۱۱ آذر ۱۳۸۹ - ۱۸:۰۲
تحت فشار سازمانم دیکتاتوری سبز؛

امین زاده: غلط کردم، اوباش خودم بودم!

معاون وزارت خارجه در دولت خاتمي، حدود يك ماه پيش خاطرات دادگاه و زندانش را منتشر كرد كه طي آن ضمن مانور فراوان روي نقاشي هاي خود، روايتي از دادگاه نوشته و دستگيرشدگان آشوبهاي خياباني را «اوباش» خوانده بود...
کد خبر : ۱۳۵۸۴
صراط - عضو سابقا اطلاعاتي حزب مشاركت پس از قريب يك ماه و تحت فشار محافل رسانه اي، از اهانت خود به اوباش آشوبگر عذرخواهي كرد.
محسن امين زاده از دست اندركاران فتنه 88 و معاون وزارت خارجه در دولت خاتمي، حدود يك ماه پيش خاطرات دادگاه و زندان را منتشر كرد كه طي آن ضمن مانور فراوان روي نقاشي هاي خود، روايتي از دادگاه نوشته و دستگيرشدگان آشوبهاي خياباني را «اوباش» خوانده بود. امين زاده در آن خاطرات تصريح مي كند «سعي داشتند ما را تحقير كنند. من را ميان اوباش نشاندند. به مسئول خشني كه كارش چيدن متهمين بود گفتم تو را به جدت ديگر ما را وسط اوباش ننشان. رفت و مشورت كرد و پذيرفت كه اوباش را كنار هم پشت سر ما و جوانها بنشانند.»
اين اظهارات صريح اعتراضات گسترده اي را در ميان طيف هاي دست اندركار آشوب باعث شد. از جمله «بالاترين» نوشت: آقاي امين زاده شما چه تخم دو زرده اي كرده اي كه اين آدم ها توي دادگاه هم بايد دور از شما بنشينند؟ باز دماغ تان را بالا نگه داشته ايد كه كنار مردم عادي ننشينيد؟ اين آدم هاي عادي، جوانهايي هستند كه در دوران شما به اين حال و روز افتاده اند. اگر همين اراذل و اوباش به شما راي بدهند و در انتخابات راي بياوريد، آيا رايشان را پس مي دهيد؟
در پي اعتراض هاي وسيع امين زاده با يك ماه تاخير مجبور به عذرخواهي شد و در متني كه مشتركا در «كلمه» و «جرس» منتشر شده نوشت: در بخشي از خاطرات من از اين افراد به عنوان اوباش ياد شده كه متضمن قضاوت ماهوي درباره اين افراد است. مطلع شدم برخي از خوانندگان به درستي به اين عبارت اعتراض كرده اند. در دادگاه علني در كنار چهره هاي سياسي و فرهنگي، يك گروه متهم نيز با ظاهر و لباس و وضعيت كاملا متفاوت به صحن دادگاه آورده شدند كه شباهتي با متهمان حوادث انتخاباتي نداشتند، در حدي كه به نظرم رسيد ممكن است اين افراد مرتكبان جرايم واقعي غيرمرتبط با انتخابات باشند. من از همه اين افراد قويا پوزش مي خواهم و تاييد مي كنم كه قضاوتي نادرست و شتابزده ارائه شده است.
امين زاده توضيح نداده اولا مگر قيافه اين متهمان چه شكلي بوده كه تداعي «اوباش» را مي كرده؟ و ثانيا مگر آتش زدن اتوبوس و اموال و اماكن عمومي و حمله به عابران و چاقوكشي و قداره بندي چيزي جز اوباشگري است؟ و مگر عملكرد فتنه گراني چون سردسته هاي حزب مشاركت و مجاهدين، چيزي جز لمپنيزم و اوباشگري- با عرض پوزش از اوباش چاله ميداني و دم دستي!- بوده است؟