این فرصت بهترین استفاده را ببرد. او برای این کار ورزش را انتخاب کرد؛ «برای اینکه وقتم را پر کنم تصمیم گرفتم یک ورزش را انتخاب کنم. این طوری شب‌ها برایم راحت‌تر و زودتر می‌گذشت، برای همین شروع کردم به تمرین دوی استقامت.» به این ترتیب عطایی شروع به تمرین دویدن کرد. او شب‌ها در روستایشان می‌دوید اما خیلی‌ها که از مشکل او خبر نداشتند ابراهیم را دست می‌انداختند؛ «اهالی تصور می‌کردند که عقلم را از دست داده‌ام. هیچ کس از مشکل من با خبر نبود. همین موضوع گاهی مرا اذیت می‌کرد.» اما این دست انداختن‌ها و شوخی‌های نابجا نتیجه معکوس داشت. آقای دونده با شنیدن طعنه‌های اطرافیانش، انگیزه تازه‌ای پیدا کرد تا رکورد جدیدی را ثبت کند. این بار او تصمیم گرفت مسیر گیلان تا کربلا را بدود.

مشکل بی‌خوابی
بعد از بازگشت از سفر مشهد بود که ابراهیم متوجه مشکل بی‌خوابیش شد. او در ابتدا بیماریش را زیاد جدی نگرفت اما به مرور زمان فهمید که از بی‌خوابی رنج می‌برد؛ «به دکتر مراجعه کردم اما فایده‌ای نداشت. هیچ دکتری علت بی‌خوابیم را تشخیص نداد و همه‌شان می‌گفتند که من از نظر روحی، روانی و جسمی هیچ مشکلی ندارم و در سلامت کامل به سر می‌برم و این مشکل به خاطر مشغله‌های ذهنی من است.» آقای دونده بعد از اینکه راهی برای درمان بی‌خوابیش پیدا نکرد تصمیم گرفت وقتش را با کارهای دیگر پر کند. او شب‌ها نمی‌توانست بخوابد و به جای آن یا کتاب می‌خواند یا به موسیقی گوش می‌کرد.

دویدن تا کربلا
بعد از اینکه ابراهیم توانست با موفقیت مسیر آستانه اشرفیه تا مشهد را بدود تصمیم گرفت در رکوردی دیگر از گیلان تا کربلای معلا را هم پیاده طی کند. او با کمک خانواده‌اش، شهرداری و اداره اوقاف دویدن در این مسیر را آغاز کرد؛ «من با شعار اصلاح الگوی مصرف، تندرستی و پیام صلح، حرکتم را از حرم حضرت سلطان سیدجلال‌الدین در آستانه اشرفیه شروع کردم.» طولانی‌ترین مسیری که ابراهیم قبلا دویده بود همان مسیر آستانه تا مشهد بود؛ «در این سفر ۱۲۰۰ کیلومتری فقط از آستانه تا رشت مرا همراهی کردند و هیچ حمایتی از لحاظ مالی و جانی از من نشد. من در این مسیر از چهار استان گیلان، قزوین، همدان و کرمانشاه عبور کردم و وارد خاک عراق شدم.» او روزها هفت ساعت می‌دوید و شب‌ها در تربیت‌بدنی‌ این شهرها استراحت می‌کرد. به گفته خودش با وجود خستگی راه باز هم شب‌ها خوابش نمی‌برد. در این مسیر هیچ اتفاق خاصی برای آقای دونده نیفتاد، جز اینکه یک لنگه کتانیش پاره شد؛ «بعد از اینکه وارد خاک عراق شدم سربازانی که در ایست بازرسی‌های لب مرز بودند از طریق مترجم خیلی از من سوال کردند. آنها می‌گفتند چرا اینجا آمده‌ای، اصلا چرا می‌دوی یا تصور می‌کردند که تروریست هستم و قصد خاصی دارم اما با نشان دادن مدارکی که همراهم بود رهایم کردند تا به راهم ادامه بدهم.» ابراهیم بعد از عبور از مرز همراه با زائرانی که به سمت حرم مطهر امام‌حسین(ع) در حرکت بودند به سمت حرم رفت. او چهار روز در عراق بود. در این مدت هم همراه با زائران ایرانی در هتل استراحت می‌کرد؛ « زائران ایرانی با دیدن مدارک ورزشیم، مرا به جمع خود راه دادند و به‌من غذا هم دادند و بعد با ماشین آنها به ایران برگشتم.» بعد از این سفر عطایی به خاطر فشار زیاد، بی‌خوابی و درد زانوهایش یک هفته در بیمارستان بستری شد. او علاوه بر این دو مسیر طولانی که دویده، یک‌بار هم ظرف سه روز مسیر گیلان تا تهران را پشت سرگذاشته. اینها تنها رکوردهای ابراهیم عطایی نیستند؛ به گفته خودش او می‌تواند ۳۰کیلومتر را با پنجه پاهایش رو به عقب بدود؛ «دلم می‌خواهد یک حامی مالی خوب داشتم تا می‌توانستم رکوردهای بیشتری به ثبت برسانم.» یکی از آرزوهای آقای دونده این است که دور دنیا را طی سه سال بدود. او حالا دنبال گرفتن مجوز و پیدا کردن یک اسپانسر خوب برای کارهایش است.